10.02.20 00:16 Alter: 12 days

حسین عرب: استراتژی آمریکا در دهه سوم قرن جاری

Kategorie: Meldungen Links

 

 

ذهن هائی که هر عملی را ناشی از توطئه می پندارند، عموما بجای پرداختن به ریشه های حوادث به ظاهر آنها قناعت کرده و بدنبال یافتن عاملینی هستند که با یکدیگر تبانی کرده اند، تا واقعه ای را خلق کنند. در حالیکه به عوض جستجوی افرادی که در توظئه دست داشته اند، باید بدنبال گروه ها و اشخاصی باشند که ظهور پدیده برای آنها بطور مستقیم یا غیر مستقیم منافعی را به همراه داشته است. لازمست در اینجا به گزاره معروف تاریخی گوش دهیم که گفته است: "کلئوپاترا به عشق سزار به رم نرفت".

در 15 سال گذشته اتفاقات زیادی در دنیا افتاده که موجب تغییر در نقشه ژئوپلتیک جهان شده است. اولین واقعه، چرخش بخشی از گسترش اقتصادی سیویل چین به نظامی گری است، که بیانگر رویکرد استراتژی توسعه طلبانه در آسیای جنوب شرقی و اقیانوس آرام چین است. ساخت جزایر مصنوعی در دریای چین، گشت زنی رو به افزایش رزوناوهای چینی در اقیانوس آرام، و ساخت ناوهای جنگی در ابعاد اقیانوس پیما از شواهد استراتژی جدید چین است.

چین در دو دهه ابتدای قرن بیست و یک، توانسته ، ارزش افزوده بزرگی در ابعادی بی سابقه بیافریند، و همچنین با نشان دادن در باغ سبز و تسهیلات گسترده به شرکت های غربی، آنها را جهت سرمایه گذاری و انتقال تکنولوژی مدرن به چین تشویق کند. دستمزدهای پائین، عدم نیاز به پرداخت مالیات، بهره وری بالای نیروی کار چینی ، عواملی بودند که غربیان را به چین سرازیر کرد. رشد اقتصادی دو رقمی برای مدت جند دهه از دستاوردهای خارق العاده تحولی بود که با نقشه راه تنگ شیائو پینگ تدوین و اجرا شد.

اکنون چین از سرمایه انباشته عظیمی برخوردار است که آن کشور را قادر ساخته تا چندین هزار میلیارد دلار از سهام شرکت های غربی و بخصوص آمریکائی را خریداری کند. با وجود این، جمعیت زیاد و سرزمین کم ، نقاط ضعف چین در گسترش نفوذ سیاسی در مناطق مختلف جهان است.

در طرف دیگر ماجرا، آمریکاست که بطور سنتی در خاورمیانه حضور داشته و برای حفظ منافع خود مجبور به مشارکت در چند جنگ شده است. با تغییراتی که در اکتشاف و استخراج نفت در آمریکا پیش آمده، این کشور در حال حاضر نه تنها وارد کننده نفت نیست که خود در صف صادرکنندگان ایستاده است. همچنین، اقیانوس آرام وسیع ترین و عمیق ترین اقیانوس جهان است که منابع آبی و زیر سطح آب آن بکر و غنی است. و استراتژیست های دنیا می دانند، هر کشوری که در آینده بتواند کنترل آن را در دست بگیرد، کنترل جهان را هم خواهد داشت.

 

و بالاخره، روسیه پس از ده سال رخوت ناشی از فروپاشی شوروی، دو باره در حال بازیافت خود ، مدعی بدست آوردن حوزه نفوذ از دست رفته ، و حتی توسعه آن هست. اما برای نیل به این هدف به دو عنصر نیازمند است، سرمایه و تکنولوژی مدرن، و هر دو این منابع در اختیار آمریکا هست. شاید تصور شود، وجود تسلیحات پیچیده و مدرن در ارتش روسیه نشانگر وجود تکنولوژی پیشرفته در روسیه است، از دوران شوروی، نظام وقت بعلت کمبود منابع مالی و زمان، در رقابت با آمریکا مجبور شد، برای تهیه سلاح های جدید که بتواند در برابر غرب قد علم کند، تن به توسعه تکنولوژی گلخانه ای بزند( همان کاری که اکنون در جمهوری اسلامی دنبال می شود) حاصل استراتژی تکنولوژی گلخانه ای تناقض و فاصله عمیق میان تجهیزات نظامی و فضائی، با تولیدات معمولی در جامعه بود.

