14.05.20 23:24 Alter: 12 days

حسین عرب: مسئولیت روشنفکران در تکوین ایران نوین

Kategorie: Meldungen Links

 

 

بیش از یکصد سال پیش، تحصیل کردگان دانشگاهی ایرانی با مسافرت به اروپا و مشاهده تفاوت عمیق در شرایط  زندگی مادی و معنوی مردم، و نحوه اداره کشور بین ایران و دول پیشرفته به فکر تحول در ایران افتادند.

هدف نخبگان تاسیس و تشکیل ملت- دولت از ممالک محروسه ایران بود. در عمل دستیابی به هدف مذکور با سه مانع بزرگ روبرو بود، حکومت مستقر، روحانیت شیعه، و مردم . روشنفکران در شناسائی مانع اصلی و فرعی و اثرگذاری هر یک از سه عامل ذکر شده دچار خطای محاسباتی بزرگی شدند، و آن قرار دادن حکومت و روحانیت در صدر بود. و براساس این ارزیابی ، عمده توان خود را در همراه کردن هیات حاکمه و مراجع دینی گذاشتند، و رشد افکار مدرن در عامه مردم را  در سطح پائین تری دیدند.

در این ارتباط بمنظور اجرائی کردن هرچه زودتر پروژه مدرنیزاسیون، و تاسیس دولت مدرن، امتیازات بزرگی به حکومت  و روحانیت داده شد که حاصل آن استقرار نظام مشروطه سلطنتی، با شرط و شروط هائی بود، که پایه های کشور مدرن در ارتقاء فرهنگ عمومی در جامعه مدنی را ضعیف و ناتوان می کرد.

ابهام و عدم تبیین شاخص های اساسی در حاکمیت کامل مردم بر سرنوشت خود و کشور، ایران به چرخه های آشفتگی- استبداد مبتلا شد، در یکصد سال گذشته، روشنفکران کشور، در میدان مبارزه با قدرت ماورای قانون هیات حاکمه و مراجع مذهبی بازی کرده اند و از نیرو اصلی جامعه ، مردم غافل شده اند.

تغییرات تکنولوزی، ارتباطات، رشد سواد مردم ، و در 15 سال گذشته حضور فضای مجازی در جهان، موجب رشد چشمگیر مردم در شناخت حقوق فردی و اجتماعی خود شان شده است، بالاخص در چهل سال گذشته مقابله جمهوری اسلامی با بعضی از مظاهر غربی و پیاده سازی قوانین و مقرراتی که متعلق به قرن ها پیش ، تعارض نسل جوان کشور با حکومت را افزایش داده و اضافه شدن مصائب مالی، بیکاری، درآمد کم، و فشارهای اجتماعی طبقات فرودست را به اعتراضات و شورش های کور وادار کرده، که برون داد آنها کشتار، ضرب و جرح، دستگیری و عمیق تر شدن شکاف حاکمیت با نسل جوان کشور بوده است.

با وجود افزایش آگاهی جوانان نسبت به گذشته، نسل جدید فاقد آرمان های ایدئولوژیکی و به تبع آن سیاسی است، و حتی شورش های کور در میان حاشیه نشینان فاقد زیر ساخت سیاسی و برای رسیدن به نظام خاصی می باشد، و عمدتا بر مبنای فشارهای اقتصادی و اجتماعی است که به آنان وارد می شود. در واقع سیستم موجود جهانی به جوانان می آموزد که بدنبال خواسته های فوری و لذایذ زندگی باشند. نگاه به جهان از زاویه زندگی در لحظه، از ستانده های غربی است، مردم در غرب علیرغم آگاهی به حقوق فردی و اجتماعی خود، کوشش در رسیدن به آنرا به احزاب واگذار کرده، و  این رویکرد موجب پرداختن بخش کوچکی از مردم به امور سیاسی در قالب احزاب شده است. متاسفانه در ایران بی علاقگی نسل جوان به سیاست بوجود آمده، در حالی که کشور فاقد سیستم حزبی و رقابت احزاب با یکدیگر و رسانه های آزاد است.

