18.05.21 21:53 Alter: 26 days

سحر صبا: جنگ ارتجاعی تحمیل شده به مردم فلسطین قویا محکوم است!

Kategorie: Nachricht

 

 

بیش از یکهفته است جنگ بین فلسطین و اسرائیل شروع شده، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل فرمان حمله زمینی و هوایی را با تمام قوا به نوار غزه را صادر نموده است. و برای چندمین بار در طول تاریخ دولت جنایتکار اسرائیل با حمله نظامی به غزه و کشتار مردم بیگناه فلسطین جنایات دیگری آفریده است.

دولت اسرائیل ساکنین عرب نشین در منطقه شیخ جراح را وادار نمود که چند خانه را به مالکان یهودی بدهند. از طرف دیگر حضور گسترده پلیس اسرائیل در محوطه حرم الشریف، درست مقابل مسجد الاقصی، به تشدید اعتراضات منجر شد. حضور گسترده پلیس اسرائیل و سرکوب بی رحمانه معترضین در این مکان این فرصت را به حماس مرتجع و دارو دسته اش داد که به نفع خود عملا وارد جنگ بشوند.

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر فاشیست اسرائیل، که در اثر پرونده فسادی که از او رو شده و اخیرا انتخابات اکثریت پارلمانی خود را از دست داده است، اکنون در نقش رهبر نظامی تحت عنوان" به خطر افتادن امنیت اسرائیل" وارد صحنه شده و با راه انداختن ماشین کشتار از این طریق افکار عمومی و نمایندگان مجلس اسرائیل را می خواهد به حمایت خود وادارد.

حماس هم در پی مشروعیت دادن و جا زدن خود در رأس "جنبش مقاومت " و به نمایش گذاشتن برتری خود در برابر رقیب دیگر فلسطینی، " الفتح"، شروع به پرتاب موشک به اسرائیل نمود.

مردم فلسطین تنها با جنگ رودرو با اسرائیل روبرو نبوده بلکه با جنگ داخلی و فرقه ایی گروههای تروریستی اسلامی و ناسیونالیستی هم رودروند.  از پیامدهای این جنگها کشتار و بی خانمانی و آوارگی است که مردم محروم فلسطین محبورند بهای آن را بپردازند، در عوض سرزمینهای فلسطینی به مناطق تحت کنترل و نفوذ دستجات تروریست اسلامی و جریانات مرتجع ناسیونالیستی تبدیل شده است. نوار غزه در کنترل حماس و ساحل غربی تحت حاکمیت الفتح قرار گرفته است.

در کنار کشورهای امپریالیستی و ارتجاع دست نشانده آنها، کشورهای مختلف ارتجاعی منطقه هم در تلاشند از این جنگ تا حد امکان به سود خود استفاده کنند. برخی دولت‌های عرب منطقه مانند عربستان سعودی و متحدانش به دنبال تلاش اخیرشان برای نزدیکی به رژیم صهیونیستی، نمی خواهند مدعی منافع ملت فلسطین شوند. دولت شبه فاشیستی اردوغان در ترکیه و حکومت فاشیستی جمهوری اسلامی در حمایت مالی و سیاسی از حماس نیز به عنوان رقبای منطقه‌ای در تلاش برای بهره برداری از این شرایط می‌باشند.

نقتالی بنت مامور تشکیل کابینه در اسرائیل با بیشرمی تمام به بی‌بی‌سی گفته است: که اسرائیل به حملاتش به حماس ادامه خواهد تا زمانی که به اهدافش در غزه برسد. اسرائیل با پیشرفته ترین جنگنده ها از زمین و هوا، غزه و مردم فلسطین را مورد حمله قرار داده است، و صدها نفر از مردم بیدفاع که بیشترین آنها کودکان و زنان می باشند کشته و زخمی شده اند. اسرائیل این بار ساختمان دوازده طبقه ایی که خبرنگاران مطبوعاتی در آن اسکان داده شده بودند که اخبار این جنایات ضد بشری و نسل کشی را به حضور جهانیان برسانند کاملا تخریب نمود که مانع درج خبرها به بیرون و در سطح جهان شود. 

