14.07.20 22:03 Alter: 25 days

مهستی شاهرخی: هذیان های کرونازده (۵)

Kategorie: Nachricht

 

با آمدن کرونا، مثل روزهای کمون ناگهان دولت فرانسه با ملت بر سر لطف افتاد و امتیازاتی عطا کرد

 

روزهای قرنطینه تکرار و عادی میشوند. فقط برای تهیه غذا و دارو از خانه خارج میشویم. همه مانندِ لاک پشت، درون لاک خود خزیده ایم و از بیرون بیخبریم. کرونا همه خیابانها را تسخیر کرده است 

هنگامی که سرفه زنان با ساک خرید از خانه بیرون میروم، سایه خودم را در شیشه سوپرمارکت می بینم: زیستن در پیله تنهایی قامتم خمیده می نماید! در این مدت، موهای سرم سپید شده. همین روزهای کرونایی به اندازه هزاران سال پیرم کرده است. مگر نه اینکه در این روزهای کرونایی، در هر ده دقیقه اش، یک نفر مُرده است؟ گمان میبری دراین دقایقِ مرگبار و در این دوران لاک پشتی و زیستن درون پیله بر من چگونه گذشته است؟ 

*

از رنج کشیدن آدمی حر گردد/ قطره چو کشد حبس صدف در گردد

گر مال نماند سر بماناد بجای/ پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد

*

باید سعادتِ لحظه های بازمانده را بسازیم 

باید ساخت و ساخت 

وگرنه پس چه؟ 

بیا مثل امیر تیمور از مورچه ها یاد بگیریم

شنیده ای امیر تیمور گورکانی در جنگی شکست خورده بود و تک و تنها کنار دیواری افتاده بود موری را دید دانه غله ای را گرفته و می خواهد آن را از دیوار بالا ببرد. به نیمه راه رسیده بود که دانه به زمین افتاد، مورچه از نیمه راه برگشت و دوباره دانه را از زمین برداشت و این اتفاق شصت ‌هفت بار تکرار شد و هر بار مورچه نومید نشد و کار خود از سر از گرفت تا سرانجام توانست دانه غله را از دیوار به لانه اش برساند. امیر تیمور تلاش و پشتکار مور را که دید با خود گفت: مگر تو از موری هم کمتری؟ از جای برخاست و رفت و تخت سلطنت گرفت و بر مسند قدرت نشست

نتیجه اخلاقی: هدف داستان به قدرت رسیدن و سلطنت بر دیگران نیست. تجلیل از پشتکار تحسین برانگیز و بی وقفه مورچه است. ناگفته نگذارم در سال‌های انقلاب از دوستان و رفقا حرف‌ها و واکنش هایی دیده و شنیده ام که هیچ یک در شأن آزادیخواهان و برابری خواهان نبوده است و سخت برایم غافلگیر کننده بوده. گمانم از اینروست که به این روز افتاده ایم

همت والا را از مورچه ها بیاموزیم 

مورچه ها در پی نام نیستند

مورچه ها پرتلاش و زحمتکش اند

مورچه ها در عین ریزی بزرگ منش اند

مورچه ها همیشه در تلاشند و هیچوقت نومید نمیشوند

ما مورچه ها تلاشمان باید برای صلح باشد و نه برای جنگ 

*

می خوردن و شاد بودن آیین منست/ فارغ بودن ز کفر و دین دین منست

گفتم به عروس دهر کابین تو چیست/ گفتا دل خرم تو کابین منست

*

هر روز نامی آشنا را شکار مرگ می بینیم. یا کرونا یا سکته قلبی؟

استرس شدید و ترس از کرونا ، برخی را زودتر به مرگ می رساند

با مرگ هر آدمی از حلقه پیرامونی، نزدیک شدن گام به گام مرگ را حس می کنیم

اگر این این حلقه فقط خانواده باشد، و یکی یکی پشت سر هم بروند

آنوقت جز مرگ چه میماند؟ 

از تصاویر کرونا و بیمارستان اشباع شده ام 

داروهای آرام بخش و قرص های مسکن آرامم نمی کند 

تلویزیون روشن میماند و یادم می‌رود پیش از خواب خاموشش کنم 

گاه شبها بیخواب میشوم

یکی بازداشت شده

یکی در بازداشت به شدت شکنجه شده

یکی دیگر مدتیست در بازداشت است و چند روزیست اعتصاب غذا کرده

یکی را بیخبر خانواده اش اعدام کردند و دفن کردند

یکی رفته به اعدام‌های بی دلیل اعتراض کند بازداشتش کرده اند و به او حکم چند سال زندان داده اند

کرونا بی وقفه می کشد و مبتلا می‌کند

زندان‌ها از ازدحام شبیه مرغدانی است کرونا به زندانیان هیچ رحم نمیکند

*

از ترس کرونا، دیکتاتورها در سوراخ موش قایم شده اند

کیم جونگ اون، رهبر کمونیست کره شمالی، اولین بیمار مبتلا به کرونا را به اعدام محکوم کرد

