26.06.10 11:03 Alter: 9 yrs

نظرخواهی گزارشگران: کامران پارسائی

Kategorie: Meldungen Links

 

 

 

 

گزارشگران: نظرخواهی از فعالین سیاسی اجتماعی درباره شرایط کنونی

 

گزارشگران:

یکسال  از خروش حماسی مردم ایران علیه دیکتاتوری حاکم گذشت و پروسه عقب نشینی رهبران علنی آن را همگان شاهدیم. رفسنجانی و خاتمی در سکوت ( کی بود کی بود ما نبودیم ) بسر میبرند و موسوی و کروبی از هراس خروش بنیان برانداز دوباره مردم کشورمان گام بگام در حال عقب نشینی هستند و مردم را به کرنش در برابر حکومت دار و درفش اسلامی دعوت میکنند. ایا این نظریه را صحیح میپندارید؟

 کامران پارسایی :  

 با تشکر از شما که امکان این نظر خواهی را فراهم آوردید . در پاسخ به سؤال اول باید بگویم که رهبران به ظاهر علنی جنبش که شما از آنها نام بردید. هر چند که بر سر اینکه آنها واقعا رهبران جنبش آزادیخواهانه و سرنگونی طلبانه مردم هستند بحث است . به نظر من بهتر است آنان را بخشی از رژیم بدانیم که زودتر از بقیه پی به وجود جنبش در طول سالیان گذشته برده اند. فراموش نکنیم که جنبش اخیر در ایران برآیند مبارزه ای است که ریشه در سی سال گذشته دارد و هر بار با سرکوب وحشیانه رژیم و در مواقعی با به روی کارآوردن زیرکانی همچون رفسنجانی ، خاتمی ،موسوی  ،کروبی و صدها نفر دیگرکه از بدنه اصلی رژیم می باشند مبارزات مردم  برای کسب آزادی را بیراهه کشانده اند. فراموش نکنیم جنبش دانشجویی سال هفتاد وهشت و نقش خاتمی را در سرکوب دانشجویان . فراموش نکنیم نقش موسوی را در کشتار زندانیان سیاسی در دوران نخست وزیری اش . و رفسنجانی و نقش مذبوحانه او را در طول سی و یک سال گذشته . پس طبیعی به نظر میرسد اگر امروز هم سعی در حفظ رژیم داشته باشند . آنان بارها  اعلام وفاداری و سرسپردگی به ولی فقیه کرده اند . در تمام طول سی و یک سال گذشته رژیم الیگارشی آخوندی متحدانه وارد عمل شده اند تا مبارزات را سرکوب و یا به بیراهه بکشانند.  

 

 

گزارشگران:

از شواهد پیداست که معاملات پنهان  در پشت پرده میان رهبران اولیه  و حکومتیان موجود و بثمر رسیده است. آیا شما هم چنین میاندیشید؟

 کامران پارسایی :

 دعوای بین جناح های درون حکومتی تنها برای کسب قدرت است و در شرایط فشار از طرف مردم همواره متحدانه وارد عمل شده اند . که نمونه هایی از ان را در بالا ذکر کردم. حفظ رژیم از دیدگاه آنان به طور کلی ( اصلاح طلب و یا اصول گرا ) از واجبات است . مگر در طول یکسال اخیر کم از موسوی و دار دسته اش شنیده ایم که برای حفظ رژیم آسمانی شان به میدان آمده اند که به قول آنان به اهداف انقلاب و افکار قرون وسطایی امامشان  خیانت شده ، امامی که دستور کشتار و قلع وقمع مخالفین را داده است . بله معا ملات پنهانی آنان همیشه به نتیجه خواهد رسید. وقتی حفظ رژیم از واجبات باشد آنوقت ابایی نیست اگر از خودی ها هم بگیرند و بکشند . داستان سعید امامی را از یاد نبریم . فردی که قربانی معاملات پنهانی رژیم شد .

