25.06.20 13:58 Alter: 12 days

بهنام چنگائی: گردش طناب توبه دور گردن دین دولتی

Kategorie: Meldungen Links

Von: بهنام چنگائی


در سیر تاریخ پُرستیز و سرشارخونین عقیدتی 14 قرن پیشین اسلام، و بویژه درین 41 سال"سردمداری مطلق شیعی" هیچگاه دعاوی سرکردگان ریز و درشت دینی و دین دولتی از چشم توده ها چنین آشکارا رسوا و بی آبرو نشده و نبوده، و موجودیت حکومت اسلامی ولائی در برابر بجان آمدگان پاکباخته، پته ننگ های سرانش بدین سادگی بر روی آب نیافتاده است. اینک کارگران و زحمتکشان و توده ها درین کشور ثروتمند نان هم ندارند، چه رسد به آزادی! مردم بخوبی پی برده اند که از رهبر عرش اعلا نشین تا یکایک سران اشرافی دین دولتی در سراسر کشور و به نوبه ی مدیریت خود، جز بفکر حفظ قدرت و انباشت ثروت خویش در داخل و خارج کشور نبوده اند و وعده های "عدل علی" شان به فریبخوردگان نشانی جز "باد هوا" نبوده و نداشته و روزبروز زندگی شان تهی تر و هستی اجتماعی شان تباه تر شده است. زیراکه آخوندها نه امروز که در طول تاریخ و تاکنون جز دشمن خونی مردم نبوده و اینگونه که همگان امروزه می بینند همچنان نیستند؛ ملا و مُکلا جماعت از سرسپردگی امت پیوسته نردبان تحمیق توده ای و برای خودشان، اشرافیت و تجمل بی مانند ساخته اند. می گوئید نه! پس به تفاوت زندگی امت و ملاها بنگرید!

 

مگر نه که اینک انگل و لجن حکومت سرمایه سالاری دینی سراسر کشور اسلامی و زندگی مردم مسلمان را نگرفته و فلج نکرده؟ مگر این نظام الهی جز به تباهی ها و گمراهی ها و فسادها دامن نزده؟ و مگر خودمحوری سرکردگانش هم هریک بسهم ادعا و اهرم کاربردی و زور سنبه اش، و بشکلی کاملا شریف و مومانه و بی گمان باب میل جایگاه شان در نظام الهی همه ی آنها، تاکنون هر کاری که خواسته و می خواهند نکرده و نمی کنند!؟ و البته هریک بسته به نفوذ مافیاها و باندهای شان در دستگاه مقدس خلافت! آنها و تک تک شان درین 41 سال جز سرگرم اعدام، دسیسه چینی، دشمنی افکنی، چپاول، سرکوب و پیشبرد سرطان حکومت مطلق الهی ـ آخوندی در ایران، منطقه و جهان بسود خویش نبوده اند؟ و کرونا نیز بداد کثافتکاری ها و ناتوانائی های آنها آمده و گروه گروه قربانیان گرسنه و بیدادرس نظام را بسود حاکمیت بی سروصدا بگور می برد. و این درست در شرایطی ست که آخوند خدائی کرده و در سوی دیگر 99% درصدی ها با همه ایستادگی ها برای احقاق حقوق خود و چالش های دادخواهی کلان اجتماعی اش همچنان، توسط زور عریان و سیستماتیک سرکوب شده و بازتاب مسالمتجویانه ی آنها این بوده و شده همینک ده ها میلیون ها از آنها همچنان دچار بیماری، بیکاری، گرسنگی و بیدادرسی اند. و بیدادگران اسلامی علیه زندگی و هستی شان همه جا دست بکار ایجاد کولاک مرگ و بی فردائی می باشند و روزانه چه ترفندهای سیاسی مرگباری را که برپانمی کند. کارگران، زنان، دانشجویان، روشنفکران مردمی و توده ها با وجود براه انداختن امواج بلند خروش و خیزش بزرگ اجتماعی برای کار و نان و آزادی که بسان دریای مردمی، موج هایش می توانست بنیاد خودکامگی دینی را ویران کند! دلیل چالش مسالمتخواهانه اش، پیوسته با سرکوب و ترور روبرو بوده و رژیم به فریادهای دادخواهی ها که در سراسر ایران همچنان برپاست بهائی نداده و با این شیوه های خشونتگرائی هایش، مگر راه رهائی را که جز سرنگونی دین دولتی نیست را هرباره و دوباره نیروی طبقاتی اجتماعی می بخشد.

