30.11.19 21:04 Alter: 11 days

گفتگوهای گزارشگران با فعالین شورای مستقل همبستگی با جنبش های اجتماعی در ایران – اینبار با سیامک مویدزاده

Kategorie: Nachricht

 

توجه به این ضرورت خواه نا خواه ضرورت متشکل شدن را طرح می کرد. بجرأت می توان گفت تمامی یا اکثریت کسانی که به دلایلی از تشکیلات سابق خود جدا شده بودند، علارغم تجارب منفی که از آن گذشته داشتند، اما به هیچوجه ضد تشکیلات نبودند. فعالیت های فردی این چند ساله شان نیز بار دیگر ثابت کرده بود که علارغم کارهای خوب و ارزنده شان، ولی به تنهایی چندان کار مؤثری نمی توان از پیش برد. لذا تلفیق آن ضرورت و این پیشینه، موجب شد که جمع قابل ملاحظه ای که به این نتایج مشترک رسیده بودند، گرد هم آیند تا در پروسه ی بحث و جدل های طولانی راه ایجاد چنین تشکلی را هموار کنند

***


در روزهای اخیر با خبر اعلام موجودیت شورای مستقل همبستگی با جنبشهای اجتماعی در ایران روبرو بوده ایم. تشکل و مجموعه ای دیگر به عرصه پشتیبانی از جنبش های اجتماعی در ایران, حضور خود را اعلام کرده است. چنانچه برآیند مباحثات در تشکل ها و سازمانها و احزاب اپوزیسیون سرنگونی طلب بیشتر بسوی تجزیه و اتمیزه شدن حرکت کرده است و پروسه در جهت پراکندگی را پیموده است اما اتفاقا این تجمع مسیری دگرگونه در پیش داشته است. تجمعی از منفردین سیاسی که شاید دهه ها با خصلت فردی شناخته شده و پراکنده بوده اند و امروز در جامه یک تشکل و تجمع تعریف شده ظاهر شده اند.این مجموعه همانطور که از متن بیانیه پیداست خود را با خواستها و مطالبات کارگران و بویژه کارگران هفت تپه و فولاد و هپکو و آذرآب, معلمان و دانشجویان و زنان و ...  تعریف کرده است. دفاع از خواست شوراهای مستقل و خودگردانی برجستگی ویژه ای در این بیانیه دارد. گزارشگران ضمن آرزوی موفقیت برای تجمع و برای روشنایی بخشیدن به زوایایی دیگر از این اعلام موجودیت با فعالین آن گفتگو میکند.
گزارشگران:
با درود به شما و سپاس از اینکه به دعوت ما پاسخ مثبت دادید


سیامک مویدزاده:
با درود و سپاس از سایت گزارشگران و شما رفیق عزیز، که ترتیب چنین مصاحبه هایی را داده اید، که خود نشانه بازتاب مثبت اعلام موجودیت این شورا و انتشار بیانیۀ مربوطه آنست، اقدام شما با این مصاحبه ها در معرفی "شورای مستقل همبستگی با جنبش های اجتماعی در ایران"، اقدامی بسیار مؤثر و ارزنده در این راستاست و یقیناً با استقبال خوانندگان این مصاحبه ها، کمک شایانی به گسترش این شورا خواهد کرد و من به سهم خود، به عنوان عضو کوچکی در این شورا، صمیمانه از همکاری شما سپاسگزارم.
در زیر سعی می کنم در حد بضاعت خود به برخی از پرسش های شما پاسخ بدهم


گزارشگران:
چگونه این ایده و ابتکار کلید خورد که میتوان این مجموعه که اغلب جداشدگان تشکلهای سیاسی هستند٬متشکل کرد و چه معادلاتی را بررسی کردید که فعالین منفرد سیاسی اجتماعی و هنری هم میتوانند تجمع خود را بوجود آورند.

سیامک مویدزاده:
هرچند ایده و ابتکار در ابتدا توسط یک فرد و یا یک نهاد مطرح شده، اما از آنجا که نام این جمع "شورا ..." است، روابط درونی نیز شورائی است و این پروژه ابتدا به ساکن و با ارادۀ مبتکر آن به اجرا در نیامد، بلکه قبلاً با بسیاری از فعالین در این عرصه ها مشورت شد و در این پروسه، ایدۀ اولیه با نظرات و پیشنهادات جدید تکامل یافت و نهایتاً شکل اجرایی پیدا کرد، دیگر می توان آن را ایده و ابتکاری جمعی نامید که با شیوۀ شورایی شکل یافته است.طبعاً پاداش مبتکر اولیه نیز همین همکاری و استقبال گسترده از ایدۀ اولیۀ اوست که شایستۀ تقدیر می باشد.
اولین فاکتور، ضرورت پاسخ به  نیازهای جنبش های اجتماعی درون کشور بویژه مبارزات درخشان طبقۀ کارگر بود، برای حمایت، تبلیغ و جلب همبستگی نیروهای مترقی بین المللی. توجه به این ضرورت خواه نا خواه ضرورت متشکل شدن را طرح می کرد. بجرأت می توان گفت تمامی یا اکثریت کسانی که به دلایلی از تشکیلات سابق خود جدا شده بودند، علارغم تجارب منفی که از آن گذشته داشتند، اما به هیچوجه ضد تشکیلات نبودند. فعالیت های فردی این چند ساله شان نیز بار دیگر ثابت کرده بود که علارغم کارهای خوب و ارزنده شان، ولی به تنهایی چندان کار مؤثری نمی توان از پیش برد. لذا تلفیق آن ضرورت و این پیشینه، موجب شد که جمع قابل ملاحظه ای که به این نتایج مشترک رسیده بودند، گرد هم آیند تا در پروسه ی بحث و جدل های طولانی راه ایجاد چنین تشکلی را هموار کنند.

