01.08.09 11:18 Alter: 10 yrs

آرش کمانگر:تابوشکنی درساختارهای تشکیلاتی

Kategorie: Meldungen Links

 

 

مقدمه :

همانطور که بازدید کنندگان از سایت جدید سازمان www.rahekaregar.com   و خوانندگان اعلامیه توضیحی کمیته مرکزی راه کارگر متوجه شده اند بخشی از اعضای سازمان علیرغم مخالفت ما با انشعاب و علاقه مندی به حفظ وحدت سازمانی ، به دلیل آنچه که گرایش " نه تشکیلاتی " اکثریت کمیته مرکزی و رفقای باقی مانده در سازمان میخوانند ، از تشکیلات جدا شده و ضمن عدم تحویل سایت اینترنتی تا کنونی سازمان به کمیته مرکزی منتخب کنگره 13 و نیز مخالفت با حل و فصل نهایی اختلافات و جدایی در کنگره آتی ، فعالیت مستقل خود را آغاز کرده اند . از دید ما مجموعه اختلافات موجود بین دو گرایش اصلی ، در حدی نبوده ونیست که پرنسیپ های وحدت سازمانی راه کارگریها را خدشه دار کند . ما معتقدیم لازمه پویایی یک جریان سوسیالیستی این است که نه تنها این اختلافات و گرایشها را تحمل کند ، بلکه از آن برای شکوفایی خود بهره جوید . اما رفقای عزیز جداشده ، چنین فکر نمی کنند و معتقدند که دیگر قادر به ادامه وحدت سازمانی با گرایش ما نیستند . این رفقا برای اثبات ادعای خود اساسا روی دو نکته تاکید می کنند : نخست اینکه با اشاره به برخی نقطه نظرات رفقا تقی روزبه و پیران آزاد و ... طرح می کنند که ما با اعتقاد به تشکیلات فورومی – افقی ، دیگر اعتقادی به تشکیلات سانترالیزه  ( هرمی – عمودی ) نداریم . دوم اینکه با نقد معیار های حاکم بر " ستون دیدگاه " در سایت و دیگر رسانه های سازمان ، از آزادی بی قید و شرط اندیشه و بیان در درون یک حزب دفاع کرده و با ایجاد یک هرج و مرج تشکیلاتی و نظری ، مرز بین مواضع رسمی سازمان و نظرات فردی را در هم میریزیم . رفقای جداشده ، اساسا با تکیه بر همین دو ادعا ، ما را مدافع " نه تشکیلات " میدانند و از آنجا که هر دو مسئله را جزو " اصول مقدس " و خطوط قرمز اعتقادی خود بر میشمارند ، بر این نظرند که ادامه همکاری و وحدت در چارچوب یک سازمان واحد امکان پذیر نیست .

من بعدا اگر فرصتی شد در مورد مبحث تشکلهای افقی یا عمودی خواهم نوشت و در اینجا اساسا روی نکته دوم مکث خواهم نمود یعنی ضوابط حاکم بر رسانه های سازمان و مسئله آزادی بیان در یک تشکل سوسیالیستی . به همین خاطر با استفاده از یکی از نوشته های درون سازمانی خود ( که در 18 مه 2009 ) نوشته شده ، نظر خود را در این مورد اعلام داشته و در عین حال نشان خواهم داد که " راه کارگر " از یک سنت سی ساله برای نقد و اصلاح دائمی مناسبات و معیارهای تشکیلاتی خود بهره مند بوده است و در این راستا مبارزه با " اصول مقدس و دگمهای بیشماری را در کارنامه خود ثبت کرده است.

نگاهی به تاریخچه سی ساله زیرپا گذاشتن "اصول مقدس" و اجرای اصلاحات تشکیلاتی در راه کارگر

همیشه همینطور بوده ،  هر گاه مطالبه ای مطرح شده ، خواسته ای برای به روز شدن ارئه شده و اصلاحی جهت بهینه سازی سازو کارهای تشکیلات در برابر سازمان قرار گرفته است ، آسانترین و سریع ترین پاسخ " نه " بوده است . در هر جامعه ای نیروی " ماند " ( نیروی محافظه کار ) با شنیدن هر تقاضایی برای اصلاح ، بلافاصله با بلند کردن " پرچم اصول مقدس " فریاد بر میدارد که جمعی میخواهند با به زیر بردن " مقدسات " ما " اهداف پلید " خود را به پیش برند .