 

پرسیدنی ست با این حکومت خودکامه و مردمفریب چگونه می توان گفتمان خردورزانه، اجتماعی، طبقاتی، مستقل از دستگاه سرمایه سالار آن بود و چاره یابی کارگری ـ مردمی داشت و راهکار سازنده یافت؟ آنهم رژیمی که پیوسته در برابر اعتراض های آرام کارگری که جز برای داشتن کار و (( نان بخور و نمیر)) نبوده معترض بود و در برابر نیروی کور سپاهی بسیجی جان بدربرد!؟ دستگاه ضدکارگری ایکه کارکرداش تاکنون، جز زندان، شلاق و ترور نبوده و جهانیان نوعدوست بر ناهمخوانائی ها، ناسازگاری ها و کارکردهای ضدبشری آن دیریست آگاهند؛ و خود کارگران و توده های بپاخاسته نیز بخوبی می دانند که با آن روش های مبارزه حقوقی صنفی و همچنین با این شیوه های مسالمتجویانه دادجوئی ها 41 ساله ی گذشته در مقابل درندگان رژیم، نمی توان کاری از پیش برد و نخواهندبرد. ما حکومت دادگر ولائی را خوب می شناسیم. رژیم فاشیستی که ترورهای آخرین آبانماه 98 اش "1500" قربانی ناقابل و بی گناه ترور کرد! مردم ما دیگر بخوبی می دانند که نمی توانند دادخواهی های خویش را بسادگی و بگوش کر سران دین دولتی برسانند که تاکنون نرسیده است. رژیمی که از رهبر تا همه سران آن بجای پذیرفتن حق کار و نان و دادن پاسخ مسئولانه، درست و بجا به کارگران و زحمتکشان و توده های گرسنه کارگری مردمی، معترضان دست خالی را می زنند، به زندان می کشند و یا بسان: امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمدرجبی این جوانان معترض و بی گناه را تنها بخاطر شرکت در اعتراض های سراسری آبانماه 98 به اعدام محکوم می کند، و همزمان و در کنار آن با بی شرمی گستاخانه "تآتر هفته قوه قضائی" برپامی کنند.

 

 

ما امروز شاهد 11 همین روز دادجوئی و اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه برای دریافت حقوق نداشته ی خود از کارفرمای شان می باشیم و درین میان رژیم سرمایه سالار دینی ضدکارگر تلاش کرده و می کند تا مگر بتواند دادخواهی این کارگران بکرات سرکوب و زمینگیرشده را برای همیشه به گمراهی و انحراف کشانده و خاک مرگ بر مبارزه حقوقی صنفی آنها بپاشد. ازینرو دم و دستگاه پشت پرده در 27 خردادماه بجای پاسخ به اعتصاب و اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه، رژیم در کمال پرروئی مدعی تعطیلی و بسته شدن در شرکت هفت تپه می شود. و همزمان درین بازار مکاران و تاراجگران دینی می بینیم که دین دولتی با گستاخی مدعی عدالت هست و هفته قوه قضاییه اش را برپاکرده و رسانه های حکومت هم، در گستره تبلیغ های کم سابقه شان یکدست در شیپور "عدل علی" دمیده و تلاش خود را معطوف به بزرگداشت از این همه عدالت، پاکی و سالمی دستگاه قضا و قوه یکسر فاسد و انگل آن کرده و "فسادستیزی" مسئولان قضایی می گوید و این بساط لاریجانی ها پرور را می‌ ستاید. تو گوئی این رسانه ها هرگز از غلامرضا منصوری، اکبر طبری و بیژن قاسم زاده و شماره های بی شماره های بانکی لاریجانی قاضی القضات هرگز نامی نشنیده اند.

