14.10.20 21:00 Alter: 11 days

امین بیات: سیاست جهانی دولت چین با سیاست امپریالیستی آمریکا برابر است

Kategorie: Meldungen Links

 

 

Bayat.a@freenet.de

https://www.facebook.com/amin.bayat.9

 

ددولتهای چین و روسیه با حمایت از دولتهای کشورهائی مانند  ایران، ونزوئلا، عراق ، لبنان  ، کویت و امثالهم درتبعیت ازعملکرد" موفق"امپریالیسم جهانی ، که با تنظیم سیاست های پشت پرده وبا  بستن قراردادهای اسارت باربا حکومتهای دیکتاتوری، میروندکه سلطه حزب کمونیست چین ودولت روسیه  را با ترفند های دروغین کمک رسانی وتامین حقوق بشروبهبود بخشیدن به اقتصادهای ورشکسته، به پیمان نامه هائی بدون رضایت شهروندان این کشورها ، انعقاد کنند.

دولت چین و روسیه بخاطرمنافع سرمایه و بهره بردن سود بیشتر حقوق بشر را لگد مال میکنند، و از جمهوری اسلامی  حمایت میکنند تا به سرکوب ، دستگیری، زندانی کردن، شکنجه  و اعدام  هزاران ایرانی به حکومت تروریستی خود ، ادامه دهند.

درجهان "سرمایه داری شرق" سه قدرت بزرگ اقتصادی،  سیاسی و نظامی  در پیمانهای  " بریگس" ، "شانگهای"،و" اروآسیا "شکل نهادینه بخود داده اند، تا ازروابط وضوابط" بانک جهانی" و" صندوق بینالمللی پول"عقب نمانند، درپیمان"بریکس"،قدرت اقتصادی چین،قدرت نظامی روسیه،چشمگیرند ودوستون اصلی آنرا تشکیل داده اند،، ستون سومآن جمعیت میلیاردی آسیا وآفریقااست، سرمایه عظیم بانک" بریگس"توسط دولت چین تامین شده، است، که  توسط  ارتش های  چین  و روسیه پشتیبانی و تضمین میشود.  دادن وامهای درازمدت با بهره ی کم به صاحبان سازندگان شبکه های پل سازی ، راه و ترابری،  سدسازی،آبراها جهت تامین کشاورزی و... ، از وظایف اولیه ی بانک بریگس، میباشد. این همه قدرت سرمایه یکجا درمقابل کلان سرمایه داری آمریکا ، اروپا و" ناتو " (بانک جهانی و صندوق بین المللی پول) در شرق عقب مانده،  صف آرائی سیاسی ،نظامی و سرمایه داری کرده تا به وضع زندگی میلیونها انسان  درمانده و جنگ زده، با رژیمهای مستبد ودیکتاتوری ،" اسلامی" و" کمونیست"به پیشرفت صنعتی وکشاورزی وازهمه مهمتر تضمین صلحدرجهان با برقراری توازن قوا در ارتباط با سرمایه و تجهیزات نظامی همراه با شکوفائی وآبادانی درشرق دربرابر غرب مدرن که مجهزاز لحاظ سرمایه داریبا صادرات وسائل صنعتی، نظامی وغذائی میباشد ، تدارک دیده اند. "بریگس" در واقع یک پیمان اقتصادی بانکی  سیاسی و نظامی است که ده سالیست کارخود را شروع کرده وهرروزآنرا توسعه میدهد. نمونه پیش نویس قرار داد 25 ساله با ایران است،بانک  "بریگس" با سرمایه اولیه ازکشورهای روسیه، چین ،هندوستان،برزیل، آفریقای جنوبی تشکیل شده است و درعرصه های سیاسی،فرهنگی،هنری، ورزشی و...تبدیل به بلوکی تعیین کننده درمقابل جهان سرمایه داری شده است، کشورهای درون پیمان"شانگهای" و"اروآسیا" پایه های اقتصادی،نظامی بانک "بریگس " را مستحکم کرده اند.  اهداف بانک بریگس: ار آنجا که دراروپا وآمربکا صنعت وانقلاب الکتریکی پیشرفته است . ودرآمد بخش زیادی ازبازار صنعت جهان را بخود اختصاص داده و سودکلان ازآنمیبرد،"بریگس "میخواهد با اروپا و آمریکا درانقلاب الکتریکی وصنعت انفورماتیک درسودبیلیونی خود راسهیم کند، تا بتوانند آفریقای عقب مانده و کشورهای خاورمیانه راازوابستگی به اروپا وآمریکا نجاتداده وسلطه چین با روسیه رابه طورسرسام آوری به پهنای آفریقا و آسیا ،گسترش دهند. بریگس در برنامه اش ادعا میکند که مخالف سیاست تحریم اقتصادی و حمله نظامی میباشد."بانک بریگس" مخالف مفاد مندرج در آئین نامه"سازمان ملل متحد"است،بریگس میگوید سیاستی علیه تعرفه های گمرکیکه درواقع از جانب ایالات متحده آمریکا  طرح برنامه ریزی،وعلیه دولتهای ضعیف بهاجرا گذاشته میشود،دارد. و امروزجهان شاهد اینگونه تحریمها قرارگرفته است. سرمایه ی اولیه ی بانک "بریگس"بالغ بریکصد میلیارد دلارمیباشدو در برابرکم کردن نقش دلاروارد اقتصاد جهانی  شده و همین استقلال او را درعرصه ی بینالمللی از جذابیت بزرگی بر خوردار نموده  است. قرار است ، توسط  "بانک بریگس"در چین و روسیه تغییرات  اساسی در سیستم مالی و بانکی به وجود بیاورند، و درسرمایه گذاری وزیرساختار کشوها ی عضو،به یک شکل هماهنگ دست بیابند، تا بتوانند با" صندوق بین المللی پول" و" بانک جهانی" به "مقابله" بر خیزند وهژمونی آنرا در رابطه باحد اقل کشورهای آسیا و آفریقا ازآن خود کنند. البته که دولت  "کمونیستی چین"  میگوید قصدش  حمایت از کشورهائی است که در حال رشد میباشند ، است.


