25.06.10 23:45 Alter: 9 yrs

نظرخواهی گزارشگران: نشریه اینترنتی گونه گون

Kategorie: Meldungen Links

 

نظر خواهی گزارشگران...

الف – یکسال از خروش حماسی مردم ایران علیه دیکتاتوری حاکم گذشت و پروسه عقب نشینی رهبران علنی آن را همگان شاهدیم. رفسنجانی و خاتمی در سکوت ( کی بود کی بود ما نبودیم ) بسر میبرند و موسوی و کروبی از هراس خروش بنیان برانداز دوباره مردم کشورمان گام به گام در حال عقب نشینی هستند و مردم را به کرنش در برابر حکومت دار و درفش اسلامی دعوت میکنند. آیا این نظریه را صحیح می پندارید؟

با تشکر از دعوت شما...

خیر، ما این « نظریه » گل و گشاد را بکلی مردود می دانیم. میگوید « خروش حماسی و بنیان برانداز مردم ایران بر علیه دیکتاتوری حاکم »! عجب! پس اگر سکوت رفسنجانی و خاتمی، یا هراس موسوی و کروبی، یعنی عقب نشینی این رهبران علنی نمی بود، یک انقلاب ساختاری در ایران روی میداد! جل الخالق! در اینصورت، بنظر ما ملک الشعرای بهار هزار بار حق داشت که میگفت: هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست    کار ایران با خداست.

بگور پدر باعث و بانی استبداد دوازده امامی – زنده و معدوم. بگور پدر مبلغان قدیمی و جدید حکومت ولائی – معمم و مکلا، رنگی و بیرنگ. بگور پدر صحنه گردانان قسم خورده بیت ولایت – مقرب و مغضوب. معذالک، ما با دعاوی عامیانه در باره حوادث غم انگیز سال گذشته – همان عصیان اقشار میانی و مرفه، شورش استیصالی جوانان مایوس و سرخورده، روشنفکران عجول و... با داستان من درآوردی « خروش حماسی مردم ایران... »! آنهم با رهبری علنی یا « غیر » علنی میراث خواران ریز و درشت خمینی معدوم، تبهکارانی نظیر رفسنجانی و خاتمی و موسوی و کروبی و سازگارا و گنجی و مخملباف و... اصلا میانه نداریم. بدیهی است که ما سرکوب و اختناق، زندان و شکنجه و اعدام دگراندیشان، مذهبی و غیر مذهبی و لامذهب، خشونت چنگیزی رژیم اسلامی را، بدون قید و شرط، محکوم میکنیم. ولی دفاع ما از مطالبات و نظرات چپ اندر قیچی اقشار میانی جامعه، بدون قید و شرط نیست.

افسانه جفنگ « هابیل و قابیل »! پیشکش هواداران. چون تنشهای اجتماعی که از روی قضا و قدری نیست، قواعدی قابل فهم دارد. باید علت قهر و آشتی مقربان و مغضوبان بیت ولایت را در فرآیند ارزش آفرینی جامعه، در فرآیند تمرکز عمودی ثروت و توسعه عرضی فقر، رشد معکوس تولید و مصرف در ایران و جهان توضیح داد. دلائل و شواهد زنده ای هست مبنی بر اینکه دعوای اسلام فروشان وطنی، مدعیان اصلاح طلب و اصولگرای رژیم بورژوآ – آخوندی ایران، در اصل به اقتصاد رقابتی، به نوسانات بازار و به افزایش و کاهش نرخ سود و نرخ انباشت سرمایه در سطح ملی و بین المللی بازمیگردد. بهمین خاطر، حساسیت ما بیشتر متوجه تقابل قهری کار و سرمایه است. پای یک نبرد صبورانه و آگاهانه، یک مبارزه سازمانیافته اجتماعی برسر مدیریت جامعه در بستر مالکیت خصوصی، تقسیم کار امپریالیستی و شیوه سرمایه داری تولید در میان است. در این راستا، بنظر ما احیای سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، تاسیس سندیکاهای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، کارگران ایران خودرو، کارگران برق و فلز کار کرمانشاه و... از مهمترین رویدادهای ده دوازده سال اخیر در کشور ما بوده و هستند. گسترش جنبش حرفه ای و اجتماعی کارگران در ایران امروز، برای ما اهمیت حیاتی دارد.

 

ب – شعار مرگ بر دیکتاتور و سرنگونی جمهوری اسلامی را چگونه تحلیل میکنید؟

سئوال فوق بحث دوگانه ای را برمیانگیزد: لزوم سرنگونی رژیم اسلامی ایران و سرنگونی آن – که اولی یک بحث نظری و مجرد و دومی فرمان فوری براندازی است. از شما چه پنهان که ما با بحثهای مجرد و افلاطونی هیچ میانه نداریم و فرمان براندازی فوری رژیم اسلامی ایران را نیز، بعنوان یک طرح ماجراجویانه و مخرب، بیشتر باکونیستی، بکلی مردود میدانیم. بنظر ما مبارزات اجتماعی، منظورمان مبارزات آگاهانه نیروی زنده و متفکر کار در قبال کار مرده و متراکم، مبارزات سازمانیافته و حزبی طبقه کارگر در قبال بورژوآزی مکتبی و غیر مکتبی در یک جغرافیای معلوم سیاسی است، دو مرحله کاملا متمایز دارد: 1 – مرحله مبارزه سیاسی. 2 – مرحله مبارزه برسر قدرت سیاسی. این دو مرحله، هرچند لازم و ملزوم، ولی کلی با هم فرق میکنند. خیلی خلاصه میگوئیم. برای مبارزه برسر قدرت سیاسی، که چیزی جز یک جنگ آشکار و تمام عیار داخلی نیست، ابتدا باید مقدمات لازم امر را فراهم کرد، باید مرحله مبارزه سیاسی را پشت سر گذاشت. خود فریبی همان مردم فریبی است. ما خیلی با فرهنگ تر از آنیم که در اوضاع و احوال جاری مردم سخت کوش کشورمان، خاصه طبقه کارگر ایران را بسمت یک جنگ داخلی آشکار و تمام عیار بکشانیم...                 

 

           


Gozareshgar
info@gozareshgar.com