23.07.20 21:23 Alter: 11 days

سحر صبا: قلب جنبش کارگری با نیشکر هفت تپه می زند!

Kategorie: Nachricht

 

 

با کارگران هم صدا شویم و نقش مزدوران و خودفروختگان را افشاء نمایم.

پیشروی مبارزات جنبش کارگری، وضعیت بشدت بحرانی جامعه ایران و فسادی که حکومت را فرا گرفته است، رژیم را با خطرات جدی و تحولاتی بنیادی مواجه ساخته است. جنبش کارگری با اعتراضات و اعتصابات هر روزه با وضعیت  فلاکتباری که با آن روبرو است، رژیم را وادار به چالشهای جدی نموده است. در مسیر این مبارزات مسئله تشکل یابی کلیدی ترین ابزار و اصلی ترین هدف جنبش کارگری در طی مبارزات کارگران از چند سال گذشته به این سو بوده است. ما در طی تقریبا دو دهه گذشته شاهد تشکیل دو سندیکای شرکت واحد و نیشکر هفت تپه بودیم. این تشکلهای مستقل کارگری تا به امروز دستاوردها و موفقیتهایی را در جهت منافع طبقه کارگر کسب نموده اند، اما با توطئه ها و تهاجماتی از طرف دشمنان طبقاتی برای در هم شکستن هم مواجه بوده اند. این دو تشکل در این مبارزه نابرابر با حفظ استقلال خود و خنثی نمودن موانع و توطئه های پیش رو توانسته اند حرف اول را در جنبش کارگری ایران بزنند.

کشمکش طبقاتی سندیکای نیشکر هفت تپه در کسب مطالبات و بویژه لغو خصوصی سازیها، افشای چپاولگران و اخلاسگران و خواست محکومیت حبس ابد برای آنها، و باز گرداندن ثروتهای اختلاس شده به کارگران هنوز به قوت خود باقی است. موضوع بحث این نوشته امروز سندیکای نیشکر هفت تپه و توطئه های پیش روی آن است. پرداختن به این مسئله نیازمند بازبینی بر پروسه شکل گیری این تشکل را دارد.

تاسیس سندیکای نیشکر هفت تپه

سندیکای نیشکر هفت تپه برای اولین بار در سال۱۳۵۳ تاسیس شد. سرکوب وحشیانه جمهوری اسلامی در دهه ۶۰و جو استبداد حاکم بر جامعه چالشهای جدی را از نظر مبارزاتی جلورو جنبشهای اجتماعی گذاشت. بعد از انقلاب جمهوری اسلامی شوراهای اسلامی را جایگزین شوراهای کارگری نمود، ضمن اینکه  کارگران از داشتن تشکل واقعی خود خلع سلاح شدند، از سوی دیگر، شوراهای اسلامی دست نشانده دولت و کارفرما یک مانع جدی در مبارزات کارگران برای کسب مطالباتشان بودند. نیشکر هفت تپه که با عملکرد غیر کارگری شوراهای اسلامی روبرو شدند، بر این تصمیم شدند که تشکل مستقل خود را دوباره ایجاد نمایند.با تلاش فعالین پیشرو نیشکر هفت تپه سندیکا با رای گیری هزار و سیصد کارگر در سال ۱۳٨٦ دوباره باز سازی و اعلام موجودیت کرد.مجمع عمومی تشکیل و هیئت رئیسه سندیکا با اکثریت آراء انتخاب شد؛ احیای نیشکر هفت تپه درست در سال‌های ورشکستگی این شرکت انجام گرفت. اما دولت و کارفرماها از همان بدو تشکیل سندیکا نتوانستند این تشکل مستقل را تحمل نمایند، اعضای سندیکا را مورد حمله قرار داده و با دستگیری و روانه نمودن آنها به زندان قصد تخریب و درهم شکستن این تشکل مستقل را داشتند. 

یکی از کارگران نیشکر هفت تپه نظر خود را در مورد تشکیل سندیکا چنین بیان میکند: " ما وقتي ديديم شورا نمی‌تواند كاری انجام دهد، در جمع كارگران اعلام موجوديت كرديم. كارگران ابتدا اطلاعات دقيقي از فعاليت‌های سنديكايی نداشتند. ما در مرحله اول سعی كرديم آگاهی‌رسانی كنيم. بعد از اين مرحله قراری گذاشتيم و شروع به رای‌گيری كرديم. در روز انتخابات نهادهای نظارتی اينجا مستقر شدند اما به هر شكلی كه بود ما نهاد صنفی مان را راه‌انداختيم. رای‌ها هم مشخص بود. بعد از تشكيل سنديكا افتاديم دنبال مطالبات صنفی مان. از نخستين مطالباتی كه توانستيم محقق كنيم دايمی كردن قرارداد بيشتر از دو هزار كارگر قرارداد موقت بود. اضافه كاری را هم توانستيم برگردانيم. ٧٠ هزار تومان هم در يك مورد ديگر توانستيم روی حقوق كارگران بياوريم.اما آنها مشكل‌شان فقط با نام تشكل ما نيست. موضوع استقلال سنديكاست. براي تشكيل يك نهاد كارگری هر فرد با هر ايده‌اي اگر كارگران انتخابش كنند ميتواند آنها را نمايندگی كند. به كارفرما ربطی ندارد نمايندگان كارگری سياسي‌اند يا طبق اتهامات كارفرما معتادند، بی‌سوادند يا با سواد. اگر نماينده‌ای می‌تواند از حقوق صنفی همكارانش دفاع كند همين مهم است."

از سال ٨٦ كه اين سنديكا بازگشايی شد تلاش‌های متنوعی برایدر هم شکستن سندیکا و منصرف كردن كارگران از پيگيری اين تشكل انجام گرفت.

همزمان با سرکوب اعضای سندیکای نیشکر هفت تپه، کارفرماها و دولت انتخابات شوراهای اسلامی کار را برگزار کردند و تلاش کردند این شورا را به کارگران هفت تپه تحمیل کنند اما کارگران که با تمام وجود به اهمیت استقلال تشکل خود پی برده بودند، اعضای آن را نمایندگان واقعی خود ندانستند، آنها طبق تجاربی که داشتند بر این واقف بودند که شوراهای اسلامی در ضدیت با سندیکا و منافع کارگران و در خدمت به کارفرما عمل خواهد نمود. در ضمن ارگانی است که  مقاومت و اعتراضات و اعتصابات کارگران را درهم می شکند. سندیکای نیشکر هفت تپه، با وجود اینکه مرتبا مورد تهاجم عوامل مزدور سرمایه بود، اما با آگاهی و هشیاری کارگران حفظ و تحت عنوان تشکل مستقل به حیات خود ادامه داد.

بیش از یک دهه از آخرین انتخابات هفت تپه می‌گذرد نسلی رفته و نسل جدیدی آمده ست، مبارزات کارگری در هفت تپه وارد فاز جدیدی از مبارزات شده است. رشد رو به جلو این مبارزه آشتی ناپذیر تا کنون ماحصل آن نمایندگان آگاه و هشیار، اتحاد و همبستگی بیشتر و عدم توهم به دشمنان رنگارنگ بوده است، که متقابلا کارگران بهای سنگینی از اخراج، زندان و شکنجه و احکام سنگین برای آن پرداخته اند. از کارگران در رابطه با تفاوت شوراهای اسلامی و سندیکا سوال میشود آنها چنین پاسخ میدهند "ما مي‌خواهیم آزادانه فكر كنیم و آزادانه مطالباتم را پيگيری كنیم. تا الان همه مطالباتي كه گرفتيم با فشار كارگران طرفدار سنديكا بوده.كارگران سنديكا را قبول دارند؟اكثرا قبول دارند.زمان رای‌گيری با وجود محدوديت‌ها و تهديدها ١٣٠٠ كارگر رای دادند."

سنديكا توانست با قدرتی كه به دست آورده بود حقانیت استقلال خود را از تشکلهای دست ساخته دولت به اثبات برساند.فعالين سنديكابدون نظارت دولت و كارفرما توانستند در انتخابات آن شركت كنند و رایبدهند.

ابعاد گسترده اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه و دستاوردهای آن

درسال ۹۶ کارگران این سندیکا بدلیل حقوقهای معوقه کارگران دست به اعتصاب زدند . کارگران با اتکاء به تشکل خود و نمایندگان آگاه، اعتصاب و چگونگی پیشبرد آن را سازماندهی نمودند. با اتحاد و همبستگی سراسری برای اولین بار مسئولین دولت را وادار کردند برای حل مشکلات چهار جلسه شورای تأمین در سطح شهرستان و استان را برگزار کنند.

مسئولین مشاهده کردند اینبار کارگران هفت تپه نمایندگانی دارند که بدون هیچ تقلیلی در مورد خواستهای کارگران با جسارت و اعتماد بنفس کامل به نشانه ی اعتراض جلسه ی شورای تأمین استان را در حضور استاندار و تمامی مدیران استان ترک میکنند و با خواست به تصویب رساندن حداکثِر مطالبات کارگران هفت تپه هیچ توافقی را به امضا نمی رسانند.

کارگران هفت تپه پرشور و متحد به اعتصاب خود ادامه دادند،در طول اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه، امید اسد بیگی مدیر عامل شرکت در حالیکه نیروهای انتظامی و امنیتی او را اسکورت میکردند وارد کارخانه شدهبود و باعوامفریبی می خواست اعتصاب کارگران را درهم شکند با عکس العمل اعتراضی و خشمگینانه کارگران مواجه شد.  و در حالی که در برابر استدلالهای محکم کارگران مستاصل شده بود، به اتفاق همراهانش مجبور به ترک کارخانه شد.

کارفرماها و مسئولین شرکت نیشکر هفت تپه، پیش از ورد اسد بیگی و عوامل آن از هرترفندی برای در هم شکستن اعتصاب بین کارگران استفاده نمودند. آنها عوافریبانه اقدام به توزیع فیشهای حقوقی شهریور ماه در میان کارگران نمودند که این امر باعث خشم بیشتر آنان و حمله کارگران به اتاق دوربینهای مدار بسته و تخریب آن شد. این مرکز دوربین از زمان مسلط شدن و کنترل کارفرماها بر شرکت دائر و هدف کنترل و شناسایی کارگران در طول اعتصاب بود. کارگران به خشم آمده در اعتراض دیگری اقدام به اخراج یکی از روسای قسمتهای شرکت کردند و قبل از ورود اسد بیگی با قاطعیت مانع ورود خبرنگار خبرگزاری رسمی صدای خوزستان به شرکت شدند.

کارگران نیشکر هفت تپه، با تداوم اعتصاب و تجارب و درسهایی که در این راستا می آموختند، با اتکاء به نیروی طبقاتی خود و کسب  آگاهی بیشتر تلاش نمودند اتحاد و هبستگی خود را حفظ کنند.  در تمام طول اعتصاب، مصممانه بر کسب مطالباتشان پافشاری و اعلام کردند تا رسیدن به خواستهایشان حاضر به پایان دادن به اعتصاب و اعتراضات شان نیستند.کارگران شرکت نیشکر هفت تپه دردور گذشته اعتصاب و اعتراضات خود، علاوه بر خواست پرداخت همه مطالبات معوقه خود، حل مشکلات بازنشستگان و واریز حق بیمه هایشان به حساب صندوق سازمان تامین اجتماعی، مصرانه خواهان بازگشت شرکت از بخش خصوصی به بخش دولتی و آزادی فعالیت "سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه" در محیط شرکت شدند. امروز با شروع دور جدید اعتصابات انها این مطالبات که شامل: پرداخت فوری حقوق های معوقه و تمدید دفترچه بیمه، بازگشت به کار فوری برای همکاران اخراج شده، بازداشت فوری اسدبیگی و مجازات حبس ابد برای اسدبیگی و رستمی ، خلع ید فوری کارفرمای اختلاسگر و بخش خصوصی از هفت تپه، باز گرداندن فوری ثروتهای اختلاسگر و بخش خصوصی از هفت تپه، بازگرداندن فوری ثروتهای اختلاس شده به کارگران ، پایان کار مدیران باز نشسته را پیش روی خود گذاشته اند، مصرانه و آمرانه خواستار تحقق آن هستند، امر متحقق شدن این خواستها را در اتحاد و همبستگی فشرده تر صفوف خود جستجو نموده و آن را تنها رمز پیروزی خود میدانند.