آمریکا با عدم نیاز به نفت خاورمیانه،و تغییر استراتژی ، علاقه ای به نگهداری نیروهای خود در آن منطقه را ندارد، اما آمریکا برای خروج با دو مشکل روبرو است، اجرای تعهدات پیشین ، و پرکردن خلاء قدرت در منطقه که می تواند موجب به خطر افتادن منافع آمریکا در سایر نقاط و در منطقه خاورمیانه بروز تهدید برای اسرائیل شود.

اسرائیل در منطقه خاورمیانه با دو خطر می تواند روبرو شود، گازهای شیمیائی سوریه و بمب اتم جمهوری اسلامی، در خصوص بقیه تهدیدها اسرائیل خود راسا از پس آنها بر می آمد. لذا از بین بردن دو مشکل در دستور کار آمریکا قرار گرفت، گازهای شیمیائی سوریه با عنوان کردن اینکه سوریه از این اسلحه برای شهروندان خود استفاده کرده با مصوبه شورای امنیت سازمان ملل و با کمک سازمان بین المللی مبارزه با اسلحه شیمیائی از بین برده شد.

آمریکا سعی کرد، موضوع بمب اتم جمهوری اسلامی را با قرارداد برجام تحت کنترل در بیاورد، تا در آینده فکر اساسی برای حل آن انجام دهد.

حل خلاء قدرت ناشی از ترک منطقه خاورمیانه توسط آمریکا ، از پیچیدگی خاصی برخورد است، چرا که این کمبود بایستی به طریقی رفع شود، که ضمن حمایت از امنیت اسرائیل، نیروهای سرکش و آشوب زده منطقه از جمله ایران، سوریه، ترکیه، عراق، یمن ، و لبنان را بتواند تحت کنترل و نظارت درآورد.

بهترین کاندیدا برای اجرای نقشه راه آمریکا در منطقه خاورمیانه، روسیه است، کشوری که علیرغم تجهیز به پیشرفته ترین سلاح ها، دارای تنگناهای بسیاری است که آمریکا می تواند در حل مشکلات روسیه از جمله سرمایه گذاری، انتقال تکنولوژی پیشرفته، احداث کارخانه برای تولید محصولات صادراتی، و جایگزین کردن روسیه بجای چین در بخشی از کالاهای مورد نیاز آمریکا به کمک آن کشور بیاید، تا روسیه بتواند از رشد اقتصادی خوبی برخوردار و مشاغل زیادی برای بیکاران خود تامین کند.

موانع رسیدن به توافق با روسیه، با وجود منافع مشترک این استراتژی برای آمریکا و روسیه، مشکلاتی است که از دو طرف وجود دارد و حل آنها مستلزم، بعضی اصلاحات در تفکر ، زدودن داستان های گذشته، و تغییر در رفتار آمریکا و روسیه است.

در روسیه و آمریکا، بخشی از مردم ، اندیشمندان، و سلبریتی ها پس از گذشت دو دهه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پیوستن روسیه به جهان سرمایه داری، هنوز کشور مقابل را دشمن تلقی و رویکرد نزدیکی به طرف دیگر را با احتیاط و وسواس زیاد پیش می برند.

