28.07.09 21:24 Alter: 10 yrs

تقی روزبه: پاسخ به نظرخواهی گزارشگران

Kategorie: Meldungen Links

 

 

در پی تحولات اخیر و خیزش­های مردمی در ایران، از همه­ ی نیروهای فعال اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تقاضا می­شود به پرسش­های زیر پاسخ دهند، بدیهی است که فرآیند این پاسخ­ها در جهت روشنگری و آشنایی بیشترمردم از رویدادهای اخیر خواهد بود و به شرایطی که بتوان به کنشگری آگاهانه ­تر پرداخت، یاری خواهد رساند.

 

1ـ هم اینک مطرح می شود که "عبور از موسوی اجتناب ناپذیر است"، با توجه به رویدادهای اخیر، نظر شما در این مورد چیست؟

دررویدادهای مهم اجتماعی وآنچه که درحال تکوین وتحقق است با قطعیت نمی توان صحبت کرد.چرا که روندهای تاریخی را نبردهای امروزوچگونگی کنش کنشگران اجتماعی-طبقاتی تشکیلای تعیین می کنند.امری که تعین ازپیش نداشته ودرروند تکوین خود می تواند بیافریندو آفریده شود.وگرنه به نوعی تقدیرگرائی وبلاموضوع کردن نقش آگاهی وپراتیک انسانها دراین رویدادهای دچارمی شویم. فی الواقع فلسفه پراکسیس مارکس هم برهمین پیوند متقابل و تعیین کننده آگاهی و عمل اجتماعی تأکید دارد.درهرحال آگاهی بخشی ازپراتیک اجتماعی بوده وتأثیرگذاربرآن است.براین اساس تنها می توان  باتوجه به پتانسیل ها وبه قید احتیاط از احتمالات سخن گفت  وبا شرط وشروط های آن.ازاین منظرتحولات اجتماعی بصورت روندهای گوناگون و گاه متضاد ودرحال کشمکش باهم دیده می شود.دراین مورد مشخص هم، هم ظرفیت ها وپتانسیل فراروی وعبورازموسوی وجود دارد،باتوجه به انباشت مطالبات پاسخ نگرفته 30 ساله اخیروجود دارد،وهم متقابلا تلاش های گسترده ای که برای کنترل جنبش وقراردادن آن درچهارچوب قانون اساسی وظرفیت های مغفول آن(بیان شده توسط خود میرحسین موسوی) به مثابه وسیله ای برای چانه زنی دربالا. درهرحال ما با جنبش خودجوش وتاحدی خود فرمان مواجهیم که فعلا تلاش می کند که موسوی را همراه خود کند.اما بی شک این همراهی بدون تلاش متقابل برای تأثیرگذاری وهدایت جنبش درجهت ادغام آن درنظام  نخواهدبود.

2ـ  با در نظر گرفتن اینکه موسوی همواره تأکید بر حفظ نظام داشته و دارد، آیا ایشان دارای این ظرفیت هست که بتواند با رهبری جنبش سبز، ایران را به آزادی برساند؟

 

خودتأکید یک جانبه  بر جنبش سبز با توجه به رنگارنگی واقعی جنبش یک ناسازه است .یعنی حاکمیت یک رنگ،به مثابه نمادجنبش- می تواند درشرایطی به حاکمیت یک رویکرد وآنچه که درپشت این نماد سبزینه کمین کرده است-منجرشود وازبالندگی نیروهای تحول خواه وساختارشکن موجود دربطن جنبش ممانعت به عمل آورد.این درست است که فشارازپائین وازجنبش به موسوی برای رادیکالیزه کردن وی شدید است،همانطورکه مثلا درنمازجمعه پیشاپیش خطاب به رفسنجانی شعارمی دادندکه سکوت توخیانت است وفشاربه موسوی برای  موضع گیری وحضوردرمجامع اعتراضی و...زیاداست، وبرهمین اساس برخی جریانات حاکمیت نگران باصطلاح بنی صدریزه شدن اوضاع واو یعنی قرارگرفتن اش  دربرابرنظام هستند وبرای ممانعت ازچنین خطری دست بکارشده وبه وی فشارواردمی آورند که مواضع وچهارچوب های مشخص وخطوط قرمزی را تدوین کند و اوهم چنین کرده است.ودرهمین  رابطه-صرفنظرازبیلان عملکرد گذشته وی و پیوندهای شناخته شده اش با نظام ،منشوری که اوو حامیانش دربحبوحه برآمدجنبش درحال تدوین آن هستند  وخطوط اصلی آن را نیزاعلام کرده اند، بخوبی روشن می کند که این خطوط قرمز عبارتنداز عدم عبورازقانون اساسی وهرگونه ساختارشکنی.محدوده مانوروحرکت  حول ظرفیت های باصطلاح مغفول قانون اساسی است.بنابراین اگرموسوی بخواهد رادیکال ترازاین شود باید ازخودش نیزعبورکند واین بدلیل پیوند وی با روحانیت وبخشی ازطبقه سیاسی حاکم ازرفسنجانی تاخاتمی ناممکن است.ولی او بازیرکی تمام تلاش می کند که جنبش-یعنی این تنها اهرم فشارواقعی درشرایط انحصارقدرت توسط رقیب- را باشعارهای توخالی وباصطلاح مردمی بفریبد

