12.10.20 23:02 Alter: 13 days

مهدی ضمیری: آتش ‌بس در قره ‌باغ برنده ارمنستان یا آذربا یجان

Kategorie: Meldungen Links

 

19 مهر 1399 - 10 اکتبر 2020

 

احتمال رویارویی نظامی ترکیه با روسیه در زمینه درگیری اخیر موجب نگرانی‌هایی گسترده شده است  جمهوری آذربایجان به شکلی روشن به اروپا نشان داد که قره‌ باغ نه فقط یک اختلاف مرزی بلکه یک بحران مرتبط با موضوع امنیت انرژی قاره  اروپاست

دو خط لوله انتقال نفت و گاز از جمهوری آذربا یجان به اروپا، هر دو از مناطقی عبور می ‌کنند که با مرز مناطق مورد مناقشه و در واقع همان خط مقدم یک جنگ تمام عیار فاصله بسیار کمی دارند. مسئاله قره ‌باغ ابعادی فراتر از اختلاف میان دو کشور در منطقه قفقاز دارد

اختلاف بر سر قره ‌باغ به دشمنی عمیقی میان جمهوری آ ذربایجان و ارمنستان که با هم همسایه هستند بیشتر دامن زد جمهوری آذربایجان و ارمنستان بعد از نزدیک به دو هفته درگیری نظا می بسیار شدید بر سر منطقه قره‌ باغ‌ با میا نجیگری روسیه به آتش ‌بس دست یافتند آتش ‌بسی که از روز شنبه اجرای آن آغاز شد.

این درگیری نظامی اگرچه کوتاه بود اما شدید ترین درگیری میان د و کشور از زمان آتش ‌بس جنگ سال 1994 محسوب می ‌شد. این در حالی است که در تمام این سالها هر دو کشور درگیری‌های پراکنده‌ ای داشته ‌اند. اختلاف جمهوری آ ذربایجان و ا رمنستان بر سر منطقه کوچکی است که شاید به سختی در نقشه جهان دیده شود اما در عین حال درگیری اخیر نشان داد که این اختلاف زمینه‌ ای جدی برای تبدیل شدن به یک جنگ تمام عیار دارد آن‌هم جنگی که می ‌تواند پای ترکیه به عنوان عضو ناتو روسیه به عنوان یک قدرت اتمی و حتی ایران به آن باز شود:

آتش ‌بسی که به دست آمده در این مرحله بسیار محد ود است و بر اساس بیانیه وزارت خارجه روسیه تنها شامل چهار بند پایه ‌ای است از جمله تبا د ل زندانیان جنگی و لزوم مذاکرات بیشتر در چارچوب گروه مینسک. اما تا همین‌ جا این درگیری که در این مدت کوتاه دست کم  400 کشته شامل غیرنظامیان و کودکان بر جای گذاشته و هزاران نفر را آ واره کرده چه دستا وردی برای دو طرف داشته آیا اصولا این درگیری برنده‌ای تا این لحظه داشته درگیری نظامی اخیر اهداف نظامی مشخصی نیز دارد.

اگر دلیل این جنگ اختلاف مرزی و ادعای مالکیت بر سرزمینی مشخص است در ظاهر ارمنستان برنده است چرا که جمهوری آ ذربایجان در نهایت موفق نشد مناطق تحت کنترل جدایی ‌طلبان را از دست آنها خارج کند. به بیان دیگر نقشه این اختلاف به دلیل این دو هفته درگیری تغییری نکرد و ظاهرا جمهوری آرتساخ با ادعای استقلال از آذربایجان، همچنان در منطقه قره ‌باغ بر سرکار است.

اما بحران قره ‌باغ و اختلاف دو کشور مساله ‌ای چند لایه و پیچیده است و به همین دلیل قضاوت درباره نتایج این درگیری نظامی شدید به سا دگی بررسی نقشه درگیری نیست. و چه بسا به دلیل همین پیچیدگی نیز در حال حاضر نه باکو خود را در موضع بازنده می ‌بیند و نه ایروان خود را برنده این درگیری می ‌خواند.

