23.06.10 13:45 Alter: 9 yrs

نظرخواهی گزارشگران: راوی

Kategorie: Meldungen Links

 

گزارشگران: نظرخواهی از فعالین سیاسی اجتماعی درباره شرایط کنونی

 

گزارشگران:

یکسال  از خروش حماسی مردم ایران علیه دیکتاتوری حاکم گذشت و پروسه عقب نشینی رهبران علنی آن را همگان شاهدیم. رفسنجانی و خاتمی در سکوت ( کی بود کی بود ما نبودیم ) بسر میبرند و موسوی و کروبی از هراس خروش بنیان برانداز دوباره مردم کشورمان گام بگام در حال عقب نشینی هستند و مردم را به کرنش در برابر حکومت دار و درفش اسلامی دعوت میکنند. ایا این نظریه را صحیح میپندارید؟

 

راوی: قبل از هر چیز با درود و سپاس از شما که این فرصت و امکان را فراهم کردید! من مایلم که  قبل از پاسخگویی و قبول یا رد نظریه، اول خود نظریه را کمی دقیقتر کالبدشکافی کرده تا هنگام پاسخگویی گرفتار چهارچوبها و کلیشه سازی های نادرستی نشویم.

نظریه از همان اول اساس را "خروش مردم علیه دیکتاتوری حاکم" میگذارد بدون اینکه حتی اشاره ایی به ریشهء طبقاتی این "دیکتاتوری حاکم" کرده باشد. مبارزه طبقاتی و انقلاب آگاهانه یعنی آشنا سازی توده های مردم با این شناخت که در پس هر شعار و سیاستی باید بدنبال رد پای طبقات و منافع انان گشت. منافعی که بصورت دمکراسی و دیکتاتوری این اکثریت و اقلیت طبقاتی در زیر بنا و روبنا و مناسبات جامعهء طبقاتی متبلور میشوند. دمکراسی و دیکتاتوری ناب خارج از دنیای طبقاتی موجود نیست و این زائیدهء عقده های حقارت هزاران سالهء انسانها در نظامات ستمگرانهء طبقاتی است. این کمبودی بود که خود بخود از همان اول پاسخگویی مشخص را میسر نساخت.

 در گام بعدی نظریه دوباره پیشفرضی را میگذارد که غیر مستقیم نتیجه گیریهای اجتناب ناپذیری را موجب میشود که من اصلأ با آن موافق نیستم. نظریه  " پروسه عقب نشینی رهبران علنی "  را مطرح میکند و بدین صورت خودبخود اصل پروسهء پیشرویهایی را قبول و تائید میکند که از جانب اینان انجام گرفته و این عقب نشینی ها در واقع  از جایگاه و منظرآن پیشرویهای گذشته مورد سنجش قرار میگیرد! بوجود آوردن چنین زمینهء ذهنی خلاف واقعیت بوده و با آنچه که رخ داد همخوانی ندارد. اینان از همان روز اول حکومت اسلامی در کنار برادران دینی و هم طبقهء دیگر خود سد راه انقلاب شده و با تمام توان خود برای نجات این نظام پوسیده بهره برده و میبرند. در واقع بخش بزرگ تاریخ ننگین جمهوری اسلامی محصول قدرت نمایی دولتهای همین " رهبران عیان" و غیر عیان منسوب به "موج سبز" بوده و خود اینان نیز به آن بالیده و جوهر برنامه های خود را برگشت به آرمانها و معیارهایی همان دوران میگذارند. اینان بخشی از ضد انقلاب بوده و هستند و هرگز قدمی و گامی در راه مردم و انقلاب بر نداشته اند که اینک از آن "عقب نشینی" کنند.