بانک اقتصادی جدید بریگس، با تاسیس بانک توسعه ی مشترک چند کشور ( چین - روسیه – برزیل- هند و آفریقای جنوبی) جهت افزایش همکاریهای  اقتصادی  و زورآزمائی سرمایه و عملکردآن مقابل  سرمایه ی بانک جهانی که سرمایه مالی آن در اختیار آمریکا میباشد، قرار گرفته است.     
نقش دلارکه درمبادلات سرمایه درجهان(خرید و فروش) تعیین کننده است ، ازپایان جنگ  دوم جهانی ببعد بعلل آسیب هایفراوان جنگ به کشورهای جنگ زده که  قادر به بازسازی نبودند، بعلت  نداشتن توان مالی ، وآمریکا به آنها دربازسازی کشورشان کمک کردوبا دلارخود زیرساختاراروپا را ترمیم، سازماندهی ورونق اقتصادی بوجودآوردند ، درآن دوران آمریکائیها توانستند  به وسیله ی تاسیس  "صندوق بین المللی  پول" و "بانک جهانی" سلطه خود را گسترش دهند ، و در دراز مدت مرز های سرمایه رادر مسیر اهداف  بانک از میان بر داشته تا به جهان با قدرت سرمایه حکم برانند وخود را ابر قدرت جهان بخوانندوهر کشوری که سرمایه دار بود و سرمایه و سیاست عملکردش در مسیر اهداف  آمریکا یا با بانک جهانی نمی خواند  با آمریکا دچار درد سر میشد ،آمریکا بعنوان ابر قدرت جهان در هر نقطه ازجهان که برایش منافع داشت هژمونی سرمایه را وارد کرده وبا قدرت نظامی از آن محافظت نموده  تا بتواند سلطه ی خود را دائمی کرده و ثروتهای کشورهای آسیائی ، آفریقائی را ازآن خود قلمداد، کند، این سیاست امروزدردستورکارحزب کمونیست چین نیز قرارگرفته. در کشورهای در حال توسعه و آنهائیکه زیر پوشش آمریکا وغرب و بانک جهانی نمی رفتند و منافع  مشترک نداشتند مورد تحریم  قرار میگرفتند ، نمونه های  اخیر این تحریمها  روسیه  بود که منجربه  فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، گردید، نمونه  امروز تحریمهای  ایران و ونزوئلا است، که  میرود منجر به سقوط و فروپاشی اقتصادی هر دو کشور گردد.                                                                       

هدف جهانی سازی سرمایه توسط بانک جهانی اینگونه بود که بدلیل  حرکت جهانی سرمایه و تجارت  ، همراه با منافع کلان ،توانستند نفوذ بانکی و سرمایه را آنقدرگسترش دهند که هیچ  کشورو دولتی  نتواند درمقابل اهداف و زورگوئیهای آمریکا  واروپا ، مقاومت کند، و دولت چین را به هوس انداخت تا دامنه کشور گشائی وسلطه بر کشورهائی نظیر ایران را با ترفند های شناخته شده ی سرمایه داری که درتنگنای اقتصادی درحال مرگ است را با بستن قرارداد استعماری به زیرسلطه حزب کمونیست در بیاورد.

