08.10.20 22:52 Alter: 17 days

حسین عرب: استراتژی شکار یا پرواربندی

Kategorie: Meldungen Links

 

 

عملکرد حکومت سلطنتی پس از انقلاب مشروطیت و حاکمیت جمهوری اسلامی در چهل و چند سال گذشته، گویای واقعیت هایی است که اگر از تجربیات آن برای آینده بهره گیری نشود، در چالش جدیدی، کشوراستبداد را در چرخه ای تحت نام های زیبا باز آفرینی می کند. یکی از مکانیزم های انحرافی، درگیری کنشگران سیاسی در امور شکلی و تغافل از محتوا است. برپایی، تاسیس، تشکیل، و استمرار حاکمیتی که بتواند منافع کوتاه مدت، میان مدت، و بلند مدت مردم و کشور را محفوظ و تداوم ارتقاء مادی و فرهنگی را در یک فرآیند هوشمند پایدار نگاهدارد، وجود زیر ساخت های ذیل است:

ملت سازی، یکی از مشخصات یک نظام اجتماعی مدرن، تغییر هویت مردم، به ملت و از رعیت، به شهروند است. در مبحث ملت سازی، عده ای به حرکت از بالا به پائین و بعضی از پائین به بالا معتقدند، هر دو رویکرد به موضوع، نگاهی پارادوکسی است، که ناشی از جهان بینی بیناری ارسطویی به قضایا است، و شخص را به تناقض و عدم دستیابی به نتیجه می کشاند. در حالیکه، در طبیعت، عامل و معلول از هم جدا نبوده، و در یک چرخه تاثیر متقابل دینامیکی، از یکدیگر تاثیر می پذیرند. این بدین معنی است، که نمی توان، ملت سازی را از دولت سازی جدا و در دو مسیر مختلف قرار داد. زیر ساخت های لازم در مقوله ملت سازی، آماده سازی ذهنی شهروندان، از طریق توضیح تفاوت های ملت با امت، و مردم است. هر شهروند باید بداند که صاحب کدام حقوق ذاتی است، که به صرف داشتن شهروندی یک کشور به او تعلق می گیرد، و  در برابر تملک حقوق شهروندی، چه مسئولیت و وظیفه ای بر او مترتب می شود. بعضی افراد برای مستند حقوق شهروندی به اعلامیه حقوق بشر متوسل می شوند، در حالیکه باید میان حقوق شهروندی و حقوق بشر تفاوت قائل شد. حقوق شهروندی نیاز به استناد به هیچ مرجعی ندارد، و همانطور که گفته شد، ذاتی است و نه اکتسابی.

آحاد یک ملت باید به این باور برسند، که کشور متعلق به ملت آن است، و ملت کلیه افرادی هستند که تابعیت کشور موصوف را دارا هستند، تملک کشور شامل منابع روی زمین، زیر زمین و بالای زمین ، همچنین میراث فرهنگی و مادی گذشته تا کنون کشور، بصورت متساوی و مشاع و مستقل از سن، جنس، نژاد، محل تولد، قومیت، دین، رنگ، تحصیلات، و محل تولد است و شهروندان نسبی امتیازی بر شهروندان سببی ندارند.

مسئولیت ملت سازی در هر کشوری در درجه اول به عهده تحصیلکردگان و باورمندان به حقوق ملت و شهروندی است، که از طریق واحدهای مردم نهاد به ترویج و تبلیغ آن بپردازند و  در درجه دوم، حکومت هر کشور ، وظیفه ملت سازی را  بر دوش دارد.

ایرانیان از زمان انقلاب مشروطیت، توانسته اند تا حد زیادی، حکومت سازی لازم را برای کشور مهیا کنند، سازمان و ساختار حکومت با درج عنوان استقلال قوای سه گانه در قانون اساسی ، مستند و در عمل کشور در مدت 120 سال پس از مشروطیت صاحب ساختار دولتی با کلیه اجزاء مورد نیاز  ، و قوانین اجرایی، قضایی،  مقننه و بخصوص قانون پایه ای مدنی مرتبت با اداره کشور تدوین و تصویب شده است. پرسنل متخصص و کارآزموده برای تصدی مشاغل در سطوح مختلف حکومتی، استخدام و مشغول بکار هستند. در حوزه نوسازی کشور، در یک صد سال گذشته، ساختمان و بناهای زیادی ساخته و زیر ساخت های شهری و روستایی اعم از آب، برق، گاز، جاده، و مبادی ورودی و خروجی تامین شده است.

