31.05.10 23:11 Alter: 9 yrs

نظرخواهی گزارشگران از صادق افروز

Kategorie: Meldungen Links

 

 

اعتراضات خیابانی که از نزدیک به یک سال پیش شروع شد امروزه بطور محسوسی فروکش کرده است و یا به تعبیری شکل عوض کرده است و در مناسبتهای مختلف انجام میپذیرد. بطور کلی و درحال حاضر وضعیت این جنبش عمومی را چگونه ارزیابی میکنید؟

پاسخ اول

برای پاسخ به این سوال باید تعریف مشخصی از جنبشی که پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم در اعتراض به تقلب و دستکاری در آراء با شعار " رای مرا پس بده " آغاز شد  ارائه بدهیم .مردمی که تحت دیکتاتوری رژیم حاکم امکان فعالیت علنی سیاسی و حزبی ندارند در مقطع این انتخابات این فرضت را یافتند که زیر لوای پشتیبانی از یکی از دو کاندید سبز به خیابان ها بیایند . رژیم برای استفاده تبلیغاتی از استقبال مردم از مبارزه انتخاباتی سگ های زنجیری امنیتی اش را از خیابان ها جمع کرد و به طور غیر مستقیم این امکان را فراهم کرد که مردم آزادانه به خیابان ها بیایند .

نبود احزاب سیاسی در ایران رابطه نسل ها را قطع می کند و هر نسلی از نو آغاز می کند .نسل جوانی که در خرداد 88 به خیابان ها آمد نه تنها فاقد تجربه مبارزین دهه 60 بود بلکه حتی تجربه شکست دهه 70 و دوران ریاست جمهوری خاتمی را هم با خود نداشت . این جوان ها ماهیت موقتی آزادی ها ی نسبی سیاسی را درک نمی کردند .ما دهه شصتی ها همه جورش راتجربه کرده بودیم .گروه ها و سازمان های سیاسی انقلابی را دیده بودیم که هر کدام برای خودشان دفتر و دستکی داشتند و جلوی دانشگاه بساط پهن می کردند .دوره قدرت گرفتن اصلاح طلبان را هم دیده بودیم ما به خوبی درک می کردیم مادام که دولت یعنی نیروی مسلح و ارتش و زندان ها و سپاه در دست نیروهای خاصی است این فضای های باز شده کاملا موقتی هستند .جنبش جدید که خود را با رنگ سبز مشخص می کرد تازه پس از برخورد با مشت آهنی رژیم و دادن تلفات و قربانی های بسیار این ماهیت رژیم را درک کرد .جنبش معترض به کودتای انتخاباتی با توجه به انرژی بسیارش واکنش نیرومندی نشان داد و با میلیون ها نفر تظاهر کننده در خیابان ها ظاهر شد .