امید اسد بیگی سهامدار اصلی و مدیر عامل کارخانه در طول اعتصاب  قصد ضربه زدن به اعتصاب از راههای مختلف را داشت. اوهمراه تعدادی از نیروهای انتظامی وارد کارخانه شد و با حضور در قسمت کوره بخار تلاش کرد با روشن کردن آن، اعتصاب کارگران را در هم بشکند اما با مقاومت آنان مواجه شد. سپس با دیداری که با کارگران شیفت عصر و شب داشت سعی نمود کارگران شیفت صبح و عصر را مقابل هم قرار دهد، و به هر ترتیبی شده با ایجاد تفرقه به اعتصاب ضربه بزند. اما کارگران در پاسخ به این ریاکاری اسدبیگی و عوامل سرکوبگری که با خود همراه کرده بود، در تجمعات بزرگی، جاده را بستند و به مدیران شرکت حمله کردند، برای اینکه شناسایی نشوند نقاب بر چهره خود کشیدند و با شعارهای مرگ بر کریم پور و مرگ بر آصفی (از مدیران کارخانه) صفوف اعتراضی خود رادر محوطه ساختمان مدیریت فشرده تر نمودند.

مامورین انتظامی با حضور در میان کارگران خواستند رضایت آنان را برای برگزاری جلسه مشترک بین شخص مدیر عامل اسد بیگی، نماینده اداره اطلاعات و دیگر مسئولین محلی با نماینده های کارگران جلب کنند. اما کارگران پیشنهاد میدهند این جلسه باید در محوطه شرکت و با حضور همه کارگران و بطور علنی برگزار شود.

آنها در دور قبلی اعتصاب خود خطاب به اسدبیگی میگویند: " این توهستی که دوست داری اعتصاب بشه، این تویی که کارگران راوادارمیکنی که اعتصاب بکنند. ماکارگران همگی دست ترا با وعده های دروغین ات خوندیمفکرنکن بادادن حقوقهای۱۱و۱۲سال۹۴دل بچه هارو شادکرده ای وهمه چیزتمام شده. ما تا مطالباتمان را کامل نگیریم آرام نمیگیریم. امروزاستارت اعتصاب زده شدحتماخبربهت رسیده وهرروزشدیدترومتحدترمیشویم. ایندفعه تاکل مطالباتمان رانگیریم دست ازاعتصاب برنمیداریم."

سرانجام اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه با یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی در تاریخ ۳۰ آذرماه  در هم شکسته شد و با برقراری حکومت نظامی در محوطه شرکت نیروهای گارد ویژه و انتظامی به بازداشت گسترده کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه ادامه دادند. تعدادی از کارگران برای جلوگیری از بازداشت خود را به کانالهای آب زدند.در جریان این حمله وحشیانه به کارگران اعتصابی شرکت نیشکر هفت تپه حدود ۴۰ نفر از آنان بازداشت شدند که از این میان ۲۳ نفر و منجمله نماینده های آنان اسماعیل بخشی و کرامت پام با دستبند و پا بند به مرکز ستاد فرماندهی نیروهای انتظامی منتقل شدند. همزمان با این تهاجم وحشیانه نیروهای انتظامی و گارد ویژه و ضرب و شتم شدید کارگران، قائم مقام جدید مدیر عامل کارخانه کیومرث کاظمی به همراه درخشانی رئیس تولید شکر در جمع کارگران حضور پیدا کرده و تلاش کردند با اجرای یک سناریوی از پیش تعیین شده کارگران را وادار به شکستن اعتصاب کنند. سپس کاظمی با سوء استفاده از موقعیت خود به عنوان مقام بومی در شرکت که مورد توجه برخی از کارگران قرار دارد وعده آزادی کارگران بازداشتی و پرداخت حقوق معوقه کارگران در هفته آینده را به کارگران داد. در این نشست معاون نیروی انتظامی شهرستان شوش هم وعده آزادی کارگران بازداشتی را تا بعد از ظهر امروز همان روز داد. بنا براین گزارش، بدنبال اجرای این سناریو از سوی کاظمی و سوءاستفاده ایشان از اعتماد جمعهایی از کارگران بدلیل بومی بودنش، بخشهایی از آنان به سر کارهای خودبازگشتند اما قسمتهای مهمی از شیفت عصر کارخانه حاضر به شکستن اعصاب نشده و همچنان در اعتصاب بسر بردند. اما کارگران شرکت نیشکر هفت تپه علیرغم اجرای سناریوی از پیش تعیین شده از سوی کاظمی و سوء استفاده از بومی بودنش، بدلیل نگرانی شدید از عدم پرداخت نزدیک به چهار ماه دستمزد معوقه و دیگر مطالبات خود مصمم به تداوم اعتصاب و اعتراضات خود شدند و اعلام کردند علیرغم هر گونه اختلالی در اعتراضاتشان، تا آزادی همکاران بازداشتی خود و دریافت مطالبات شان، کماکان به اعتصابات ادامه خواهند داد.

در رابطه با پیشبرد این اعتصاب موفقیت آمیز لازم است به سخنرانیهای اسماعیل بخشی به عنوان یکی از نمایندگان پیشرو و سازمان دهندگان این اعتصاب مراجعه شود. متن سخنرانی ایشان را در این نوشته ملاحظه می نمائید.

سخنان اسماعیل بخشی در تجمع اعتصابی کارگران هفت تپه:

فوری هفت تپه را پس میگیریم،

"امروز آمده ایم بگویم، شما دیگر نمی توانید هفت تپه را اداره کنید، ما دیگر به دروغهای شما اطمینان نداریم. اگر تا آخر این هفته وضعیت مطالبات و قراردادها مشخص نشود، ما خودمان میرویم توی مدیریت هفت تپه می نشینیم و آن را آباد و اداره میکنیم. فرق ما با اینها این است که ما تخصص تولید شکر را داریم، خودمان اداره اش میکنیم، می نشینیم اونجا هفت تپه را اداره میکنیم، تا مدیران لایق نیشکری را پیدا کنیم و بیاوریم اینجا مدیریت کنند. اولین کاری هم که در هفت تپه در راستای اداره هفت تپه که خودمان وظیفه اش را انجام میدهیم این است که نسل مدیریت نا لایق و بی سوادی که هفت تپه را به اینجا رسانده اند و خودشان هفت تپه ایی هستند از هفت تپه ریشه کن میکنیم. مدیران نالایقی که هفت تپه را به این روز رساندند دیگر جایگاهی ندارند، آقایان دارند سند سازی میکنند زمین ها را ببرند، به این میگویند زمین خواری ولی هنوز به خواری نرسیده اند، می خواهند زمینهایتان را بفروشند.هفت تپه مال اینها نیست هفت تپه میراث پدران ما است. امروز شما باید یک مطلب را بدانید، شما هر جا بروید و هر قانونی و هر مرجعی بروید طرف شما را نمی گیرد طرف اینها را میگیرد. قانون کار، قانون کار نیست، ظاهرش زیبا است، زمانیکه به اجرایش میرسد تازه می فهیم قانون برده داری است. این قانون کار را کارگران ننوشته اند، این قانون کار را جامعه کارگری ایران توی مجلس ثبت نکرده است. کارگر درباره قانون کارگر باید نظر بدهد و چرا از اینها حمایت میکنند. میدانی چرا فرماندار و استاندار همه از اینها حمایت میکنند، چونکه میگویند اشتغال زدایی کرده اند. کارگر را آواره کرده اند تمام مزایایش را از او کم کردند. حقوق ثابت به شما میدهند ۹۹۰ هزار تومان، از این حقوق هم کم کردند، اضافه کاریتون را کم کردند، همه مزایا را کم کردند، مرخصی هم ندارید قرارداد غیر قانونی یکماهه است. حقوق ثابتان را هم کم میکنند، ۷۰۰ الی ۸۰۰ هزار تومان حقوق شما است، این مبلغ هم هر چهار ماه یکبار پرداخت میشود تازه سر شما هم منت میگذارند میگویند بیکار بودی شما را آوردیم سر کار. کار با اعمال شاقه است. برده داری است، منتها اون برده داری قدیم کار در مقابل نان بود الان همینه، حقوق ۹۰۰ هزار تومان فقط پول نان است، پول نان هم نیست، طرف اگر سه تا بچه دارد باید همیشه دستش به درگاه خداوند بالا باشد اگر اتفاقی، بیماری یا مسئله ایی برای بچه هایش پیش نیاید. قانون قانون برده داری است باید عوض شود. اگر کارگری تحت این همه فشار صداش درآمد، یک مسئول بیشعور میرود پشت تربیون، میگه معترضین آشغالند، اشغال تویی که مردم از بوی تعفن آشغالی مثل تو جانشان به لب رسیده، آشغال تویی روزی که مردم تو را میآرند پائین معلوم میشود آشغال کیست؟ برادرها امروز ما دیگر حرفی نداریم، اگر تا آخر هفته وضعیت تمام مطالبات و قرارهامان مشخص نشود، اعتصاب ادامه داردهوا هم عالی است جون میدهد برای اعتصاب و اگر تا روز جمعه مطالبات و قراردادهایمان مشخص نشود، شنبه ما توی دفتر مدیریت نشسته ایم.

مسئله دیگری در باره اقبالیها برایتان بگویم. به هیچ عنوان نمی خواهند پیمانکاری را بردارند، دارند طولش میدهند می خواهند یک شرکت پیمانکاری ثبت کنند، می خواهند اقبالیها را که همان بنده خداها را که همان قرارداد یکماهه اند و صاحب هیچی نیستند، می خواهند دوباره ببرند از پیمانکاری به پیمانکاری دیگر. بههیچ عنوان ما این را نمی پذیریم. برادرها طبقه بندی را محکم بچسبید چرا کارگران رسمی را سریع بازنشسته کردند چون اونها طبقه بندی شاملشان شده بود، گروه داشتند، عنوان داشتند، حقوقشان بالا رفته بود. شما چون روز مزد هستیید طبقه بندی شامل شما نمیشودو تا ۲۰ الی ۳۰سال دیگر کار کنید همین هستید که هستید. طرف اومده اینجا شده استاد کار داره میرود بیرون کار میکند با شاگردی که یکروز اومده بغل دستش و ایستاده حقوقش یکیه. یعنی شما هیچ پیشرفت شغلی ندارید این یعنی برده داری مدرن. بهوش باشید باید طبق قانون فروردین ماه ۹۷ طبقه بندی مشاغل بازنگری و اجرا شود ولی قبلش باید قراردادهای شما مشخص و عناوینتان مشخص شود، اگر این کار صورت نگیرد حتی اگر طبقه بندی مشاغل صورت بگیرد، چیزی گیر شما نمی آید. توجه کرده اید خیانت پشت خیانت، دروغ پشت دروغ، کار ادامه پیدا نمیکند تا تکلیف مطالبات ما یکبار برای همیشه مشخص نشود. آقای فرماندار – یک حرف به فرماندار شوش همیشه دولت که ما را ضامن بانکها نمیکند، روی شما حساب میکردیم، جناب دکترغزوی تشریف بیاورید اینجا شما ضامن اینها هستید. از اینهمه قال و وعده و وعیدی که دادند، یکی را بزور فقط انجام دادند. یکی فقط حقوق شهریورماه، حقوق مهرماه را بعد از ۱۵ روز هنوز نتوانسته اند کامل پرداخت کنند. دروغ میگویند تصفیه کامل کرده ایم. یکبار دیگر آقایان این را تکرار می کنیم همه آماده باشید، اگر تا روز جمعه مطالبات و قراردادهای کارگران هفت تپه مشخص نشود، شنبه ما توی دفتر مدیریت نشسته ایم. "

هدف این نوشته از درج سخنرانیهای اسماعیل بخشی به عنوان یکی از نمایندگان آگاه نیشکر هفت تپه از این نظر اهمیت دارد که با نفوذ کلامی که دارد به زبان ساده معضلات و مشکلات کارگران نیشکر را بیان و برای حل و رسیدن به مطالبات راه نشان میدهد. کارگران با آگاه شدن به آنچه برایش مبارزه میکنند، به نیروی طبقاتی و اتحاد و همبستگی خود بیشتر ایمان آورده و آن را تنها راز موفقیت و پیروزی خود می دانند. این سخنرانی حاوی نکات با ارزش و آموزنده ایی است، اینجا به چند مورد آن اشاره میشود، زمانی که از تخصص و کارآیی کارگران در امر تولید شکر سخن به میان می آورد، کارگران را به این نکته توجه میدهد که خود آفرینندگان تولید هستند و براحتی می توانند مدیریت شرکت و سرنوشت خود را بدست گیرند، از اینجا است که ذهن کارگران با پیش شرطهای اداره شورایی به نیروی خود کارگران شکل میگیرد. اسماعیل بخشی در یکی دیگر از سخنرانیهایش در رابطه با اداره شورایی و قدرت کارگران از پائین و نظارت کارگران بر امورات خود چنین بیان میکند: " زمانی که دولت قدرتی برای نظارت ندارد، نظارت مستقل و از پایین تشکیل دادیم و با قدرت آن را پیش می‌بریم. اصلاً نیازی به مذاکره تک به تک میان کارگران و کارفرمایان نیست، کارگر به این نتیجه رسیده، شورایی به عنوان نماینده قوی باید وجود داشته باشد که در اداره هفت‌تپه نظارت و مداخله کند.  قدرت نیز، همه کارگرانی هستند که به این نمایندگان رأی دادند. با این پشتوانه نمایندگان در برابر بازداشت و اخراج حمایت می‌شوند. امروز ما با پشت ‌سرگذاشتن تاریخ ۱۰ سالاعتراضات و مطالبه‌گری‌مان، در سطحی از قدرت هستیم که این شورا را تشکیل دادیم..هفت‌تپه برای ما یک آرمان و یک صنعت ملی است. هفت‌تپه را هرگز ملک کسی نمی‌دانیم؛ نه دولت و نه بخش خصوصی. نیشکر هفت‌تپه برای ماست. ما به این نتیجه رسیدیم، برای نجات اینجا باید از جامعه کارگران ناظرانی وجود داشته باشند و همین را هم با تشکیل شورا عملی کردیم و با قدرت آن را پیش خواهیم برد."