اکثریت مردم غزه نه به اختیار خود، بلکه به اجبار در این منطقه اسکان داده شده اند. بسیاری از جمعیت ۱٫۷ میلیونی غزه که به زحمت در سرزمینی با مساحتی کمتر از ۳۶۰ کیلومتر مربع زندگی می کنند در اصل به شهرها و روستاهای خارج از غزه تعلق دارند. ارتش اسرائیل ۷۰ سال است که برغزه تحت یک دولت اشغالگر تسلط دارد. اسرائیل همچنان از لحاظ اقتصادی بر غزه تسلط کامل داشته و راه های دسترسی، صادرات و  واردات غزه را در اختیار خود دارد. اسرائیل بر هر آنچه از طریق هوایی و دریایی به غزه وارد و از آن خارج می شود نظارت دارد. نیروهای اسرائیلی هر وقت تمایل داشته باشند می توانند وارد نوار غزه بشوند. لازم به ذکر است که بر اساس معاهده ی چهارم ژنو، اسرائیل به عنوان نیروی اشغالگر مسئولیت رفاه مردم غیرنظامی را بر عهده دارد. محاصره ی نوار غزه، که با حمایت امریکا و اتحادیه اروپا انجام شده است، پس از پیروزی حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین در ژانویه ۲۰۰۶ شدیدتر شد.

محاصره ی غزه توسط اسرائیل مردم را از نظر معیشتی و سلامت و بهداشت، سوخت و الکتریستیه، واردات و صادرات کالا و رفت و آمد مردم در نوار غزه  را با مشکل جدی روبرو ساخته است ، همزمان هم سبب بیکاری، فقر مطلق، و سوء تغذیه ی ساکنان آن منطقه شده است. 

حماس به عنوان یک نیروی ارتجاعی و تروریستی در فلسطین در حمله اخیر در اینهمه کشتار و حملات هوایی و زمینی که تلفات زیادی از مردم بیگناه گرفته است نقش اساسی دارد.  اما جنایات اسرائیل در فلسطین با حماس شروع نشده، سرکوب نظامی و اتوریته سیاسی اسرائیل در این منطقه از چند دهه قبل در مراحل و سالهای مختلف صورت گرفته، که هر بار با قتل عام مردم فلسطین و ویرانی و خرابی محل مسکونی آنها همراه بوده است. مطابق منشور سازمان ملل و قوانین بین المللی مردمی که کشورشان توسط یک دولت خارجی اشغال شده، حق دارند علیه اشغالگران بجنگند تا آن ها را از سرزمین هایشان بیرون کنند.

در شرایط فعلی سرمایه‌داری جهانی برای مواجه شدن با بحران‌های خود، نیازمند وجود دولت های فاشیستی همچون اسرائیل و تقویت جریانات ارتجاعی و بنیاد گرا در منطقه می باشد. آنچه که تا کنون شاهد آن بوده ایم رشد بنیادگرایی مدیون تغییرات سیاسی و نیز بکارگیری سیاستها و حرکات ارتجاعی آگاهانه بخشی از امپریالیستها در صحنه سیاسی بوده است. همه این تغییرات و سیاستها و حرکات، تاثیر عمیقی بر اوضاع بسیاری از کشورهای جهان سوم بویژه در خاورمیانه داشته است.

مسئله دفاع از ملت فلسطین، دفاع از حق آنان برای زندگی در فلسطین و حق آواره نشدن و حق شهروندی؛ حق زندگی در محلی که به آن تعلق دارند و نه بیرون راندن آنها به گتوها. دولت اسرائیل تا ابد نامشروع و اشغال گر است و این نامشروع بودن اسرائیل نه تنها در اوضاع فلسطین بلکه اوضاع سیاسی منطقه هم تاثیر بسزائی دارد.

