29.06.10 19:57 Alter: 9 yrs

نظرخواهی گزارشگران: یوسف زرکار

Kategorie: Meldungen Links

 

 

پاسخ به نظر خواهی سایت گزارشگران در باره شرایط کنونی

گزارشگران:

يکسال  از خروش حماسي مردم ايران عليه ديکتاتوري حاکم گذشت و پروسه عقب نشيني رهبران علني آن را همگان شاهديم. رفسنجاني و خاتمي در سکوت ( کي بود کي بود ما نبوديم ) بسر ميبرند و موسوي و کروبي از هراس خروش بنيان برانداز دوباره مردم کشورمان گام بگام در حال عقب نشيني هستند و مردم را به کرنش در برابر حکومت دار و درفش اسلامي دعوت ميکنند. ايا اين نظريه را صحيح ميپنداريد؟

 یوسف زرکار  -  چهارچوب نظرو برداشتتان در این مورد صحیح به نظر می رسد ولی نکته ای را باید روشن کرد . انتساب " رهبران علنی " به افرادی مثل موسوی و کروبی را درست نمی دانم . اینان نارهبرانی هستند  که بنا به شرایط تحمل شده ناشی از جنگ جناحها و اعتراض مردمی به صحنه پرتاب شدند وکوشش می کنند تا جنبش مردمی برای آزادی و دمکراسی را به زیر مهمیز خود کشند و برگرده آن سوار شوند و به رسم و عادت همه اصلاح طلبان حکومتی تلاش می کنند که با سوء استفاده از نیروی توده ها در بازی جنگ قدر ت با حریف، موقعیت خود را مستحکم سازند . اینان "رهبران علنی" توده ها نبوده و نیستند و پروسه اظهارات نظری و موضع گیریهای عملی آنان به آشکارترین وجهی اینرا به نمایش گذاشت . اینان( علیرغم ناز و غمزه و تعارف های دروغین شان  مبنی بر این که رهبر نیستیم ودنبال مردم هستیم ،خود مردم رهبرند و غیره که با صدور بیانیه ها و اعمالشان تناقض آشکار دارد  ) حداکثر رهبران بخش اصلاح طلبان  دولتی  یا همان " سبزها" هستند  که با تمام وجود کوشش دارند تا جنبش مردمی را در چهارچوب حکومت اسلامی یا همان حکومت دارو درفشی که نامیده اید و قوانین ارتجاعی آن محدود سازند  تا بلکه خر مراد به سرمنزل مقصود برسانند .

اما جنبش اعتراضی مردم رهبران عملی و فعالین سیاسی خود را برخاسته از دانشجویان ، معلمان ، کارگران و روشنفکران بشکلی پراکنده ، محدود و غیرمتمرکز دارد که عملا" جنبش را در ابعاد و اشکال گوناگون سازمان داده و ایفای نقش کرد ه اند و زندانهای قرون وساطایی رژیم اسلامی شاهد این مدعا است .امید است که با تلاش همان ها این حالت پراکنده گی و ناهماهنگ به هماهنگی فراروید و جلوه های آشکارتررهبری رادیکال و مردمی  را متبلور سازند

گزارشگران:

از شواهد پيداست که معاملات پنهان  در پشت پرده ميان رهبران اوليه  و حکومتيان موجود و بثمر رسيده است. آيا شما هم چنين ميانديشيد؟

یوسف زرکار – آنچه که از شواهد پیدا است تداوم سیاست کجدار و مریز از جانب موسوی ها و کروبی ها  است  و پروسه عقب نشینی آشکاری است که به چشم می خورد . آنچه که پیدا است جلوه های یک سازش غیر رسمی و بد ه و بستان است که در نمونه های حرکات و موضع گیری های التقاطی ، به نعل و میخ زدن آنان، بویژه در مورد تظاهرات  22 بهمن 88 و یا سالروز 22 خرداد در 89 جلوه آشکار داشتند . طبعا" این جناحهای حکومتی غالب و مغلوب بخشی از نظامند و همانطور که موسوی نیز گفته "دعوای خانوادگی" دارند که محتوی آن را کسب موقعیت و برتر اقتصادی و سیاسی و در دست داشتن اهرم های کلیدی حکومتی تشکیل می دهد . و این جنک و جدالها به جایی رسیده که حناح نظامی  - امنیتی  کمر به حذف جناح اصلاح طلب بسته است . این که این کشمکش ها و طبعا " معاملات پنهان به ثمر رسیده باشد یا نه به نتیجه این جدالها و پایان نسبی بحران در بالا و پایین رژیم بستگی دارد .

