23.07.09 23:34 Alter: 10 yrs

جابر کلیبی: پاسخ به نظرخواهی گزارشگران

Kategorie: Meldungen Links

 



1ـ هم اینک مطرح می شود که "عبور از موسوی اجتناب ناپذیر است"، با توجه به رویدادهای اخیر، نظر شما در این مورد چیست؟

ج- بباور من، موسوی، کروبی و اساساً بحث هایی که برای تدارک انتخابات توسط کاندیداها با آن شدت و حدت بی سابقه جریان یافت و نیز تناقضات و دعواهای پس از انتخابات، آخرین کوشش های یک رژیم وامانده و منزوی شده برای نجات خویش است. همه می دانند که با این افراد که تازه خود از صافی رژیم رد شده و منتخب آن هستند و از همه این ها روشن تر، عوامل مهم اجرایی و سیاسی نظام در سیاه ترین دوران های آن می باشند، هیچ تغییری امکان پذیر نیست. زیرا خود آنها، به عنوان بخشی از این رژیم، نیزهدف این تغییر هستند.

با این همه، میان آنچه طی انتخابات انجام گرفت با آنچه در پس آن رخداد باید تفاوت اساسی گذاشت. تا انتخابات هنوز به نحوی اوضاع تحت کنترل ارگان های اصلی رژیم بود و بهر رو بحث ها در چارچوب قابل تحملی برای نظام جریان داشت ولی پس از آن، بویژه هنگامی که مردم به خیابانها ریختند  و اختلافات درونی اوج تازه ای به خود گرفت، دیگر هیچ ارگانی، از "رهبر" گرفته تا "دوراندیشان" رژیم توان کنترل و به نحوی جمع و جور نمودن اوضاع را از دست داد و ما هر روز با تنش های جدید و شدیدتری در میان ارگانها و افراد حاکمیت روبرو می شویم. در واقع دوران جدیدی در حیات رژیم آغاز شده است که دیگر باز گشت به شرایط پیش از انتخابات را ناممکن ساخته است.

این درست است که انگیزه ابتدایی جنبش، تناقضات و اختلافات درونی رژیم، بویژه اعتراض به نتایج انتخابات بود ولی به دلیل شکنندگی و ضعف نظام وانباشت تضادهای اجتماعی طی 30 سال حاکمیت استبدادی، جنبش در همان آغاز، درعمل این چارچوب را شکست و به سطح مخالفت با کلیت رژیم گذر نمود. این از ویژه گی های نظام های استبدادی است که هر مساله ساده ای بلافاصله تبدیل به حرکتی سیاسی علیه نظام می گردد. باقی ماندن موسوی و کروبی در موضع مخالفت با انتخاب احمدی نژاد، به این دلیل است که به نوعی بتوانند نفوذ خود را در جنبش حفظ کنند تا باین ترتیب از رادیکالیسم جنبش که به سرعت به سمت سرنگونی رژیم سیر می کند، جلوگیری کنند. بنا بر این دینامیسم و خصلت دموکراتیک جنبش نه تنها موسوی و ...، را پشت سر گذاشته است بلکه شعارها و خواست های مطرح شده، از کلیت رژیم اسلامی نیز گذشته و تمامیت رژیم را به زیر سوال کشیده است. درست به این دلیل است که جناح های مختلف بورژوازی در داخل و خارج، با حمایت آشکار قدرت های امپریالیستی و پوشش وسیع رسانه های خبری بین المللی، می کوشند با بسیج نیرو، در حمایت از موسوی، او را به عنوان آلترناتیو در مقابل احمدی نژاد مطرح نمایند و باین ترتیب جنبش را تحت کنترل جناح های رژیم در آورند.

2ـ  با در نظر گرفتن اینکه موسوی همواره تأکید بر حفظ نظام داشته و دارد، آیا ایشان دارای این ظرفیت هست که بتواند با رهبری جنبش سبز، ایران را به آزادی برساند؟

ج- همانطورکه در بالا اشاره شد، موسوی و بقیه کاندیداها، بخش هایی از خود رژیم هستند، از این رو نه ظرفیت و نه رسالت رساندن جامعه به آزادی را ندارند. در مورد چیزی به نام "جنبش سبز" باید یادآوری کنیم که گرچه در آغاز چنین رنگی در میان جنبش دیده می شد ولی به دلیل شرکت توده هایی که به هیچ جناحی از حاکمیت توهم نداشتند و بسیاری حتا در انتخابات شرکت نکرده بودند(منباب نمونه بسیاری که توسط دژخیمان رژیم کشته شده اند، صرفاً از این فرصت برای ابراز تنفر از رژیم استفاده کرده بودند. ندا آقا سلطان تنها  نمونه ای بارز در این میان است) به تدریج رنگ باخت و در این اواخر دیگر کمتر شاهد آن بودیم. بباور من،"جنبش سبز" در داخل و در خارج، جنبشی ارتجاعی و در خدمت حفظ نظام جمهوری اسلامی است.

