22.07.20 22:24 Alter: 17 days

محمود طوقی: یوسف افتخاری؛سازماندهی بزرگ

Kategorie: Meldungen Links

 

 

نامش یوسف بود و کنیه اش افتخاری و رفقایش او راآقا یوسف صدا می کردند اما او خوشتر داشت او را یوسف صدا کنند. در سال ۱۲۸۱ شمسی در روزگاری که قسمتی از ایران تحت تسلط روس ها بود در اردبیل بدنیا آمد.

هفت برادر بودند واو کوچکترین عضو خانواده  بود .یک ساله بود که پدرش را از دست داد .

برادر بزرگش از موسسین حزب سوسیالیست دراردبیل بود که در تبعید تاشکند در زندان استالین مرد .برادر دیگرش رحیم نیز ۷ سال در زندان های سیبری بود .

بعد از جنگ جهانی اول صارم السلطنه حاکم اردبیل همه  پنج برادر را دستگیر و در نارین قلعه زندانی کرد. یوسف کودک بود ویک هفته بعد از زندان آزادشد .

در سال ۱۹۱۷ به قفقاز رفت تا درس بخواند.در باکو به مدرسه ایرانیان و بعد به مدرسه فرقه رفت که در آن جا به زبان ترکی وروسی درس می خواندند.

در سال ۱۹۲۳ به دانشگاه کوتو در مسکو رفت.معرف او در مسکو سلطانزاده بود؛تئوریسین بزرگ حزب کمونیست که با رحیم برادرش دوستی داشت .

کوتو؛دانشگاه کمونیستی کارگران شرق

کوتو در سال ۱۹۲۱ بنا به دستور کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه برای آموزش کارگران جمهوری های شرقی شوروی تاسیس شد.کمی بعد زیر نظر کمیسریای امور ملیت ها قرار گرفت.

در سال ۱۹۲۳ دوره آموزش در این دانشگاه سه ساله شد .در این سه سال به دانشجویان در امور حزبی و سیاسی ،فعالیت های کارگری و اتحادیه ای ،اقتصاد و مدیریت و حقوق آموزش داده می شد ووظیفه اصلی آن تربیت کادر برای کشور های شرقی بود.

پروفینترن

پروفینترن تشکیلات کارگری وابسته به کمینترن بود .افتخاری بیشترین آموزش های کارگری را از این موسسه گرفت.

در ضمن در کلاس های درس سلطانزاده لیدر حزب کمونیست هم شرکت می کرد .

سفر به تاجیکستان

بعد از پایان دروه کوتو یا باید به ایران بر می گشت و یا در روسیه مشغول بکار  می شد.

 نظر مخالف او و لادبن برادر نیما یوشیج و لطیف زاده  بر علیه رضا خان در کنگره شرق شناسان در سال ۱۹۲۴ در مسکو که رضا خان را فردی مترقی ارزیابی می کردند باعث شد از باز گشت او به ایران ممانعت کنند و به باکو مامور شد .اما کار در باکو و حضور ایرانیان در آن جا باعث می شد که اوبعنوان یک فعال کارگری شناخته شود و دیگر نتواند به ایران باز گردد . پس با پادرمیانی استالین به تاجیکستان رفت .

بازگشت به ایران

قلع و قمع کمونیست ها در ایران و مخالفت رضا خان با شوروی باعث شد که نظر روس ها نسبت به رضا شاه  بر گردد و اجازه باز گشت به ایران را به او بدهند.

افتخاری از باکو به آستارا رفت و از آن جا راهی بندر پهلوی شد.

در آن روزگار برای عبور از شهری به شهری باید جواز گرفته می شد. جواز سفر به تهران  توسط یک ارمنی از دوستانی که در مسکو داشت گرفته شد و به تهران رفت و در خانه عطا الله آرش که مکانیک بود و با او دوستی داشت ساکن شد .

در تهران با حسابی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ملاقات کرد و قرار شد تا باز گشت او از کنگره دوم حزب کمونیست که به کنگره ارومیه معروف شد در تهران بماند.وامور حزبی را رتق و فتق کند .

اتحادیه محصلین

درآن سال ها سه مدرسه عالی در تهران بود طب،حقوق و کشاورزی وهنوز در ایران دانشگاه نبود . افتخاری اتحادیه محصلین را درست کرد که بسرعت توسعه یافت.