جنبش ها تنها به خاطر برحق بودنشان و حائز اکثریت بودنشان پیروز نمی شوند . برای پیروزی باید سه مولفه خواست های مشخص ، استفاده از تاکتیک های صحیح و بموقع و رهبری مناسب را با هم ترکیب کرد .جنبشی که از خرداد 88 در ایران آغاز شد به همان دلائلی که گفتم در آغاز امکان قدرت نمایی در خیابان ها را داشت ولی در ادامه نتوانست  این انرژی را حفظ کند . من به برخی از دلائلی که این ضعف را موجب شدند اشاره می کنم .این جنبش هنوز خواست های روشن ومشخصی پیشاروی خود نگذاشته بود . هنوز نمی دانست تکلیفش با قانون اساسی چیست . نمی دانست ولایت فقیه را باید چه کار بکند . این جنبش که بطور عمده در مناطق فارس زبان گسترده می شد از محرومیت ملل تحت ستم آگاهی نداشت و نمی دانست خواست های مطالباتی کارگران و زحمتکشان را چگونه با خواست های سیاسی خود ترکیب کند .این عدم شفافیت در خواست ها هم بی دلیل نبود .چگو نه می توان انتظار داشت وقتی رهبری غیر شفاف در راس جنبش قرار می گیرد ، جنبش خواست مشخص و شفافی را مطرح کند هم موسوی و هم کروبی از خط امام صحبت می کردند .بر طبق نظر این دو علت اصلی وضعیت وخیم کنونی ، انحراف از  خط خمینی بوده است .گویا در دورانی که خمینی زنده بود مردم نصیبی از آزادی و دمکراسی داشتند . شعار های بعدی مردم پس از دادن تلفات و قربانی ها به وضوح نشان داد که آنها با سرعت از قانون اساسی جمهوری اسلامی عبور کرده اند .شعار "مرگ بر ولایت فقیه"و" مرگ بر خامنه ای " را دیگر نمی شد به زور زیر قانون اساسی چپاند . ولی رهبری رفرمیست جنبش توان همراهی با رادیکالیسم انقلابی را ندارد . این جنبش به رهبری رادیکالی نیاز دارد که نیاز های ملل تحت ستم ، خواست های مطالباتی کارگران و زحمتکشان  را درک کند .رهبری که از قانون اساسی جمهوری اسلامی عبور کرده ،سیستم مذهبی- سیاسی را از بین برده ، مجلس را منحل کرده و برقراری انتخابات آزاد برای مجلس موسسان را در جهت تدوین قانون اساسی مترقی و انقلابی تضمین کند .قوانین اساسی جدیدی که منافع زحمتکشان و محرومان و زنان و خلق های تحت ستم را مد نظر داشته باشد .جنبش انقلابی بدون شفافیت در عرصه خواسته ها و بدون رهبری مناسب با این درخواست انرژی خود را هر روز از دست خواهد داد .

آیا خشونت اعمال شده از سوی حاکمان در برابر اعتراضات مسالمت آمیز مردم که منجر به کشته شدن دهها نفر و صدها زخمی و بازداشتی دیگر شده است میبایستی همچنان و همواره  با پاسخی مداراطلبانه روبرو گردد؟

پاسخ سوال دوم

ولی رهبری و ارائه خواست های روشن نیز به تنهایی کافی نیستند .برای رشد و موفقیت جنبش باید تاکتیک های صحیح بکار برد .تاکتیک عمده ای که جنبش اعتراضی در یک سال اخیر بکار برد تاکتیک تظاهرات بزرگ خیابانی بوده است .این تظاهرات با فراخوان ها متفاوتی صورت گرفت .عاشورا ، 13 آبان ، 16 آذر  و غیره .با فراخوان رهبران سبز مردم به خیابان ها می آمدند و شعار می دادند .آنها در خیابان های مرکزی شهر های بزرگ جمع می شدند و شروع به راه پیمایی می کردند .رژیم با بسیج نیروهای مزدور خود و کنترل خیابانها دست بالا را در این تظاهرات داشت .تظاهرات جشن چهارشنبه سوری که با بی اعتنائی کامل به فتوی ولی فقیه صورت گرفت نشان داد که تظاهرات پراکنده در محلات کارایی بیشتری نسبت به تظاهرات بزرگ در خیابان های مرکزی  دارد .تظاهرات پراکنده دست و پای رژیم را می بندد . تاکتیک اعتصاب عمومی که پس از اعدام پنج زندانی سیاسی با موفقیت در کردستان برگزار شد نشان داد که تاکتیک ها متنوع هستند و بنا بر شرایط باید اتخاذ شوند  .آنهایی که از "تنها راه رهایی " این است یا آن است صحبت می کنند رابطه تاکتیک ها و معادله و موازنه قوا را درک نمی کنند. رژیم جمهوری اسلامی بسیار تمایل دارد در شرایطی که جنبش انقلابی هنوز آمادگی ندارد آنرا به سمت انخاذ تاکتیک های قهر آمیز سوق دهد .این را ما در خرداد 1360 شاهد بودیم .در آن مقطع رژیم از رشد سازمان مجاهدین در بین جوانان بسیار نگران بود .رفتار خشونت آمیز مزدوران رژیم با هواداران این سازمان ، برهم زدن بساط روزنامه فروش هایشان ، حمله به هواداران و میتینگ هایشان تنها موجب محبوب تر شدن این سازمان می شد .رژیم با تحریک رهبری این سازمان ، آنان را آگاهانه به سمت در پیش گرفتن روش های مسلحانه سوق داد و به این ترتیب دست و پای آنان را بست .با رژیم باید در نقاط ضعفش روبرو شد نه در نقاط قدرتش .برخورد مسلحانه نقطه قدرت رژیم است .تظاهرات مسالت آمیز و برخورد خشن رژیم با آن موجب هرچه بیشتر منفور شدن این رژیم شده است .کار به جایی رسیده که نیروهایی خودی آن هم دچار ریزش می شوند .دیپلمات هایشان فرار می کنند ، سینماگران و به اصطلاح هنرمندانشان پشت می کنند و آخوند های عالی رتبه شان زبان به انتقاد باز می کنند  و یاران دیروزی هم سنگرشان به صفوف مخالفین می پیوندند .بر خلاف سال های شصت که رژیم سرکوب خشن مخالفین را با جنگ ایران و عراق ومصالح به اصطلاح میهن توجیه می کرد ، امروز هیچ عذر و بهانه ای ندارد .با امضای توافق نامه هسته ای و پذیرش توافقنامه تهران که با حضور رئیس جمهور برزیل و نخست وزیر ترکیه صورت گرفت، رژیم آخرین برگ بازی هسته ای - ناسیونالیستی را هم از دست داده است .