 3ـ چه راهکارهایی را برای تشکیل شورای حمایت از جنبش خونین مردم و یا هر نهاد هدایت گر دیگر پیشنهاد می­کنید؟ فکر می کنید در عین حال واکنش نیروهای مختلف شرکت کننده در این خیزش ها ، نسبت به این راهکارها چیست؟ 

کسی نمی تواند برای چنبش باصطلاح سرورهبری به تراشد. این جنبش خودجوش و خودبنیاداست ودرشرایطی که مدعیان دیگر بطورکامل بی خاصیت شده بودند واردمیدان شده است. وبنابراین وامدارهیچ رهبروجریان خردمند ونجات بخشی نیست.بنظرمن نیروهای چپ ورادیکال نیروئی بیرون ازجنبش نیستندو نباید باشند. نبابد ازبیرون به جنش نگاه کرد وبصورت بیگانه و ناتنی با آن برخورد کرد. ماخود بخشی ازاین جنبش هستیم-گیرم که ضعیف وپراکنده- وباید تلاش کنیم که چپ به  بخشی فعال واثرگذارواثرپذیرازاین جنبش اجتماعی تبدیل شود. یک چپ طبقاتی-اجتماعی ودارای پیوندهای ارگانیک با جنبش. وظیفه او تقویت بنیان های خودرهانی وخودحکومتی این جنبش است. او آلترناتیوی جزخودحکومتی مزدوحقوق بگیران و همه زحمتکشان ندارد.بنابراین بهتراست بجای حمایت ازچیزی بیرون ازخود با فرض اینکه بخشی ازجنبش هستیم والزامات این رویکرد حرکت کنیم.اگرچنین شود باید برواقعیت موجود ازیک سو وتلاش برای فرارفرارفتن ازآنها برمدارمطرح شده درفوق ازدیگرسوپای بفشاریم. اگرچنین شود آنگاه معلوم میشود که سکوی حرکت ما تجربه وآزمون درحال انجام مردم وتقویت جنبه های دموکراتیک واصیل ورهائی بخش آن،قرارگرفتن درمتن آن وبرقراری سوخت وسازبا جنبش هم اکنون موجوداست.

 

 4ـ با توجه به سرکوب­های اخیر و حضور احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، چه راهکارهایی را برای مردم و به ویژه خارج از کشوری ها ارایه می­دهید که مانع حضور وی بر مسند ریاست جمهوری باشد؟ لطفا این راه کارها در مورد مردم ایران و خیل گسترده تبعیدیان و مهاجران ایرانی بیان کنید.