در این زمان بزرگترین اتحادیه کارگری ایران در بندرانزلی بود که تحت ریاست آخوند زاده بود

در تهران اتحادیه کارگران چاپخانه وکفاش و دیگران  هم بودند .

سفر به خوزستان

خوزستان در این دوران قلب تپنده جنبش کارگری ایران بود.در سال ۱۳۰۶ افتخاری راهی خوزستان شد . در حالی که او نه عضوحزب کمونیست و نه عضو  سندیکا های کارگری بود . ورود به خوزستان هم ممکن نبود چرا که پلیس به ارمنی ها و ترک ها حساس بود و آن هارا عناصری خطرناک ارزیابی می کرد . وبمحض ورود به استان نفت خیز جنوب دستگیر می کرد.

افتخاری توانست خودرا به خرمشهر برساند و از آن جا با کمک علی آوینی که در اداره فرهنگ کار می کرد توانست خودرا به آبادان برساند.

کار در پالایشگاه

آبادان در این زمان به دو محله انگلیسی نشین بریم و عرب نشین بوارده تقسیم می شد. ورود غیر انگلیسی به منطقه بریم ممنوع بود .

محله دیگری بود بنام احمد آباد که توسط احمد گیلانی شهردار آبادان ساخته شده بود  که منطقه ای فقیر نشین بود وخانه هایش سرویس بهداشتی نداشتند.

احمد گیلانی در جریان اعتصاب کارگران توسط انگلیسی ها زیر ماشین رفت.

در دومنطقه عرب نشین خانه ها از حصیر و بوریا بود . زنان عرب پوشش مناسبی حتی برای پوشاندن عورتشان نداشتند.

حقوق کارگر روزی دوریال بود و سوخت مردم از نفت کثیفی بود که انگلیسی ها در چاله ای می ریختند و زنان عرب از آن جا پیت های شان را پر می کردند وبرای استفاده به خانه های شان می بردند.

زندگی با عریان ترین وتلخ ترین چهره اش طبقاتی بود  و استثمار وحشیانه خارجی زمینه را برای تشکیلات آماده کرده بود .

روال استخدام این گونه بود که انگلیسی ها از بین کارگران بیکار افراد جوان و قوی هیکل را انتخاب می کردند و افتخاری بخاطر جثه کوچکش دو ماهی بیکار بو د وبالاخره استخدام شد .

روال استخدام هم نوشتن عریضه وتقاضای کار و رفتن به اداره پلیس شرکت نفت  برای انگشت نگاری و معاینات پزشکی و از آن جا رفتن به ورک شاپ یا کارگاه بود برای آموزش و پخش بین قسمت های مختلف پالایشگاه بود.

تشکیل اتحادیه کارگری

نخستین فردی که جذب تشکیلات شد شعبان کاوه بود . کاوه روی نوعی جراثقال کار می کرد .کارگر پاکی بود و آبادانی ها راهم خوب می شناخت.حسنعلی ثابتی را کاوه معرفی کرد و سومین نفر که جذب تشکیلات شد وفایی بود.

رفته رفته تشکیلات گسترش یافت. پس لازم بود که در دیگر شهر ها تشکیلات گسترش یابد. اشکال کار در آن بود که انگلیسی ها مناطق نفتی را حصار کشی کرده بودند وامکان ورود  به آن مناطق سخت بود وباید بهانه ای معقول پیدا می کردند .

آغاجاری دومین منطقه نفتی مهمی بود که باید در آن جا تشکیلات می رفت. افتخاری بعنوان واسطه فروش کفش به آن جا رفت . و با رفقایی که تشکیلات آبادان معرفی کرده بودند تماس گرفت و سازمان تشکیلات در آن جا بر قرار شد .

در دیگر شهر ها زمینه آماده بود و خود جوش کارگران سازماندهی شدند.

باشگاه ورزشی

تشکیلات نیازمند کادر بود .نیروهای آموزش دیده ای که بتوانند تشکیلات کارگری را رهبری کنند.اما مشکل اصلی آن جا بود که انگلیسی ها هرنوع تشکلی را در آبادان برنمی تافتند.

افتخاری از طریق رئیس فرهنگ آبادان مجوز تاسیس یک باشگاه ورزشی را گرفت.انگلیسی ها تاب نیاوردند وغوغا کردند و بعد از دوماه باشگاه را بستند.