بنظر شما پاشنه آشیل جمهوری اسلامی کدام است؟ آیا با تمرکز مبارزات مردمی بر نقطه ضعفهای رژیم میتوان نتایج موثرتری حاصل کرد؟

پاسخ سوال سوم

پاشنه آشیل رژیم همین جاست .این رژیمی است که سی سال مردم را بازی داده است .با شعار های پوچ به اصطلاح ضد امپریالیستی و مستضعف پناهی .رژیمی است متکی بر عقب افتاده ترین تفاسیر از ایئولوژی اسلامی ولایت فقیهی . رژیمی است که از منافع اقتصادی یک اقلیت بسار کوچک محافظت می کند .باید هردوی این ها را نشانه رفت .رهبری ناموزونی که جنبش سبز را هدایت می کند از انگشت گذاشتن بر این دو نفطه ضعف ناتوان است .شکوری راد از رهبران حزب مشارکت در مناظره ای که با جلیلی در دانشگاه علم و صنعت داشت تا حدودی به مسائل اشاره کرد و لی خوب اصلا کافی نیست .جنبش انقلابی باید آشکارا نه فقط ولایت فقیه بلکه هر حکومت دینی را محکوم کند و رابطه سرکوب دولتی و اختلاف طبقاتی در جامعه ایران را بیان نماید .

نکته دیگری که درباره نقاط ضعف رژیم باید بگویم در مورد کثیر المله بودن ایران است .جنبش اعتراضی پس از کودتای انتخاباتی  بیشتر در منطق فارس زبان اوج گرفت . در تهران ،اصفهان  شیراز ، مشهد ،یزد  . این شهر های مرکزی که نیروهای عمده سپاه و امنیتی هم اکثرا از همین مناطق می آیند .عدم مشارکت مردم اقلیت های قومی  با رژیم نقطه ضعف دیگری برای رژیم است  .در عکس العمل بسیار موفقیت آمیز به اعدام 5 زندانی سیاسی دیدم که کردستان چگونه یکپارچه به اعتصاب رفت .جنبش انقلابی باید این نقطه ضعف رژیم را نشانه برود و حمایت خود را از حق وحقوق مردم این نواحی اعلام کند .