 "بانک جهانی" شرکتهای خصوص درجهان را برای بردن سودبیشتر، بکارمیگیرد، واز دولتها ئی ورشکسته نظیرایران را در "مقابل بانک جهانی"بر سر دو راهی قرار می هند ، و اینگونه دولتها را اگرسود بیشترو حکومت درازمدت تر، میخواهند باید تابع بانک جهانی و مقررات ودستورات ویژه او باشند، و اگر اوامر سرمایه را اجرا نکنند مورد تحریم و جریمه  قرار خواهند گرفت ،و بدینوسیله اگر نه پذیرند ضررکردهو در نهایت ورشکسته خواهند شد، و با اعتراضات مردم بیکار و گرسنه  روبر خواهند شد، که امروز ما شاهد چنین اوضاع و احوالی در ایران، هستیم.                                                                                          نمونه بارز دیگر تحریم ها ی اخیر علیه ایران میباشد که توسط آمریکا و بانک جهانی و" سازمان ملل متحد"به اجراء در آمدند و قادر خواهند بود اگر ایران اوامر بانک جهانی را اجراء نکند ،اقتصاد آنرا از بین ببرند وحتی دولت را به ورشکستگی کامل بکشانند، تحریم ها علیه ایران اثر مخرب خود را گذاشته، عملی شده ، وکلیه ارگانهای اقتصادی در ایران بانکها( مرکزی – ملی و...) رادچار سردرگمی و چکنمکرده اندو ارزش ریال به کمترین دوران خود رسیده است، دلار بالای سی هزار تومان ، که مجددا مواجه با تحریم 14 بانک دیگر شدند، هسته یاصلی ترین منابع اقتصاد ایران (نفت-گاز-مواد پترو شیمی-مواد خام معدنی و... میباشند که با اجرای تحریم ها همه درآمداین منابع  خشگ  شده  و ایران  قادر نخواهد بود نیازهای مورد احتیاج جامعه هشتاد میلیونی را برآورده کند، و بسرعت دولت دچار اختشاش وسردرگمی وملت  دچار فقرو گرسنگی خواهند شد،وحتی دولت  جمهوری اسلامی میگوید از ماه آینده قادر به پرداخت حقوق باز نشستگان، نیست.

" صندوق بین المللی پول" و" بانک جهانی"  در تلاش  برای اینهستند که در ایران مانع از شکل گیری یک شیوه تولید ثروت و صنعت گردد تا درمواقع حساس،  نمونه تحریمهای امروز دولت نتواند نیازهای داخلی را تولید وتامین کند، همچنین باعث این میشوند که درجامعه مانع هر گونه شکل گیری سیستماتیک  با شیوه تولید ملی،شود.یکی از اهداف بریگس در مقابل تحریم های آمریکا و اروپا ، گسترش تجارت و روابط  مالی خرید و فروش و پرداخت با یورو  یا واحد پولی دیگر(یوان چین یا روبل روسیه) است که میتواند اهرم فشار مالی" بانک جهانی" را کاهش دهد.، که در دستور کار بانک بریگس حتمن قرار، دارد."بانک بریگس" تقریبا نصف جمعیت جهانوسرمایه آنرا میتواند دراحتیار داشته باشد،و با این توازن سرمایه و قوا ی نظامی میتوانند اگر بخواهند،عهده دار صلح جهان بشوند.                                                                                    کشورهای تشکیل دهنده بانک بریگس با آگاهی به اینکه خیلی ازکشورهای درحال رشد دیگر به" بانک جهانی" اعتماد ندارند ، اقدام به ایجاد این بانک و صندوق پولی این کشورها نموده اند  تا  باصطلاح موازنه عملکرد سرمایه را در جهان، ایجاد کنند.

موازنه ی عملکرد سرمایه توسط بانک جهانی یا توسط بانک بریگس نباید تفاوتی داشته باشد،بلکه هر دوبه استثمارو چپاول سرمایه وثروت کشورهای ضعیف مبادرت میورزند. یعنی دولت چین کمونیست به امپریالیست ارتقاء مقام یافتهو با همکاری و با برنامه ریزی با همکاری روسیه امپریالیستی،یعنی نظام بانکی جدید  قرار است رل "مدیریت اقتصاد جهانی"را بازی کند، آیا همانطور که کشور های جهان مدرن سرمایه داری در دوران تسلط" بانک جهانی "و" صندوق بین المللی پول"،جهان را در گرو سلطه ی امپراطوری سرمایه گرفتند ، نیم  دیگر جمعیت جهان  به اسارت بانگ بریگس  توسط چین و روسیه، در خواهد آمد؟