 آنجائیکه در اعتراض به فروش زمینهای هفت تپه بوسیله یک تعداد زمین خوار و اخلاسگر به کارگران پیام میدهد که این" زمینها میراث پدران ما " است، خیلی روشن تفاوت مالکیت خصوصی و اجتماعی را تفکیک می کند. اعتراض به " قانون کار" و چرا این قانون- قانون برده داری است، و بطور واضح بیان می کند این قانون را کارگران ننوشته اند. دقیقا قانون برده داری مدرن نظام سرمایه داری که کارگران را به استثمار و فقر و فلاکت کشانده را ترسیم میکند. کارفرماها و عوامل سرمایه که از قبل دسترنج کارگران ثروتهای نجومی بهم میزنند، و هر اعتراض کارگری را با توهین و اهانت و بی حرمتی پاسخ میدهند، با صراحت و با کلامی که لیاقت این مزدوران و آشغالهای سرمایه است پاسخ میدهد. نقش طرحهای خانمان برانداز پیمانکاری را بخوبی به نقد می کشد.به شرایطی که کارگران با آن روبرو هستند توجه داده، و برای تغییر آن راه نشان میدهد. 

یکی دیگر از سخنرانیهای اسماعیل بخشی و سخنان یکی از زنان کارگر نیشکر هفت تپه در جمع کارگران:

این آقایان آمدند، این دوستان عزیز آمدند نشان بدهند این شکری که می آید سر سفره مردم ایران این کارگران ستمدیده و رنجدیده هفت تپه چگونه تولیدش میکنند. مردم ایران باید بدانند پس خواهش میکنم به این دوستان عزیز که خطر کردند آمدند اعتماد کنید. دو دقیقه سکوت را رعایت کنید ، دو کلمه حرف را بزنیم، تا حرفهای اصلی امان را بزنیم هر کس هر حرفی داشت ایشان تا هر موقع دلتان بخواهد اینجا هستند، هر کسی هر چه می خواهد بگوید.

 

زن کارگر سخنران:

برادران عزیز و محترم،

تا الان خواستمان طلب حقوقمان بوده است، پنج ماه حقوق نگرفته ایم، مایی که رسمی بودیم، اونهایی که قراردادی بودند، خیلی بیشتر، اونهایی که روزمزد بودند خیلی بیشتر، اونهایی که پیمانی بود خیلی بیشتر، از حالا به بعد سر حرف ما رفتن افشار است ( کارگران فریاد میزدند اسدبیگی – اسدبیگی)، واگذاری شرکت از بخش خصوصی به بخش دولتی. تا زمانی کسی پاسخگوی کارگران هفت تپه و خانواده های آنها نباشد کار در این شرکت تعلیق است. از فردا اعتصاب به فرمانداری منتقل میشود. ما پنج تا زن بودیم، با بستن جاده توانستیم انقلابی ایجاد کنیم که خبر ما به فرمانداری، استانداری، به تمام بخشهای کشوری و وزارت به همه جا برسد. کار ما ثمر بخش نیست جز زمانی که شما تمام برادران پشتوانه ما باشید.

پیام همسر یکی از کارگران :

"پیام یکی ازهمسران کارگران نیشکر هفت تپه: بنده همسر یکی از کارگران کشت وصنعت نیشکر هفت تپه هستم. ما دیگه نمیتونیم این وضع رو تحمل کنیم. شب عید میخواهیم خرید لباس کنیم اما جیب شوهرامون خالیه. آقایون مدیرعامل،فرماندار شوش،رئیس حراست،شرکت رئیس امور مالی،بخدا ماهم پا به پای شوهرامون میاییم و در اعتصاب آنان شرکت میکنیم و تا به حق و حقوق امان نرسیم دست از اعتراض  نخواهیم کشید. تا آخر این ماه بیشتر فرصت ندارید برای تسویه مطالبات."

اسماعیل بخشی: خبر نگار شرفش قلمش است، کسی که کانال تلگرامی هفت تپه را مدیریت می کند سر دبیر صدای کرخه شرفت را فروختی، بیشرف ( کارگران شعار میدهند بیشرف، بیشرف، بیشرف).

آقای افشار صدای من را میشنوی، آقای اسدبیگی صدای من را میشنوی، دو سال است آمده اید تعداد دروغها و وعده هایت را شمردی، گفتی دو ماه صبر کنید، صداقت به خرج دادیم پنج ماه هم صبر کردیم، دروغ گفتی ( کارگران شعار میدهند، دروغگو، دروغگو، دروغگو) بازنشسته ها را گفتی داری پول میدهی دروغ گفتی، گفتی بهره برداری شروع میشه همه مطالبات را میدهم دروغ گفتی، گفتی مدیریت یکی از مدیران واحدهای بزرگ هفت تپه سوادش را نداری، بلد نیستی هزینه هایت را کنترل کنی، اومدی حق کارگر و اضافه کارهایش را زدی، هزینه هایت را بیآور پائین بی لیاقت، بی لیاقت. سوادش را نداری گم شو بیرون( کارگران فریاد میزنند جاسوسان، جاسوسان، جاسوسان اسماعیل) سپس کارگران شعار میدهند افشار حیاکن، هفت تپه را رها کن ( چند بار تکرار میکنند).

اسماعیل بخشی: آقای افشار صدایم را می شنوی نتونستی مدیریت کنی ( یکی از کارگران حرف اسماعیل بخشی را قطع میکند، می گوید: افشار بی سواد است، اصلا نمیداند مدیریت چیست؟ ما کارگران هستیم که شرکت را اداره میکنیم). کارگران دیگر بصدا در می آیند کارش فقط دزدی است. امروز به همه مدیران شوش استان خوزستان اعلام می کنیم، امروز به همه مدیران بیعرضه شوش اعلام می کنیم، اگر به وضعیت هفت تپه رسیدگی نشود نوبت آنها هم میرسد. ( کارگران مرتب تکرار میکنند: جاسوسان و خودفروخته ها). اسماعیل بخشی ادامه میدهد حرف آخر: از اون بالا تا پائین بدانند کارگران هفت تپه تا تمام مطالباتشان را دریافت نکنند اعتصاب ادامه خواهد داشت ( کارگران شعار میدهند: اعتصاب، اعتصاب، اعتصاب) شورای کارگری و سندیکای کارگری هفت تپه باید آزاد باشد. از اون بالا تا پائین اعلام میکنیم نه از اخراج می ترسیم، نه از زندان اگر یک نفر اخراج شود یا زندان شود ولو اینکه تمام مطالبات را بدهیم اعتصاب ادامه خواهد داشت.

آنچه در این سخنرانی در کنار سخنرانی اسماعیل بخشی از اهمیت ویژه ایی برخوردار است، نقش زنان کارگر و مبارزه اشان دو بدوش مردان کارگر نیشگر هفت تپه است. این سخنران زن با روحیه ایی رزمنده هم طبقه ایهای کارگر مرد را به حمایت از مبارزه زنان و ادامه اعتصاب تشویق میکند. این نقطه عطفی در تاریخ مبارزات نیشکر هفت تپه است، سعی میشود در بخش دستاوردهای اعتصاب بیشتر در این مورد توضیح داده شود.

اسماعیل بخشی بدرستی به دفاع از خبر نگار و قلمش بر می خیزد، و به افشای کانال تلگرامی هفت تپه و خود فروختگانی که آن را مدیریت می کنند پرداخته و نقش ضد کارگری آنها و همکاریشان را با صاحبان سرمایه شرکت افشاء می نماید. توجه کارگران را به رسانه های انقلابی و اهمیت قلمشان جلب میکند و اینکه با شهامت در زیر فشار پلیسی خبر رسانی کرده و حقانیت مبارزه کارگران را منتشر میکنند. او به کارگران این پیام را میدهد که هر مبارزه و حرکت کارگری نیاز به تریبون و رسانه های انقلابی دارد که خبرها را بدرستی منعکس نموده و توجه جامعه را به مبارزات جلب نمایند.

سرکوب اعتصاب و دستگیری گسترده کارگران نیشکر هفت تپه:

سرانجام بعد از ۲۸ روز اعتصاب موفقیت آمیز مزدوران سرکوبگر رژیم اسلامی تاب تحمل این اعتصاب را نیآورده، در حالیکه با استفاده از شگردهای مختلف و استفاده از مزدوران خود فروخته ایی که نام کارگر را به یدک می کشند تلاش نمودند اعتصاب کارگران را درهم شکنند اما موفق نشدند، با یک یورش سراسری تعداد زیادی از کارگران منجمله اسماعیل بخشی و سپیده قلیان که در جریان این اعتصاب خبرسانی میکرد بازداشت شدند.

شرکت نیشکر هفت تپه قبل از این اعتصاب شاهد اعتصابات و اعتراضاتی دیگری هم بود. اجرای طرحهای نئولیبرالی و خصوصی سازی که بسیاری از صنایع و مراکز خدماتی ایران را در برگرفته و قراردادهای موقت کار و طرحهای پیمانکاری و استثمار وحشیانه بدون مزایا و ناامنی شغلی، عدم تامین اجتماعی و بیکاری های وسیع از عواقب شوم این خصوصی سازیها است، که امروز هم شرکت نیشکر هفت تپه با این معظل روبرو است. دو سال پیش از این اعتصاب در اثر خصوصی سازیها تعداد کارکنان و کارگران شرکت از ۷ هزار نفر به ۴ هزار و ۵۰۰ نفر کاهش یافت، یعنی کاهش ۳۶ درصدی نیروی کار، پیمانی و قراردادی شدن کارگران، به تعویق افتادن دستمزدها و پرونده سازی برعلیه آنان از مشکلات این دوره بود. برای اولین بار بعد از خصوصی سازی کارگران در مرداد ۹۶ دست به اعتراض ۵ روزه زدند و جاده اهواز و اندیمشک را بستند. پاسخ به این حرکت بازداشت ۲۰ کارگر و دادگاهی ۷۰ نفر بود. در اعتصاب دی ماه سال ۹۷کارگران در حالیکه این بار با اسد بیگی و رستمی به عنوان صاحبان شرکت طرف بودند، نه تنها خواستار پرداخت ۴ ماه حقوق معوقه، لغو خصوصی سازی بلکه اداره کارخانه به شکل شورایی شدند. این خواست کارگران بود و اسماعیل بخشی یکیاز نمایندگان و سخنگویان این اعتصاب نقش مهمی را در این مبارزه ایفاء نمود. رژیم سرمایه اسلامی که از حرکت کارگران نیشکر و بویژه با ایجاد شوراهای کارگری و سر دادن شعار " نان، کار، آزادی و اداره شورایی" و همه گیر شدن آن بوحشت افتادند، اسماعیل بخشی همراه با تعداد زیادی از کارگران را بازداشت نمودند. سپیده قلیان از حامیان کارگران نیشکر هفت تپه هم بازداشت شد. در طول بازداشتبخشی طی شدیدترین شکنجه های قرون وسطایی مزدوران رژیم قرار گرفت. بخشی و قلیان برای اعتراف علیه خود شکنجه شدند. هردوی آنها در نامه و توییت هایی از شکنجه و فشارهای زندان برای اعتراف گیری پرده بر می دارند.پس از یک دوره دستگیری و آزادی در آبان و آذرماه، صدا وسیمای جمهوری اسلامی در برنامه ای بنام "طراحی سوخته" در دی ماه اعترافات بخشی و سپیده قلیان را علیه خودشان را پخش می کند.سپیده قلیان و اسماعیل بخشی متهم شدند به اینکه در طول اعتراضات کارگری همکاری هایی هم با گروه های مخالف جمهوری اسلامی و ارتباطاتی با آمریکا داشته اند. حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس کمیسیون امنیت مجلس ایران با اشاره به "فیلم‌هایی"، از جمله "اعترافات آقای بخشی" گفته هنگام بازداشت او "درگیری‌هایی" رخ داده، اما "شکنجه" در کار نبوده است. بخشی و سپیده قلیان بعد از آزادی در اعتراض و افشاگری در رابطه با شکنجه و اتهامات دروغین دستگاه قضائی، دستگاه های امنیتی را به چالش کشیدند. رژیم و عوامل مزدور آن در مقابل مقاومت و شجاعتی که این دو نفر از خود نشان دادند و با احساس خطر از افشاگری بیشتر در مورد جنایتهای درون زندان مستاصل شده،و با باز گذاشتن پرونده های امنیتی علیه بازداشت شدگان و بازداشت دوباره آنها اقدام به صادر کردن احکام سنگین در مورد این دو نفر و تعداد دیگری از کارگران نیشکر هفت تپه نمودند. در دور دوم زندان سپیده قلیان در اعتراض به اهانتهایی که به او شد و وضعیت بسیار بدش در زندان قرچک دست به اعتصاب غذا زد. در همین فاصله هم امیر حسین محمدی فرد و ساناز اللهیاری نیزبه اتهام خبررسانی اعتصاب هفت تپه دستگیر شدند. آنها هم مدتی در اعتراض به وضعیتشان در اعتصاب غذا بسر بردند.