بنابراین از همان روز اول مشخص بود و یا باید  مشخص میبود  که طرح خواسته آزادی بیان برای اعضای سازمان در چهارچوب مبانی کلی برنامه ( شرایط عضویت در سازمان ) اولین و دم دست ترین پاسخی که از سوی " اصولگرایان " خواهد گرفت این خواهد بود که این تقاضا ، مصداق کامل " نه تشکیلات " بوده و حتی اگر به نظرخواهی سازمانی هم گذاشته شود ، ما چنین رفراندمی را تحریم خواهیم کرد !!

اشتباه نکنید ، انگشت اتهام را فقط بسوی افراد خاصی دراز نکنیم . همه ما در این سی ساله اینکاره بوده ایم یعنی کم یا بیش در صف نیروی " ماند " بودیم و کم یا بیش بیلان سیاه مقاومت در برابر " آپ تو دیت شدن " را در کارنامه خود داشته ایم.

از اینرو تعجبی ندارد که اینبار نیز در این فراز از حیات سازمان ، جمعی گرد " مقدسات " تحول خواهان را " نه تشکیلات " خطاب کنند و جدایی را بر سازمان ما تحمیل کنند .  اما رفقای عزیزم هیچ میدانید اگر بخواهیم با این منطق به قضایا برخورد کنیم ، مجبوریم اعتراف نمائیم که سی سال آزگار است دائم مشغول چنین " خیانتهایی " هستیم !

می گوئید نه ، پس با هم مروری کنیم بر سنت سی ساله اصلاحات تشکیلاتی در سازمان ما :

 

یکی بود یکی نبود ، حوالی 4 تیر 58 بود . چند ده نفر از زندانیان سیاسی آزاد شده از زندانهای رژیم پهلوی ، ضمن مرزبندی با خطوط یک و دو و سه در جنبش چپ ایران ، حول خط چهار " جریان راه کارگر " را بنیان گذاشتند که چند ماه پس از انتشار چند کتاب و جزوه ، اولین شماره نشریه خود را در آذر ماه همان سال منتشر نمود . راه کارگر با آنکه حدود دو سال وقت داشت که با استفاده از فضای نیمه باز پس از انقلاب ، کنگره وسیعی برگزار کند از اینکار خودداری کرد. از دید رهبران آن دوره سازمان ، کسی که روی تخت شکنجه ساواک نخوابیده بود ، عملا حق عضویت در سازمان را نداشت . بعد از آغاز اختناق هولناک 60 بود که اولین اصلاح تشکیلاتی کلان صورت گرفت و آن همانا باز کردن راه برای عضویت " مبارزان پس از انقلاب " بود . اما این عضو حتی نمیتوانست مسئول واحد خود را انتخاب کند چه رسد به کمیته های نواحی و کمیته مرکزی ( که غیر از درک استالینی از تشکیلات ، اختناق و مخفی کاری هم علت آن بود ).

دومین اصلاح در سال 64 صورت گرفت یعنی زمانی که نشریه مرکزی سازمان در خارج منتشر میشد . در شماره 18 نشریه راه کارگر طی مقاله ای توضیح داده شد که چرا از این پس علاوه بر مطالب با امضای ارگانهای سازمان ، مقالات با امضای فردی نیز چاپ خواهند شد.  تا قبل از این تحول ، امضای فردی نشانه کیش شخصیت تلقی میشد و کل سازمان مسئول هر جمله ای بود که در " ارگان " سازمان به چاپ میرسید. ظاهرا امثال آقای مهرداد باباعلی کلی از اسناد بلشویکها فاکت آورده بود که آنها هم از امضای فردی استفاده میکردند و اینکار به هیچوجه تابو و خیانت به " اصول مقدس تشکیلاتی " قلمداد نمشده است . فلسفه امضای فردی این بود که سازمان در جزئیات هر مقاله و نحوه استدلال ، خود را متعهد نمیداند اما فرد نویسنده حق نداشت که چیزی خارج از خط رسمی انشا کند . به همین خاطر در آن دوره اثری از " ستون آزاد " در نشریات سازمان نبود .