آنچه در ایران در مدار تغییر و تحول است، عدم تمایل مردم به نظام جمهوری اسلامی بعلت آمیختن ایدئولوژی و کشورداری با یکدیگر و خواست زمام داران حکومت بر اجرای قوانین شرع ، و هزینه کردن منابع کشور برای مقاصد عقیدتی در خارج است.

به زبان دیگر اگر رژیم جمهوری اسلامی به یک نظام عرفی تغییر کند بطوریکه از اجرای قوانین شرعی کوتاه آمده، و در امور سایر کشورها از طریق نیروهای نیابتی خود عقب نشینی کند و رفاه نسبی برای مردم فراهم نماید، می تواند به حاکمیت خود ادامه بدهد، این پروژه ای بود که هاشمی رفسنجانی نظر به انجام آن داشت، که بعلت مخالفت روحانیت سنتی با شکست روبرو شد.

دلیل نتیجه گیری بالا، ابراز مطالبه مردم در راه پیمایی ها، اعتصابات، سخنان میان خود بصورت علنی ، و حتی رسانه هایی که تمایلات اصلاح طلبانه دارند است. می توان در ارتباط با بدیلی فکر کرد که جمهوری اسلامی برای ماندگاری تحت نام دیگری و با تغییراتی در قوانین و مقررات برای آینده در نظر گرفته است، از جمله حذف ولایت فقیه از قانون اساسی و عدم اجرای بعضی از قوانین شرع بمنظور فراهم آوردن شرایطی که نسل جدید بتواند با آن به سازش برسد و برای نسل گذشته هم قابل قبول باشد. تحولی مشابه در اتحاد جماهیر شوروی در زمان فروپاشی دیده شد، بدین ترتیب که پس از فرو ریختن رژیم سوسیالیستی همان کسانی که در آن حکومت از صاحب منصبان حزب کمونیست بودند، مجددا در سیستم جدید در راس قدرت قرار گرفتند و اکنون بعد از گذشت سی سال از محو شوروی همان افراد به حکومت ادامه داده اند.

تحلیل ارائه شده چشم انداز مطلوبی برای آینده ترسیم نمی کند، چرا که حرکت در مسیر کنونی به دو نتیجه ختم خواهد شد، نوسازی جمهوری اسلامی، قرار گرفتن شخص یا جریان پوپولیستی که بتواند با وعده های شیرین و نشان دادن در باغ سبز با همراهی مردم قدرت را به چنگ آورده و یک حکومت عرفی مشابه دوره پهلوی ها مستقر نماید.

ممکن است عده ای نتایج تحلیل عنوان شده را بدبینانه تصور می کنند، لذا برای روشن شدن این گروه یادآوری می شود که تشکیل ملت- دولت اتفاقی نیست و برای رسیدن به نقطه انعقاد چنین نظامی پیش نیازهای فراوانی مورد نیاز است. و در یک کلمه تحول یک جامعه سنتی به مدرن یک فرآیند است نه یک حادثه.

چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی با تمام فراز و نشیب ها به مردم آموخته که کدام ویژگی های یک نظام حکومتی برای آینده ایران نمی تواند مورد پذیرش مردم باشد، و بطور کلی می دانند که چه نمی خواهند، اما آنچه را که باید برای حاکمیت آتی ایران  بطور روشن بخواهند از جمله،  مشخصات، ویژگی ها، و شاخص های ارزیابی را نمی دانند.

اقدامات جمهوری اسلامی بعد از انقلاب 57  تا کنون، سرشار از ناکامی و شکست در عرصه کشور داری عرفی است، نظامی که بنیانگذار آن، در ابتدای ورود به کشور وعده های بزرگی از مادی تا معنوی به مردم داد، بطوریکه طبقات و اقشار مختلف ، هر یک بر حسب نیاز یا آرزوهای خود ، دنیای بهتری برای آینده می دیدند.