حالا خودش یا در کُماست یا گور به گور شده یا مرده و بدلش دارد نقش او را بازی می‌کند

پژوهشگران کرونایی در آسیا به شکل مرموزی با کرونا کشته می‌شوند

زن خفاشی معلوم نیست کجاست، یا در آمریکا، یا در چین؟

پزشکان روسی کرونا می گیرند اما باز هم مجبورند کار کنند، آنهایی که آعتراض می‌کنند تصادفاً از پنجره به بیرون پرت می‌شوند

در هفتاد نقطه مختلف دنیا دارند روی واکسن کرونا کار می کنند و هنوز یک جواب قاطع و قانع کننده برای مهار کردن این ویروس مرگبار داده نشده است

یک جاهایی داروهای ویروس های سابق را برای مداوا استفاده می‌کنند و ۸۵٪ پاسخ مثبت است

*

کرونا همچنان می تازد، 

درآمریکا 

در روسیه 

در چین 

درایران 

در هند، اسپانیا، ایتالیا ، انگلستان، برزیل، پرو

هیچ چیز ثابت نیست

زمین زیر پایت می لرزد

انگار کنار چاهی ایستاده بودی، ناگهان ترا به درون چاه هُل می دهند

هیچ چیزی نیست که دستانت را به آن بیآویزی

در زندگی، لحظاتی هست که به زلزله می ماند

ناگهان، یکدفعه زیر پایت خالی می‌شود

هر چه ساخته ای روی سرت فرو می ریزد

آنچه مهم است، نیفتادن در تور صیادان و شکارچیان است

دوست ظاهری مانند سرابی در کویر زندگی می ماند، گاه برای نفع شخصی و گاه از سر حسادت خود را به تو می چسباند تا سعادت ترا ویران کند، نباید در برابر جاسوسان دورو راز خود را برملا کنی، نباید با «سراب- انسان» صمیمی باشی

آنچه مهم است سامان دادن به درون خویشتن است

بایست پی و بنیادت را از آماجِ حمله ها برحذر نگه داری

هنگامی که از درون محکم باشی حتا زلزله هم نمی تواند ترا در هم بریزد

*

زان پیش که بر سرت شبیخون آرند/ فرمای که تا باده گلگون آرند

تو زر نی ای غافل نادان که ترا/ در خاک ندهند و باز بیرون آرند

*

در برزیل کرونا دارد نسلِ سرخپوستان را از بین می برد

در جنوب ایران، کرونا دارد مردمان را مانند خرمن درو می‌کند

برای مبارزه با کرونا در ایران، دولت، قرنطینه مردم را می شکند

برای مبارزه با کرونا در ایران، دولت مردم را به سر کار می کشاند

برای مبارزه با کرونا، دولت به کسبه و مشاغل خصوصی امر به بازگشایی می دهد 

برای مبارزه با کرونا، اماکن مذهبی ایران زودتر از تاریخ اعلام شده برای عموم باز می‌شود

برای مبارزه با گرانی و تورم در ایران، چهار صفر از پول رسمی کشور حذف می‌شود

برای مبارزه با کرونا، حقیقت به مردم و جهانیان اعلام نمی‌شود 

برای مبارزه با کرونا در ایران، آمار فوتی ها را سکته قلبی یا مرگ بر اثر بیماری ریوی درج می‌کنند

برای مبارزه با کرونا، زلزله به کمک می آید تا همه را به بیرون از خانه بکشاند

سرانجام زلزله ۵/۲ ریشتری با همه پس لرزه هایش موفق می‌شود مردم را در نیمه ماه شب چارده به خیابان و پارکها بریزد که تا صبح در خیابان بمانند طوری که ترس از کرونا و حفظ فاصله اجتماعی به کل از یادشان برود 

*

مرگ بر زلزله

مرگ بر سیل و بی آبی

مرگ بر قطع برق و قطع اینترنت گه گاهی

*

دنیایی بسازیم که با یک تلنگر از هم نپاشد

خانه ای که پای بستش با یک ضربه فرو نریزد

جوری بسازیمش، همان طور که اهرام ثلاثه مصر را ساختند

کمونیسم و سوسیالیسم حتا به یک قرن هم نکشید و فرو ریخت

کمونیسم و سوسیالیسم در عمق خود اندیشه های زیبایی هستند

افسوس! این اندیشه های زیبا در عمل دچار استحاله شدند و به ارتشی مخوف و مافیایی تبدیل شدند

پشت درهای آهنین و بسته، مردم از شدت سانسور خفقان گرفته بودند

پرده آهنین دروغین و خونین سرانجام به روی همه باز شد

دیوار سرخ چین نیز همین سرنوشت را داشت، هر دو از نو به سوی مالکیت خصوصی و سرمایه داری بازگشتند

مرگ بر دروغگو

مرگ بر دیکتاتور

مرگ بر هرچه سانسور

مرگ بر سکوت بیخود

*

همزمان با دوران دو ماهه قرنطینه کرونایی، داریم اشانتیونی از دو ماه کمون پاریس را هم در فرانسه زندگی می کنیم و طعم خوب آن را می چشیم