گزارشگران:

جنبش اخیر اما در کالبد رهبرانی مانند کروبی و موسوی خلاصه نشد و اتکاء بر رادیکالیسم خودجوش و شعار مرگ بر دیکتاتور سمبل توده هائی بود که خود رهبری را مشخصه حضور خود در مناسبتها و تظاهرات پی در پی قرار داده بود. اشکال بروز علنی عبور از رهبری پس مانده را در حوادث اخیر سالروز برآمد جنبش مردمی و در آینده چگونه ارزیابی میکنید؟

                                                                                                                                کامران پارسایی :

به درستی اشاره کردید که جنبش اخیر در موسوی و کروبی خلاصه نشده و هر روزی که میگذرد مردم بیشتر پی به نقش آنان در شرایط مختلف می برند . مردم بدون در نظر گرفتن نقش آنان در روز عاشورا به میدان آمدند و شعار سرنگونی را سر دادند . به نظر من سکوت فعلی دلیل خاموشی جنبش نیست . شاید رژیم و وابستگانش بتوانند با حیله گری و سرکوب سقوط خود را به عقب بیاندازند . اما به ناچار با آن روبرو خواهند شد . امروز شاهد آن هستیم که اپوزیسیون و به ویژه چپ پی به نقش خود برده و قدم های اولیه برای اتحادی همه جانبه برداشته شده است . در شهر های مختلف رفقای چپ رادیکال با هر گونه برداشت نظری از چپ دست اتحاد به هم داده اند که شروع خوبی است برای مبارزاتی که در پیش داریم . به نظر من بهترین نمونه این گونه اتحاد عمل را دراعتصاب سراسری در کردستان و در اعتراض به اعدام های رژیم میتوان دید . اتحادی که میرود تا جنبش های مختلف اجتماعی ( جنبش دانشجویی . جنبش کارگری و کارمندی . جنبش زنان ) را به هم پیوند دهد وهمین آینده را از آن مردم خواهد کرد.

گزارشگران:

با توجه به اعتراضات وسیع ایرانیان خارج کشور و گذر آنان از تمایلات رهبری اصلاح طلبان تلاشهای بسیاری انجام میگیرد تا صف سبزها را از ساختارشکنان جدا کنند. نمود بسیاری را از جمله  گفتارها و مصاحبه های آنان در خارج و داخل کشور دیده و شنیده ایم. از جمله آنان اظهارات ابراهیم نبوی و اشکوری بوده است. اولی ساختارشکنان را عوضی نامید و دومی در مصاحبه اش گفت: کسانی که خواهان برانداری هستند خارج از جنبش سبز میباشند. چاره چیست؟ چگونه میتوان این تبلیغات گسترده مماشات طلبان را افشا و خنثی کرد؟

کامران پارسایی :

 من اسم این افراد را رانده شدگان می گذارم . اینان کسانی هستند که آرزوی باز گشت به قدرت را دارند . با کلیت نظام مشکلی ندارند . اینان اگر شکوه ای هم دارند برای سهمی است که از دست داده اند. در هر صورت آقای موسوی هم دارو دسته خودش را در خارج از کشور هم دارد. کیست که گذشته جنایت بار این افراد را نداند . اما باید به این آقایان گفت که کم کم سبز باوران هم سرخ گونه شعار مرگ بر جمهوری اسلامی می دهند و همین آنان را عصبانی کرده است . افشای اینان و نقش آنان درسرکوب مبارزات مردمی در دوران خدمتشان وظیفه تک تک ماست . اینان که البته کم هم نیستند تبدیل به مزدوران دو جانبه شده اند از طرفی گوش به داخل دارند تا اربابشان چه امر کند و از طرفی زیرکانه بیرق آزادی به دست گرفته و با پول های اهدایی بنگاه های سرمایه به اقصی نقاط دنیا سفر می کنند و مصاحبه های آن چنانی انجام می دهند . اما به هیچوجه از خط قرمز هایی که از داخل به آنها ابلاغ می شود نخواهند گذشت . به خط سیر زندگی نبوی . سازگارا . اشکوری . سروش . گنجی . مخملباف . مهاجرانی و باقی سبزالهی ها توجه کنید به چیزی جز جنایت . خیانت و بوقلمون وار زیستن نخواهید رسید . حال شما بگویید عوضی کیست ؟

 گزارشگران:

شعار مرگ بر دیکتاتور و سرنگونی جمهوری اسلامی را چگونه تحلیل میکنید؟

 کامران پارسایی :

 از شعارهای کلیدی میباشد . اما تنها اکتفا کردن به شعار ما را به پیروزی نخواهد رساند . 

 

گزارشگران:

نکته ای برای افزودن  دارید؟

 کامران پارسایی :

من هم از شما متشکرم وبا آرزوی پیروزی و سرنگونی رژیم که دور نخواهد بود.

 

با تشکر از شما

گزارشگران

15. 06 . 2010

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com