زن ستیزی نقطه ضغف دیگری است که از ماهیت ایدئولوژیک مرد سالار این رژیم ناشی می شود .قوانین جمهوری اسلامی به زنان حقوقی مساوی با مردان نمی دهد و آنان را مجبور به استفاده از حجاب می کند .به این ترتیب نیمی از جمعیت جامعه را هر روزه در منگنه و فشار قرار می دهد جنبش برابری طلبانه زنان یک جنبش واقعی و نیرومند است که تضادی غیر قابل حل  با محتوی ارتجاعی ایدئولوژی جمهوری اسلامی دارد .این نقطه ضعف را هم همواره باید نشانه رفت .

آزادی ستیزی صفت بارز جمهوری اسلامی از دیگر نقاط ضعف آن بشمار می رود .روزنامه نگاران مستقل مترقی ، نویسندگان ، شعرا ، فیلم سازان ، احزاب سیاسی ، سازمان های صنفی و اتحادیه ای هیچکدام مجال فعال مستقل ندارند .این عدم تحمل آزادی ها که از ماهیت به غایت ارتجاعی رژیم ناشی می شود نقطه ضعف دیگر رژیم است .

کاستی های جنبش خیابانی کدامند؟

 

پاسخ سوال چهارم

اگر منظورتان از جنبش خیابانی تظاهرات خیابانی بود که بعد از کودتای خرداد 1388 آغاز شد . استفاده از این روش و یا تاکتیک دارای محدودیت های بسیار است .رژیم بر خیابان ها مسلط است .مزدورانش را در مسیر راه پیمایی سازمان دهی کرده قادر به ضربه زدن است .باید از شیوه های مختلف مبارزه استفاده کرد .تاکتیک اعتصاب عمومی و از کار انداختن چرخ های رژیم از جمله تاکتیک های مبارزاتی است که در منطقه کردستان ایران با موفقیت اجرا شد .مجسم کنید در یک روز در دانشگاه ها ، مدارس ، کارخانجات ،بخش های خدماتی و حمل ونقل همه از دست از کار بکشند . باید تاکتیک های مختلف را باهم ترکیب کرد تا رژیم سوپرایز شود نه اینکه آماده برای سرکوب در گذرگاه ها بنشیند .

نقش ایرانیان خارج از کشور در حمایت از مردم را چگونه دیدید؟

پاسخ سوال پنجم

ایرانیان خارج از کشور می توانند با تماس با جریانات مترقی ، احزاب سیاسی ، اتحادیه های کارگری و معلمان و گروه ها  و سازمان های حقوق بشری آنها را در جریان مبارزه مردم ایران و شقاوت جمهوری اسلامی قرار دهند .افشاگری ها ی این گروه های خارج از کشوری به صدور بیانیه های مختلف همبستگی از سوی این نهاد ها و سازمان ها منجر شده است .شما ببینید کار به جایی رسید که در فستیوال کن برای کارگردان اسیر ایرانی ، پناهی در بین ژوری یک صندلی به نام او قرار دادند . این در حالی بود که دار و دسته جواد شمقدری معاون وزیر ارشاد در امور سینمایی حتی موفق به کسب یک سالن برای سخنرانی و بحث نشد .اتحادیه های معلمین در آمریکا و کانادا هم در اعتراض به اعدام معلم انقلابی ، فرزاد کمانگر بیانیه صادر کردند .گروه ها وسازمان های مترقی و چپی که اسیر عوام فریبی های ضد امپریالیستی رژیم بودند با افشاگری های بدون وقفه همین فعالین برون مرزی به ماهیت واقعی ارتجاعی و ضد کارگری این رژیم پی برده اند .این ها همه نتایج فعالیت های برون مرزی است که می باید گسترده تر هم بشود .