مسئلهء دیگری که به عقیدهء من چندان گویای واقعیت نیست نقشی مطلقی است که نظریه در ارتباط با رهبری خیرشها و جنبش یک سالهء اخیر مردم برای رهبران ارتجاعی و ضد انقلابی "سبز" در این روند قائل میشود! این دید همانقدر خطاست که نادیده گرفتن نقش فعال ضدانقلابی آن و اثراتی که بر جنبش مردم و ما میگذارد، اشتباهست. فکر میکنم جنبش خود انگیختهء توده های مردم جان به لب رسیده مدتهاست که تلاش دارد مسیر خود را از چهارچوبهای تنگ و باز دارندهء این رهبری بیرون بکشد و نبردهای "هجومی" و نه "تدافعی"  مردم در روز عاشورا سنتری بود که روند آن از همان روزهای اول بسترش به حکم تضادهای آشتی ناپذیر و منافع طبقاتی گذاشته شده بود. اینکه حتی رادیکال ترین جنبشهای حق طلبانهء مردمی بدون داشتن ستاد رهبری انقلابی و آگاهانهء خود روزی به مرزهای محدود پتانسیل های خود میرسند، شکی نیست و این خطر بالفعلی است که همیشه موجود است. ولی این دلیلی برای نفی آنچه که هست نمیشود و نمیتوان این استقلال نسبی خواستاری صف مردم از ضد انقلاب سبز را  نادیده گرفت و آن را در بست در بغل باند مغلوب جنگ قدرت حکومتی قرار داد.

 

گزارشگران:

از شواهد پیداست که معاملات پنهان  در پشت پرده میان رهبران اولیه  و حکومتیان موجود و بثمر رسیده است. آیا شما هم چنین میاندیشید؟

 

راوی:  خود سوال با قرار دادن صفت "پنهان" به  این "معاملات" پاسخ را داده است. یعنی ما باید اساسأ به علم  و دانش سیاسی خود و شناختی که از تاریخ مبارزات طبقاتی داریم اتکا کرده و اساس تحلیل و ارزیابی های خود را از نیروهای سیاسی و اجتماعی جامعه در روند انقلاب بر این مبنای علمی قرار دهیم. روندی را که ما  معاملات  نوشته شده و نشده یا پنهان و آشکار مینامیم، در واقع تبلور ضروریتها و نیازهای مشترک بقایی مقاطع مختلف در لایه بندیهای سرمایه در شیوهء تولید سرمایه داری است. یعنی برای فهم و درک این مسئله نباید حتمأ به اسرار امنیتی و اطلاعاتی پشت پردهء این معاملات دسترسی داشت و فقط از این دریچهء و زاویه تنگ به این قضیه نگریست.

 

گزارشگران:

جنبش اخیر اما در کالبد رهبرانی مانند کروبی و موسوی خلاصه نشد و اتکاء بر رادیکالیسم خودجوش و شعار مرگ بر دیکتاتور سمبل توده هائی بود که خود رهبری را مشخصه حضور خود در مناسبتها و تظاهرات پی در پی قرار داده بود. اشکال بروز علنی عبور از رهبری پس مانده را در حوادث اخیر سالروز برآمد جنبش مردمی و در آینده چگونه ارزیابی میکنید؟

راوی: "خود رهبری" تودها از طرفی حاصل و آلترناتیو بخشی از پتانسیل ضد ستم و استثماری است که مردم با قرار دادن آن در برابر سازشهای متوالی این خود رهبر خوانده های سبز  در مقاطع مختلف بخصوص در این یک سالهء اخیر، بی لیاقتی و بی کفایتی آنان را در عمل ثابت کردند. و از طرف دیگر نشان از کمبود رهبری انقلابی است که بتواند آگاهانه و منسجم با هدایت سکان کشتی انقلاب در میان امواج پر تلاطم  خیزشها و جنبشهای مردمی آن را به مقصد برساند. این دو وجه اصلی شناخت این "خود رهبری" است که ما باید به آن توجه داشته و همزمان در نظر بگیریم. یعنی این در اصل  بیان کنندهء تضادی است که در عین حالیکه شرایط بسیار مناسبی را در کنار تضادهای حاد شدهء داخلی و جهانی دیگر برای امر انقلاب ما فراهم کرده در عین حال خطر بزرگتری را به جلو کشیده که ازدل عدم وجود یک  رهبری انقلابی منسجم و اگاهانه نشأت میگرد. زنگ خطری که با جدی نگرفتن آن و تن دادن به آنچه که هست میتواند منجر به سرکوب یا به بیراهه رفتن این دور جدید شده و امر انقلاب باز به ایندهء دورتر و نا معلومی محول میشود. این همان جایی است که ما فعلأ قرار داریم! بدون یک ستاد رهبری انقلابی و علمی با وجود انزوای نسبی ارتجاع رهبری سبز، خطر به بیراهه رفتن و تبدیل شدن جنبش های اعتراضی و حق طلبانهء مردم به ابزار حل مناقشات حکومتی و دولتی بورژوایی امری اجتناب ناپذیر بوده و تاریخ به کررات آن را به ما نشان داده است. این خلاء رهبری که اینک بوجود آمده تا ابد خالی نمی ماند و اگر ما این خلاء را پر نکنیم مطمئن باشید که توسط ارتجاع و امپریالیسم بنا به شرایط و تناسب نیروی خود و ضروریتهای موجودش پر میشود.  