اهمیت جدایی دین از دولت

گرفتن ثروت از کلیساها و اختصاص دادن این اموال به مردم

لغو مجازات گیوتین و اعدام و احکام فوری و محاکمات صحرایی و پشت پرده

حکومت شورایی متشکل از همه طبقات و حرفه ها: کارگران، آموزگاران، وکلا، روزنامه نگاران، پزشکان، مهندسان صنایع، معماران، رانندگان، معدنچیان و غیره

اجاره رایگان 

حذف مذهب از مدارس دولتی

حذف اجباری بودن سربازی 

آزادی بیان برای مطبوعات و نویسندگان

بازگرداندن ابزار کار کارگران به آنها

بازگرداندن کار هر کس به او

بخشش قرض های مقروضان

‌پرداخت اضافه کاری و شب کاری کارگران

معافیت مالیاتی برای کم درآمدها

یارانه نقدی و یا بن غذا و کالا برای خانواده های کم درآمد یا پرجمعیت 

تشکیل انجمن های محلی در مناطق مختلف شهر

پانسیون بیوه گی برای همسر و مادربچه های افسران مفقود یا کشته شده در جنگ

گردهمایی زنان برای صحبت در مورد مسایل خاص زنان

گردهمایی برای تصمیم گیری در مورد بازنشستگی

*

اینها دستآوردهای کمون پاریس در مدتی کمتر از دو ماه در صد و پنجاه سال پیش بود که بر بسیاری از انقلاب‌های جهان تأثیر اساسی گذاشت

کشورهای اروپایی چند سالی بود که بودجه بیمارستان ها و نظام پزشکی را کم کرده بودند و فکر امروز را در دستور کارشان قرار نداده بودند. بنابرین کار پرستاران و پزشکان زیاد و مخاطره آمیز شد و ما هر شب ساعت شب از پنجره هایمان براشون کف می زنیم و نشویقشون می کنیم. البته اگر آقای ماکرون از آن چهارصد میلیارد یورویی که بودجه گذاشته به پرستاران و پزشکان و کادر پزشکی اضافه حقوق و پاداش بدهد مفیدتر و موثرتر می بود

با آمدن کرونا، مثل روزهای کمون ناگهان دولت فرانسه با ملت بر سر لطف افتاد و امتیازاتی عطا کرد. معافیت از بعضی مخارج مثل کرایه خانه برای افراد کم درآمد و یا پرداخت یارانه مکفی به همه افرادی که در مدت قرنطینه خانه نشین و بیکار می‌شوند و یا معافیت از پرداخت مالیات و فاکتورهای سنگین و رایگان بودن وسایل نقلیه شهری برای همه 

اگر ۱۵۰ سال پیش، آنها توانستند برای مدت کوتاهی حرف خود را به کرسی بنشانند، پس چرا حالا نه؟

چرا ما دوباره سعی نکنیم؟ 

این پیش نویس لیست پیشنهادات است

اهمیت جدایی دین از دولت 

آزاد کردن همه زندانیان

گرفتن ثروت از ملاها و مساجد و بنیادها و اختصاص دادن این اموال به مردم و کارگران 

لغو فوری اعدام و قصاص و همه مجازات های زجرکش کننده مانند سنگسار و یا ناقص عضو مانند قطع دست و درآوردن چشم 

لغو فوری تمام قانون های استعماری و استبدادی و استثماری و زن ستیز و خلاف منافع کودک 

نوشتن قانون اساسی کشور توسط گروهی از وکلای و نمایندگان منتخب زنان و مردم 

بخشیدن مالیات به طبقات فرودست و کم درآمد - حذف باج و خراج دادن به دولت

کمکهای نقدی و غیر نقدی به خانواده های پر جمعیت و بی بضاعت

حکومت شورایی متشکل از کارگران و آموزگاران و روزنامه نگاران و وکلا و پزشکان 

(از تمام طبقات و اقشار و مشاغل و احزاب جامعه

فعال کردن و به کار انداختن انجمن های محلی برای مدیریت مناطق مختلف شهر 

تحصیل و بیمه رایگان برای همه 

احداث مسکن و مدرسه و بیمارستان در مناطق محروم

*

این گذشته است که حالا چراغ راه ما برای آینده قرار گرفته است

این گذشته گرچه دور و گرچه دست نیافتنی به نظر می‌رسد

اما همان گذشته ایست که در آینده بایست دوباره زنده اش کنیم 

ملت بردبار ما نباید بیش از این خواری ببیند و دارایی اش به باد برود 

نفت و گاز و منابع طبیعی شمال و جنوب ایران، آشِ نذری نیست که خیرات شود

مرگ بر دروغگو

مرگ بر دیکتاتور

مرگ بر هر چه سانسور

زنده باد کرونا

*

 

مهستی شاهرخی

 

2020/07/14 پاریس




Gozareshgar
info@gozareshgar.com