اولا در حدود ۷۰ سالی که از مسئله فلسطین می گذرد، به دلیل پیاده کردن پروژه های امپریالیستها در خاورمیانه، حقوق مردم فلسطین مورد تجاوز قرار گرفته است. با اینکه سازمان آزادی بخش فلسطین ( ساف ) و دولت خودگردان برآمده از آن برنامه های اُسلو، مادرید و حتی ” نقشه راه ” واشنگتن در ۲۲ سال گذشته دوره بعد از ” جنگ سرد ” را پذیرا گشت، ولی این دولت اسرائیل بود که این معاهدات را نقض نمود و برنامه تاسیس شهرک ها و امکان مسکونی را بیش از پیش در بخش کرانه غربی و شرق اورشلیم گسترش داد. بعلاوه دولت اسرائیل در طول این سالها از بمباران و حملات نظامی و امنیتی به مناطق فلسطینی دریغ ننموده است.

دوم اینکه مردم کشور اسرائیل و مردم فلسطین اشغال شده قربانی سیاستهای ارتجاعی حماس و دولت اسرائیل اند و هیچکدام از طرفین خواهان جنگ افروزی نیستند. سیاستهای حاکم بر دولت اسرائیل و تضادهایی که در این رابطه مابین سران اسرائیل و فلسطین حاکم است، و از طرف دیگر مسئله تاریخی و معضلات منطقه ایی از ۷۰ سال گذشته که نتیجه سیاست ها و عملکردهای نظام سرمایه داری جهانی می باشد عامل این جنگ افروزی در خاورمیانه است، و این تخاصمات و جنگ افروزیها هیچ ربطی به مردم بیدفاع فلسطین و اسرائیل ندارد که مجبورند چنین بهای سنگینی برای آن بپردازند.

گزارش گاردین می نویسد: " دیپلماسی تاکنون نتوانسته خونریزی را متوقف کند.  نتانیاهو مدعی شد جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده، طی یک تماس تلفنی “حمایت آشکار و صریح” خود از اسرائیل را اعلام کرده است. کاخ سفید گفته است بایدن مجددا بر حمایت قوی خود از اسرائیل تاکید کرده و در همان حال نگرانی در مورد ایمنی و امنیت روزنامه نگاران را نیز اعلام کرده است."

هدفى که امريکا و اسرائیل از جنگ تعقيب ميکند شکل دادن به مناسبات بين‌المللى جدید مطابق منافع هر دو از طريق اعمال زور و کشورگشائى نظامى است. اين جنگ تماماً جنگى امپرياليستى است. محرک اصلى سياست کشورگشائى را در سيستم اقتصادى توليد سرمايه‌دارى باید جستجو نمود. سياست خارجى امپرياليستى دولتهاى بزرگ در خدمت تأمين مناطق نفوذ براى عملکرد سرمايه خودى بکار گرفته شده است. مشخصاً در آغاز قرن بيست و يکم، در عصر سرمایه جهانی، که سرمايه مالى در جستجوى سود بيشتر ميباشد، ايجاد مناطق نفوذ يکى از شروط حياتى بقاء در بازار جهانى براى سرمايه‌هاى بزرگ است. بهمین دلیل، آمریکا سیاستهای تجاوز گرانه خود را از طریق اسرائیل٬ عربستان سعودی، قطر، ایران و ترکیه در منطقه خاور میانه پیش میبرد.

تا جائیکه به روابط  آمریکا و اسرائیل بر میگردد آنها از توافقنامه طولانی مدتی برخوردار هستند. آمریکا با حمایتهای نظامی و مالی از تجاوز گری اسرائیل در فلسطین و سوریه پشتیبانی میکند٬ در حالیکه اسرائیل از طرح های قدرت نظامی و سیاسی آمریکا در کل منطقه حمایت میکند.