یکی از وقایعی که پس از فروپاشی شوروی منجر به روی کار آمدن پدیده پوتین شد، تحقیر مردم روسیه از طرف غرب و از طرف آمریکا بطور اخص، روشن بودن با تلاشی نظام قدیم، انتقال به وضعیت جدید با پستی بلندی هائی روبرو خواهد بود، و حداقل برای مدتی شیرازه امور از هم خواهد پاشید تا ساختار جدید مستقر و محکم شود، مردم روسیه انتظار داشتند در دوره انتقالی کشورهای غربی به آنها کمک و یاری برسانند تا با کمترین هزینه و زمان این دوران را بگذرانند. اما آنچه آنها شاهد بودند، یورش غرب به تمدن روسیه با ذکر موضوعاتی از قبیل اینکه، کارخانجات و صنایع باقی مانده از شوروی را باید بعنوان آهن ضایعاتی بدور انداخت و همه را از نو ساخت، محصولات تولیدی روسیه که از زمان شوروی باقی مانده، فقط بدرد ریختن در زباله دانی می خورد، و شاید از همه مهمتر، فراهم آوردن تمهیداتی که بخش های بزرگی از روسیه تحت نام کشورهای جدیدالتاسیس مستقل شوند. در عرصه سیاسی، کسانی در راس امور روسیه از بند رسته قرار گرفتند، غارتگر انی  همیشه مست بودند.

تحقیر گسترده روسیه به غرور ملی مردم بشدت برخورد، و به همین دلیل، فردی را به قدرت رساندند و بر قدرت حفظ کردند، که شعار اصلی او بازگشت روسیه به اقتدار و ابر قدرتی دوران شوروی است. واکنش های حکومت روسیه به بخش های استقلال طلب گرجستان و اوکراین و همچنین اشغال شبه جزیره کریمه را باید در این مسیر ارزیابی کرد.

البته شرایط بی اعتمادی تنها از طرف روسیه نیست، مردم و بخشی از سلبریتی های آمریکا هم نسبت به روسیه سوء ظن نوستالژیک باقی مانده از دوران شوروی را دارند، مثال مشخص موضوع دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، و حتی زد و بند ترامپ با پوتین که از طرف حزب دمکرات و حتی بعضی از عناصر حزب جمهوری خواه مطرح شد.

استراتژیست های آمریکائی می دانند، دشمن آمریکا، روسیه نیست، بلکه چین است، لذا باید با روسیه علیه چین متحد شد، و خلاء قدرت ناشی از ترک منطقه خلیج فارس توسط آمریکا به روسیه سپرده شود، و همچنین بساط ناتو در اروپا جمع شود. اما اروپائیان ، بخصوص کشورهای اروپای شرقی با بزرگ کردن خطر روسیه ، سعی در حفظ ناتو به هر قیمتی را دارند.

ترامپ در صورت پیروزی در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری چند اقدام در دستور کار خود قرار خواهد داد.

1.     رسیدن به این قطعیت که جمهوری اسلامی هیچگاه قادر به دستیابی به بمب اتم نباشد. ترجیحا از طریق مذاکره و با ماندگاری حکومت کنونی، و در غیر اینصورت حمله نظامی به مراکز اتمی و نابودی کلیه تجهیزات و امکاناتی که بتوانند در فرآیند غنی سازی مورد استفاده قرار گیرند.

2.     تفاهم با روسیه در یک قرار داد همه جانبه، در راستای گسترش نفوذ آمریکا در روسیه، سپردن منطقه خاورمیانه به روسیه، و انتقال سرمایه گذاری های آمریکائیان از چین به روسیه است.

3.     تحت فشار گذاشتن چین از طریق برقراری محدودیت های مختلف مالی بمنظور کاهش نفوذ آن کشور در منطقه اقیانوس آرام و دریای چین، بطوریکه چین مجبور به جمع و جور کردن دست و چای خود شود.

4.     فراهم آوردن شرایطی که روسیه و چین از دو کشور همراه تبدیل به دو رقیب اقتصادی و صنعتی شوند.

5.     انحلال یا کم کردن اندازه و ابعاد فعالیت سازمان ناتو از یک قرارداد بین المللی به قرارداد منطقه ای که حوزه عمل آن محدود به اتحادیه اروپا شود.

6.     تشکیل سازمان نظامی با مشارکت کشورهای آسیای جنوب شرقی ، ژاپن، و کره جنوبی ، بمنظور حفاظت از منافع  آمریکا و هم پیمانانش در برابر اقدامات چین.

7.     تبلیغ ، ترویج، و اجرای سیاست های بازار آزاد در آمریکا و جهان ، با ارائه نتایج عملکرد اجرای سیاست های کاپیتالیستی در تامین مشاغل بیشتر و افزایش درآمد اقشار متوسط و پائین.

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com