 اختلاف  در آمد سرانه در هر کشوری بستگی به پیشرفت و توسعه یافتگی بافت اقتصاد  دارد. شکاف اقتصادی میان ثروتمند وفقیربین مردمان کشورهای عقب نگهداشته شده ومقابسه ی آنبا کشورهای پیشرفته هرروز درحال افزایش است، وتوسط آمریکا ، چین و کشورهای اروپائی برنامه ریزی، میشوند.  برنامه اقتصادی" بانک جهانی" و "صندوق بین المللی پول" بنا برادعایشان نتوانستند و نمیخواستند ریشه فقرو اختلاف طبقاتی را از میان بر دارند، کلیه نابسامانیها و ریشه ی تمام بحرانها ی اقتصادی زیر سرهمین "بانک جهانی "و" صندوق بین المللی  پول" است،  و" بانک بریکس" هم به آنها جهت چپاول ثروت مردم جهان اضافه شده، میانگین در آمد سرانه در کشورهای پیشرفته ازچهلهزار دلار شروع میشود درسال وهمین میانگین درکشور های عقب نگهداشته شده ازهفصد دلار درسال شروع میشود . "صندوق بین المللی پول" ازشرایط حاکم بر هرکشوری گزارش سالانه تهیه میکند  و در اختیار سرمایه داران برای سرمایه گذاری  قرارمیدهد که اولا اطمینان از سرمایه گذاری داشته باشند و ثانیا سود کافی عایدشان شود و وامها با تضمین دولتها داده میشود و با افزایش نرخ بهره که عملا باعث نابودی امکانات اقتصادی داخلی آنکشور وام گیرنده است، میشوند.                                                      


در رابطه با دادن وام جهت حفظ و رشد سرمایه ،" صندوق بین المللی پول" ، کشور ها را مجبور به بر قراری قوانین ضد انسانی میکنند که دولت مربوطه کمترین دخالت رادرنقش اقتصاد خود  نداشته باشدو درازدیاد تورم و گرانی و تشدید فقر وبیکاری نقش بر جسته ایفا میکند،و بیشترو عملا اقتصاد این کشورها ی وام گیرنده  را با نا بسامانی در گیر کرده  و موجب افزایش فلاکت و بد بختی و فقر شده اند، به استثمار افسار گسیخته ی کارگران و زحمتکشان بیرحمانه  مبادرت میورزد،  دامن به فساد  اداری دولتها زده و هیچ  خدماتی به رایگان انجام، نمیدهد.                                           "صندوق بین المللی پول" ،" بانک جهانی" و "بانک بریگس" درخدمت کشور های ثروتمند سرمایه داری است وسرنوشت اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان را به دست گرفته اند و در امور کشور ها دخالت مستقیم میکنند.زمانیکه کشوریدرگیرمشگلات اقتصادی ومالی میگردد که ناشیاز سیاست پولی ضعیف میشوند، اقدام به مداخله گریکرده ودرروند رفا ه اقتصادی تاثیر سوء و منفی میگذارند ،این صندون در شرایط بحرانی  گریبانگیر  هر کشور، رل  دو بهم زنی و افزودن هیزم خشگ به آتش را دارند، سعی میکنند اوضاع را از آنچه هست وخیم تر جلوه دهند، سیاستهای  آگاهانه ی پولی توسط این صندوق بحران های جوامع درگیر راعمیق تر میکنند و آن کشور را به ورشکستگی سوق میدهندوجامعه رابه سوی صرفه جوئی وریاضت کشی تشویق مینمایند، همچنین سیستم های اقتصادی را تحت نفوذ خود قرار میدهند . "صندوق بین المللی پول"و" بانک جهانی" و " بانک بریگس" دولتها را  بر اساس میزان تبعیت  و فرمان برداری  اقتصادی ازنسخه های پیچیده شده  صندوق با درجه بندیهای مخصوص بخود انتخاب میکنند واگردولتی  مخالف باشد به او بر چسب نداشتن مدیریت اقتصادی می چسبانند. کشور ها ئی که در بحران مالی واقتصادی قرار میگیرند ، در برابر سیاستهای  اقتصاد آزاد سازی بازار، باز پرداخت وام را تمدید و طولانی مدت تر میکنند که خود باعث خرابی بیشتر بافت  اقتصاد آن کشور میگردد، معمولا" صندوق بین المللی  پول" وامی که به کشورها میدهد  تحت  شرایط خاص وبا اجرای سیاستهای  دیکته شده است، آیا چین و روسیه از این قاعده مستثنی هستند؟ بطور حتم نه و ازهمان سیاست چپاول پیروی خواهند نمود.، نمونه بارز آن پیشنهاد قرار دادد اخیرشان با ایران است.

 در زمان تاسیس "صندوق بین المللی پول "آمریکا با سهم سی در صد  دارای حق وتو بود و امروز از سهم شانزده درصد بر خوردار است ، و از کجا معلوم که چین وروسیه همین روش رادر "بانک بریگس"پیشه نکند، تا از حق وتو بهره مند شوند.

13.102020

 

 

 

 

 

 

 

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com