نخستین نکته مهم در ارتباط با آتش بس این است که این یک آتش ‌بس دائمی و تثبیت شده نیست. برعکس این آتش‌ بس در واقع مقدمه ‌ای است برای مذاکرات بیشتر که می‌ تواند به نتیجه نرسد و هر لحظه آتش‌ بس به پایان برسد. بیانیه وزارت خارجه روسیه به مذاکره با حضور روسای گروه مینسک اشاره کرده که به معنای مذاکراتی پنج‌ جانبه با حضور آذربایجان، ارمنستان، روسیه، آمریکا و فرانسه خواهد بود. هم جمهوری آذربایجان و هم ارمنستان، در جغرافیای سیاسی و اقتصادی ، عضو قاره اروپا محسوب می‌ شوند و همین موضوع نیز موجب می ‌شود تا نه تنها از نظر ساختاری نهادهای مرتبط اروپایی با حساسیت این درگیری را دنبال کنند، بلکه سران دو کشور نیز در عملکرد بین‌المللی احتیاط‌ های ویژه‌ای را در نظر بگیرند.

به همین دلیل برای جمهوری آذربایجان  پیمودن مسیری شبیه به آنچه ارمنستان در دهه  90 طی کرد آسان نیست. در آن جنگ گروه بزرگی از شهروندان جمهوری آذربایجان از مناطق جنوب شرقی این کشور ‌آواره شدند و اتهاماتی در سطح کشتار و پاک ‌سازی نژادی علیه دو طرف مطرح شد.

فارغ از اینکه اصولا آیا جمهوری آذربایجان قدرت نظامی کافی را برای تصاحب کامل قره‌ باغ در مدت زمان کوتاه دارد یا نه اصولا این استراتژی مسیر بسیار پرهزینه ای است. سرنوشت ارمنی‌های قره ‌باغ و شهرهای اطراف مساله ‌ای نیست که جمهوری آذربایجان بتواند به آسانی از کنار آن عبور کند. حتی ترکیه نیز که هنوز بعد از بیش از یکصد سال با مساله نسل ‌کشی ارامنه در مجامع بین‌المللی دست و پنجه نرم می ‌کند، در حمایت نظامی همه‌جانبه از جنگی که در جریان آن هزاران ارمنی کشته و آوا ره شوندباید عوامل بیشتری را  در نظر بگیرد.

از ابتدای درگیری و شدت گرفتن آن پیشروی همه جانبه نظامی به داخل قره ‌باغ و کنترل شهرهای ارمنی ‌نشین، یکی پس از دیگری گزینه‌ راهبردی قابل اتکایی به عنوان یک هدف نظامی کوتاه مدت برای جمهوری آذربایجان محسوب نمی شود.

این بدان معنا نیست که جمهوری آذربایجان در تبلیغات جنگی مساله بازپس گرفتن این مناطق را از مسیر نظامی مطرح نکند. کما اینکه الهام علی‌اف، رئیس‌ جمهوری آذربایجان در سخنرانی‌ها تا آخرین روز درگیری کمترین حد عقب ‌نشینی در این زمینه  را از خود نشان نداد و بارها پافشاری کرد که باکو از پایان دادن به اشغال از مسیر نظامی ابایی ندارد. با این وصف او چرا پیش از پایان دادن به اشغال با آتش ‌بس موافقت کرد؟ از زمان آتش‌ بس میان دو کشور در دهه 90 میلادی اختلاف بر سر قره‌ باغ به مرور مسکوت گذاشته شد.

در روابط بین ‌الملل، درگیری یخ ‌زده به اختلافات نظامی اطلاق می‌ شود که بدون نتیجه‌ گیری قطعی و رسیدن به یک پیمان صلح به پایان می ‌رسند، اما ریشه‌های اختلا ف حل نمی ‌شود. قفقاز در حال حاضر یکی از مراکز بزرگ درگیری‌های یخ ‌زده جهان است و در این منطقه سه جمهوری خود خوانده وجود دارند که استقلال آنها از سوی جامعه بین ‌المللی به رسمیت شناخته نشده است. اما در عین حال کنترل آنها نیز در دست دولت مرکزی نیست.