بدون شک دلیل فشار زیاد بر روی دستگیرشدگان پرونده هفت تپه، حاوی درس ها و تجاربی بود که کارگران از این اعتصاب آموختند. نتایج و پیامدهای این اعتصاب و تداوم آن حاکمان سرمایه را با خطرات جدی روبرو ساخت.  تجربه ۲۸ روزه اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه نه تنها توانست خانواده ها را با خود همراه کند،  بلکه دیگر شهروندان معترض که منفعتشان به منفعت کارگران نیشکر هفت تپه گره خورده بود را با خود همراه سازد. آنها توانستند اعتصاب را از کارخانه به سطح خیابان و شهرو مقابل فرمانداری منتقل کنند. افزون بر آن کارگران کارخانه های دیگر مثل صنایع کاغذ پارس و کارگران شهرداری را با خود همراه کنند.  بلاخره کارگران فولاد اهواز هم با خواسته های خود و با پشتیبانی از هفت تپه به میدان آمدند.از دیگر دستاوردهای این اعتصاب همبستگی و اتحاد بین جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی محکمتر شد.

بُعد وسیع و رادیکال بودناعتصاب پر شکوه و قدرتمند کارگران نیشکر هفت تپه در سطح ایران و جهان طنین انداخت. کارگران نیشکر هفت تپه با مبارزه پیگیر در مقابل فشار دولت و کارفرمایان ثابت کردند توانایی این را دارند که خواسته ها و مطالبات خود و طبقه کارگر را فریاد زنند، و با اتحاد و همبستگی طبقاتی آن را به کارفرمایان تحمیل نمایند. اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه، فولاد اهواز و.....نشان داده است، که کارگران با اتکاء به نیروی خود، هیچ توهمی به کارفرماها و دولت نداشته، هر روز با ادامه مبارزه، ضمن ارتقاء آگاهی سیاسی و طبقاتی و فشرده نمودن صفوفشان، توطئه های اعتصاب شکنان و کارفرماها را خنثی نموده و متشکل تر میشوند. در این مدت کوتاه کارگران نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز .....با رویکرد مبارزاتی که از خود نشان دادند، با پی بردن بیشتر به خصلتهای استثمارگرانه نظام حاکم سرمایه، سعی نمودند وحدت و همبستگی بین بخشهایی از طبقه کارگر و سایر جنبشهای اجتماعی را برقرار نمایند. اعتصابات اخیر، نه تنها انگیزه و اندیشه مبارزه را در کارگران نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز...بلکه در کل طبقه کارگر ایران برای آزادی از ستم و استثمار سرمایه برانگیخته است. این اعتصاب افق روشنی را از مبارزه، مقاومت، ایمان آوردن به نیرو و آگاهی طبقاتی را پیشاروی جنبش کارگری قرار داده است، باعث شده چشم کارگران را نه فقط به ماهیت سرمایه داران بلکه به ماهیت دولت و قوانین آن که خود بزرگترین کارفرما است را بگشاید.

"پیام از طرف بانوان و زنان مبارز سرزمین شکر . ما زنان مبارز و آگاه هفت تپه در سایهی امید و عزم راسخ شوهرانمان و با توجه به اتفاقات اخیر و چند روزه ی شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه اعلام میداریم، که توان و نیروی طبقه کارگر بدان اندازه است که تاکنون توانسته فشار و شکنجه ی فراوان، نظام سرمایه داری حاکم بر زندگی خود را که همچون یک افعی بزرگ سایه بر زندگیمان انداخته، همچون طوماری در هم بپیچد.لذا اعلام میداریم که در روز اعتصاب سراسری که در هفت تپه برگزار می‌شود، حمایت خود را از کارگران عزیز به عمل آورده و در صورت نیاز پابه پای مردان در این اعتصاب تا برآوردن تمام خواسته هایمان شرکت خواهیم کرد، و به کسانی که سایه شوم خود را بر این شرکت گسترانده اند، اخطار می‌دهیم که تمام عواقب و نتایج منفی این اعتصاب بر عهده ی آنان بوده و ما زنان نیز مثل مردان تا به دست آوردن حقوق و معوقات کارگری که از این افراد طلب داریم از پای نخواهیم نشست، و به برادران کارگر خود اعلام می‌کنیم که همچون گذشته تا برآوردن تمام خواسته ها و حقوق خود دست از اعتصاب نکشند."

سیر جهشی این حرکت دستاوردهای مهمی در رابطه با اتحاد و همبستگی کارگری و در پیوند با جنبشهای اجتماعی به همراه داشت. یکی از بارزترین دستاوردهای این حرکت به میدان آمدن زنان کارگر و خانواده های کارگری بود. زنان کارگر هفت تپه بمثابه یک بخش مهم این حرکت در صف مقدم دوش به دوش با مردان کارگر قرار گرفتند، نه همانند نیرویی پشت جهبه که هم طبقه ایهای مرد خود را یاری رسانند. این زنان همچون کارگران مرد استثمار را در زندگی روزانه اشان تجربه کرده اند، آنها به این درک طبقاتی رسیده اند که منفعتی جدا از کارگران مرد ندارند، تنها در اتحاد و همبستگی با همرزمان کارگر خواهند توانست صفوف و نیروی طبقاتی خود را قویتر نموده، و بر علیه ستم و استثمار سرمایه داری بپا خیزند.برگزاری انتخابات ۱۳۸۷ نقطه عطفی در حرکت کارخانه نیشکر هفت تپه محسوب می گشت . این اتفاق در فروردین ۹۷ با کنار زدن شورای اسلامی درهر بخش از کارخانه صورت گرفت ومجمع نمایندگان مستقل هفت تپه تشکیل شد که از وظایف آن، لغو فوری خصوصی سازی، بازگشت کارخانه به دولت با نظارت خود کارگران و خواست کنترل کارخانه از طریق شوراهای کارگری بود.
 
شورای کارگران نیشکر هفت تپه چگونه تشکیل شد و چه وظایفی را در برابر خود دارد؟

از دل انتخابات آزاد و نمایندگان آزاد کارگری بود که در اعتصاب ۱۵ روزه ی مرداد ماه، کارگران به شعار و مطالبه ی بزرگ "شوراهای مستقل کارگری و مردمی" رسیدند؛ مطالبه ای که تن کارفرماها و حاکمان سرمایه را لرزاند و بعد از آن بود که نهادهای امنیتی و دولتی و همچنین کارفرما برای سرکوب و مقابله با چنین نمایندگانی با هم متحد شده و دوباره انتخابات شورای اسلامی کار را به کارگران نیشکر هفت تپه تحمیل نمودند.

کارگران هفت تپه با ایجاد شوراهای کارگری برای کسب قدرت از پائین در پی تغییر وضعیت خود بر آمدند. با انتخاب ۲۲ نماینده تقریبا از ۱۴بخش نیشکر هفت‌تپه موفق به انتخاب یک هیأت مدیره شدند.این شوراهای کارگری اهداف پیشروی خود را نظارت مستقل و از پائین برعملکرد مدیران و سپس اداره شرکت قرار دادند.کارگران به این نتیجه رسیدند شورایی از نمایندگان واقعی خود تشکیل دهند که اداره هفت تپه را بعهده بگیرند، کارگران نیشکر هفت تپه با آگاهی کامل و نقش هدفند این شوراها در سرنوشت خود اقدام به تشکیل آن نمودند. در واقع قدرت از پائین به نیروی خود کارگران، بدون دخالتگری کارفرماها و دولت در مدیریت و اداره نیشکر هفت تپه.

 

سخن سندیکا با کارگران:

هم زنجیران

"همانطور که بار ها یاد اوری شده ایم عامل تمامی این بدبختی ها و مشکلات برای ما کارگران و تمامی زحمتکشان و مزد بگیران، حاکمیت نظام سرمایه‌داری است. ما چاره ای نداریم جز اینکه در مقابل  نظام  سرمایه‌داری  و تمامی ایادی آنها متحد و متشکل شویم. ما باید  بتوانیم با دیگر کارگران در هر کجای  ایران هستند ارتباط بگیریم. ما زمانی پیروز خواهیم شد که نیروی طبقاتی ما در بعد سراسری به حرکت در آید. با  نیروی متشکل و متحد و پیوند طبقاتی ما کارگران است که می شود در مقابل بی حقوقی ها ، نابرابری ها و تبعیض ها ایستادگی کرد و پیش شرط رهایی ما کارگران از فقر و فلاکت و استثمار ، متشکل شدن و یک صدا شدن و داشتن تشکیلات است. سرمایه داران در تمامی زمینه ها متشکل هستند و از تمامی امکانات و ظرفیت ها برای سرکوب ما استفاده می کنند و سعی دارند به اشکال گوناگون مبارزه ما را به  انحراف و به  شکست بکشانند ،پس اتحاد و همبستگی و پیوند کارگری پیش شرط پیروزی ما کارگران در مقابل توحش نظام سرمایه داری است. متحد شویم و صدا خود را با دیگر کارگران معترض، با کارگران بیکار و شاغل،با بازنشستگان و معلمان و تمامی زحمتکشان  یکی کنیم. مبارزه ضد سرمایه داری باید سراسری و متشکل شود ، باید این پیوند را ایجاد کرد. "

هر چند نیروهای انتظامی رژیم سرمایه اسلامی با تمام قوا به کارگران اعتصابی هفت تپه یورش بردند، مورد ضرب و شتم و زندان و شکنجه و زندان قرار گرفتند، اما روحیه مبارزه جویی و تداوم اعتصاب در آنها بسیار قوی بود، ادامه آن را در اعتصاب سی و پنج روز اخیر بوضوح می بینیم. اینجا دو پیام از طرف کارگران نیشکر هفت تپه بعد از دستگیری بخشی و سایر کارگران است. این پیامهای گویای روحیه رزمندگی کارگران است.


حمایتهای بین المللی
سندیکاهای کارگری ایران و جهان برای آزادی افرادی که در رابطه با پرونده هفت تپه بازداشت شدند، عکس العمل نشان دادند. سندیکای کارگران شرکت واحد و حومه اطلاعیه ای برای آزادی بی قید و شرط آنان صادر کردند. افزون بر آن "شبکه سندیکایی جهانی همبستگی و مبارزه" که بیش از ۸۰ سندیکا و تشکل کارگری درسراسر جهان را در خود جای دارد در نامه ای به خامنه ای خواهان آزادی بی قید و شرط کارگران زندانی و روزنامه نگاران شده است.

کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری از ۳۳۱ سندیکا و اتحادیه عضو خود در ۱۶۳ کشور خواست تا نسبت به شکنجه و اذیت و آزار فعالان کارگری و نقض سیستماتیک حقوق کارگران و نیز تشکل‌یابی آنان به سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی ایران اعتراض کنند.کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری که ۲۰۲ میلیون کارگر را تحت پوشش دارد، در فراخوانی که صادر کرد، با اشاره به زندانی کردن و بازداشت شماری از فعالان کارگری و حقوق معلمان و نیز محاکمه تعداد دیگری از آنان به دلیل فعالیت‌های سندیکایی‌شان نوشت که آنها بر اساس "اتهام‌های نادرست" محاکمه و محکوم شده‌اند.پیش از این،‌ برای شماری از کارگران و فعالان کارگری در ایران احکام شلاق صادر و حتی اجرا شده است. کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری در فراخوان خود همچنین به مشکل پرداخت نشدن حقوق کارگران در مناطق مختلف ایران، از جمله در شرکت نیشکر هفت‌تپه اشاره کرده است.به گفته این کنفدراسیون، دستمزد هزاران کارگر شرکت نیشکر هفت تپه دست‌کم برای شش ماه پرداخت نشده است و در عین حال، شمار قابل توجهی از آنها به دلیل برگزاری تظاهرات برای دریافت دستمزدهای معوقه‌شان، متهم به ارتکاب "اعمال جنایتکارانه شده‌اند.کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری همچنین اشاره کرد که کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه خواستار پرداخت به موقع دستمزدها، به رسمیت شناخته شدن سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه به عنوان‌ نماینده کارگران، بازگشت به کار به کارگرانی که به توصیف این فراخوان، به ناحق اخراج شده‌اند و نیز بازگرداندن مالکیت این واحد به دولت هستند.در این فراخوان از سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری عضو این کنفدراسیون خواسته شده است که با ارسال نامه‌هایی به سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی ایران در کشورهای خود و یا برگزاری تجمع‌هایی از کارگران ایران حمایت کنند.کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری خواستار آن شد که سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری عضو از مقام‌های جمهوری اسلامی ایران بخواهند تمام اتهام‌های امنیتی علیه کارگران و فعالان کارگری را لغو کنند، تمامی فعالان کارگری و صنفی زندانی را آزاد کنند، دستمزدها و مزایای کارگران بازنشسته نیشکر هفت‌تپه را بپردازند، ‌سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه را به رسمیت بشناسند، کارگران اخراجی این شرکت را به سر کارشان برگردانند و مالکیت این واحد خصوصی‌سازی شده را به دولت بازگردانند.کارگران شرکت نیشکر هفت تپه بارها در تجمع های خود خواستار بازگردانده شدن مالکیت این واحد به دولت شده‌اند. این درخواست در شماری از کارخانه‌های واگذار شده به بخش خصوصی نیز مطرح شده است.پیشتر نیز فدراسیون جهانی کارگران صنایع غذایی،‌ کشاورزی و خدمات از اعضای خود خواسته بود که با امضای نامه‌ای به مقام‌های جمهوری اسلامی ایران، از خواسته‌های کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه حمایت کنند.سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه عضو فدراسیون جهانی کارگران صنایع غذایی،‌ کشاورزی و خدمات است.

به نقل از روزنامه شرق : " کارگران نیشکر هفت‌تپه  بواسطه اعتراضات و اعتصابات پی در پی در سطح جامعه ایران و از نظر جهانی شناخته شده اند. اما آنچه امروز نیشکر هفت تپه و کارگرانش با آن مواجه هستند، لیست ارز دولتی و قاچاق سازمان‌یافته توسط یکعده اراذل و اوباش به حمایت دولت میباشد.در همان دوران که کارگران هفت‌تپه برای نگرفتن چندین ماه حقوقشان اعتراض می‌کردند و برای احقاق حقوقهای موقعه و سایر خواستهایشان به زندان و شکنجه متهم میشدند؛ مدیران هفت‌تپه برای به جیب زدن ارزهای ارزان برای تأمین تجهیزات صف کشیده بودند و موفق به کسب۲۰۱میلیون دلار ارز دولتی شدند.اما زمانیکه با اعتراضات و افشاگری کارگران ماجرای اخلاسگریو دزدی این افراد افشاء میشود و این قضیه به دادگاه کشیده می‌شود که ارزهای ارزان کالای اساسی به جای صرف‌شدن برای خرید تجهیزات کارخانه، به جیب زده می‌شود. در پی آن شرکت ۶۰ساله کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه در ۵۶سالگی از دولت گرفته میشود و به دو جوان ۳۱ و ۲۸ ساله اخلاسگر بنام اسدبیگی و رستمی واگذار میشود .

هیئت واگذاری در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۳۹۴ در سالن جهاد اقتصادی وزارت اقتصاد گرد هم آمدند تا در مورد نیشکر هفت تپه تصمیم بگیرند، آنها برای کارخانه‌های ۲۴هزارهکتاری نیشکر خوزستان ۲۹۱ میلیارد تومان قیمت گذاشتند و برای دریافت این پول هم شرایط پنج درصد نقد و مابقی به صورت اقساط هشت‌ساله گذاشته شد.بهمن همان سال قرعه این مزایده شیرین به نام مهرداد رستمی‌چگنی و امید اسدبیگی افتاد و شرکت‌های آنها به نام‌های زئوس و آریاک با پرداخت شش میلیارد تومان صاحب بزرگترین کارخانه خوزستان شدند. امید اسدبیگی که مدیرعامل شرکت آریاک بود به‌عنوان سهامدار اصلی شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه به مدیرعاملی این شرکت نیز منصوب و مهرداد رستمی‌چگنی نیز رئیس هیئت‌مدیره این شرکت شد. اعضای هیئت‌مدیره را نیز احسان‌‌الله اسدبیگی، امیرحسین اسدبیگی و سیامک نصیری‌افشار را بعهده داشتند.

کارگران نیشکر هفت تپه با تعقیب این کلاهبرداری و دزدی روز روشن  درسال ۱۳۹۷ با شروع اعتراضات به افشای این مسئله پرداختند و با انعکاس این فاجعه در سطح جامعه سبب شد این افراد  دستگیر و زندانی شوند.  از یک سو علی اشرف عبدالله‌پوری‌حسینی رئیس سازمان خصوصی‌سازی وقت که امروز در زندان به سر می‌برد باید به این واگذاری بدون اطلاع کارگران پاسخ می‌داد و از سوی دیگر خریداران این صنعت بزرگ باید محاکمه میشدند.

اعتراضات کارگران از آبان ۱۳۹۷ آغاز شد و این اعتراضات تا سال بعد هم ادامه پیدا کرد. هم‌زمان با اعتراضات کارگران هفت‌تپه، ۲۷ آبان ۱۳۹۷ مسئولان اعلام کردند مدیرعامل شرکت کشت و صنعت هفت‌تپه فراری است و اصلا زندان نیست که فرصتی به او داده شود تا مشکلات را حل کند.بعد از این گفته مسئولان، برخی افراد از حضور اسدبیگی در جلسات و در کارخانه صحبت کردند و به اطلاع رساندند که او فراری نیست و به امورات شرکت رسیدگی میکند. بعد از گذشت یکسال‌ونیم از این ماجرا و با بررسی لیست ارزی بانک مرکزی مشخص شد که اتفاقا اسدبیگی و دوستان نه تنها متواری نبودند بلکه مسئولان کشور آن‌قدر به آنها اعتماد داشتند که ۲۰۱ میلیون دلار ارز ارزان (دلار چهارهزارو ۲۰۰تومانی) به آنها پرداخت کرده‌اند. این شرکت از ابتدای سال ۱۳۹۷ تا ابتدی سال ۱۳۹۹ توانسته ۲۰۱میلیون‌و۵۱۸هزارو ۸۲۴ دلار از بانک مرکزی ارز دولتی دریافت کند. لیست ارزی بانک مرکزی نشان می‌دهد این شرکت تا آذر سال ۱۳۹۸ ارز دریافت کرده و پس از آن دیگر ارزی به مدیران هفت‌تپه تخصیص پیدا نکرده است.اما سوالی کهمطرح است چه کسی مجوز ثبت سفارش به آقای اسدبیگی و همراهان او داده است؟

نخستین جلسه دادگاه اختلاسگران ۲۰۱ میلیون دلاری ارزی که در۲۹اردیبهشت ماه تشکیل شد، این سوالات را پیش روی دادگاه با اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه گذاشت، قرار بود این مبلغ ارز صرف واردکردن مواد اولیه و تجهیزات برای شرکت نیشکر هفت تپهشود اما سپس معلوم شد که اختلاسگران از جمله: اسد بیگی و رستمی آن را به جیب زده اند. بر این اساس ۲۹ اردیبهشت قرار شد نخستین جلسه دادگاه ۲۳ متهم این پرونده در شعبه سوم دادگاه ویژه رسیدگی به جرائم اخلاسگران و مفسدان اقتصادی به ریاست قاضی مسعودی‌مقام برگزار شود. این پرونده ۱۹متهم حقیقی و چهار متهم حقوقی دارد. براساس گزارش مرکز رسانه قوه قضائیه امید اسدبیگی به سردستگی سازمان‌یافته اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز و معاملات غیرمجاز ارز‌های دولتی و باقی افراد نام‌برده به مشارکت با او متهم هستند."

 

در طول دادگاه فرمایشی اسدبیگی و رستمی کارگران نیشکر هفت تپه در حالیکه ۴ ماه است حقوق نگرفته اند، دور دوم اعتصاب سراسری خود را شروع کردند. از این اعتصاب سی و هفت روز میگذرد، کارگران مصمانه خواستار مطالبات خود از جمله پرداخت حقوقهای معوقه از مبلغ ۲۰۱ میلیون دلاری که مافیای اسدبیکی به جیب زده اند و بر گرداندن این مبلغ به کارخانه میباشد. از خواستهای برجسته کارگران لغو خصوصی سازیها و بر گرداندن مالکیت کارخانه بدست کارگران میباشد. کارگران کاملا به این مسئله آگاهند که اسدبیگی و رستمی بخاطر کلاهبرداری یک و نیم میلیارد دلاری محاکمه می شوند و حتی این سوال را جلو خود گذاشته اند که با محکومیت رستمی و اسدبیگی امکان دارد کارخانه به کارگران بر گردانده نشود، بهمین دلیل است این مطالبه و لغو خصوصی سازی در سر لوح مطالبات مهم و اساسی آنها در طول اعتصاب هر روزه اشان میباشد.  در واقع تحقق این خواست خلع سلاح اسدبیگی و دار و دسته چپاولگرش است. در ادامه این اعتصاب، کارگران با سلاح اتحاد و همبستگی به مبارزه طبقاتی ادامه داده  و در کسب مطالباتشات خواهان هیچ نوعی تخفیفی نیستند. در طرف دیگر، دولت و دستگاه قضایی که از حامیان اسدبیگی و رستمی ها هستند و سعی بر این دارند به هر طریقی شده ماجرا را به نفع اسد بیگی و باند مافیایش تمام کنند. اما کارگران بدرستی این را متوجه هستند که هر اختلال و تفرقه فرصت را به دشمن خواهد داد که ماجرا را به نفع خود خاتمه دهد. بهمین دلیل است که کارگران با حفظ اتحاد فشرده، کارگران مزدور و خود فروخته اعتصاب شکن را شناسایی نموده، و اهداف پلید آنها را در مقابل توطئه های دولت و کارفرماها افشاء نموده اند. مسئله رخنه نمودن اعتصاب شکنهای کارگرنما همیشه در تاریخ هر اعتصاب کارگری بوقوع پیوسته و دشمنان طبقاتی همیشه از آن بر علیه کارگران و در هم شکستن اعتصاب استفاده نموده اند، بهر رو، یک مسئله جدیدی نیست. اما در رابطه با اعتصاب نیشکر هفت تپه عملکرد این عوامل خود فروخته و دسیسه های پشت پرده آن برای نفوذ در جنبش کارگری حائز اهمیت است، این نوشته در ادامه به آن خواهد پرداخت.  

بسیج روحانی و تمام وزار در اختلاس اسدبیگی!​

در این ماجرای دادگاهی اسدبیگی، اوباشان دولتی از حسن روحانی گرفته تا حسین سرتیپی، مشاور حقوقی خود و مشاور حقوقی هیات دولت به یاری اسد بیگی شتافتند و وکیل برادر روحانی ( حسین فریدون) را به عنوان وکیل امید اسدبیگی بر گزیدند.

"وقتی کارگران هفت تپه فریاد زدند که دست مقامات در اختلاس و غارت در هفت تپه در کار است و فریاد زدند دزد به خانه ما زده است، دزدها تشویق شدند و کارگران سرکوب شدند و از کارگران فیلم اعتراف اجباری پخش کردند! اما الان صدا و سیما و نیروهای "ارزشی" همگی در همکاری با دار و دسته روحانی، دسته جمعی سکوت اختیار کرده اند! این یعنی همه نیروهای حاکمیت در این ماجرا با هم همدست هستند!‼️​ "

یکی از نکته قوتهای این حرکت بر علیه مافیای اسدبیگی این است که کارگران هیچ توهمی به نقش دولت در همکاری با اسد بیگی ندارند، دقیقا به این واقفند که همه آنها در این اختلاس شریک و یک منفعت مشترک دارند. بطوریکه کارگران خطاب به دولت اینطور بیان میکنند " جعبه سیاه امید اسدبیگی در دست شماست و رازهای آن را بر ملا نمیکنید اما ما کارگران نیازی به جعبه سیاه شما نداریم. ما شعور و آگاهی داریم و شما را به یک نکته ارجاع میدهیم!​ببینید تیم روحانی-جهانگیری و هیات دولت برای نجات اسدبیگی چه سنگ تمامی گذاشته اند. شریعتی استاندار خوزستان که گندش درآمد. ارسلان غمگینمدیر کل کار استان خوزستان که خودش را برای اسدبیگی ها جر داد و هیچ کس حساب های همسر ارسلان غمگین را چک نکرد تا ارقام رشوه را دریابد.​حالا علاوه بر دست و پا زدن های پشت پرده یک بازی روی صحنه و علنی در نجات اسدبیگی آغاز کرده اند.​ "

دولت و مجلس و دستگاه قضائیه! دست از فیلم بازی کردن بردارید! این نمایش مضحک دادگاه و با کت و شلوار چرخیدن امید اسدبیگی و تحقیر و به مسخره گرفتن ۵ هزار کارگری که زندگی شان نابود شده است و به مسخره گرفتن مردم خوزستان را تمام کنید!​کدام مقام این ممکلت باقی مانده که دستش در این اختلاس آلوده نیست

اما بدانید که کارگران هفت تپه و مردم خوزستان هشیار و آگاه هستند! ما خواهان بازداشت امید اسدبیگی و محاکمه علنی اوو مسئولینی هستیم که با وی همدست بوده اند! ما خواهان واگذاری شرکت هفت تپه به شرکت تعاونی کارگری هستیم​ “.

اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه همزمان با دادگاهی باند مافیایی اسد بیگی ادامه دارد. البته نیروی اعتصاب کارگران و همصدایی آنها در افشای هر چه بیشتر این اخلاسگری مجال از قوه قضائی گرفته که پرونده اسدبیگی و دارو دسته اش را سرهم بندی نموده و قضیه را به نفع او و دولت خاتمه دهد. هر چند دولت و قوه قضائی تماما در این تلاشند که ماجرا را به نفع خود و به ضرر کارگران هفت تپه به شکلی به پایان برسانند، اما هشیاری کارگران تا کنون این فرصت را به آنها نداده است. شرکت کارگران در دادگاه به صورت فردی و دفاع از حق و حقوق از دست رفته اشان بوسیله اسد بیگی و انعکاس این خبر تا حدود زیادی موثر بوده است. دستگاه قضایی با آزاد گذاشتن اسدبیگی و دستگیری و تهدید کارگران نیشکر هفته تپه در جستجوی راه حلی است که این ماجرا را به نفع اسدبیگی که دولت از حامیان پر و پا قرص او است تمام کند. اما کارگران نیشگر هفت تپه بدرستی این را دریافته اند تنها ادامه اعتصاب آنها و توجه جامعه ایران و جهانی به پشتیبانی از این اعتصاب و مطالبات آنها خواهد توانست در به حقانیت رساندن این امر موثر افتد.

کارگران نیشکر هفت تپه بدرستی روی این نکات تاکید میکنند: "آقای رئیسی! حالا نمایندگان کارگری را که بیش از یکسال زندانی کردید، به امنیت ملی ضربه زدند یا این افرداد در حالیکه کشور در تحریم است، دلار دولتی گرفتند و به خارج از کشور قاچاق می کردند؟ اقدام فعالان کارگری که زندان رفتند، مبارزه با فساد بوده یا اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی؟! سخنران های فعالان کارگری در مبارزه با فساد اسدبیگی ها که محکوم به زندان های طویل المدت کردید، باید از شما به دلیل افشای فساد به قول خودتان پاداش بگیرند یا باید به جرم نشر اکاذیب محاکمه می شدند؟!​"

کارگران این مطالبات را مطرح میکنند:

۱.دلجویی از تمامی کارگران و فعالینی که در این ۴ سال ناجوانمردانه مورد هجوم دستگاه های امنیتی و قضایی قرار گرفته اند.

۲. برخورد قاطع با سهامداران فاسد و حامیان آنها بدون هیچ گونه مصلحت اندیشی و مماشاتی.

۳. بستن پرونده تمام فعالین کارگری و لغو احکام ظالمانه آنها​

۴. محاکمه و انفصال از خدمت تمام مسئولان شهرستان شوش از ریاست دادگاه و دادستان و رییس سابق اطلاعات شوش و استاندار خوزستان و دادستان مرکز و سایر کسانیکه که در استان و یا پایتخت عامدانه و آگاهانه از فساد این خاندان خبیث حمایت کردند و بدین واسطه پول های کلانی به جیب زدند.

" ما کارگران هفت تپه منتظر هستیم ببینیم که عدالت در مورد هفت تپه چطور اجرا خواهد شد؟ دادگاه اشغالگران هفت تپه باید به صورت علنی و در حضور رسانه ها برگزار شود تا آحاد مردم بدانند که در هفت تپه چه گذشته است."

آنچه در نیشکر هفت تپه اتفاق افتاده است، قطعا به اسدبیگی و رستمی خلاصه نشده، این دو نفر جلو صحنه از حمایت دولت و بخصوص روحانی و قوه قضائیه برخوردارند. با پافشاری کارگران در لغو خصوصی سازیها رئیسی هم به این امر اعتراف کرده، که واگذاری چند شرکت به بخش خصوصی غلط بوده است و حتی بعداً هم این شرکت‌ها از هزینه‌های دولتی استفاده و با ارز دولتی کار کردند که بعداً این دلارها در بازار آزاد فروخته شده است. در ضمن مشکل خصوصی سازیها تنها مختص به نیشکر هفت تپه نبوده بلکه بسیاری از صنایع ایران را در برگرفته و عواقبی که بدنبال داشته ورشگستگی و بیکاری در سطح وسیعی است. اما نکته قوت اعتصاب کارگران نیشکر هفته در این است که دقیقا عواقبی که از این خصوصی سازیها بر سرشان آمده را دقیقا متوجه شده و برای لغو آن مصرانه مبارزه میکنند. در این ماجرای دادگاه فرمایشی اسدبیگی، دولت و دستگاه قضایی بسر کردگی رئیسی از هر حربه و زد و بندی برای تبرئه اسدبیگی و شرکایش استفاده خواهند نمود، بویژه با انعکاس ندادن جزئیات این دادگاه از طریق رسانه ها و برگزار نمودن آن به شکل غیرعلنی، و زد و بندهایی که مابین مفسدین صورت میگیرد، با این هدف که مسئله به نفع باند مافیایی اسدبیگی خاتمه یابد.   

 

افشای مزدوران و خود فروخته گان علیه اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه:

 

کارگران نیشکر هفت تپه همزمان با طرح مطالبات خود به افشای کارگران مزدور و خودفروخته در صفوف مبارزه برای درهم شکستن اعتصاب پرداخته اند. در اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه رضا رخشان و فریدن نیکوفرد این دو مزدور خودفروخته و همکار اسدبیگی و رستمی در تلاش اند به صف کارگران اعتصابی ضربه بزنند اما تا کنون با آگاهی کارگران این افراد  شناسایی و افشاء شده اند.

 

کارگران در مورد این دو نفر اینطور بیان میکنند: " در زمانی که فعالین کارگری در حال جنگیدن با کارفرما بودند، رضا رخشان و فریدون نیکوفرد با کارفرمای هفت تپه تصمیم به یک کار گروهی گرفتند که نتیجه آن، احداث کانال تلگرامی گفتگوی کارگر با کارفرما شد. ابتدا در این کانال قرار بود حق کارگر زنده و مطالبات دریافت بشود.

اما بعد از مدتی رضا رخشان در یک چرخش استادانه شروع کرد به اینطور پیام گذاشتن در کانال خودش: ​

۱دوستان، رفقا، در تماسی که همین الان با آقای مهندس اسدبیگی داشتم، ایشون گفتن که فردا حقوق پرداخت میشه! ​

۲دوستان و رفقای عزیز، همین الان با آقای مهندس اسدبیگی صحبت میکردم که ایشون گفت: بیمه رو هم به زودی پرداخت میکنیم! ​

۳رفقای عزیز، آقای مهندس اسدبیگی با ابراز خوشنودی از روند کار و تلاش در شرکت، قول داد که سهمیه شکر رو بده! ​

و.. تماس های تلفنی طولانی و نا تمام، پیام های خصوصی، کمک های غیبی، همیشه برقرار و به راه بود. دقیقا همان زمانی که کارگران هفت تپه اعتصاب می کردند، آقای رضا رخشان اخبار خوش کارفرمایی می‌داد و شده بود رسانه رسمی و علنی کارفرمای هفت تپه! کارفرمایی که حالا اختلاسگر شناخته شد. کانال رضا رخشان از کانال رسمی خود کارفرما هم بیشتر اخبار کارفرمایی رو منتشر می‌کرد.

این دست پیام ها گاهی اوقات صوتی و گاهی نوشتاری در کانال گفتگو رضا رخشان منتشر می‌شد و روابط حسنه رضا رخشان و فریدون نیکوفرد با کارفرمای هفت تپه همچنان به خوبی و خوشی صعود می‌کرد.​

آقایان فریدون نیکوفرد و رضا رخشان شما که ادعای ضد بورژوازی میکنید و حالا با دلیل و منطق پیام میدهید که اختلاسگران باید محاکمه شوند (همین مهندس اسدبیگی که دوست شما بود و خیلی دوستش داشتید و همیشه قصه هاشو برامون تعریف میکردید..)، پس چی شده بود اون زمان که به شدت از کارفرمای هفت تپه طرفداری می کردید و باهاشون جلسه های خصوصی و مخفی می گرفتید؟!​

از طرفی کارفرمای هفت تپه به مدیر کشاورزی فشار آورده بود که: "تایم شیت رضا رخشان رو ۱۲۰ساعت با ۳ شیفت کار بدهید و روی رفت و آمدش بر سر کار خودش حساس نباشید و ((بزارید راحت باشه))" توجه داشته باشیم که رضا رخشان سرمیرآب روزکار ثابت یکی از بخش های کشاورزی بود اما این لطف و بخشش اسدبیگی و رستمی به چه دلیلی بود؟ ماموریت شیطانی رضا رخشان چه بود؟ ​

آقای رضا رخشان یک روزی گفت: "من دیگه الان حتی با امید و امیر بچه صحبت نمیکنم که، الان دیگه با باباشون، احسان اله اسدبیگی ارتباط دارم، باباهه واقعا آدم خوبیه، هر کاری هم که میگم برام انجام میده..". یا "امید بچه خوبیه و دلش صافه واقعا و میخواد کار کنه و من دارم بهشون مشورت میدم.." یا "رستمی خیلی پولداره و تاجر بزرگیه و باید کمکش کرد که شرکت رو ببره بالا.." بله آقای رضا رخشان این جملات را صریح و رسا میگفت.​

روابط حسنه رضا رخشان با اسدبیگی و رستمی آنقدر خوب شده بود که علیه کارگران هفت تپه دست به قلم می‌شد و کارگران رو (گوسفند و..) خطاب کرد. بله ایشان که ادعای فعال کارگری و سندیکایی و دلسوز کارگر دارد، به کارگران هفت تپه (در کانال تلگرامی و صفحه فیس بوک خود) فحش و ناسزا و اهانت می‌کرد تا مراتب دلخوشی و شادباش کارفرما رو فراهم بکند.​متاسفانه ما کارگران تا مدت کوتاهی گول شیطنت و گرگ صفتی های رضا رخشان و فریدون نیکوفرد را خوردیم اما زمان همه چیز را برملا کرد و چهره حقیقی این زالو صفتان بر همه نمایان شد.​

در کانال گفتگو رضا رخشان تمام اعضای نسبی و سببی اسدبیگی و رستمی و اسدی حضور داشتند، یک کلونی کامل از فاضلاب کارفرمایی در کانال رضا رخشان، حتی اشخاصی که ما کارگران هفت تپه اسمشان را هم نشنیده بودیم! با اینکه این توطئه بسیار زیبا چیده شده بود اما خوشبختانه برای همه نمایان شد.​کارگران هفت تپه به حقیقت موجودی به نام رضا رخشان و فریدون نیکوفرد پی بردند، و امیدواریم که باقی مردم هم به این شناخت برسند.​ "

افشاگری بی سابقه علیه رخشان و نیکوفرد

" کسانی که جلسه مخفی با کارفرما می‌گرفتند. کسانی که برای اخراج کارگران هفت تپه به کارفرما پیشنهاد و گزینه معرفی می‌کردند: "من به مهندس اسدبیگی گفتم که بابا این چند نفر هوچی‌گر (یعنی اسماعیل بخشی، محمد خنیفر و.. سایر نمایندگان و فعالین کارگری) رو باید برداری بندازی بیرون تا بشه شرکت رو بچرخونی، ما کمکت می‌کنیم. تو فکر نباش برار( به لُری یعنی برادر )". آری این یکی از خوش خدمتی های زوج خیانت کار نیکوفرد و رضا رخشان به کارفرما بود که در جلسات متعدد و تلفنی و حضوری با کارفرما در رابطه بودند و به او مشورت میدادند که چطور باید اعتصاب را متوقف کرد و بین کارگرا اختلاف درست کرد و چه کسانی فعال هستند و باید با آنها چه کرد.

