16.05.20 21:49 Alter: 10 days

مهدی ضمیری: کرونا و گرایشهای ‌ فاشیستی در کشورهای غربی

Kategorie: Meldungen Links

 

 

در طول تاریخ صد ساله گذشته بشر با ناملا یمات عدیده ای روبرو بوده از جمله جنگ جهانی اول و دوم  که علاوه بر خسارات مالی  ملیونها نفر انسان  را به نابودی کشاند و تا آنجا که ممکن بود به بافت جغرافیای اقتصادی آسیب رساند . کشورهای ا روپا یی که اکثرا سفید پوست هستند قاره آفریقا را تقریبا خالی از جوانان این قاره کردند و بیش از صد میلیون نفر از آنها را بعنوان برده به ا روپا و بعدا به آمریکا منتقل کردند.

 

اوج این تحقیر در جنگ جهانی‌اول اتفاق افتاد که بجز آفریقا تمامی قاره های دیگر را در بر می گرفت و لی تقسیم ثروت جهان هنوز به اتمام نرسیده بود که تدارک جنگ جهانی دوم را آلمان  نازی و ایتالیای فاشیست با طرفداران نژاد پرست سراسر ا روپا شکل دادند و خود را آماده جنگ دیگری  کردند پایان جنگ جهانی اول تکلیف کشورهای اروپایی و آسیایی را تا حدودی روشن کرد .

 چون‌ دیگر سرزمینی برای تقسیم‌ باقی نمانده بود طمع اشغال منابع طبیعی مخصوصا معدن ، طلا و نفت دوباره این کشورها را بجان هم انداخت تا جنگ جهانی اول‌ در سال 1921به پایان رسید.

 و تقسیم جهان شکل تا زه ای بخود گرفت  کشورهای اروپای غربی ، شرقی و شمال آن بعلت جغرافیای اقتصادی ثروتمند توانستند به پیشرفت هایی دست رسی پیدا کنند ولی طمع غارت منابع کشورهای دیگر  همواره انگیزه اشغال دیگر کشورها بود  در جنگ جهانی اول روسیه و ژاپن بخش بزرگ آ سیا را از آن خود کرده بودند.

 ژاپن  فیلیپین ، استرالیای فعلی کره و بخش بزرگی از خاک چین را اشغال کرد تا زمینه جنگ جهانی ‌دوم‌ را فراهم کند. پیمان نظامی و‌همکاری کشورهای اروپا ی غربی تحت رهبری آلمان نازی و ایتالیا شکل گرفت و‌ آماده حمله به مناطق ثروتمند‌ روسیه‌ شدند که تا زه سروسامان گرفته بود ‌ و با انقلاب تزارها را بزیر کشیده بود.

  همزمان ژاپن هم در چین به تهاجم گسترده  دست زد و مناطق وسیعی را اشغال کرد ولی موفق به شکست چین و اشغال کامل آن نشد با آلمان اتحادیه  نظامی مشترکی را سازماندهی کردند  و جنگ جهانی ‌دوم ‌را در سال 1939 آغاز کردند.

 این اتحادیه فاشیستی آنقدر وحشی‌ و‌نا بود کننده بود که بیش از هشتاد میلیون نفر مردم د نیا را بکام‌ مرگ کشاند و جغرافیای ا قتصادی کشورها را  بهم ریخت  ولی‌ بازهم زمینه جنگ تا زه ای را تدارک دیدند که آمریکا ، اتحاد شوروی ، چین   آلمان و ایتالیا در مجموع قاره اروپا تحت رهبری آلمان نا زی جنگ فراگیری دیگری را  را تجربه کردند.

 که تمام دنیا را در گیر خود کرد  این جنگ در صدد نا بودی اتحاد شوروی و جلوگیری از انقلاب چین بود که شرایط انقلاب در سالهای 1940 تا 1950 را آماده کرده بود  1945    جنگ  جهانی به پایان رسید فاشیسم شکست خورد آنهم سنگین  و  جمهوری خلق چین و تمامی کشورهای اروپای شرقی خود را ا ز شر فاشیسم هیتلری ا زاد کردند و به بلوک شرق پیوستند.