تا کنون صدها شعار از سوی معترضین به جمهوری اسلامی طرح شده است. کدامیک از شعارها را گویای سطح مبارزات مردمی میدانید؟

پاسخ ششم

با توجه به مطالبی که در فوق گفته شد ، شعار هایی که در تناسب با خواست های مختلف مردم ایران هستند تنها شعار های مناسب می باشند .شعار هایی که جوهرشان تغییر رژیم جمهوری اسلامی باشند .شعار هایی که بر سکولار بودن دولت تایید کنند .شعار هایی که حق و حقوق ملیت ها و زنان و زحمتکشان را در نظر بگیرد .بنابر این شعار هایی مثل "صل علی محمد ، یار خمینی آمد " یا "  یا حسین ، میر حسین " و از این نوع شعار ها ربطی و مناسبتی به خواست های مردم ندارد .مادام که هماهنگی بین مولفه های مختلف جنبش بوجود نیامده ما شاهد شعار های عجیب و غریب نیز خواهیم بود .ولی در همین دوره شعار هایی همچون "مرگ بر اصل ولایت فقیه" . "مرگ بر خامنه ای " که کل سیستم را زیر سوال می بردند  شعار های بسیار مناسبی بودند .

صرفنظر از اینکه شما بعنوان مخاطب این نظرخواهی خود را در محدوده فعالین چپ تعریف میکنید یا نه – جایگاه جنبش چپ را در جنبش عمومی مردم کشورمان چگونه ارزیابی میکنید؟

پاسخ هفتم

جریانات چپ هم در ایران و هم در خارج در رابطه با این جنبش بسیار فعال بودند .چپ های ایران با توجه به تجربه چندین ساله شان در جنبش دانشجویی و استفاده از امکانات تصویری و کامپیوتری خدمات بی نظیری به جنبش انقلابی کردند .آنها نق نق های آدم های متفرعنی که جنبش انقلابی جاری را خواست های جوان های ژیگو لو برای لباس و مدل موی سر عنوان می کردند  نادیده گرفته و همپای جنبش به خیابان ها آمدند . شعار های مذهبی تظاهر کنندگان این فعالین چپ را مایوس نکرد .آنها با پیروی از خط مشی لنینی که باید در بین توده ها و جنبش بود ، در خانه ننشستند و اه و پیف هم نکردند .بخش هایی از چپ های مقیم خارج یکسره سبز شدند . این ها همان هایی هستند که دوره خاتمی هم دو خردادی بودند .رفرمیست هستند و دنبال این رهبر و آن رهبر می دوند .برای یکبار هم که شده تکلیف خودشان را با هواداران و اعضایشان روشن نمی کنند که بالاخره با این قانون اساسی ارتجاعی جمهوری اسلامی چه می خواهند بکنند . در مقابل چپ های تخیلی هم هستند که تاکتیک را نمی فهمند و از اخلاقیات حرکت می کنند .کارشان به آنجا می کشد که در مراسم بزرگداشت فرزاد کمانگر شعار " مرگ بر موسوی " سر میدهند .یعنی همان شعاری که بسیجی ها و حزب اللهی ها سر می دهند .به نظر من آن دسته از جریانات چپی که ذره ای از سرنگونی جمهوری اسلامی پایین نیامدند ولی با توجه با موازنه قوا شعار های مناسبی انتخاب کردند صحیح تر عمل کردند .