فعالیت هیات حاکمه جدید با اعدام فرماندهان نظامی در همان روزهای اول استقرار با این عذر که احتمال کودتای  ارتش وجود دارد، شروع شد.و با تحکیم بیشتر حکومت بجای کاهش خشونت ، سرکوب گسترده تر و فراگیر تر شد و جریان هایی سیاسی که علیرغم تفاوت ایدئولوژی از جمهوری اسلامی حمایت می کردند، مورد هجوم حکومت قرار گرفتند.

سرکوب مخالفان حکومت و موافقان با ایدئولوژی متفاوت ، آغاز راهی پر تلاطم و مملو از مخاطره بود، از جمله کشیده شدن به جنگی که عامل شروع آن آماده پایان جنگ بود و جمهوری اسلامی مصر بر ادامه، اشغال سفارت آمریکا با بهانه کودکانه که منازعات و صدمات آن تا این زمان ادامه دارد، اصرار بر اجرای احکامی از اسلام که در زمان حاضر در قواعد و مقررات جهانی غیرقابل پذیرش هستند، ترور مخالفان در خارج از کشور، بمب گذاری در محل اسکان نظامیان و یهودیان، تشکیل نیروهای نظامی نیابتی در سایر کشورها همراه با آموزش نفرات، تامین اسلحه، و منابع مالی آنها. اعمال بالا برای خواننده سطور این توهم را پیش می آورد که با یک حکومت انقلابی روبروست، که ضمن عدم قبول قوانین و مقررات بین المللی در پی تغییر جهان در مسیر جهان بینی رژیم است.

آنچه می تواند توهم انقلابی بودن جمهوری اسلامی را منتفی کند، فساد گسترده مالی کارگزاران ارشد و حتی دون پایه حکومت در حوزه های مالی، اداری، فحشاء ، و توزیع مواد مخدر است.

مردم حامی برپایی جمهوری اسلامی در این مرحله به جایی رسیدند، که ضرورت اصلاح نظام را در دستور کار قرار دادند، و کوشش کردند که از طریق مسالمت آمیز و صندوق رای مطالبه خود را به سران نظام برسانند، پیام ارسالی با وجود اینکه منضم به آرای بالای مردم بود با پاسخ منفی هسته اصلی قدرت روبرو شد. واکنش جمهوری اسلامی، به افزایش حرارت اعلام خواسته از طرف مردم در سال های 78 و 88 انجامید که با مشت آهنین نظام روبرو شد.

شرایط سخت زندگی برای عموم مردم در کنار ظهور قشری فربه مالی که با استفاده از هر ابزاری به مردم فخر فروخته و خود را پارچه جدا بافته می پنداشتند، به شورش کور مردم محروم در سال های 96 و 98 منجر که با قتل عام مردم متوقف شد.

وقایع سال 98 طشت رسوایی جمهوری اسلامی را در داخل و خارج کشور از بام به زمین انداخت، و به مردم اثبات کرد، نظام جمهوری اسلامی به شکل موجود غیرقابل اصلاح است و باید در آن تغییرات عمیق و ساختاری اعمال شود، و مصمم شدند تا شتری را که خود به پشت بام برده اند، به پائین بیاورند و آنچه نزد ملت مورد توجه نیست، ویژگی های رژیم جانشین جمهوری اسلامی است.

اپوزیسیون خارج از کشور در مدت چهل سال حکومت جمهوری اسلامی به خوبی توانست اقدامات نظام را در داخل و خارج کشور پایش و افشاء کند و این خود کمک بزرگی در معرفی جمهوری اسلامی با چهره بدون نقاب به مردم داخل و جهانیان بوده است. اما از سوی دیگر در معرفی حکومت جایگزین سهل انگاری شده، و با پرداختن به بحث های آکادمیک و بکارگیری اصطلاحات خارجی که درک آنها برای مردم مقدور نیست، نتوانسته تصویر روشن و بدون پیرایه از نظام پسا جمهوری اسلامی برای مردم ترسیم کند، و این اکنون ماموریت مبرم تحصیل کردگان داخل و خارج ایران است.

 

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com