 عدم موفقیت اتحاد شوروی در زمینه رفاه اجتماعی به همراه اروپای شرقی  که نتوانسته بودند از جغرافیای اقتصادی بنحو احسن استفاده کنند واگرایی در این بلوک آغاز شد و‌در سال 1989 اتحاد شوروی از هم پاشید چون بازدهی تولیدی نداشت و رفاه اجتماعی بشدت کاهش پیدا کرده بود و بد نبال آن تمامی کشورهای اروپای شرقی  سقوط کردند مدل شوروی  با تجربه ناموفقی که داشت  از آنجا که از جغرافیای اقتصادی بنحو احسنت نتوانست بخوبی بهره مند شود  پس زده شد و‌مدل ا روپای غربی را در سرلوحه  کار خود قرار داد.

جغرافیای اقتصادی کشورها بهم خورد و‌اروپا ی شرقی به بلوک‌ نظامی ناتو پیوست  و دوباره تضاد ها شکل تازه ای بخود گرفت اروپا ضعیف شد و جامعه آ ن نشان داد که پیر شده و باید جای خود را به نسل امروزی واگذار کند.

آمریکای شنگول و‌منگول که شکست اتحا د‌ شوروی‌ را پیروزی خود و اروپا می دید الان متوجه شده که دیگرآن بازدهی قبلی را ندارد واز همه لحاظ بجز نظامی جایگاه سابق  و موقعیت  خود را از دست داده است  و کشورهای هم پیمان هم برایش تره خورد نمی کنند اگرچه تلاش کرد اروپا وآسیا را پشت سر خود ردیف کند تا جنگ دیگری را برای شکست چین راه اندازی کند که حالا متوجه شده هم خودش پیر‌ و فرسوده شده و‌هم هم پیمانان اروپایی

 و دیگر کشورها هم راه خودشان را طی میکنند آمریکا و غرب  حالا‌ کرونا را مستمسک قرار داده تا شاید‌ مثل نا زیهای آ لمان یک جبهه نظامی برای درهم شکستن چین  تشکیل دهند ولی جهان آماده آن نیست و چین را هم نمیشود‌ به این راحتی ‌درهم شکست  چین غرب و آمریکا نیست که فقط تکیه به نیروی نظامی بکند ساختار این کشور رفاه اجتماعی است و تولید ثروت برای آینده این کشور بیش از یک میلیارد و چهارصد میلیونی با مدرن ترین  ابزارهای دفاعی مجهز است قدرت چین رفاه اقتصادی و ثروت طبیعی آن است تازه‌ اکثریت قریب  به اتفاق مردم وشرکت فعال آنها  در همه امور کشوراست و تفاوت از زمین تا آسمان است.

  جنگ ها معمولا  عادلانه و‌نا عادلانه تقسیم میشوند  جنگ عادلانه دفاع مشترک از منافع مشترک است و نا عا دلانه‌ چون پشتوانه ندارد نه شکل میگیرد و‌نه‌ پیروز میشود هدف نهایی مهار سلطه گران و دفاع از منافع ملی و‌دست آوردهای بشری است.

به فاشیسم شا نس سربلند کردن نخواهیم داد و در صد د یم تا از دست آوردهای بشری دفاع کنیم هر دو انقلاب شوروی و چین دست آورد تاریخ بشری است  بازدهی تولیدی و استفاده از امکانات موجود و تغییر آن بنفع رفاه اجتماعی مردم ، ساختار اقتصادی با بازدهی بالا می طلبد که ضامن  امنیت جمعی  است و همه از آن نفع می برند و در نهایت  رفاه اجتماعی که همه مردم از آن بهره مند میشوند و در آن شرکت فعال دارند دست آورد تجربه زندگی اجتماعی کردن و تغییر طبیعت برای تضمین رفاه اجتماعی ادامه دار همان  تکامل اجتماعی  برای رفاه اجتماعی  است .

  

مهدی ضمیری برلن

 

16.05.2020




Gozareshgar
info@gozareshgar.com