بنظرمن امروزه بویژه بین جبهه داخل وخارج دارای تفاوت ماهوی نیست. قرارنیست یکی تابع دیگری باشد یکی نقشه جهبه ودیگری نقش پشت جبهه را بازی کند(البته تفاوت وزن ومیزان تعیین کنندگی بحث دیگری است).هرکدام ازاینها بخش های گوناگون ودارای خودویژگی هستند ازیک جنبشی که که هم وجه داخلی وهم جهانی دارد و می توانند بصورت مکمل وهم آهنگ باهم حرکت کنند.بنابراین وجه داخلی وبین المللی جنبش مبارزاتی ما دووجه ازیک مبارزه واحد هستند.بی شک نیروهای اپوزیسیون  خارج حلقه مناسبی برای اتصال با جنبش های جهانی وسایرکشورهای جهان محسوب می شوند. ازاینروبرقراری پیوند فعال با جنبش های جهانی،تلاش برای برسمیت نشناختن احمدی نژاد والبته هرحکومت غیرمنتخب دیگر،تلاش برای تحریم کمک هائی که برای تقویت ارکانهای نظامی وامنتیی وپلیسی واقتصادی رژیم میشود(مانند ماجرای زیمنس و..)،تلاش برای محاکمه ومحکوم کردن رژیم به دلیل ارتکاب به جرائم وجنایت علیه بشریت،ارسال هئیت های حقوق بشربرای توقف شکنجه زندانیان وسرکوب مردم وپیوند با نسل سوم ایرانیان درخارج وخنثی کردن تلاش اصلاح طلبان برای تفوق وتثبیت وحدت کلمه وهژمونی خود برجبنش وخلاصه ایجاد یک صداوصف نیرومند ومتمایز دردفاع ازمطالبات رادیکال جنبش مردم زحمتکش ازجمله عرصه های مهم است. درهرحال حدواندازه ای برای این مشارکت نمی توان تعیین کردو عرصه بسیاربسیارگسترده ای برای مشارکت فعال درجنبش مردم وتأثیرپذیری وتأثیرگذاری برآن وجود دارد.متأسفانه هم اکنون درخارج کشورتاحدی اصلاح طلبان شکست خورده وامتحان پس داده درداخل بدلایلی خارج ازحوصله این نوشته-دست بالا رادارند. واین درحالی است که چپ هم چون همیشه درطی این سه دهه وبویژه دهه اخیر بیشترین مبارزه وتلاش را داشته است اما بدلیل بیگانگی با فرایند تکوین جبنش وبدلیل بیماری مزمن فرقه گرائی ظاهرا یک باردیگر شاهد تبدیل شدن او هم به  مرغ عزا وهم مرغ عروسی هستیم! شاید هم  با دمیدن نفس گرم جنبش شاهد پوست اندازی چپ موجود وظهورچپی ازتباردیگرباشیم؟انتظارهمزمانی زایمان جنبش وزایمان چپ انتظاربیهوده ای نیست. .چپی که تنها درگرمام گرم مبارزه طبقاتی واقعی می تواند متولدشود وچپی که ازنفس های گرم مردم اعماق وبا مشاهده مارش آنان می تواند جان تازه ای پیداکند.   

5ـ چرا تا کنون اپوزیسیون داخل و خارج کشور نتوانسته­اند یک شورای حمایت از خیزش­های مردمی و جنبش اجتماعی ایران تشکیل دهند تا بتوانند این جنبش را هدایت کنند؟

همانطورکه اشاره کردم این جنبش را باین سادگی نمی توان رام وهدایت کرد. این جنبش خودبنیاداست ووقتی که همه جریانات دیگرسترونی وبی خاصیتی خود را به نمایش گذاشتند وارد میدان شد.بنابراین اکنون نوبت این جریانات است که با الهام ازجنبش بازتولید وبازیابی شوند.ولی نه برای لگام زدن وهدایت جنبش بلکه برای تقویت خودسازمان یابی وخودحکومتی آن.دیگردوران مدل های سوارشدن برگرده جنبش وزائده ساختن آن و اساسا این تصورارسطوئی که مردم به مثابه پیکراند و نخبگان به مثابه سر به سررسیده است. یا آنکه بهتراست بگوئیم برای چپ به سررسیده است چرا که انگاره پیکرو سر،جزئی ازداده های  بدیهی شده وعمیقا رسوب کرده  نظام طبقاتی  وسلسه مراتبی است که سلطه اش  با توجه به ورود به عصرفعال شدن جنبشهای اجتماعی مورد چالش قرارگرفته است.بنابراین چپ واپوزیسیون بجای رهبری باید  به گسست مزمن  بین نسل  خود وجنبش جوانان مبادرت کنند وتبدیل به یک چپ اجتماعی وطبقاتی بشود.