غلیرغم بی مهری های بسیار حکومت ها به توسعه و گسترش صنایع ، کشاورزی، و خدمات ، امکانات زیادی در دسترس هستند که بعلل مختلف با بهره وری پائین مورد استفاده قرار می گیرند. در بخش حفظ میراث گذشته و تاریخی ایران، اقدامات خوبی بعمل آمده ، که ضمن نگهداری از آثار مادی و معنوی کشور، بزرگان برخاسته از این سرزمین،  در ایران و جهان شناخته شوند.

یکی دیگر از تغییرات در دوره پسا مشروطیت، ورود مظاهر جهان پیشرفته در شکل لباس، رفتار، و سرگرمی ها و به تبع آن روابط و معاشرت مردم با یکدیگر و بخصوص در شهرهای یزرگ بوده است.

در صد سال گذشته آنچه به نام جهان سوم شناخته می شود و از جمله ایران و بیشتر در قشر فرهیخته ، عارضه بحران هویت فرهنگی و ملی بوده، چکیده این بحران، در ابراز وجود و گرایش به سنت ها، و ابراز مستقیم و غیر مستقیم این پیام به جهان صنعتی بود، که " ما برای خود هویتی از گذشته تاریخ داریم، که در زمان هایی چه از نظر فن آوری، و چه فرهنگی بر غرب برتری داشته، و برای بازگشت به اوج دوران پیشین، باید به نکات مغفول و مسکوت مانده خود مراجعه کرد، و با حفظ هویتی مستقل از غرب در پی ساخت آیندهپر رونق بود" که این مقوله در ایران تحت نام "بازگشت به خویشتن خویش" نامیده و عده ای از

 

 

 روشنفکران ایرانی به آن گرایش یافته و مضامینی در ارتباط  با همین مفاهیم در قالب فرهنگ ایران باستان و یا در قالب ایران پس از اسلام آفریده و به جامعه ارائه کردند.

در واقع  جوانان در انقلاب 57 سوار بر پندار "بازگشت به خویشتن خویش" به سوی تغییر نظم حاکم گسیل شدند، و بخشی از روحانیت شیعه توانست، با معرفی خود بعنوان نمایندگان رسالت رسیدن به هویت مستقل ایرانی، رهبری و پس از پیروزی انقلاب ، قدرت فائقه در رژیم جدید را بدست آورد.

کشور ایران در دویست سال گذشته سرزمین های زیادی را از دست داده، و به وسعت کنونی رسیده، با وجود این صدمه ، مرزهای کنونی کشور با همسایگان بدون ادعای ارضی است و از سوی مراجع بین المللی به رسمیت شناخته شده است.

یکی از الزامات حفظ امنیت کشور، وجود ارتشی قدرتمند است که با داشتن تجهیزات و پرسنل آموزش دیده کافی، از طمع و دست درازی بیگانگان به خاک کشور از طریق بازدارندگی و مبارزه جلوگیری کند، این شرایط که در سال های پایانی سلطنت پهلوی به سطح مناسبی رسیده بود در دوره حکومت جمهوری اسلامی، بعلت عدم امکان تامین تجهیزات پیشرفته نظامی از کشورهای صاحب تکنولوژی ، تنزل پیدا کرده و استراتژی دفاع ملی در مرزهای کشور به استراتژی عمقی در سرزمین کشورهای دیگر تبدیل شده است.

جوامع مختلف بشری برای رفع نیازهای خود به تعامل با یکدیگر نیازمندند. هر منطقه و کشور دارای مزیت های و نقاط ضعفی است که می تواند، محصولات بدست آمده از موقعیت برتر خود را به دیگران فروخته و در برابر، کمبودهای ناشی از نقاط ضعف خود را از کشورهای دیگر خریداری کند. استقرار و استمرار این تعاملات مستقیما به روابط هر کشور با سایر کشورهای جهان وابسته است، پس از انقلاب 57، جمهوری اسلامی، با تمسک به احکام دینی اسلام شیعه، به ترویج و صدور انقلاب اسلام شیعی به کشورهای دیگر و بخصوص همسایگان ،  دشمنی با اسرائیل بعنوان اشغالگر سرزمین فلسطین ، و منازعه با آمریکا به مناسبت شیطان بزرگ بودن آن پرداخت، و ادامه این سیاست موجب کاشتن بذر اختلاف جمهوری اسلامی با سایرین شد که امروزه به انزوای کشور ایران منجر شده است.