سومین اصلاح تشکیلاتی ، تلاش برای انتخابی کردن کمیته خارج و برگزاری کنفرانس تشکیلات خارج از کشور بود که در ابتدا با مقاومت " اصولگرایان " روبرو شد . رهبری سازمان تا آنموقع به دلیل مخفی کاری در ایران و عدم امکان حضور اعضای داخل از برگزاری کنگره و لذا انتخابی کردن کمیته مرکزی اجتناب میکرد اما در خارج  از ایران این تفکر نمیتوانست در برابر اراده رفقای سازمان جهت دمکراتیزه کردن لااقل بخشی از پیکره سازمان مقاومت کند . بدین ترتیب کمیته خارج به عنوان اولین نهاد انتخابی سازمان با اراده  نمایندگان واحدهای پایه انتخاب شد .

می رسیم به سال 67 و نمایان شدن اوج زشتی تشکیلات استالینی ( فرقه ای بوروکراتیک ) یعنی ماجرای عدم انتشار نوشته بابا علی و سپس اخراج بیش از یکسوم اعضای سازمان که بدرستی از حق آزادی بیان او دفاع کرده بودند .

حدود سه سال بعد  ( 1370 ) یخ عدم برگزاری کنگره سازمان 12 سال پس از تاسیس راه کارگر شکسته شد و در آستانه برگزاری آن ، بولتن های متعدد بحث منتشر شد که دقیقا مصادف بود با فروپاشی اردوگاه شرق و ضرورت تجدید آرایش نیروی چپ . این کنگره تاریخی جدا از دستاوردهای نظزیش از منظر تشکیلاتی  دارای دو نکته مثبت بود . نخست تصویب اساسنامه سازمان ، دوم بیان این مسئله که علت اصلی ماجرای 67 حاکمیت مناسبات فرقه ای – بوروکراتیک در سازمان و رهبری آن بوده است .

در این کنگره در برابر گرایش اصلی نظری سازمان ، گرایش دیگری شکل گرفت که از حقوق فراکسیونی خود نیز برخوردار بود . ما به دلیل تجربه تلخ مربوط به ماجرای اخراج باباعلی و یارانش، آنقدر با گذشت شده بودیم که برای اینکه رفقای این فراکسیون را در سازمان نگه داریم ، فرمول مبانی کلی برنامه را در چند اصل تصویب کردیم . یعنی معیار عضویت و ماندن در سازمان را نه کل برنامه و هر موضع ریز و درشت سازمان ، بلکه فقط همان چند اصل کلی قرار دادیم که بعدا روح آن در پروژه ایجاد حزب فراگیر سوسیالیستی هم متبلور شد .

در دوران پس از کنگره اول ، در نشریه سازمان ، " ستون آزاد " بوجود آمد اما وقتی سایت سازمان در سال 94 پدید آمد ، نه چیزی بنام ستون آزاد وجود داشت و نه دیدگاه و اگر اشتباه نکنم همه مقالات اعضای سازمان بی هیچ تبعیضی در آن منتشر میشد . بعدها که باکس دیدگاه بوجود آمد هدف اولیه آن صرفا حفظ مقالات کیفی و بدون تاریخ مصرف سریع بود . بنابراین کسانی که اکنون کل افق تشکیلاتی شان را به بود و نبود ستون دیدگاه گره زده اند و به زیر سئوال بردن تفسیر رفقای جداشده   از آن را مصداق کامل " نه تشکیلات " می پندارند ، باید اعتراف کنند که در گذشته ای نه چندان دور وقت خود را در یک " نه تشکیلات " تلف کرده بودند.