 

بی سبب هم نبوده و نیست که در همین میانه و چالش های مسخره ی قضائی، رئیس تازه دستگاه بی آبروی قضا ابراهیم رئیسی می آید و دروز دوشنبه 2 تیر چنین سفته است: (( اگر فردی در گوشه ‎ای از این دستگاه عظیم و عریض و طویل مرتکب تخلف شد، قاطعانه با او برخورد می ‎شود و در واقع فساد و تخلف رویه نیست، بلکه استثناست)). و وی ادامه می دهد: ما "اجازه نمی‌ دهیم افکار عمومی نسبت به جمهوری اسلامی و نظام قضایی آن مخدوش شود و مردم تصور کنند فساد همه‎ جا را گرفته است." در حالیکه این آقای تروریست با نسل کشی های 67 اش بخوبی می داند که تاریخ پیدائی دین دولتی و وابستگی مطلق قضا آن نهادینه بوده و گوش بفرمانی قضا از مصلحتگرائی رهبر و دیگر سران برای حفط آبروی نداشته ی رهبر نظام و کلیت نظام بر کسی پوشیده نیست و اگر روزی قرارباشد دادگاهی عادلانه برپا و امکان محاکمه های مستقل اش میسر بشود، آنگاه کارگران بیکار و بی نان، و مردم نالان و بی پناه خواهنددید که از رهبر تا آبدارچی و آقازاده های شان باهم در این بساط همگی دزد، تبهکار و جنایتکارند و منصوری ها و طبری ها آلت دستِ دراز رهبر، سران و فرزندان آنانند و نه عکس اش!

 

تاکنون رژیم توانسته و همچنان می تواند منافع جمعی و حقایق پشت پرده ی آقای رهبر، فرزندانش و دیگر آقازاده ها، مافیاها و سران باندها را باهم گره زده و تیم های همسوئی را باهم همگام کرده و در مسیر بقای دین دولتی نگهدارد و بسود منافع همگی رازهای پنهان شان را از چشم کارگران و توده ها بپوشاند. ولی پرسیدنی ست تاکی؟ تاکی این بساط می توانند با کشتن منصوری ها و طبری ها گند و گوه انباشته در چاه مستراح های شان را بی دردسر بزدایند؟ چه پرونده فسادهای مالی و باجگیری های بخشودگی قضائی که نداشته ایم و چه تحریف های قضائی با دریافت حق کلان میلیاردی سکوت ها در چهره های برجسته ی قضائی و در سراسر ایران کم نبوده است که مدارک های تک تک شان موجود هستند. این مدارک هستند تا روزی نچندان دور و به یاری نیروهای درستکار و مردمی دستگاه قضای فردا بی گمان افشا خواهندشد. کنایه ی غلامحسین اژه ای از گشودن در توبه برای دورکردن گردش طناب انتقام به گردن سران دین دولتی بی دلیل نبود که او می خواست با این ترفند به یاری تبهکاران دین دولتی بیاید، البته پیش از آنکه چربش تقاص توده ای به سراغ بگردن سران حکومت دینی باشد. من مخالف اعدام می باشم؛ ولی قضای هولناک اسلامی به مردم آموزش چگونگی برپائی رقص مرگ بر بالای دار را بدگونه داده است.

 

جالب توجه است که بدانیم جعفری، این فرمانده سابق سپاه در نشستی بنام " مطالبه ‌گران مردمی" وی مبارزه با فساد را جهاد خوانده است. در حالیکه در زندگی این جهادگر دروغگو، پرونده های فساد همسرش برجسته و چشمگیر بوده است که بفرمان "غیبی" بایگانی قضایی شد. تلاش نظامی سپاهی او در زندگی پیشین اش پرونده محرمانه فساد 13000 میلیارد تومانی بنیاد تعاون سپاه را دارد که باید روزی آنرا ورق زد تا که آشکارشود وی در دوران فرماندهی اش چه حماسه‌سازی های مالی کلان نداشته است.

 

و بنا بر درستکاری رهبر و سران و گردانندگان دین دولتی و بویژه این روزها در پیوند با کرونا در پهنه آماردهی های صادقانه رژیم می خوانیم که بسیار هولناک و جانگداز می باشد. زیرا: قربانیان کرونا در 332 شهر از 51 هزار و 500 نفر بیشتر است و شمار جانباختگان در آذربایجان غربی به 1425 نفر، در تهران 10690 نفر، در خراسان رضوی 3205 نفر، در خوزستان 4185 نفر، در سیستان و بلوچستان 1915 نفر، در کردستان 1045 نفر و در لرستان 1740 نفر می باشد که با آمار همین امروز 10130 او هیچگ.نه سازگاری ندارد. با این بساط دروغپرور چگونه باید رفتارکرد؟ ما چاره ای جز سرنگون کلیت آن نداریم.

بهنام چنگائی پنجم تیر 99

 

Gozareshgar
info@gozareshgar.com