گزارشگران:

جنبش اخير اما در کالبد رهبراني مانند کروبي و موسوي خلاصه نشد و اتکاء بر راديکاليسم خودجوش و شعار مرگ بر ديکتاتور سمبل توده هائي بود که خود رهبري را مشخصه حضور خود در مناسبتها و تظاهرات پي در پي قرار داده بود. اشکال بروز علني عبور از رهبري پس مانده را در حوادث اخير سالروز برآمد جنبش مردمي و در آينده چگونه ارزيابي ميکنيد؟

یوسف زرکار --  این کاملا" درست است که جنبش خودجوش مردمی با اتکا به رادکالیزم و خود رهبری و شعارها و اعمالش نه تنها در هیبت و " کالبد " افرادی چون موسوی و کروبی محدود نماند بلکه از محدوده " جنبش سبز " نیز فراتر رفت و میبایست که برود، زیرا که وقتی از جنبش توده ای و مردمی صحبت می کنیم ، باید در نظر داشته باشیم که این جنبش در برگیرنده اقشار و طیف های گوناگون توده ها ، با منافع و خواسته های متفاوت برای آزادی و دمکراسی است و در بطن خود کشاکش بین اصلاح طلبان و سرنگونی طلبان را نیز می پرورد و چنین نیز شد . کسانی هستند که هنوز این موضوع ساده را درک نمی کنند و با یک جانبه نگری خود یا سر از نفی جنبش مردمی و توده ای در می آورند و یا در چنبره "جنبش سبز "محدود و مقهور می مانند .اگر به تمامی حرکات ، اعتراضات ، اعمال و شعارهای جنبش در هر مقطع نگاه کنیم این دوگانگی و کشمکش را با سیر پیش رونده و صعودی رادیکالیزم مبنی بر نفی رژیم و به تبع آن نفی سیطره" جنبش سبز" و سمبل ها و" کالبدهای" نیمه جان رهبری آن نیزبطرز مشهودی مشاهده می کنیم . از همان شب 22 خرداد که شورشی زود گذر و مقطعی در فلکه اول تهران پارس و با شعار مرگ بردیکتاتور و غیره رخ داد تا مقطع 22 بهمن 88 که بخشی از"سبز" ها  به مسلخ سازش کشانده شد ولی بخش رادیکال جنبش  در بسیاری از خیابانهای تهران و دیگر شهرستانها به درگیری پرداخته  و شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه سر دادند، تا مقطع سالگرد 22 خرداد در 89 و علیرغم عقب نشینی های افتضاح آمیز موسوی و کروبی به بهانه" حفظ  جان و مال مردم" ، باز هم جنبش با رادیکالترین شعارها و حرکات به آشکارترین وجهی تداوم یافت . این گسست و عبور از "جنبش سبز" و رهبری آن  که در مقاطع روزهای قدس ، دانشجو و عاشورا و غیره  در سال 88 به اوج خود رسیده بود را به روشن ترین شکلی نمایانگر ساخت . " اشکال بروز علنی عبور از رهبری پس مانده " فقط در مقطع  اولین سالروز 22 خرداددر 89  نیست که رخ داده است  بلکه همانطور که اشاره شد از مقاطع پیشین رخ نموده و تداوم دارد و در آینده نیز شعارها و اعمال ساختارشکنانه ، یعنی عدم پذیرش و نفی ساختار سیاسی حاکم بر جامعه گسترش و دامنه بیشتری خواهد یافت . زیرا که عوامل و تضادهای موجود اجتماعی – سیاسی هم چنان پا برجایند ، نیروهای خواستار دگرگونی و تغییرات اساسی سیاسی، هنوز برخواسته های خود اصرار دارند و شرایط بین المللی نیز به مثابه عاملی تاثیر گذار کماکان در همان وضعیت است . اگر به دلیل سرکوب شدید و غلیظ ، وسیع و پردامنه رژیم سرگوبگر جمهوری اسلامی و به دلیل عقب نشینی ها و مماشات  " رهبران خود خوانده  "  از مقطع 22 بهمن 88 تا اول ماه مه 89 از بعد وسیع و توده ای اعتراضات خیابانی بطور نسبی  کاسته شد ولی این جنبش سر باز ایستادن ندارد و برای کسب آزادی و دمکراسی منتظر فرصت دیگری است تا فوران کند ، نگاه کنید به اعتراضات وسیع کارگری و حمایت ها از آن در روز کارگر ، اعتصاب وسیع ، سراسری و هماهنگ در کردستان در اعتراض به اعتدام کمانگر و دیگران ، اعتراضات نسبتا وسیع در تهران و شهرستانها به مناسبت سالگرد 22 خرداد  در 89 ، مراسم سالروز  گرامیداشت یاد جان باحتگان جنبش88  در خشکه بیجار گیلان ( مسعود هاشم زاده ) و کیانوش آسا در کرمانشاه که با شرکت نسبتا خوب توده ها و جوانان همراه بود وغیره، همه و همه بیانگر جوشش  درونی و قابل انفجار جنبش مردمی است . وقتی گفته میشود که جنبش مردمی با فراز و نشیب در سیری صعودی و رو به اعتلا است یعنی اینکه فقط نباید به فرازها چشم دوخت بلکه باید نشیب ها را نیز دید و نکته مهم اینکه باید به برآیند روند حرکات چشم داشت.طبعا بروزآشکار  تضادها و بحران ها ی عینی  بیان شده ، در حرکات اعتراضی و شعارهای توده ها ،جلوه های گوناگونی می تواند داشته باشد.