گزارشگران:
چه مدت تدارک دیدید؟ و آیا تردید هایی هم داشتید که دهها نظر و عقیده رنگارنگ را نمیتوان بسادگی حول اشتراکات شان شکل جمعی بخشید؟

سیامک مویدزاده:
از زمان برگزاری اولین گردهمآیی در پالتالک، بیش از شش ماه می گذرد. با توجه به این که در دو سال گذشته حداقل دو بار برای تحقق چنین پروژۀ مشابهی تلاش شد، اما متأسفانه به دلایلی به بن بست رسید (کسانی "من" خود را همراه آورده بودند و از کار جمعی درک درستی نداشتند، برخی انتطاراتی بیش از اشتراکات جمع داشتند و بالعکس بعضی ها اشتراکات جمع را فراتر از خواست های خود می دانستند و ...)،هیچ تضمینی  برای موفقیت این امر جز احساس مسئولیت این افراد، آموختن از تجارب منفی قبلی و امید به استقبال طیف وسیعی از عناصر صادق و متعهد وجود نداشت و طبعاً تردیدهایی نیز وجود داشت، چنانچه عناصری از همان انواع قبلی از همان ابتدا جمع را ترک کردند، ولی رفقای باقیمانده مصمم و پیگیر به کار خود ادامه دادند تا سرانجام موفق به تدوین آن بیانیه شدند که معرف هویت، اشتراکات و برنامه های عملی ماست. اساس کار ما برای رسیدن به این هدف و نتیجه، رهنمود خلاق زنده یاد شاهرخ زمانی بود: "تکیه بر اشتراکات و اختلافات را در جای خود به بحث گذاشتن" . هر مبحثی که مطرح می شد و طی مباحثات مفصل به توافق نمی رسیدیم، روشن می شد که این مورد در چارچوب اشتراکات ما نیست. آن را کنار می گذاشتیم و تنها آنچه را که توافق جمعی داشتیم به تصویب می رساندیم. افراد مخالف نیز با حفظ نظر خود به رأی جمع احترام می گذاشتند و به آن مورد مشخص رأی مثبت می دادند. لذا باید تصریح کنم که این بیانیه در حقیقت حداقل های ماست و یقیناً در پروسه عمل مشترک و ادامۀ مباحث، این توافقات که هر زمان قابل تغییر و اصلاح هستند، می توانند تکامل یابند و تصحیح شوند

گزارشگران:
تا جائی که مطلع هستیم این تجمع در بسیاری از کشورها بنوعی نماینده و سخنگو دارد و قطعا مایه مسرت است. آیا این پراکندگی فعالیت شما را با دشواری روبرو نخواهد کرد؟ یا انرا مولفه ای مثبت ارزیابی می کنید؟
 
سیامک مویدزاده:
بله، درسته، با تشکیل واحدهای محلی، طبعاَ ضروری و منطقی است که هر واحدی سخنگوی خودش را در محل داشته باشد، چون  ما به استقلال واحدهای محلی در چارچوب توافقات کل معتقدیم که موجب تحرک و شکوفایی ابتکارات هر محل خواهد شد. بعلاوه این شیوه در تقابل با ایجاد تمرکز و در تخالف با سیستم هرمی است. پراکندگی در شهرها و کشورهای مختلف، واقعیتی است که مشکلات خودش را دارد ولی امکانات ارتباطی امروزه، آن را بسیار آسان کرده است. بطوری که واحدهای محلی را در سراسر جهان چون حلقه های زنجیر به هم وصل می کند.
 
گزارشگران:
بیانیه ای صادر کرده اید و در انتهای آن نیز فراخوانی دیده میشود تا افرادی که تمایل دارند به صفوف شما بپیوندند. مخاطب این بیانیه و آن فراخوان کیست؟
 
سیامک مویدزاده:
هرآنکس که خود را در چارچوب این بیانیه می بیند و با کلیت آن توافق دارد.. زنان، مردان، جوانان سوسیالیست، آزادیخواه و عدالت طلب با گرایشات گوناگون در اقصا نقاط جهان.