 

گزارشگران:

با توجه به اعتراضات وسیع ایرانیان خارج کشور و گذر آنان از تمایلات رهبری اصلاح طلبان تلاشهای بسیاری انجام میگیرد تا صف سبزها را از ساختارشکنان جدا کنند. نمود بسیاری را از جمله  گفتارها و مصاحبه های آنان در خارج و داخل کشور دیده و شنیده ایم. از جمله آنان اظهارات ابراهیم نبوی و اشکوری بوده است. اولی ساختارشکنان را عوضی نامید و دومی در مصاحبه اش گفت: کسانی که خواهان برانداری هستند خارج از جنبش سبز میباشند. چاره چیست؟ چگونه میتوان این تبلیغات گسترده مماشات طلبان را افشا و خنثی کرد؟

راوی: با منسجمتر کردن صفوف خود و قرار دادن آلترناتیو بهتری در برابر مردم از آنچه که این روسپیان و دلقکان سیاسی معرفی میکنند و سعی در غالب کردن آن به جنبش خود انگیختهء مردم دارند.

 

 گزارشگران:

شعار مرگ بر دیکتاتور و سرنگونی جمهوری اسلامی را چگونه تحلیل میکنید؟

 

راوی: شعار سرنگونی بدون قرار دادن آلترناتیو نوع حکومت و دولت آینده تبلور تمام نیازها و ضروریتهای جامعه و مردم و انقلاب ویک زندگی بهتر و دنیای نوینی نیست. مردم و طبقه باید بدانند که برای چه آینده ایی فداکاری کرده و مبارزه میکنند. باید اهداف و افقها را برای همه روشن کرد و ارکان مهم فکری و ذهنی ضروری یک انقلاب "آگاهانه" را از هالهء ابهامات بیرون کشید تا دوباره تبدیل به ارتش بورژوازی برای ترمیم و بازسازی ساختار ماشین ستم و بهره کشی نشویم. تحصیل واقعی این امر در گروی شعارهای اصلی است که مردم بعنوان پلاتفرم اساسی خود برای بیان خواستها و اهدافشان در جریان جنبش و مبارزه و انقلاب سر میدهند. هدف ما جابجائی قدرت سیاسی بین این جناح یا آن لایهء دیگر طبقات ستمگر و بهره کش نیست وگرنه همین خواست سرنگونی نیز توسط برخی از طیفهای ارتجاعی مانند سلطنت طلبان و باندهای طالبانی ووو نیز فرموله شده است. فقط در پناه ترسیم درست و کامل این اهداف و شعارها میتوان این تفاوتهای بنیادی را برای مردم در روند یک انقلاب آگاهانه روشن ساخت و گذشته را چراغ راه آینده کرد.      

 

گزارشگران:

نکته ای برای افزودن  دارید؟

با سپاسی دوباره از تمام زحماتی که شما برای پیشبرد امر انقلاب آگاهانه  میکشید.

 پیروز و پایدار باشید

راوی

 

با تشکر از شما

گزارشگران

15. 06 . 2010

نظرات خود را برای انتشار به آدرسهای زیر ارسال نمائید

 

gozareshgar1001@yahoo.de

gozareshgar67@yahoo.de

 

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com