بهمین دلیل اتحاد اسرائیل وآمریکا بطور کامل بر طبق شرایطی که از منافع دولت اسرائیل حمایت کند طرح ریزی شده است. حتی زمانیکه مانند شرایط کنونی که غزه مورد حمله وحشیانه اسرائیل قرار گرفته است، در جلو چشمان جهانیان٬ اسرائیل از طریق یورش زمینی و هوایی مردم غزه را به شدیدترین شکل آماج حملات نظامی قرار میدهد، کاخ سفید آنرا تحسین میکند و کنگره آمریکا به اتفاق آراء به دستور از صهیونیست های قدرتمند پنهان شده در واشنگتن قطعنامه هایی در پشتیبانی از جنایات جنگی اسرائیل تصویب میکند. نمونه مشخص آن دفاع بیشرمانه وعلنی براک اوباما در دوره ریاست جمهوری اش و امروز بایدن با حضورش در کاخ سفید از اسرائیل در جلو چشم جهانیان است.

اسرائیل٬ متحد اصلی آمریکا تا حد زیادی یک ساختار سیاسی و نظامی از قانونگذاران آمریکایی طی سالهای گذشته است. قدرت امپریالیستی آمریکا تابع خدمت به جاه طلبی های اسرائیل برای تحمیل برتری بلامنازع بر خاورمیانه شده است. در پايه‌اى ترين سطح هدف سياست جنگى امريکا با متحدان خود از جمله اسرائیل ايجاد مناطق نفوذ در مناطق پر اهميت جهان و تثبيت هژمونى آنها بر رقيبان امپرياليست در اين مناطق است. جنگ با عراق، افغانستان، فلسطین، دخالتهای نظامی در سوریه و لیبی و..... مراحلی از پيشبرد و تحکيم هژمونى امريکا و اسرائیل را نشان میدهد.

جريانات اسلامى ميليتانت، بمنزله جريانات سياسى ارتجاعى و راست، از القاعده و داعش گرفته تا اخوان المسلمین، طالبان، حماس و جمهوری اسلامی که محصول سیاستهای امپریالیستی هستند مخالفت بنيادى‌اى با امپرياليسم و امپرياليسم امريکا ندارند. آنجا نيز که رو‌ در‌روى سياستهاى امريکا قرار گرفته اند نقش و حتى هدف اصلى شان بيش از مقابله با امريکا تضعيف نيروهاى چپ و رادیکال در جنبشها و ممانعت از خیزشهای توده‌اى بوده است.

چنانچه بپذيريم که سياست جنگى امريکا- اسرائیل سياستى است امپرياليستى، اين نتيجه‌گيرى بحث برانگيز نخواهد بود که مؤثرترين راه عقب راندن سياست امپرياليستى تعرض به پايه اقتصادى آن، يعنى مبارزه ضد سرمایه داری است. چنانچه در این چند روز اخیر موج وسیعی از جنبش ضد جنگ به اعمال وحشیانه اسرائیل بر علیه مردم ستمدیده فلسطین و محکوم نمودن جنگ غزه، در بیشتر کشورها براه افتاده است، چنانچه اين جنبش روابط و نهادهاى سرمايه‌دارى را مورد انتقاد و تعرض قرار دهد، دولت امريکا و اسرائیل ناگزير خواهد شد سياستهاى امپرياليستى اشان را در رابطه با جنگ افروزی مجددا ارزيابى کنند. اگر از اين ديدگاه به جنبش ضد جنگ بنگريم، بزرگترين منبع قدرت بالقوه جنبش ضد جنگ را در جنبش کارگرى خواهيم يافت. طبقه کارگر بنا به نقش خود در توليد ميتواند مخالفت خود با جنگ را به اعتراض و تعرض به سرمايه به نمایش بگذارد، و به اين ترتيب نشان دهد که تعقيب سياست جنگى ميتواند موج تعرض وسيعترى به سرمایه داری را باعث شود.

نه فقط طبقه کارگر، که بنا به موقعيت اجتماعى خود در ضديت دائمى با سرمايه بسر ميبرد، بلکه بايد توده وسيع مردمی که با جنگ اسرائیل علیه فلسطین برخاسته اند نيز رابطه بنيادى ميان منافع اقتصادى سرمایه داری و سياستهاى امپرياليستى را ببينند و تلاش نمایند بخش هرچه وسيعترى از جنبش ضد جنگ را به تعرض به سرمايه‌دارى سوق دهند.

می ۲۰۲۱




Gozareshgar
info@gozareshgar.com