 
گزارشگران:
درباره ارتباطات درونی تان بیشتر توضیح دهید. تا جاییکه همه مطلعند منفردین سیاسی جدا شده از سازمانها و احزاب سانترالیزم باصطلاح دمکراتیک را نفی میکنند و آنرا عاملی بازدارنده برای رشد وشکوفایی آن نهاد میدانند. آیا این نکته مهم درمباحثات شما جایگاهی داشته است . آیا در عمل هم میتوانید از هرمی شدن ساختار درونی تان پیش گیرید؟ چگونه؟
 
سیامک مویدزاده:
حقیقتش من چندان مخالف "سانترالیسم دمکراتیک" نیستم. سانترالیسم دمکراتیک یک اصل تشکیلاتی ضروری برای احزاب و سازمان های کمونیستی و سوسیالیستی است. آنچه مورد نقد و طرد این اصل شده، نحوۀ اجرای آن توسط رهبران و کادرهای خودمحور این تشکلات در گذشته بوده که در عمل بخش دمکراتیک آن را به سود مرکزیت که خودشان باشد، نادیده گرفته و محو کرده بودند. اجرای دمکراسی در تشکیلات چیزی غیر از اجرای همان سیستم شورائی نیست. درعین این که در این سیستم نیز برای همآهنگی امورو پیشبرد فعالیت ها بر اساس توافقات و اشتراکات اولیه و برنامه هایی که در چارچوب آن تصویب شده، به نوعی "مرکزیت" نظیر کمیته های همآهنگی نیاز است. با این تفاوت که اعضای این کمیته ها گردشی هستند و برای مدت معینی انتخاب می شوند، قابل عزل هستند و تحت نظارت اعضاء و گروه های کاری و کمیسیون ها می باشند. خوشبختانه ما در این جمع نیز بر همین اساس عمل کرده ایم و تمام مباحث و مصوبات در محیطی بسیار دمکراتیک و رفیقانه اتخاذ شده و فردی با جریانی  به عنوان رهبر و هدایت کننده نداشته ایم. در جمع ما هیئت همآهنگ کننده حتّا بدون تصویب اعضاء و کمیسیون ها قدرت اجرایی ندارد، گروه های کاری و کمیسیون ها و کمیته ها، بازوهای اجرایی این شوراست. چنانچه بر این سیستم پایبند بمانیم، در حقیقت "سانترالیسم دمکراتیک" را به شکل درستش اجرا خواهیم کرد.


گزارشگران:
آیا جنبش کارگری در داخل و با اینهمه صدماتی که از سوی حکومتیان چه با خصوصی سازی و چه با چماق و زندان و بیکارسازی علیه فعالین شان به آنها وارد شده است باز هم قد علم خواهد کرد؟ حداقل در کوتاه مدت؟
 
سیامک مویدزاده:
احتیاج به پیشگویی نیست، مگر با آنچه با کارگران مبارز هفت تپه کردند، آنچه با کارگران آذرآب و هپکو و فولاد اهواز کردند، آنچه چندی قبل بر سر بازنشستگان آوردند، آنچه با زنان و دانشجویان مبارز سال هاست کرده اند و ... شاهد آن نیستیم که همچنان هر روزه در خیابانند و برای حق طلبی فریاد می زنند، شعارهایشان: تا حق خود نگیریم، از پای نمی نشینیم، زندان، شکنجه، سرکوب، دیگر اثر ندارد و یا شعار اخیر در شورش سراسری علیه گرانی: 40 سال خون گریستیم، بسه دیگر می ایستیم و ... خود گویای این نیست که باز هم قد علم کرده اند و باز هم قد علم خواهند کرد؟ "تا ظلم هست، مقاومت و مبارزه هم هست".
 
گزارشگران:
آیا پیامی به خوانندگان این سطور دارید؟
 
سیامک مویدزاده:
پیامم را استاد محمد رضا شجریان در این ترانه  زیبا مدت هاست به رسایی، گویایی و مهربانی بیان کرده است:
 
همراه شو عزیز همراه شو عزیز
تنها نمان به در، کین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمی شود
دشوار زندگی، هرگز برای ما
دشوار زندگی، هرگز برای ما
بی رزم مشترک، آسان نمی شود
تنها نمان به در، همراه شو عزیز
همرا شو، همراه شو
همراه شو عزیز، همراه شو عزیز
تنها نمان به در، کین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمی شود
https://www.youtube.com/watch?v=iQ5exMf7NIo


با سپاس فراوان از شما

سیامک مویدزاده
sia.zadeh@t-online.de

 

منتشر شد

سایت لجور

اشتراک وورد پرس

عصر آنارشیسم

سایت گزارشگران

توئیتر گزارشگران

بالاترین

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com