مدرسه شبانه

افتخاری راه دیگری جست . دائر کردن مدرسه ای شبانه که مخفی بر گزار می شد .در این کلاس ها اصول تشکیل سندیکا آموزش داده می شد .

میرایوب شکیبا که اهل آستارا و از کمونیست های قدیمی در این زمان در آبادان به شکل تبعیدی زندگی می کرد در این کلاس ها فارسی درس می داد.

یک سال گذشته بود که از طرف سندیکای جهانی رحیم همداد که از فارغ التحصیلان کوتو بود برای کمک به افتخاری به آبادان فرستاده شد .

ارتباط افتخاری با سندیکای جهانی از طریق حسین شرقی وآرش و برادرش رضاقلی که از فعالین حزب کمونیست بودند ودر بخش کارگری فعال بودند بر قرار می شد .

اعتصاب

زیر گوش انگلیسی ها تشکیلات به قاعده و از روی اصول گسترش یافت.

در این زمان مذاکراتی در مورد تحویل دادن صنایع نفت بعداز اتمام قرار داد سی ساله شروع شده بود .انگلیسی ها تلاش داشتند با زدو بندی دوباره با حکومت رضا شاه قرار داد را تمدید ۶۰ ساله کنند و برای ۶۰ سال دیگر بمانند و با غارت منابع زیر زمینی طبقه کارگر ایران را استثمار کنند .

 افتخاری مصمم بود برای جلوگیری از این کار دست به اعتصاب بزند.و منتظر فرصتی مناسب بود.

 اما درگیری یکی از اعضاء اتحادیه با کارگری دیگر سبب لو رفتن تشکیلات شد. انگلیسی ها فهمیدند زیر گوش آنهاخبر هایی هست .

 دستگیری ها با یافتن مرامنامه اتحادیه در خانه کارگر عضو شروع شد . وبه موسسین باشگاه ورزشی کشید .

 در این زمان رکن الدین مختاری رئیس شهربانی خوزستان بود و برای دنبال کردن دستگیری ها شخصاً به آبادان آمد .

۱۳ اردیبهشت ۱۳۰۸ افتخاری بازداشت شد و باز جویی از او  توسط مختاری شروع شد .

وطبق معمول با شکنجه و دستبند قپانی در مورد افتخاری و خواب بند کردن در مورد رحیم

همداد.

نفوذ در تشکیلات پلیس

اتحادیه در این مدت توانسته بود کارگران اخراجی را به اداره پلیس وارد کند و تعدادی پلیس عضو اتحادیه بودند . یکی ا زپلیس های عضو اتحادیه  که جزو نگهبانان بازداشتگاه افتخاری بود به افتخاری خبر دادکه  اتحادیه می خواهد اعتصاب کند  ومنتظرفرمان است. افتخاری فرمان اعتصاب را صادر کرد .

اهمیت اعتصاب

اهمیت اعتصاب در آن روزگار در چه بود.؟

استبداد سیاه رضاخانی فضای جامعه را بسته بود.سرکوب حکومت قزاقان عرصه را بر نیرو های ملی واتحادیه های کارگری و حزب کمونیست تنگ کرده بود .عشایر و رهبران عشایر که در روزگار سخت به کمک مردم می شتافتند تخته قاپو شده بودند. پس امکان اعتراضی از هیچ سوی بر علیه تمدید قرار دادنبود . وسرجان کیدمن عامل تمدید قرار داد می توانست با دست پربه انگلستان بر گردد.

پلیس در نخستین گام تصمیم گرفت رهبران کارگری را از منطقه دور کند تا سرکوب آسانتر باشد. .محل انتقال اهواز بود.

 کارگران شهربانی را برای آزادی دستگیر شدگان محاصره کردند .

 کشتی های جنگی انکلیس و تمامی قوا پلیس از سراسر استان به صحنه آمدند. قول آزادی داده شد .اما از فردا دستگیری ها شروع شد .

۳۰۰ زن ومرد دستگیر شدند. واعتصاب گشترش یافت به خرمشهر و مردم غیر کارگر وعمومیت پیدا کرد .دولت حکومت نظامی اعلام کرد . در اهواز هم عده ای دیگر را گرفتند.

سرجان کید من با دست خالی بر گشت.وبرای اولین بار بود که در حکومت رضا شاه یک نهضت مردمی تمدید یک قرار داد را بهم می زد .

تشکیلات زنان

امری که مختاری رئیس پلیس کودن رضا شاهی را متعجب کرده بود سازماندهی زنان بود.