در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی، گروه های مختلفی از درون نظام ، کوشش هایی معطوف به تغییر مسیر حکومت کرده اند که با وجود برخورداری از مناصب بالای دولتی و سوابق درخشان همراهی با جمهوری اسلامی، با شکست روبرو شده، و در این راه نهایتا یا جان خود را راز دست داده اند، یا در حبس خانگی هستند، و  یا از فعالیت آنها حتی حضور در ختم مردگان هم جلوگیری بعمل آمده است. لذا با در نظر گرفتن سوابق چهل و چند ساله جمهوری اسلامی، راهکاری بجز تغییر نظام نمی تواند ایران را به شرایط یک کشور عادی با روابط عمومی گسترده جهانی برگرداند.

مخالفان جمهوری اسلامی در داخل و خارج کشور، در امتداد فرهنگ عمومی ایران، در چهل سال گذشته بجای پرداختن به رفع مصیبت به ذکر مصیبت اکتفا کرده اند، استراتژی دستیابی به هدف می تواند شامل شکار و  یا پرواربندی  باشد، فرهنگ ایرانی بعلت ناپایداری تاریخی اجتماعی و سیاسی، تمایل اصلی خود را به شکار حیوانات بجای پرواربندی گذشته، توسل به استراتژی شکار، علیرغم احتمال رسیدن به شکار پر و پیمان، واجد شرایط منفی بسیاری از جمله، زمان نا مشخص، و مرغوبیت یا عدم مرغوبیت گوشت شکار است، در حالیکه، استراتژی پرواربندی؛ با وجود هزینه و زمان بیشتر، محصولی در زمان معین و با کیفیت مورد نظر تامین می کند، بهره گیری از این سیستم، پایداری، ماندگاری، و تداوم دسترسی به محصول به مقدار لازم و کیفیت تعریف شده را تحقق می بخشد.

نکته جالب این موضوع، همسانی روش های مورد استفاده جمهوری اسلامی و مخالفان آن است، بطوریکه، استراتژی رژیم در پیشبرد اهداف خود، متکی بر شانس و اقبال ، یا همان شکار است، اینکه جمهوری اسلامی به انتظار پیش آمدهای وقایع در سایر کشورها مثل پیروژی حزب دمکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بودن، و یا پیروزی گروه های تحت حمایت نظام در سایر کشورها، چیزی بجز در پی شکار نیست.

خطای کنشگران سیاسی و اجتماعی در انقلاب مشروطه و پس از آن، بمنظور به نتیجه رسیدن سریعتر آمال خود در نوسازی ایران، بجای کاشتن بذر و نگهداری از آن تا به ثمر نشستن، کوشش کردند، پیگیری خواسته های خود را از طریق مذاکره با گروه هایی که رشد ملت می توانست مزایایی که از آن برخوردار بودند را تهدید کند پیش ببرند، از جمله  کارگزاران حکومت و مذهب و در این مسیر مجبور به واگذاری امتیازاتی به دو قدرت مرجع شدند، که در مدت کوتاهی، با استفاده از منافذی که در نظام

 

 

موجود بود، اصلی ترین منبع قدرت مردم که جامعه مدنی را در بر می گرفت، به عناوین مختلف متلاشی و ساختارهای برخاسته خود را تحت نام سازمان های مردم نهاد در جامعه مستقر نمایند.

غفلت کنشگران از نقشه راه پایه ای و بجای آن در پی راهکارهای فوری برای رسیدن سریع به نتیجه، حاصل دو نگرش فرهنگی است، ابتدا عجله بدون برنامه در تحول، و دوم، عدم آمادگی برای پرداخت هزینه شخصی در راه اینده بهتر است، هر ایرانی که تحصیل کرده و یا ثروتی بدست آورده، با بهره گیری از امکانات کشور بوده است، لذا موظف است دانش، ثروت، و وقت خود در راه  اعتلای ایران صرف کند، این مطالبه نه یک بخشش که وظیفه است.




Gozareshgar
info@gozareshgar.com