گزارشگران:

با توجه به اعتراضات وسيع ايرانيان خارج کشور و گذر آنان از تمايلات رهبري اصلاح طلبان تلاشهاي بسياري انجام ميگيرد تا صف سبزها را از ساختارشکنان جدا کنند. نمود بسياري را از جمله  گفتارها و مصاحبه هاي آنان در خارج و داخل کشور ديده و شنيده ايم. از جمله آنان اظهارات ابراهيم نبوي و اشکوري بوده است. اولي ساختارشکنان را عوضي ناميد و دومي در مصاحبه اش گفت: کساني که خواهان برانداري هستند خارج از جنبش سبز ميباشند. چاره چيست؟ چگونه ميتوان اين تبليغات گسترده مماشات طلبان را افشا و خنثي کرد؟

یوسف زرکاربا نگاهی گذرا به روند اعتراضات ایرانیان خارج از کشور می توان به جنبه هایی از آن پی برد .این اعتراضات در روزهای اولیه با شور و هیجان وسیع و همگانی بروز نمود که در آن سبزها و دنبالچه های آنها اعم از توده ای ها و اکثریتی ها ، ملی مذهبی ها و جمهوری خواهان ملی و غیره آنچنان از حول حلیم در دیگ افتادند و آنچان" پیروزی" را نزدیک می دیدند که بدون توجه به نقش بخش های دیگر مانند چپ های رادیکال ، نیروهای دمکرات و حتی مجاهدین و سلطنت طلبان به میانه میدان برای جنبش سبز به رقص درامدند و براساس منابع طبقاتی و سیاست مرسوم همیشگی مبنی بر مشاطه گری و مماشات با رژیم و یا جناحهایش ساز خود را زدند . خود موسوی نیز در بیاینه ای به اینان توصیه کرد که صف خود را از ساختارشکننان خارج کشوری جدا کنند و اینان نیز بجای آوردن کلاه، سرآوردند  و چند قدم عقب تر از شعارها و خواسته های جنبش مردمی داخل کشور  به دنباله روی از سبزها را پیشه کردند و کماکان نیزمشغولند.و آنچان حرکاتی زشت و ضد دمکراتیک از خود نشان دادند که لقب برازنده" سبزالهی " را نصیب خود ساختند. چپ های رایکال و نیروهای دمکرات در روزهای اولیه در اینجا و آنجا تلاش کردند تا بتوانند بر این اعتراضات تاثیر گذاشته و با تشکیل بلوک خود آن را رادیکالیزه نمایند و شعارهای پیشرو تر و یا حداقل در سطح داخل کشور را طرح نموده و گشترس دهند . وقتی این تلاش ها عقیم ماند، اینان به تدریج در این کشور و آن کشور صف مستقل خود را  شکل داده و با طرح خواسته ها و شعارهایشان مبنی بر سرنگونگی رژیم جمهوری اسلامی  و جدایی دین از دولت و غیره به حمایت از جنبش مردمی داخل تداوم بخشیندند و نمونه های اشغال سفارت رژیم در هلند و یا حمله به سفارت هایش  در نروژ و فرانسه گویا ترین حرکات عملی و تاثیر گذار برخی ازنیرو های این طیف است که در گستره برزگ انعکاس یافت تا جایی که داد دلقک عوضی ای  مانند سید ابراهیم نبوی و امثالهم  را درآورد و ماهیت بزک شده آنان را در بعدی وسیع برای همگان آشکارتر ساخت . البته از زاویه ای  افرادی مانند اشکوری حق دارند کسانی را که خواهان براندازی هستند خارج از" جنبش سبز" بدانند و در واقع چنین هم هست . جنبش اعتراضی مردم جنبشی رنگانگ است و بخش وسیع سرنگونی طلبان با "سبزها "همسانی و همگونی ندارند و نباید هم داشته باشند . اینان نفی کلیت نظام و همه جناحهایش رامی خواهند و آنان حفظ نظام با موقعیت برتر برای خود را ، پس لاجرم صف ها از هم جدا است . اما چاره کار برای غلبه برتبلیغات مسموم و گسترده آنها همان تاکید ،تقویت و استمرار بر تداوم صف مستقل سرنگونی طلبان چپ رادیکال ونیروهای  دمکرات است  که تا با همگرایی و اتحاد بیشتر بتوانند توان و نیروی لازم و ضروری برای شکل دادن حرکات وسیع تر اعتراضی راکسب کرده و درافشاء و خنثی کردن تبلیغیات و اقدامات مماشات طلبان، در عمل و نظرموفق باشند.  