در مقابل این خوش خدمتی ها چه چیزی عاید اینها می‌شد؟! پول
قیمت و ارزش کارگر هفت تپه برای این دو نفر چقدر بود؟ هیچی ! چقدر اضافه کاری و حق شیفت می‌گرفتند؟ 
آقایان نیکوفرد و رخشان که به دروغ میگفتید سندیکایی هستید در حالی که بعدا فهمیدیم رخشان از سندیکا اخراج شده بود و نیکوفرد هم جدا شده بود. اعتبار سندیکا و سابقا نماینده کارگری چقدر توان در مشورت دادن به کارفرما و نزدیکی به آنها و چقدر برای شما چقدر پول به ارمغان آورد؟ فریدون نیکوفرد یادته چند میلیون برای اخراج مهندس کاظمی گرفتی؟ کاظمی که با همه جلسه میذاشت که اوضاع رو آروم کنه با شماها جلسه گرفت و احترام گذاشت، آخرش چقدر از رستمی پول گرفتی که به رستمی کمک کردی که یک روزه اخراجش کرد؟ ( اقبالی که پیمانکار جنایتکاری که به صورت برده داری مضاعف کارگران هفت تپه رو استثمار میکرد و دست اخر با مبارزه بیرون انداخته شد ولی فریدون و رخشان همدست و هم کاسه آنها بودند و از این پیمانکارها کمیسیون میگرفتن). در این چهار سال اخیر حسابی موج سواری کردید.
سعید ترابیان و علیرضا ثقفی و مهدی کوهستانی ماهیانه چقدر براتون پول میزنن؟ رخشان که افتخار میکنه اینا رفیق و حامی او هستن. کوهستانی یک فرد در کشور کانادا است که به رخشان کمک مالی میکرد و ثقفی یک فرد در تهران که علاوه بر حمایت مالی، حمایت فکری هم از رخشان میکرد و سفارشش رو به کوهستانی میکرد. ترابیان هم یکی از افراد فاسد بود که قبلا در سندیکای واحد بوده و اون هم درست مثل رخشان از سندیکا اخراج شده. اشخاص فاسد دور هم جمع بودند و نتیجه ش بدبخت کردن کارگران هفت تپه و همراهی با اسدبیگی و رستمی بود.
نقل قول از خود رضا رخشان و فریدون نیکوفرد("بابا ما اصلا نیازی به حقوق شرکت نداریم، الانم اینجا تو این قسمت شرکت هستیم چون کاری نداره و راحت میتونیم فکر کنیم و برنامه بچینیم، پول اگر بخوایم با یه زنگ میاد"). بعضی از ماها اینها رو دیر فهمیدیم اما الان دیگه برای همه مشخص شده که رخشان با اطلاعات همکاری مستقیم میکرد و مشاوره تلفنی به او میداد.
روزی این جریانات بر ما پوشیده بود اما حالا بازگو میکنیم تا افراد خائن روسیاه شوند. مبارزه ادامه دارد. پاینده باد هفت !"

در پی اعتراض و اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه  بر علیه خصوصی سازی ها و همزمان رو شدن پرونده اختلاس ها و دزدی های اسدبیگی و رستمی در دادگاه، فریدون نیکوفرد، که به همراه رضا رخشان درهمکاری با کارفرما و بر علیه کارگران هفت تپه از هیچ تلاشی دریغ نکرده ا ند، فریدون نیکوفرد نماینده گی مجازی" آی یو اف" (کنفدراسیون بین المللی مواد غذایی ) را به عنوان نماینده اتحادیه صنفی کارگران هفت تپه برای حضور در دادگاه اسدبیگی و رستمی را دریافت می کند. در حالی که سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه عضو کنفدراسیون بین المللی مواد غذایی است،  از این ماجرا بیخبر بود. در خواست از فریدون نیکوفرد و نمایندگی او از طرف سندیکای نیشکر هفت تپه در واقع زیر پا گرفتن سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه است. این امر با اعتراض سندیکای نیشکر هفت تپه روبرو شده و با زیر سوال بردن کنفدراسیون بین المللی مواد غذایی خواهانپاسخ به این عمل غیر مسئولانه شد.چرا که اسناد وشواهد و مدارک،که در بالا بمواردی از آن اشاره شده است و هم در اسناد سندیکای هفت تپه تمام و کمال موجود است، با این اقدام مغایرت دارد و نشان می دهد که این امر از طریق بده و بستان و توام با پروژه های حساب شده برای تخریب و نفوذ در جنبش کارگری صورت میگیرد. البته نمونه مشخص آن از طریق سولیداریتی سنتر چند سال پیش از طریق عوامل خودفروخته ایی همچون مهدی کوهستانی و فرزانه داوری برای تزریق کمک مالی به جنبش کارگری و فاسد نمودن آن را شاهد بودیم.


سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه بعد از اینکه اطلاع پیدا کرد که آی یو اف در امور  داخلی سندیکای کارگران  نیشکر هفت تپه دخالت داشته است،  طی نامه ای سرگشاده به کنفدراسیون جهانی آی یو اف، تائید نمود حق  دخالت در امور داخلی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه را نداشته و نمی تواند به نمایندگی از  طرف این سندیکااعمال وظیفه نماید.
بعد از انتشار این نامه، آقای نیکو فرد در اعتراض به این مسئله پاسخ داد. "ایشان اشاره داشته اند که ( "بنده"  به عنوان نماینده آن کنفدراسیون در جلسه دادگاه انتخاب شده ام نه از طرف سندیکا")

سندیکای نیشکر هفت تپه: " آقای نیکو فرد، این حق شماست که بعنوان"بنده" تابع فرمایشات ای یو اف و یا هر نهاد دیگری باشید. ما بعنوان سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در امر خصوصی شما و کار چاق کن های شما، دخالتی نمی کنیم. اما آنجا که از اعتبار سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، شما و دوستانتان ول خرجی کنید، حق خود می دانیم که از منافع تشکل کارگری سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه دفاع کرده و نشان دهیم که کار چاق کن های شما این حق را ندارند که در امور داخلی سندیکای کارگران  نیشکر هفت تپه دخالت داشته باشند. همانطور که قبلا گفتیم، شما و رضا رخشان از طرف هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه اخراج شده اید. یکی از دلائل اخراج این بود که شما، آقای فریدون‌نیکو فرد و رضا رخشان برای بازگشت به کار، بصورت ثبتی و‌محضری به اداره اطلاعات و کارفرمای شرکت هفت تپه تعهد داده اید که در هیچ  فعالیت و اعتراض کارگری بر علیه کارفرمای شرکت هفت تپه، حضور نداشته باشید. در ضمن شما بطور رسمی استعفای خود را از سندیکا اعلام داشته اید."

اتهام امنیتی فریدون نیکو فرد به سندیکای نیشکر هفت تپه

" در پی نشر اعتراض سندیکای نیشکر هفت تپه به اقدام کنفدراسیون بین‌المللی مواد غذایی مبنی بر درخواست از فریدون نیکوفرد برای حضور در دادگاه اسدبیگی در خبرگزاری ایلنا، اایشان پاسخی حاوی اتهامات امنیتی به سندیکای نیشکر هفت تپه منتشر کرده است.
فریدون_نیکوفرد در پاسخ به سندیکای هفت‌تپه گفته است، من از اینکه موجودیت کانال سندیکای هفت‌تپه را زیر سوال برده ام،  گفته سندیکا فعالیتی در دنیای مجازی ندارد!همچنین واژه‌ای امنیتی را در مورد تعلق فعلی کانال پیش همکارانم به کار برده که از فردی باکمی حسن نیت سرنمیزند.

سندیکای نیشکر هفت‌تپه در دفاع از اتهامات موجوداعلام نموده فعالان کارگری مشروعیت خود را از کارگران می‌گیرند؛ نه رسانه‌ها. در ضمن کارگران هفت‌تپه امروز با اتکا به نیروی خودشان رسانه و صدا دارند."

 

جمعبندی از دستاوردهای مبارزاتی کارگران نیشکر هفت تپه:

 

نیشکر هفت تپه، مجموعه ای از درسهای ارزنده مبارزاتی  را به جنبش کارگری عرضه می کند که عملا  با هموار کردن راه درست مبارزه طبقاتی،  به طبقه کارگر می آموزد در شرایط امروز بیش از هر زمان دیگر، کارگران نیاز به همبستگی طبقاتی و متحد شدن دارند. چاره خاتمه دادن به تمام این نابرابریها و سرکوبها فقط مبارزه و اتحاد کارگران است. همبستگی و حمایت کارگران از اعتصابات و مبارزات یکدیگر مهمترین نقش را برای پیروزی اعتصابات کارگری در مقابل دولت و صاحبان سرمایه دارد. در اینصورت است که می توان توازن قوا را به نفع طبقه کارگر برگرداند. چنانچه طبقه کارگر با دیدگانی باز به این دستاوردهای نیشکر هفت تپه بنگرد، و با حمایت و الگو قرار دادن آن حداقل مخاطرات و حداکثر منافع طبقاتی اش از قِبل آن تضمین خواهد گردید. مبارزات نیشکر هفت تپه این پیام را به جنبش کارگری میدهد، چنانچه جنبش کارگری منافع طبقاتی خود را به درستی بشناسد، از میان دو استراتژی که با آن روبرو است ، نسبت به قطب استثمار کننده و صاحب سرمایه، به ویژه در پیچ و خم مبارزاتی دچار شبهه نشده، و فقط می تواند به نیروی طبقاتی، متحد و متشکل شدن خود اتکاء نماید.

نیروی میلیونی کارگران تنها در شرایطی می تواند به خواست و مطالبه خود دست یابد  که با هم متحد و متشکل  باشند، وگرنه اعتراضات و اعتصابات پراکنده بخشهای مختلف صنایع کارگری در نهایت کارساز نخواهد بود. پاسخ دادن به فراخوان کمک و پشتیبانی ازاعتصابات کارگری نیشکر هفت تپه، نه تنها حرکت رو بجلو جنبش کارگری است بلکه تقویت و تشویق کارگران به ایجاد اتحاد و همبستگی بیشتر است. در روند این اعتصابات و اعتراضات کارگری است که کارگران با نیروی طبقاتی خود خواهند توانست افق متفاوتی را در مقابل تحولات اخیرجامعه قراردهند. در این سی و هفت روزی که از اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه میگذرد، حمایت از اعتصاب وظیفه کارگران و تشکلهای کارگری و وظیفه تمامی سوسیالیستهای کارگری و نیرو های ترقیخواه است.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در سازمان دادن اعتراضات و اعتصابات از ویژگیهایی برخوردار است که این سندیکا  را در صدر جنبش کارگری ایران قرار میدهد. شکی نیست که مبارزات پیگیر کارگران نیشکر هفت تپه از مبارزات سندیکایی فراتر رفته و  گامهای مهمی در مسیر متشکل شدن کارگران در پیشبرد مبارزات طبقاتی برداشته است و توانسته با اتکاء به نيروى طبقاتی خود در مقابل استثمار وحشيانه و سودآورى سرمايه بایستد و در جهت الغاء خصوصی سازیها گام هایی محکم بردارد. مبارزه کارگران نیشکر هفت تپه با رشد آگاهی طبقاتی و نهادینه شدن این آگاهی که با اتحاد و همبستگی محکمتری هر روز خود را نشان میدهد، نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی را بطور واقعی به چالش کشیده است. در این روند مبارزاتی کارگران درسهای گرانبهایی آموخته اند، دشمنان رنگارنک طبقاتی را شناخته اند، بدون درجه ایی تخفیف و توهم به آنها برای کسب مطالبات خود پافشاری میکنند. سنتهای مبارزاتی قوی و طبقاتی  نیشکر هفت تپه پرچمدار مبارزات جنبش کارگری ایران است، که در تاریخ جنبش کارگری ایران با افتخار ثبت خواهد شد.

یکی از نکته قوتهای مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه این است که با هوشيارى سياسى و نظرى کارگران، تا کنون توانسته اند خود را در برابر خطر بازيچه اهداف غيرطبقاتى شدن محافظت کنند. کارگران توانسته اند صحت و سقم انديشه‌ها و خط مشى هاى غیر کارگری را محک بزنند و خود مستقلا درباره آن قضاوت کنند، نفوذ آراء و عقايد ضد کارگری را  در صف مستقل مبارزاتی خود تشخیص دهند. کارگران برای حقانیت دادن به کسب مطالبات خود و مبارزه اشان برعلیه نظام سرمایه داری فقط به قدرت بازوى خود اتکاء ننموده، بلکه اندیشه و آگاهی طبقاتی خود را بکار میگیرند.در طول چند دوره اعتصابات بارشد انديشه هاى سياسى و اجتماعى، با گسترش آگاهى طبقاتى خود نه تنها مبارزات خود را از نفوذ طبقات دیگر مصون داشته، بلکه این مصونیت را هم بخشا برای جنبش کارگری ایران تضمین نموده اند.  