طیف رهبری کننده این جنبش را چگونه معرفی میکنید؟

پاسخ هشتم

واقعیت این است که اصلاح طلبان از امکانات بسیار زیادی برخوردار بودند .هنوز هم علیرغم سرکوب شدیدی که از سوی دولت احمدی نژاد صورت گرفت امکانات زیادی در دست دارند .در دوره 8 ساله ریاست جمهوری خاتمی منصب و مقام داشتند . خیلی هاشان از پاسداران و امنیتی های سابق بوده اند .آیت الله های با نفوذی مثل صانعی و دستغیب را دارند . دفتر تنظیم و نشر آثار خمینی با آن هاست .خانواده های برخی از رهبران کشته شده  سپاه در زمان جنگ ایران و عراق مثل باکری و همت و جهان آرا از این ها پشتیبانی می کنند .اعظم طالقانی را دارند که خطاب به خامنه ای و دگر قدرتمندان می گوید: "فرزندان ما در پشت دیوار های زندان ها کشته می شوند و دست ما از نجات آنها کوتاه است .جنایتکاران آزادند و مصون از هر مواخذه و آزادی خواهان اسیرند " این بخش رهبری جنبش سبز است که در چهارچوب قانون اساسی و سنت خمینی ، رژیم را به چالش می طلبد .ولی همانطور که گفته شد خواست های مردم ما به مراتب رادیکال تر و پیشرو تر از این هاست و در چهارچوب تنگ قانون اساسی نمی گنجد .فعالین چپ همزمان با نشانه گرفتن ولایت فقیه و دولت احمدی نژاد به عنوان دشمنان اصلی مردم ، قانون ارتجاعی جمهوری اسلامی را که به ولایت فقیه و حکومت دینی جنبه قانونی می دهد باید افشا کنند .این جنبش به رهبرانی  مثل مجید توکلی احتیاج دارد .او در سخنرانی اش در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران  در 16 آذر 1388 با شجاعت کل سیستم جمهوری اسلامی را زیر سوال برد از ولی فقیه تا رئیس جمهورش ونظام سراسر خدعه و تزویرش تا فقر  بیش از حد مردم و تمرکز ثروت در دست عده ای قلیل .اگرچه نطفه هایی از ناسیونالیسم ایرانی در اندیشه هایش دیده می شد ولی نسبتا در تناسب با جنبشی است که در خیابان و کارخانه و دیگر محل های کار و زندگی در جریان است .مواضع توکلی که بیانگر مواضع تئوریزه شده بخشی از چپ های انقلابی در ایران است به غیر از آزادی ستیزی جمهوری اسلامی ، ستم بر ملیت ها ، کارگران ، زنان و اندیشمندان را هم در نظر می گیرد .این مواضع را با مواضع موسوی و کروبی مقایسه کنید که هنوز ار دوران درخشان 10 ساله ای که خمینی زنده بود صحبت می کنند. زادی ستیزی آآآ

جمهوری اسلامی در پی اعدام بسیاری از دستگیرشدگان اعتراضات اخیر است و در امتداد آن تصفیه حساب با بسیاری که قبل از آغاز این اعتراضات در بازداشت بسر میبرند. چگونه میتوان  کشتار زندانیان سیاسی را متوقف کرد؟

پاسخ سوال نهم

مایلم قبل از اینکه به چگونگی توقف این کشتار ها اشاره کنم به این نکته مهم اشاره کنم که این اعدام ها حساب شده هستند .بوضوح هر رژیم مستبدی که حکم اعدام را به مرحله اجرا می گذارد هدف مرعوب کردن مردم را در سر دارد . ولی رژیم اسلامی به غیر از این ، هدف دیگری را هم دنبال می کند . ببنید کردستان در جریان جنبش گسترده شهر های بزرگ تقریبا آرام بود . اعدام فرزاد کمانگر و سه شهروند کرد دیگر که در هیچ اقدام مسلحانه ای شرکت نکرده بودند و عضویت خود را در گروه پ ک ک و پژاک انکار می کردند قبل از هر چیز به منظور پراکندن تخم نفاق قومی و ایجاد نا آرامی در این منطقه و مهیا کردن روحیه برای سپاهیانی است که ایمان و اعتقاد خود را به رهبران نظام در برخورد های خیابانی با مردم معترض از دست می دهند .عکس العمل سازمان های سیاسی و استقاده از تاکتیک اعتصاب عمومی و پذیرش مردم کردستان این نقشه رژیم را با شکست مواجه ساخت .سازمان های سیاسی همه باید این توطئه جدید رژیم را افشا کنند .همانطور که قبلا هم اشاره شد استفاده از امکانات بین المللی در رسوا کردن رژیم از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

 

با تشکر از فرصتی که به من دادید و با پوزش از تاخیر در ارسال پاسخ ها

صادق افروز

 

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com