تحول بعدی برچیدن عنوان " ارگان " از روی نشریه سازمان بود . تا هر چه بیشتر از ابعاد تعهد آور این نشریه برای کل سازمان بکاهند . اما آیا میدانید اگر همین پیشنهاد  ده سال پیش طرح میشد چه انگها که به طراحان آن نمی زدند؟!

در حوزه ساختار رهبری نیز ما تحولات چشمگیری را پشت سر گذاشتیم . سازمان ما در 12 سال اول حیات خود فاقد کمیته مرکزی انتخابی بود ، تمامی کم و کسری ها هم با کئوپتاسیئن ( برگماری – انتصاب ) پر میشد . از 1370 ما صاحب کمیته مرکزی انتخابی شدیم . این کمیته دفتر سیاسی و دبیر اول را انتخاب میکرد . بعد از یک دهه ما پست دبیر اولی را با اختیارات گسترده اش حذف کردیم و بجای او مسئول میم را قرار دادیم که اختیارات چندانی ندارد و اساسا نقش هماهنگ کننده دارد . بعد از مدتی دفتر سیاسی را برداشتیم و بجای آن هیات اجرایی را قرار دادیم تا باز هم از ابعاد اختیارات خدای گونه کاسته شود ، چند سال بعد از خیر همین هیات اجرایی هم گذشتیم .

در همین دوره کنگره های سازمان نیز سالیانه شد و اصل " تبعیض مثبت به نفع رفقای زن "در نهادهای انتخابی وارد اسسنامه گردید . سند تاریخی – اخلاقی " باز هم خانه تکانی کنیم " به تصویب کنگره سازمان رسید . (که فقط شش نفر به آن رای منفی دادند)

در این سالها ما همچنین دست به یک رویکرد بزرگ نیز زدیم و آن بالا بردن فرهنگ تعامل و همکاری و گذشت در سازمان ما بوده است . در سایه همین فرهنگ بوده که ما بی توجه به اساسنامه سازمان و بندهای مربوط به شرایط عضویت در آن ، تلاشی برای اخراج آندسته از  اعضای تشکیلات که حداقل یکی از سه شرط عضویت را بجا نمی آورند  ، نکردیم . آیا مدعیان تشکیلات سفت و سخت " بلشویکی " می پذیرند که ما در عمل " منشویکی  " رفتار کرده ایم و لااقل در این حوزه طرفدار مارتینف بوده ایم تا  لنین ؟!

چنانچه در بالا ملاحظه کردید تاریخچه سازمان سی ساله ما سرشار بوده از انجام اصلاحات تشکیلاتی – ساختاری با هدف دمکراتیزه کردن حیات درونی سازمان و مملو بوده از تاراج " اصول مقدس " !