جمهوری آرتساخ (در کنار جمهوری اوستیای جنوبی و جمهوری آبخاز هر دو متعلق به گرجستان) یکی از این درگیری‌های یخ‌ زده محسوب می ‌شود. این واحد سیاسی عملا ادامه تشکیلات استان قفقاز کوهستانی است که حدود 70سال در دوران اتحاد جماهیر شوروی از امتیاز خود مختاری برخوردار بود و بعد از جنگ ارمنستان و جمهوری آذربایجان موفق شد از راه پیشروی نظامی مناطق بیشتری را در جنوب غربی جمهوری آذربایجان به زیر کنترل خود در آورد.

موضع اصولی ارمنستان، نه الحاق بخش‌هایی از خاک جمهوری آذربایجان به خاک خود بلکه حمایت از ارمنی‌هایی است که دهه‌ها در دوران اتحاد جماهیر شوروی به عنوان استان قفقاز کوهستانی از خود مختاری برخوردار بودند و اگرچه بر اساس تقسیمات رسمی بخشی از جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان محسوب می‌ شدند، اما پیش از فروپاشی شوروی استان جدا از باکو بودند.

اگرچه هنوز روشن نیست که آتش ‌بس اخیر دنباله ‌دار خواهد شد یا نه اما جمهوری آذربایجان در پی این دو هفته خونبار دست ‌کم به یک دستا ورد روشن و مهم رسید و بار دیگر مساله قره ‌باغ روی میز آورد. آن هم نه به عنوان یک اختلاف به ظاهر بی‌اهمیت بین دو کشور کوچک در دورترین مرزهای شرقی اروپا، بلکه به عنوان یک درگیری با پتانسیل بالا برای تبدیل شدن به یک بحران بزرگ جهانی.

به بیان دیگر جمهوری آذربایجان که می‌ گوید بر اساس حقوق بین‌الملل  بخش‌هایی از خاکش در اشغال ارمنستان است و جمهوری آرتساخ تلاشی برای جدا کردن این منطقه و الحاق آن به ارمنستان است موفق شد اختلاف را از یک درگیری یخ‌ زده به یک درگیری فعال تبدیل کند. نه تنها مساله احتمال رویارویی نظامی ترکیه با روسیه در زمینه درگیری اخیر به نگرانی‌هایی گسترده دامن زد، بلکه جمهوری آذربایجان به شکلی روشن به اروپا نشان داد که قره‌ باغ نه فقط یک اختلاف مرزی بلکه یک بحران مرتبط با موضوع امنیت انرژی این قاره است.

دو خط لوله انتقال نفت و گاز از جمهوری آذربایجان به اروپا، هر دو از مناطقی عبور می‌کنند که با مرز مناطق مورد مناقشه و در واقع همان خط مقدم یک جنگ تمام عیار، فاصله بسیار کمی دارند. مساله قره ‌باغ ابعادی فراتر از اختلاف میان دو کشور در منطقه قفقاز دارد

علاوه بر زنده کردن مساله قره‌باغ در عالی‌ترین سطوح بین‌المللی، جمهوری آذربایجان همواره ناچار است تا در مساله نفوذ و قدرت روسیه در منطقه نیز، استراتژی روشنی داشته باشد. در دکترین امنیتی مسکو، هر دو کشور به عنوان بخشی از مناطق حائل میان مرزهای روسیه و تهدیدهای خارجی دسته‌بندی می‌شوند و روسیه امیدوار است که هر دو کشور را در حلقه خود حفظ کند؛ استراتژی پیچیده‌ای که در ارتباط با جمهوری آذربایجان هرگز آسان نبوده.

