28.07.09 21:49 Alter: 10 yrs

کامران الوند: پاسخ به نظرخواهی گزارشگران

Kategorie: Meldungen Links

 

در پی تحولات اخیر و خیزش­های مردمی در ایران، از همه­ ی نیروهای فعال اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تقاضا می­شود به پرسش­های زیر پاسخ دهند، بدیهی است که فرآیند این پاسخ­ها در جهت روشنگری و آشنایی بیشترمردم از رویدادهای اخیر خواهد بود و به شرایطی که بتوان به کنشگری آگاهانه­ تر پرداخت، یاری خواهد رساند.

 

1ـ هم اینک مطرح می شود که "عبور از موسوی اجتناب ناپذیر است"، با توجه به رویدادهای اخیر، نظر شما در این مورد چیست؟

روند اعتراضات و شعار ها در پروسه مبارزه  دلالت بر این داشت که سطح مطالبات مردم فراتر از توانمندیهای موسوی  که برای حفظ و اصلاح نظام وارد کارزار انتخاباتی شده است می باشد، در این راستا   توان پاسخگویی به این مطالبات را ندارد و مردم برای رسیدن به این خواست که در نهایت به سقوط نظام منتهی می شود از موسوی به مثابه ابزار و الت مبارزه استفاده خواهند کرد.

دوره  گذار مبارزات جنبش های اجتماعی برای رسیدن به مطالبات خود از مرحله کوتاه مدت  به مراحل مطالبات دراز مدت دارای ویژگیهایی است که بدن شناخت و بررسی ان نمی توان  نظر قاطع داد . و هم چنین  برای گذار یا عبور از شرایط پیشا انقلابی با خواست های حداقل تا  مرحله انقلاب که همانا  سرنگونی رژیم است نیازمند داشتن برنامه انقلابی منطبق با مطالبات مردم است .

عبور خود جوش مردم از موسوی اگر هم در مقاطعه ایی اجتناب ناپذیر باشد باز  دنبال روی از حوادث است که نیروهای پیشرو در جهت دادن و سازماندهی  ان هیچ نقشی ندارند.

 تازه چگونه و با کدام امکانات می توان در مقابل ماشین تبلیغاتی  اصلاح طلبان حکومتی که  جهت کنترل  و مهار مردم چه در داخل و چه در خارج از کشور با تمام  قوا و  با امکانات دولت های سرمایه داری بسیج شده اند تا سد را  انقلاب مردم برای رسیدن به خواست های اجتماعی خود شوند از موسوی عبور کرد.  

 

2ـ  با در نظر گرفتن اینکه موسوی همواره تأکید بر حفظ نظام داشته و دارد، آیا ایشان دارای این ظرفیت هست که بتواند با رهبری جنبش سبز، ایران را به آزادی برساند؟

 به چگونگی و چرایی کاندید شدن موسوی بعد از 20 سال خواب خرگوشی وسکوت در مقابل این همه جنایت  نگاه کنیم  می توان جایگاه و میزان سر سپردگی موسوی به نظام و ولی فقیه را مشخص، و هم چنین به میزان پایبندی موسوی به ازادی و دمکراسی در حد و قواره رژیم اسلامی.

شرکت موسوی در انتصابات حاصل توافق بین خاتمی و رفسنجانی با خامنه ایی بود.از بعد حصول توافق، خاتمی که خود کاندید بود استعفا داد و موسوی که طبق توافق با خامنه ایی انتخابش را ازطرف شورای نگهبان تضمین شده می دانست  کاندیداتوری خود از جناع اصلاح طلبان اصول گرا نه (اصلاح طلبان) اعلام نمود.اینکه چرا خامنه ایی با توجه به اختلافاتی که با موسوی داشت حاضر به قبول چنین معامله با جناح دیگر شد به نظر من صرفا یک امر سیاسی در کاهش و تخفیف  تضاد در دورن رژیم نیست بلکه ریشه در منافع اقتصادی در درون حاکمیت اسلامی دارد که از تقسیم قدرت سیاسی در جهت حفظ منافع اقتصادی به مثابه یک اهرم تعادل و توازن  استفاده میکنند .

تقلب در انتخابات و عدم پایبندی خامنه ایی به توافق منجر به انتقام گیری موسوی ،خاتمی، و رفسنجانی از خامنه ایی شد تا ازادی خواهی و دفاع از ازادی ،  از طرف دیگر این امر موجب خشم مردم ناشی از حقارتی که از طرف رژیم به انها تامیل شده بود  .

قیام مردم در دفاع از موسوی نبود بلکه موج سواری موسوی از خشم مردم بود .

 قلمداد کردن موسوی بعنوان یک عنصر ازادی خواه انهم کسی که سالها نخست وزیر و هم اکنون عضو شورای مصلحت نظام است و دستش الوده به خون هزاران انسان ازادی خواه در زمان صدارت اش ،  دامن زدن به  توهم است.

اگر چه  موسوی در شرایط فعلی رهبری جنبش سبز را بعهده دارد ولی موسوی رهبر جنبش ازادی خواهی مردم ایران نیست . جنبش ازادی خواهی برای رسیدن به ازادی و دمکراسی هیچ راهی جز سرنگونی جمهوری اسلامی ندارد.

سرنگونی رژم هم نه از طریق اصلاحات، چون حکومت اسلامی در اشکال بدوی و مصلحت گرایانه هم با توجه به ساختار درونی خود در حد نسبی تا ان میزان و انداره که (اصلاح طلبان برای نجات رژیم تلاش میکنند)  اصلاح پذیر نیست بلکه از طریق یک انقلاب سازمان یافته قابل تحقق است.