فقر و فلاکت و تورم و گرانی سرسام آور و سقوط ارزش پول ایران در برابر ارز خارجی جامعه را آبستن حوادثی نموده است که هر آن امکان شعله ور شدن آن موجود است. سران جمهوری اسلامی از جمله حسن روحانی برای پیشگیری از خیزشهای بعدی با حربه جدیدی به میدان می آید که با ترساندن مردم  از کرونا مردم را در خانه ها نگه دارد. اما اعتصاب و اعتراضات خیابانی پنج هزار کارگر نیشکر هفت تپه تا کنون ثابت نموده با وجود خطر کرونا باید به مبارزه در خیابان و کارخانه و هر تجمع دیگری ادامه داد. قطعا در خیزشهای بعدی که چندان بدور نخواهد بود مبارزات نیشکر هفت تپه در سازمان دادن این خیزشهاخواهد توانست نقش تعیین کننده ایی داشته باشد.

خود فرو ختگی و مزدوری رضا رخشان و فریدن نیکو فرد و علم کردن نیکو فرد از سوی کنفدراسیون بین المللی مواد به نمایندگی سندیکای نیشکر هفت تپه فرا تر ازاین خیمه شب بازیها است. هر چند که این دو نفر وسیله ایی بیش نیستند، اما بورژوازی ایران و جهانی برای ضربه زدن به جنبش کارگری سعی میکند از کارگرانی که به راحتی آلت دست میشوند برای پیشبرد اهدافشان استفاده کنند. هر گونه غفلت و کم بهادادن به اين موضوع و این نیروهای مخرب خطرات جبران ناپذيری را برای طبقه کارگر ايران در بر خواهد داشت. ما با نيروهايي طرف هستيم دارای استراتژی معين و تاكتيك های مناسب برای به انحراف کشاندن مبارزات کارگری. در مقابل، اگر طبقه كارگر و جنبش كارگری بدون يك استراتژی صحيح و بدون تاكتيك های مناسب وارد اين مصاف نشوند، و حساس بودن این مسئله و خطرات آن را نادیده بگیرند بزرگترین ضربه را متحمل خواهند شد.  نيروهای امپریالیستی و يا سرمايه داری جهانی به دنبال هدف های سياسی و اقتصادی بزرگتر و درازمدت ترند. در درجه اول می خواهند از طریق وابسته نمودن فعالین و رهبران کارگری در جنبش کارگری نفوذ نموده و سپس اوضاع سياسي جامعه ایران را به نفع خود تغيير دهند. خوشبختانه یکی از نکات قوت مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه شناخت و آگاهی آنها نسبت به این دسیسه و توطئه های امپریالیستها برای ضربه زدن به جنبش کارگری است.  البته ماجرای سولیدارتی سنتر از طریق مهدی کوهستانی  با خودفروختگی منصور اسانلو تحت یدک کشیدن نام کارگر سندیکای شرکت واحد چشم و گوش جنبش کارگری را به این نوع توطئه ها باز نموده است. تا کنون فعالین جنبش کارگری با درایت و آگاهی این نوع اعمال ضد کارگری پشت پرده را خنثی نموده اند. بنابراین، به میدان آمدن دوباره مزدوری مانند کوهستانی در همکاری با ثقفی و وسیله قرار دادن دو عنصر جاسوس و خود فروخته درخشان و نیکو فرد نه تنها نتیجه ایی نخواهد داد، بلکه رسوایی بیشتری برای آنها به بار خواهد آورد. درک طبقاتی پنج هزار کارگر نیشکر هفت تپه  و خانواده هایشان با چهار ماه حقوقهای معوقه و شکمهای گرسنه خیلی بالاتر و عمیق تر از طرح و نقشه های شومی است که این عوامل سرسپرده امپریالیستها با نشان دادن گوشه اسکناس به آنها بتوانند این جنبش را بخوابانند یا به انحراف بکشانند. شعار کارگران نیشکر هفت تپه " کارگر می میرد ذلت نمی پذیرد" یا شرکت فرزندان کارگران در کنار پدرانشان برای کسب مطالبات و خواستهایشان جای هیچ سوال و شبهه ایی برای این نوع حرکتهای ارتجاعی و ضدکارگری نمی گذارد. سپهر کوچولوی قهرمان ما با شرکت در اعتصاب و بیهوش شدنش در گرمای پنجاه درجه نه تنها لکه ایی ننگ بر نظام حاکم جمهوری اسلامی میگذارد، بلکه نامش در تاریخ جنبش کارگری ثبت خواهد شد.

فرزند کارگرانیم، کنارشان می مانیم ( یاداشتی از اسماعیل بخشی)

"کارگران شعار میدهند کنارشان می ایستند، سخنرانی می کنند می ایستند، مسئولین بیخیالند و اهمیتی به بی نانی سفره کارگر نمی دهند و همچنان سپهر، کنار کارگران و پدرش می ایستد، دمای هوا گرم و گرمتر میشود و تا آخرین رمق می ایستد و ستاره میشود.

تصاویری که مشاهده می‌کنید، مربوط به حضور فرزندان کارگران در بیست و پنجمین روز اعتصاب کارگران  نیشکر هفت‌تپه است. «سپهر» نام پسر قهرمان ماست. در این اعتصاب به‌دلیل گرمای شدید و ویروس کرونا، پدران با وجود شوق فراوان فرزندان‌شان، مانع از حضور آنها در تجمعات شدند، اما سپهر وقتی غم و شرمندگی پدر را در خانه می‌بیند، دیگر تاب نمیاورد و اصرار می‌کند که باید باشد، می‌آید تا به پدر بگوید شرمنده نباش، چون سرو سرت را بالا بگیر، تو اسوه‌ی شرافتی پدر، غمگین نباش من کنارت هستم. سپهر نوجوان‌مان می‌آید جلوی درب فرمانداری، رو به کارگران می‌ایستد، پلاکاردی در دست می‌گیرد که روی آن خلع ید کسانی را طلب می‌کند که باعث خالی شدن جیب و سفره‌ی خانواده و البته، شرمساری پدرش شده‌اند….

کارگران شعار می‌دهند کنارشان می‌ایستند، سخنرانی می‌کنند می‌ایستند، مسئولین بی‌خیالند و اهمیتی به بی‌نانی سفره‌ی کارگر نمی‌دهند و همچنان سپهر، کنار کارگران و پدرش می‌ایستد، دمای هوا گرم و گرم‌تر می‌شود و تا آخرین رمق می‌ایستد و ستاره می‌شود.

اما‌ دمای هوا پنجاه درجه است و ستاره سپهرمان بیش از توانش ایستاده است. از گرما و گرسنگی ضعف می‌کند، ولی پلاکارد را زمین نمی‌گذارد تا اینکه جان‌هامان به فدایش، از حال می‌رود و تن نازنینش نقش زمین می‌شود

کارگران با دیدن این صحنه، خون‌شان به جوش می‌آید و هرچه فریاد دارند بر سر کسانی که مسبب این بی‌شرمی شده‌اند، می‌زنند."

مطالبات اعتصاب اخیر نیشکر هفت تپه:پرداخت حقوق های معوقه و تمدید دفتر چه بیمه، بازگشت به کار همکاران اخراج شده، بازداشت اسدبیگی و مجازات او و رستمی ، لغو خصوصی سازیها  و بازگرداندن ثروتهای اختلاس شده به کارگران. سی و هفت روز است این اعتصاب در جریان است، گرچه دولت و صاحبان سرمایه ضمن اینکه دچار وحشت شده اند اما می خواهند بی توجه از کنار آن بگذرند. این اعتصاب با توان ونیروی طبقاتی که از خود نشان داده بر فضای سیاسی جامعه تاثیر گذاشته،  اعتراضات و افشاگریهای وسیع در سطح ایران و خارج سبب شد اعدام سه نفر از دستگیر شدگان آبان ماه لغو گردد. با تلاش و مبارزه کارگران نیشکر هفت تپه چهار نفر از کارگران دستگیر شده هفت تپه در مدت بسیار کوتاهی آزاد شدند. جمهوری اسلامی برای شعله ور نشدن بیشتر این مبارزات در سطح جامعه ناگزیر است عقب نشینی کند. این از دستاوردهای با ارزش این مبارزه و اعتصاب است.

از خواستهای اساسی کارگران لغو خصوصی سازیها است. خصوصی سازیها که از طرحهای نئولیبرالیسم جهانی نشئت می گیرد، امروز لغو آن مختص به خواست طبقه کارگر ایران نبوده، بلکه خواست طبقه کارگر جهانی هم است.نئولیبرالیسمبرنامه ی از پیش طراحی شدۀ سرمایه داری جهانی است که از طریق نهادهای صندوق بین اللملی پول، بانک جهانی و تجارت آزاد طی چند دهه ی گذشته حاکمیت نموده است.  نئولیبرالیسم در دنیا فجایعی را بوجود آورده که با فاصله بشدت طبقاتی شدن بین طبقات دارا و ندار ۲۶ ثروتمند جهان به اندازه نیمی از جمعیت جهان سرمایه دارند. کارگران نیشکر هفت تپه بدرستی و با یک درک عمیق طبقاتی این خواست را برجسته نموده و سرمایه داری را هدف قرار داده اند. مبارزه کارگران نیشکر هفت تپه برای کسب مطالباتشان تنها مطالبات صنعت نیشکر هفت تپه نیست، بلکه مطالبات کل جنبش کارگری است، مطالبات میلیونها انسان بیکار و گرسنه ایی است که با شکم گرسنه روز را به شب سپری میکنند، مطالبات کودکان کار و گرسنه ایی است که در آشغالها برای قلمهایی نان میگردند و خطر کرونا آنها را تهدید میکند، مطالبات پدری است که از خانواده خود به علت فقر و نداری شرمسار است و دست به خودکشی میزند، مطالبات زن سرپرست خانواده است که به علت بیکاری و عدم حمایت از طرف دولت مجبور است برای امرار معاش خود و فرزندانش خودفروشی کند. در واقع مطالبات کل آحاد جامعه است که امروز با فقر و فلاکت دست و پنجه نرم میکنند. امروز کارگران نیشکر هفت تپه با دادن بهای سنگین اما با کوله باری از تجارب گرانبها ی مبارزه طبقاتی پرچمدار جنبشی شده اند که قلب جنبش کارگری با آن میزند .

همانطور که کارگران نیشکر هفت تپه بدرستی به این مسئله اشاره میکنند، "عامل تمامی این بدبختی ها و مشکلات برای کارگران و تمامی زحمتکشان و مزد بگیران، حاکمیت نظام سرمایه‌داری است. ما چاره ای نداریم جز اینکه در مقابل  نظام  سرمایه‌داری  و تمامی ایادی آنها متحد و متشکل شویم. ما باید  بتوانیم با دیگر کارگران در هر کجای  ایران هستند ارتباط بگیریم. ما زمانی پیروز خواهیم شد که نیروی طبقاتی ما در بعد سراسری به حرکت در آید. با  نیروی متشکل و متحد و پیوند طبقاتی ما کارگران است که می شود در مقابل بی حقوقی ها ، نابرابری ها و تبعیض ها ایستادگی کرد و پیش شرط رهایی ما کارگران از فقر و فلاکت و استثمار ، متشکل شدن و یک صدا شدن و داشتن تشکیلات است. سرمایه داران در تمامی زمینه ها متشکل هستند و از تمامی امکانات و ظرفیت ها برای سرکوب ما استفاده می کنند و سعی دارند به اشکال گوناگون مبارزه ما را به  انحراف و به  شکست بکشانند،پس اتحاد و همبستگی و پیوند کارگری پیش شرط پیروزی ما کارگران در مقابل توحش نظام سرمایه داری است. متحد شویم و صدای خود را با دیگر کارگران معترض، با کارگران بیکار و شاغل،با بازنشستگان و معلمان و تمامی زحمتکشان  یکی کنیم. مبارزه ضد سرمایه داری باید سراسری و متشکل شود ، باید این پیوند را ایجاد کرد. "

بر این مبنا است که این جنبش نیاز به همه گیر و سراسری شدن در سطح جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی را دارد. این اعتصاب و مبارزه نیاز به حمایت دارد. برای قویتر شدن آن باید هر جا هستیم صدای کارگران نیشکر هفته باشیم، و با آنها در هر روز از مبارزه  و اعتصابشان همصدا شویم.موقع آن رسیده طبقه امان با پاس نهادن به دستاوردهای ارزشمند مبارزه کارگران نیشکرهفت تپه، و پاسخ به فراخوان آنها در سراسری و متشکل شدن این مبارزه پا جلو گذاشتهو با پیوستن به این مبارزه صفوف طبقاتی علیه نظام سرمایداری جمهوری اسلامی را گسترده تر نماید.

اول مرداد ماه  ۱۳۹۹، جولای ۲۰۲۰

 

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com