اکنون نیز باید با " مقدس " کردن حفظ ستون دیدگاه و یا  تفسیری که رفقای جداشده از معیارها و ضوابط حاکم بر رسانه های سازمان دارند ، فاصله گرفت .این دسته از رفقا در سالهای اخیر با تفسیر افراطی از یکی از مصوبات کنگره اول سازمان ، سایت یعنی تابلو و الویت تبلیغی اول سازمان  را تبدیل به تخت پروکرستی کرده بودند که مقالات اعضای سازمان در آن دراز کش میشد تا با کد دیدگاه ارزشگذاری شوند .بدین ترتیب سردبیری سایت اساس نقش خود را در ممیزی خلاصه کرده بود. این ممیزی در حالی صورت میگیرد که آشکارا شاهد دو نوع برخورد متفاوت و غیر قابل فهم در رسانه های سازمان بودیم  . در رسانه های نوشتاری ( سایت و نشریه ) کد دیدگاه به شدت عمل میکرد و در همان حال در رسانه های سمعی و بصری سازمان اثری از کاربرد این " ضابطه " که مخالفین آن به " نه تشکیلات " متهم میشوند نبود . رفقای عزیزم سالهاست که سازمان ما برای پایان دادن به فرقه گرایی در جنبش چپ بدرستی  ضرورت ایجاد  " حزب فراگیر سوسیالیستی " را در اهداف سیاسی خود گنجانده است و از اهمیت کلیدی حرکت در مدار بزرگ سخن گفت . و دقت کنید که صحبت از تشکیل جبهه  ای از احزاب نکرد بلکه صحبت از یک حزب فراگیر کرد که فقط حول سه اصل تشکیل میشد و یا باید میشد و ما حاضر بودیم از موجودیت سازمان خود نیز بگذریم برای کمک به همبستگی خانواده بزرگ سوسیالیستهای انقلابی و آزادیخواه . این حزب قرار بود حول سه اصل : مبارزه برای سوسیالیسم ( و حکومت کارگری ) – انقلاب اجتماعی ( و بنابراین سرنگونی رژیم ) - دمکراسی ( و آزادی بی قید و شرط در جامعه )  شکل بگیرد . همین سه اصل با مختصر تفاوتی در نگارش ، در برنامه و اساسنامه سازمان تحت عنوان " مبانی کلی برنامه سازمان  " ( که هر فرد متقاضی عضویت باید این حداقل را بپذیرد ) هم آمده است . اکنون پرسش اساسی این است که آیا اعتقادات امثال رفقا تقی روزبه و پیران آزاد حتی در چارچوب این سه اصل هم قرار ندارند ؟ گفتن این مسئله که سندیکا یک نهاد بوروکراتیک است و باید در کنار آن به فکر اشکال دیگر تشکل یابی بود و یا اینکه بخش اعظم جنبش زنان در ایران کار درستی میکند که خود را فورومی سازمان میدهند  کجای این سه اصل عضویت در سازمان ما و " حزب فراگیر سوسیالیستی "را نقض میکند ؟ من اکنون معتقدم که هر کس که عضو سازمان است ( و بنابراین سه اصل مذکور را اعتقاد دارد ) باید از آزادی کامل بحث و انتشار بی تبعیض نظرات خود از طریق رسانه های سازمان برخوردار باشد . طبعا در مورد بسیاری از مسائل سیاسی ، تاکتیکی و غیره نظر رسمی سازمان بعد از بحث و نظرخواهی کافی بر مبنای رای اکثریت توسط کنگره و کمیته مرکزی بیان میشود . اگر ما بر پیشانی  رسانه های خود بنویسیم که موضع رسمی سازمان فقط توسط نهادهای رسمی آن اعلام میشود آنگاه لزومی به هراس از درج مقالات فردی رفقا نیست .

ما چون یک سازمان کوچک هستیم داریم مو را از ماست بیرون می کشیم !! اگر ما یک حزبی بودیم با  دهها یا صدها هزار عضو ( که در یک کشور 70 میلیونی نباید دور از انتظار باشد ) و از میان این جمع با توجه به رشد سواد و ابزارهای نوین ارتباطی  ، فقط چند صد نفر از اینها " اهل قلم " بودند و مثلا هفته ای یک مقاله به سایت می فرستادند ، سردبیری سایت فرصت سر خاراندن داشت تا چه برسد بررسی  موشکافانه هر مقاله برای تعیین جایگاه آن ؟ آیا ما به یک هیات ممیزی 30 نفره تمام وقت احتیاج نداشتیم که از پس این  کار پر دردسر برآید ؟ اگر ما آزادی بیان را بر مبنای همان اصول کلی عضویت بپذیریم ، آنگاه لزومی به داشتن چنین هیات ممیزی " پرکاری " نهواهد بود . به همین دلیل من با  پیش نویس قطعنامه ای که کمیسیون مربوطه در مورد ضوابط حاکم بر رسانه های سازمان تهیه نموده ، موافقم و آنرا گامی دیگر در راستای بهبود مناسبات و روئشهای تشکیلاتی راه کارگر می بینم.

                      زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم               تیر ماه 1388


Gozareshgar
info@gozareshgar.com