6- بصورت عمومی نظر و طرز برخورد نیروهای شرکت کننده در این خیزش ها نسبت به یکدیگر را چگونه ارزیابی می کنید؟ نسبت به دوخطرمهم که بصورت آفت جنبش عمل می کند باید هوشیاربود:

الف-کلا درشرایط سرکوب دینامیزم یده واحده شدن ووحدت کلام دربرابردشمن زمینه تفوق وسلطه برجنبش را دارد.نیرومندی دریک صدائی تصورمی شود وحال آنکه با تجربه انقلاب بهمن  دیده ایم که این آفت  ازجمله بزرگترین خطراتی است که یک جنبش را درشرایط سرکوب وضعف سنت های دموکراتیک تهدید می کند. بنابراین باید همواره ازتکثر وزنگین کمان بودن و پلورالیستی بودن جنشبش درعین وحدت حول اشتراکات پایه ای دفاع فعال کرد. آینده ازدل آنچه که امروزمی کاریم می روید. آنچه که اکنون عمل می کنیم است که من وشما را می سازد وبه روندهای آتی شکل میدهد. بنابراین به بهانه یده واحده شدن،نمی توان و نباید دموکراسی وآینده جنبش را به خطرانداخت. امروزنیرووتوان اجتماعی ازهمراهی جنبش های اجتماعی گوناگون درعین تکثر زائیده میشوند و نه فرادستی یک گرایش که تجسم آن درشعاریده واحده است.این تنها راه بیمه شدن دموکراسی است.

مساله دوم که ازهمان مساله نخست زائیده میشود باید هشیارباشیم که تحت عنوان مبارزه علیه اسلام حاکم اسلام باصطلاح اسلام نوینی را نیافرینیم ویا به دام آن نیافتیم.البته واکنش های  مقطعی توده ها قابل درک است ولی نبایدبی اعتناازکنارآن گذشت و این روند را ستایش وتقویت کرده و آنها رانهادی کنیم که خود به زنجیری بدست وپای جنبش تبدیل خواهد شد.بخصوص اگردرنطربگیریم که یکی ازمشخصات این جنبش مبارزه علیه تلفیق دین ودولت ومساله سکولاریسم است،آنگاه اهمیت هوشیاری نسبت به افتادن دراین دام چاله  ناشی ازاضطرار،ولاجرم اتخاذ تدابیرلازم عبورازآنها توسط فعالین وعناصرآگاه ترجنبش بیشترمی شود.همانطورکه اشاره کردم جنبش یک ناسازه است و هرانسان آگاه ومدافع دموکراسی واقعی مقوم  وجوه اصیل ورهائی بخش آن هست ونه جنبه های واپسگرا وتوهم آمیزآن.  

 

7- آیا فکر می کنید، جناح های مختلف حکومتی در پی آمد راهکارهای مختلف نیروهای شرکت کننده در خیزش ها ، عکس العمل های مختلفی ارائه خواهند داد و یا اینکه همانند گذشته سعی خواهند کرد که به یک پارچه گی نسبی دست یابند؟ در این میان آیا نیروهای سرکوب گر متصل به جناحهای مختلف حکومتی ، به روش های مختلفی دست خواهند زد ؟

البته امروزه وجوداین راه کارهای متختلف خود را نشان داده است. بسته پیشنهادی رفسنجانی،منشورباصطلاح سبزموسوی که درحال تدوین آن هستند،پیشنهاد رفراندوم و...درکناریک سیاست سرکوب واصراربرانحصارقدرت توسط باند خامنه ای-احمدی نژاد و نزاع  حول مفهوم ولایت فقیه ونقش رای مردم درمشروعیت نظام ویا باصطلاح مقبولیت نظام وفتواهای ریزودرشت مراجع همه همه ازهمزمانی یک بحران انقلابی درکناریک بحران حاد حکومتی حکایت دارند.البته دوعامل این منازعات ودامنه آن را مشروط می کند:

نخست کم وکیف جنبش واینکه تاچه حد تحت کنترل آنان باشد یا نباشد ودوم اینکه جناح حاکم که اکنون مستقیما برزوروقدرت سرکوب خود متکی شده است،تاچه حد برانحصاریک جانبه قدرت پای خواهد فشرد. بنابراین بسته تغیروتحولات دامنه این دوعامل است که واکنش ها وراه کارها موضوعیت خواهدداشت. اگرهرآینه جناح حاکم چراغ سبزی برای مشارکت بزند بالائی بهم نزدیک خواهند شدو یا به میزانی که جنبش، صرفنظرازپتانسیل آن،بطور بالفعل ازخط قرمزهای آنها عبورکند ویا سرکوب نتواند آن را ازنفس بیاندازد،بازهم لااقل بخش مهمی ازبالائی ها برای دفع  خطردرکنار همدیگرقرار خواهند گرفت.                         2009-07-27

  تقی روزبه   www.taghi-roozbeh.blogspot.com

 

با سپاس فراوان از همیاری و مشارکت شما و به امید پیروزی

 

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com