 گزارشگران:

شعار مرگ بر ديکتاتور و سرنگوني جمهوري اسلامي را چگونه تحليل ميکنيد؟

یوسف زرکار اگر بخواهیم بحث لغوی انجام دهیم طبعا فرق است بین مرگ بردیکتاتور و مرگ بر دیکتاتوری ویا فرق است بین مرگ بر اصل ولایت فقیه و سرنگون باد جمهوری اسلامی و میتوان از زوایای گوناگونی به بحث نشست .اما در یک جنبش سیاسی  توده ای و مردمی خواسته ها و شعارها با دقت میلیمتری روی مفاهیم و واژه ها تنظیم و بیان نمی شود بلکه در همان بیان توده ای آن فریاد میشود . وقتی جنبه های طرح شده و اجزای هدف گرفته شده از یک کل را، در کنار هم قرار دهیم و به ویژه با توجه با شعار "  جمهوری ایرانی " ( درست یا غلط بودن آن بحث دیگری است ) میتوان به روشنی هدف و منظور توده ها را دریافت که همان خواست نفی نظام جمهوری اسلامی با بیان گونه گون است .  همانطور که در جریان مبارزات ضد رژیم شاه  شعار" مرگ برشاه" بیانگر نفی کل نظام سیاسی شاهنشاهی بود.

گزارشگران:

نکته اي براي افزودن  داريد؟

یوسف زرکار – فکر می کنم که اکنون و در شرایط مبارزاتی خارج از  کشور بحث و تبادل نظر برای چاره جویی و راه یابی به منظور تقویت هر چه بیشتر صفوف چپ های رایکال و سرنگونی طلب و افراد و نیروهای دمکرات و همسو برای  هر چه بیشتررساتر شدن  صدای اعتراضی و حمایتی در خارج از کشوربرای  دفاع از جنبش توده ها و همچنین بمنظور تاثیر گذاری هر چه بیشتر بر توده ها و جوانانی که زیر سیطره و نفوذ نیروهای سازشکار قرار دارند و جذب آنان به صفوف مستقل، از ضرورتها است که تلاش مضاعف و مداومی را میطلبد .در پایان از تلاش های مستمر وپیگرانه تان دربرخورد با اوضاع سیاسی و فراهم کردن امکان  چنین تبادل نظر هایی قدر دانی و تشکر می کنم.                                                      

                                                                                               یوسف زرکار -  25/6/2010

با تشکر از شما

گزارشگران

15. 06 . 2010

نظرات خود را براي انتشار به آدرسهاي زير ارسال نمائيد

 

gozareshgar1001@yahoo.de

gozareshgar67@yahoo.de

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com