مهم‌ترین تحول در این زمینه که به نزدیکتر شدن ارمنستان به روسیه منجر شد در پایان دهه 90 میلادی رخ داد که جمهوری آذربایجان تصمیم گرفت از 'سازمان پیمان امنیت جمعی' خارج شود. این ائتلاف نظامی که به "ناتوی یوروآسیا" هم معروف است، یکی از چندین نهادی است که دکترین دفاعی روسیه در زمینه حفظ نفوذ در منطقه حائل در آن بازتاب دارد. و البته همین سازمان نیز در حال حاضر به سپر دفاعی ارمنستان در برابر جمهوری آذربایجان تبدیل شده است. مسکو اگر به دنبال حفظ این ائتلاف و جدی گرفته شدن آن از سوی جامعه بین‌المللی است، در جنگ تمام عیار ارمنستان و

جمهوری آذربایجان دیگر نمی‌تواند کاملا بی‌طرف باشد؛ هر چند که تا این مرحله هنوز هیچ خطری خاک ارمنستان را تهدید نکرده و درگیری‌ها در مناطقی رخ می‌دهند که متعلق به آذربایجان هستند. اما عدم عضویت جمهوری آذربایجان در ناتوی یوروآسیا به معنای دوری باکو از مسکو نیز نیست. جمهوری آذربایجان اگرچه با ترکیه روابط بسیار نزدیکی دارد، اما به دلیل فقدان آزادی سیاسی و ساختار دموکراتیک، چشم‌اندازی برای تبدیل شدن این کشور به یک گرجستان دیگر در قفقاز وجود ندارد و الهام علی‌اف نیز هرگز به ماجراجویی‌های ژئوپولتیک که ولادیمیر پوتین را برنجاند، علاقه‌ای نشان نداده. برای کرملین این مساله اهمیت بسیاری دارد.

به همین دلیل، در نهایت موضع روسیه در مساله قره‌باغ، نه جانبداری از ایروان (شبیه به جانبداری آنکارا از باکو) بلکه تلاش برای جلوگیری از هرگونه درگیری است. به بیانی، قره‌باغ و اختلاف ارمنستان و جمهوری آذربایجان، شبیه به یک سردرد اضافه است که روسیه ترجیح می‌دهد هرگز مجبور به ورود نظامی به آن نشود. حالا که درگیری شدیدی بعد از دهه‌ها رخ داده، روسیه چاره‌ای ندارد که دستگاه دیپلماسی ‌اش را با همه قوا به کار اندازد تا مذاکرات به شکل جدی انجام شود مذاکراتی که در نهایت برای ارمنستان خبر خوبی نیست.

به بیان دیگر اگرچه در ظاهر مهم ‌ترین دستا ورد ارمنستان در میدان جنگ رقم خورده و این واقعیت که در زمان آتش ‌بس، همچنان جمهوری آذربایجان نتوانسته کنترل مناطق محل اختلاف را به دست بگیرد اما از امروز بار دیگر ارمنستان مجبور است که درباره وضعیت حقوقی این مناطق با جمهوری آذربایجان مذاکره کند.

هم باکو و هم آنکارا به خوبی می ‌دانند که پایان دادن به مساله قره ‌باغ به شکلی که اعتبار و قدرتشان زیر سئوال نرود و منافعشان تامین شود کار بسیار دشواری است. در چارچوب گروه مینسک، روسیه و آمریکا حضور دارند و هر دوی این کشورها، لابی سیاسی ارمنی‌ها، یک ساختار مدنی با نفوذ و قدرتمند پشت سر خود دارند . علاوه بر آن مسیحی بودن ارمنی‌ها نیز در ارتبا طشان با کشورهایی مانند روسیه و آمریکا به یک عامل مهم برای نزدیکی بهم تبدیل شده است.

چه بسا تا اینجا این جمهوری آذربایجان است که در پی این جنگ  با ایجاد کردن فرصتی جدید برای چانه ‌زنی سیاسی و ابتکار عمل دیپلماتیک  به دستاوردهایی روشن برسد. دستاوردی که می ‌تواند تغییراتی هرچند اندک  در موازنه قدرت  در منطقه قفقازباشد.

مهدی ضمیری  برلن    ( 12.10.2020)

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com