3ـ چه راهکارهایی را برای تشکیل شورای حمایت از جنبش خونین مردم و یا هر نهاد هدایت گر دیگر پیشنهاد می­کنید؟ فکر می کنید در عین حال واکنش نیروهای مختلف شرکت کننده در این خیزش ها ، نسبت به این راهکارها چیست؟

ج- وظیفه کمونیست ها همواره دفاع از مبارزات اجتماعی و شرکت عملی جهت تحقق خواست های مترقی آنهاست. این وظیفه عمومی اما به معنای نیست که مواضع و مبارزه طبقاتی را ندیده بگیریم. در جنبش های اجتماعی، طبقات و اقشار مختلفی شرکت می کنند و تبعاً هرکدام از آن ها اهداف متفاوت و حتا متضادی را تعقیب می کنند. این تناقضات در نیروهای اپوزیسیون نیز منعکس می شوند وهر جریان بنا بر مواضع سیاسی و جهانبینی طبقاتی خود از این جنبش ها حمایت و در آن ها شرکت می کند. با توجه به این واقعیت است که می بینیم جریانات مختلف، هرکدام بنا بر بینش سیاسی و مسایل طبقاتی خود به حمایت از این جنبش ها می پردازند. هنوز میان نیروهای چپ و کمونیست با نیروهای دیگر، بر سر مساله سرنگونی نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی اختلاف فاحشی وجود دارد. از این رو، کیفیت جنبش در مرحله کنونی آنچنان نیست که بتوان برای حمایت از آن یک شورا یا یک سازماندهی متحد ایجاد کرد. اما هنگامی که جنبش در ایران، بویژه جنبش کارگری و اقشار زحمت کش، به رشد و انسجام معینی رسید و دینامیسم طبقاتی آن متبلور شد، می توان حول آن ابزارهای مشخصی سازماندهی نمود. بدون تردید، در آن دوران بسیاری از نیروهای راست و بورژوا، میدان مبارزه و صحنه دفاع از جنبش را خالی خواهند نمود و به احتمال زیاد به صفوف ارتجاع خواهند پیوست. هرچه مبارزه رشد بیشتری کند، به همان نسبت مبارزه طبقاتی برای تعیین سرنوشت جامعه نیز شدت و حدت بیشتری می گیرد.       

 

 4ـ با توجه به سرکوب­های اخیر و حضور احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، چه راهکارهایی را برای مردم و به ویژه خارج از کشوری ها ارایه می­دهید که مانع حضور وی بر مسند ریاست جمهوری باشد؟ لطفا این راه کارها در مورد مردم ایران و خیل گسترده تبعیدیان و مهاجران ایرانی بیان کنید.

ج- تصور می کنم مساله اساسی جنبش فراتر از احمدی نژاد و موسوی است و حضور یا عدم حضور او بر مسند ریاست جمهوری تغییر چندانی در شرایط دیکتاتوری حاکم نمی دهد. کما این که تکیه خاتمی به عنوان اصلاح طلب بر مسند ریاست جمهوری اسلامی، علیرغم لاف و گذافهایی که در جریان انتخابات زد، نه تنها تغییری در شرایط استبدادی حاکم نداد بلکه ترور و خفقان را نیز شدت بخشید. ترورهای جمعی و فردی، قتل های زنجیره ای، سرکوب خونین جنبش دانشجویی و ...، در دوران ریاست جمهوری "اصلاح طلبان" اتفاق افتاد. بنا بر این مساله بر سر این یا آن فرد و این یا آن ادعا نیست، مساله بر سر نظامی است که اصلاح پذیر نیست. آنچه می توانم در پاسخ به این سوال می بگویم، این است که در شرایط کنونی، کوشش برای سازماندهی نیرو و توان انقلابی در داخل و خارج برای درهم شکستن پایه های اصلی رژیم، در داخل و در خارج اهمیت اساسی دارد. فراموش نکنیم که رژیم مزدوران زیادی در همه زمینه ها درخارج از کشور دارد که اهمیت مبارزه با آن ها کمتر از مبارزه علیه رژیم در داخل نیست.