 

 3ـ چه راهکارهایی را برای تشکیل شورای حمایت از جنبش خونین مردم و یا هر نهاد هدایت گر دیگر پیشنهاد می­کنید؟ فکر می کنید در عین حال واکنش نیروهای مختلف شرکت کننده در این خیزش ها ، نسبت به این راهکارها چیست؟

با ایجاد یک تشکل مستقل با برنامه رایکال که در برگیرنده همه نیروهای چپ  با یک پلاتفرم حداقل در جهت همکاری و هماهنگی برای شرکت در مبارزات اجتماعی را امری ضروری میدانم.در چنین شرایطی است که میتوان در روند مبارزه تاثیر گذار بود .

جنبش اجتماعی یک تعریف عام از مبارزه گرایش های مختلف با مطالبات گوناگون است که هر نیروی سیاسی بطور خاص می تواند خود را نماینده بخش معینی از مبارزات  جنبش  اجتماعی تثبیت کنند.

همکاری با سایر نیروهای سیاسی برای رسیدن به مطالبات عام جنبش بودن داشتن یک تشکلات قوی و تاثیر گذار دنباله روی و سپردن میدان مبارزه به ان نیروها از هم اکنون و در نهایت به شکست جنبش منتهی می شود.

داشتن یک تشکل تاثیر گذار بودن شک واکنش نیروهای سیاسی دیگر را بدنبال خواهد داشت ولی هدف از ایجاد این تشکل در گام نخست بورن رفت از پراکندگی و پراکنده کاری نیروهای چپ است نه واکنش این یا ان نیروی سیاسی .

 

 4ـ با توجه به سرکوب­های اخیر و حضور احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، چه راهکارهایی را برای مردم و به ویژه خارج از کشوری ها ارایه می­دهید که مانع حضور وی بر مسند ریاست جمهوری باشد؟ لطفا این راه کارها در مورد مردم ایران و خیل گسترده تبعیدیان و مهاجران ایرانی بیان کنید.

بحث بر سر این یا ان عنصر رژیم نیست حتی اگر هم موسوی رئیس جمهور می شد هیچ تغییری در ماهیت رژیم و ماشین سرکوب گرش ایجاد نمی شد . مبارزه برای افشای جنایات رژیم تا مادامی که در مسند قدرت است  ادامه دارد.افشای بربریت رژیم در خارج مبارزه برای سرنگونی در داخل .

 

5ـ چرا تا کنون اپوزیسیون داخل و خارج کشور نتوانسته­اند یک شورای حمایت از خیزش­های مردمی و جنبش اجتماعی ایران تشکیل دهند تا بتوانند این جنبش را هدایت کنند؟

دلیلش قوی بودن و سازمان یافتگی پوزیسیون رژیم نسبت به اپوزیسیون است .پوزیسیون با همه نیرو و توان خود خواهان اصلاح رژیم از بالا  و جلوگیری هر گونه تغییری از پایین است.و در ان سوی اپوزیسیون ناتوان و پراکنده در انتظار نشسته  کنجکاو خبرها را دنبال میکنند.

 

6- بصورت عمومی نظر و طرز برخورد نیروهای شرکت کننده در این خیزش ها نسبت به یکدیگر را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

7- آیا فکر می کنید، جناح های مختلف حکومتی در پی آمد راهکارهای مختلف نیروهای شرکت کننده در خیزش ها ، عکس العمل های مختلفی ارائه خواهند داد و یا اینکه همانند گذشته سعی خواهند کرد که به یک پارچه گی نسبی دست یابند؟ در این میان آیا نیروهای سرکوب گر متصل به جناحهای مختلف حکومتی ، به روش های مختلفی دست خواهند زد ؟

جناح های مختلف  رژیم بر سر موجودیت وتداوم بقای  نظام  با همه تضاد ها با هم وحد ت دارند.تضادهای دورنی  هیجگاه مانعی جهت وحدت در سرکوب خواست های مردم  در میان جناح های مختلف میان نظام  نشد.گر چه در مواردی اختلافی برسر شکل و میزان شدد سرکوب با هم داشتند نمونه اختلاف بین منتظری و خمینی ولی بر اصل سرکوب مخالفان همواره وحدت داشتند .                                                                                         

روش های سرکوب رژیم و واکنش جناح های دورن ان وابستگی تام به میزان رشد و تعرض مردم به کل ارکان نظام دارد که  زمینه های تشدد تضاد در بالا از یک طرف و گسترش فشار از پایین را از طرف دیگر  فراهم میکنند.

هر چه فشار از پایین گسترده تر و سازمان یافته باشد تضاد در بالا در جهت مقابله برای ان هم بیشتر میشود .جناعی برای جلوگیر از سقوط رژیم  از  ابزار سرکوب شدید تر و خشن تر دفاع میکنند و جناحی هم جهت مهار تعرض مردم به سیاست مقطعه ایی گردن نهادن به مطالبات مردم و به انحراف کشاندن ان  با انها هم صدا میشود . نمونه بارز این هم صدایی موسوی ،خاتمی، رفسنجانی و در مجموع اصلاح طلبان حکومتی هستد که در گذشته نه چندان دور  برای بقای رژیم از هیچ جنایتی فروگذار نکردند . عباس عبدی مامور شکنجه و بازجوی امیر انتظام بود .

 

ک – الوند

k.alvand@yahoo.com

 

با تشکر از شما

گزارشگران

www.gozareshgar.com

 

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com