اتحادیه با عضوگیری مرد خانواده زنان کارگر را به  هم تشکیلات جذب می کرد هر چند زنان مثل مردان حوزه های مرتبی نداشتند. اما کارروی آن ها از طریق حوزه های خانوادگی بود.

مختاری به افتخاری که او را بنام اردبیلی می شناخت؛نامی که افتخاری در آبادان بر خود نهاده بود؛ می گفت من می فهمم که تو برای کار به آبادان بیایی ولی این را نمی فهمم در کشوری که هنوز حجاب بر قرار است اینان چطور بتو اعتمادکرده اند وترا به میان خانواده شان راه داده اند .

پلیس رضا شاهی از این امر غافل بود که شم طبقاتی زنان کارگر چراغ راه آنان بود ومی فهمیدند  که منافع آن ها  عضویت در اتحادیه و تشکیلات است .

رفیق زهرا

یکی از این زنانی که در تشکیلات بر آمده بود زنی از اهالی لرستان بود بنام زهرا که همسر صادق یکی از اعضا اتحادیه بود.

کلاس های سواد آموزی مخفی برای زنان و آموزش های سندیکایی زنان عضو اتحادیه را به ردیف کادر و نیمه کادر ارتقا داد بود یکی  از برجسته ترین آن ها زهر ا خانم بود . 

زهرا خانم کسی بود که در جلو شرکت نفت برای کارگران سخنرانی کرد و همه را به اعتصاب فراخواندو هموبود که در موقع انتقال زندانیان به نزد مختاری رفت و گفت من باید یو سف را ببینم . مختاری پرسید با یوسف چه نسبتی داری گفت برادرم است .مختاری گفت تولری واو ترک . چگونه ممکن است که توی لر خواهر یک ترک اردبیلی باشی.

 زهرا خانم گفت ما از  آن لر هایی هستیم که  با ترک ها خواهر برادریم.

پس خودش را به یوسف رساند و گفت : ما طلاهای مان را می فروشیم برای برادران زندانی مان می  فرستیم و یوسف دست او را ماچ کرد.و اعتصاب شعله کشید.

انعکاس اعتصاب

روزنامه حبل المتین چاپ کلکته و جراید مصر از کارگران دفاع کردند ونوشتند ما باید مبارزه بر علیه استعمار را از کارگران ایرانی بیاموزیم.

در کنگره سندیکا های جهانی ضمن دفاع از کارگران نفت  به نماینده کارگران انگلیس حمله شد که چرا از کارگران ایرانی دفاع نکردند وقتی دولت شان کشتی جنگی به آبادان فرستاد.

خواسته اعتصاب

۱-قرار داد اسارت بار نفتی با انگلیس تمدید نشود و انگلیسی ها ایران را ترک کنند.

۲-اخراج دائم و بلک لیست  کارگران لغو شود

۳-شکنجه کارگران  متوقف شود

۴-به کارگران مسکن داده شود

۵-حقوق کارگران اضافه شود بدان حد  که بتوانند لباس مناسبی برای زنان وبچه های شان تهیه کنند.

۶-اتحادیه کارگری برسمیت شناخته شود

ورود رضا شاه به اعتصاب

در زندان اهواز عبدالله خان بهرامی به ملاقات یوسف افتخاری رفت و گفت:اعلیحضرت می گوید  اول سلطنت من . نباید هیچ سر وصدایی باشد .نهضت را کنار بگذارند بیایند تهران هر کاری که می خواهند به آن ها می دهم .اگر قبول نکنند تا ابد باید در زندان بمانند .

افتخاری می گوید :مشکل ما بودن انگلیس هاست نه اعلیحضرت .

دوماه بعد رضا شاه به خوزستان رفت و اقدامات زیر را انجام داد:

-افزایش ۲۵ در صدی حقوق کارگران

-بلک لیست واخراج الابد ملغی شد

-وساخت مسکن برای کارگران دستورش داده شد

این عقب نشینی و تن دادن حکومت به بخشی از خواسته های به حق کارگران پیروزی بزرگی برای طبقه کارگر و جنبش سندیکایی بود.

انتقال به تهران

به دستور رضا شاه زندانیان به تهران منتقل شدند

زندانیان را نخست به زندان شماره دو تحویل دادند ومدتی بعد آن ها را به زندان قصر که تازه افتتاح شده بود بردند .

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com