5ـ چرا تا کنون اپوزیسیون داخل و خارج کشور نتوانسته­اند یک شورای حمایت از خیزش­های مردمی و جنبش اجتماعی ایران تشکیل دهند تا بتوانند این جنبش را هدایت کنند؟

ج- این که چه ابزاری برای حمایت از خیزش های مردمی و جنبش های اجتماعی ضرورت دارد و نیز چگونگی تشکیل آن، صرفاً مساله ای تئوریک نیست بلکه در عینحال و پیش از هر چیز مساله ای عملی است که رشد و تکامل جنبش آن را در دستور کار قرار می دهد. همانطور که در پیش اشاره کردیم شرایط کنونی جنبش هنوز به آن درجه نرسیده که شرایط چنین ابزاری را فراهم کند. در این میان اهمیت به میدان آمدن زحمت کشان، بویژه طبقه ی کارگر، به عنوان تنها آلترناتیو دموکراتیک در مقابل رژیم اسلامی اهمیت اساسی دارد. هنگامی چنین جنبشی با سیمای طبقاتی روشن، در مقابل رژیم حاکم شکل گرفت، این جنبش می تواند محور اصلی و مادی وحدت ها و سازماندهی ها گردد. فعلاً و تا آن زمان می توان در سطوح مختلف به حمایت از جنبش پرداخت. وظیفه اصلی ما در خارج از کشور در عین دفاع از مبارزات مردم در داخل، مبارزه با جریانات و افرادی است که می کوشند به انحاء مختلف سدی درمقابل حرکت جنبش به سوی سرنگونی تمامیت نظام حاکم ایجاد کنند. شما حتماً از اعتصاب غذای گنجی و فعالیت فرصت طلبانی که بوی کباب به مشامشان خورده و به دنبال گنجی افتاده اند، اطلاع دارید. خیل خواننده ونوازنده و فیلم ساز و شاعر به دنبال گنجی روان گشته اند تا از او یک قهرمان ملی و دموکراتیک بسازند. این ها همه کوشش هایی است که در سطوح مختلف برای جلوگیری از حرکت جنبش به سمت سرنگونی رژیم انجام می گیرد.

از جانب دیگر، متاسفانه در برخی جریانات مدعی چپ، هنوز مساله سرنگونی و خصلت فاشیستی رژیم سرمایه داری حاکم بر ایران، علیرغم تبلور آشکار آن در جنبش های اجتماعی روشن نیست و برخی در این مورد تردیدهایی دارند. در مورد خصلت فاشیستی رژیم کافی است به صحنه هایی که مزدوران رژیم در سرکوب وحشیانه تظاهرات آفریدند و در واقع تجسم کامل فاشیسم است، نظری بیافکنیم تا عمق بربریت و ددمنشی رژیم اسلامی را دریابیم. تا زمانی که چنین تردیدهایی وجود دارد، نمی توان یک جبهه ی وسیع و موثر در خارج، در حمایت از جنبش داخل سامان داد.       

6- بصورت عمومی نظر و طرز برخورد نیروهای شرکت کننده در این خیزش ها نسبت به یکدیگر را چگونه ارزیابی می کنید؟

ج- این بسیار طبیعی است که در جنبش وسیعی که هماکنون در جامعه جریان دارد، بینش ها و مسایل سیاسی و طبقاتی متفاوت و متضادی مطرح شود. و این نیز عجیب نیست چنانچه هر طبقه و هر جریان سیاسی- اجتماعی  بکوشد تا مهر خود را بر این تحولات بزند. با این همه نمونه هایی در خارج و داخل وجود دارد که نشان می دهد جریانات بورژوایی می کوشند با استفاده از محملهای غیر دموکراتیک، شایعه پراکنی و دامن زدن به جو ضد کمونیستی، نیروهای کمونیست و جریانات چپ را منزوی سازند.    

 

7- آیا فکر می کنید، جناح های مختلف حکومتی در پی آمد راهکارهای مختلف نیروهای شرکت کننده در خیزش ها ، عکس العمل های مختلفی ارائه خواهند داد و یا اینکه همانند گذشته سعی خواهند کرد که به یک پارچه گی نسبی دست یابند؟ در این میان آیا نیروهای سرکوب گر متصل به جناحهای مختلف حکومتی ، به روش های مختلفی دست خواهند زد ؟

ج- بدون تردید و هنگامی که مبارزات اجتماعی در روند رشد خود تمامیت رژیم را هدف گیرد، آنوقت اغلب جناح ها برای جلوگیری از مرگ محتوم خود دست به عکس العمل هایی متحد خواهند زد. البته در این روند، احتمال بسیاری جابجایی ها و گسست ها وجود دارد.    

  با سپاس فراوان از همیاری و مشارکت شما و به امید پیروزی


Gozareshgar
info@gozareshgar.com