10.09.19 00:04 Alter: 12 days

اخبار و گزارشات کارگری 18 شهریور ماه 1398

Kategorie: Meldung Rechts

 

 

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- ادامه اعتراضات کارگران کارخانه آذرآب نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان با امضای طومار

- اعتراضات کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن کشور نسبت به عدم اجرای طرح تجمیع و طرح طبقه‌بندی مشاغل وپرداخت نشدن بموقع حقوق ادامه دارد

- اعتراض رانندگان ماشین امداد و اتفاقات گاز استان فارس نسبت به پایمال شدن حق و حقوقشان

- سندیکای کارگران شرکت واحد صدور احکام قرون وسطایی شلاق، زندان و تبعید علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را قویاً محکوم می کند

- سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران:از مبارزه دست نخواهیم کشید!

- «رنج نامه از " بیدادی" که بر کارگران و فرزندانشان میرود »

- بیانیه کانون نویسندگان ایران پیرامون احکام متهمان پرونده‌ی هفت تپه

- انتقال آرام زندی فعال کارگری به زندان مرکزی سنندج

- عدم رعیت اصول ایمنی کاراز جانب کارفرمایان دولتی وخصوصی وقربانی شدن کارگران:

1- جان باختن کارگرشهرداری منطقه 3اهواز حین کار براثر تصادف

2- جان باختن یک کارگر در خرم آباد براثر سقوط از ارتفاع

3- مرگ یک کارگرساختمانی درسنندج براثر ریزش دیوار

4 - جان باختن 5کارگر مقنی در روستای بردیسان اصفهان بر اثر گاز گرفتگی

5 - مرگ یک کارگر درمراغه براثر سقوط از ارتفاع

6 - جان باختن یک کارگر در کاشان زیر آوار دیوار

7 - کشته وزخمی شدن 2کارگردر حادثه انفجار معدن زغال سنگ چمستان

8 - مصدومیت شدید یک کارگر حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی

*ادامه اعتراضات کارگران کارخانه آذرآب نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان با امضای طومار

کارگران کارخانه آذرآب در ادامه اعتراضات دامنه دارشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان با امضای طوماری خواستار تعیین وضعیت سهامداری شرکت شدند.

براساس گزارش رسانه ای شده بتاریخ18شهریور، جمعی از کارگران کارخانه آذرآب که طی روزهای اخیر اعتراضاتی نسبت به بلاتکلیفی وضعیت سهامداری این شرکت داشتند، طی طوماری نسبت به واگذاری این کارخانه به شرکت کاوه مبدل ابراز نگرانی کردند.

کارگران کارخانه آذرآب با امضای این طومار دوخواسته خودرا بشرح زیر اعلام کردند:

1- دستور قاطع به عدم واگذاری آذرآب به کاوه مبدل و یا شرکت‌های مشابه و همچنین تکلیف به واگذاری آذرآب به شرکت مپنا و حل این مشکل یک بار برای همیشه

2- صدور دستور کناره‌گیری یکی از سهامداران که طی دو سال گذشته در آذرآب با وعده‌های دروغین عقد قراردادهای کاری باعث بیکاری بیش از 70 درصد کارگران شرکت،عدم پرداخت حقوق و حق بیمه، افزایش بدهی‌های سنگین شرکت، عدم بازگشت اموال غارت شده شرکت، استعفای کامل هیئت مدیره و مدیران عامل، به خطر انداختن امنیت شغلی بیش از 1600 کارگر و ایجاد مشکلات اجتماعی و اقتصادی، اقدام به فروش اموال و سهام شرکت به جای فعال‌سازی شرکت و خلق کار و تولید شدند.

*اعتراضات کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن کشور نسبت به عدم اجرای طرح تجمیع و طرح طبقه‌بندی مشاغل وپرداخت نشدن بموقع حقوق ادامه دارد

روز دوشنبه 18شهریور برای باری دیگر، کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن  کشور اعتراضشان را نسبت به عدم اجرای طرح تجمیع و طرح طبقه‌بندی مشاغل وپرداخت نشدن بموقع حقوق،رسانه ای کردند.

کارگران نکهداری خط وابنیه فنی راه آهن که تعدادشان به حدود 7هزارنفر می رسد و تحت مسئولیت چندین شرکت پیمانکاری با حداقل حقوق و مزایا در نواحی و مناطق محروم کشور مشغول بکار

هستند.

جمعی از این کارگران معترض به خبرنگار رسانه ای گفتند: ما خواستار اجرای طرح تجمیع و قرارگیری کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن در این طرح هستیم و متاسفانه علیرغم درخواست‌های ما این طرح هنوز برای کارگران ابنیه فنی اجرایی نشده است. تجمیع کارگران پیمانکاری شرکت‌های مختلف موجب یکسان‌سازی شرایط کار می‌شود و نظارت و اجرای قانون را تسهیل می‌نماید.

آنها افزدودند:تعدادی از همکاران ما در سایر واحدهای راه آهن طرح تجمیع شده‌اند ولی علیرغم پیگیری‌های فراوان ما این طرح  برای کارگران خطوط ابنیه فنی به اجرا درنیامده است.

این کارگران در ادامه گفتند:خواستار اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل هستند که طبق قانون باید در شرکت‌های دارای پرسنل بالای 50 نفر اجرایی شود.

*اعتراض رانندگان ماشین امداد و اتفاقات گاز استان فارس نسبت به پایمال شدن حق و حقوقشان

جمعی از رانندگان ماشین امداد و اتفاقات گاز استان فارس اعتراضشان را نسبت به تبعیض و ظلم هایی که در حقشان می شود رسانه ای کردند.

آنها طی نامه ای  ازجمله نوشتند:

سه نفر بر روی ماشین امداد و اتفاقات گاز بصورت دو روز روزکار، دو روز شبکار و دو روز استراحت که مجموعا در ماه 240الی 252 ساعت کار میکنیم و در موارد کاری علاوه بر رانندگی کمک نیروی امدادی هم هستیم و کمک میکنیم.

دریافتی ماهیانه ما یک میلیون و 600 هزار تومان است و هیچ یک از مزایا اعم از اضافه کاری، شبکاری، تعطیل کاری، جمعه کاری، حق شیفت، حق مسکن، حق بن، حق اولاد، عیدی و پاداش، پاداش بهره وری، مرخصی، سنوات، ایاب ذهاب و ... به ما تعلق نمی گیرد.

پا به پای نیروهای امدادی که چهار نفر هستند و همه  مزایا را دریافت می کنند شبانه روز کار میکنیم. رانندگان امداد و اتفاقات گاز در خود شهر شیراز این آیتم ها رو دریافت می کنند ولی به ما این مزایا رو نمیدهند.

همیشه شرمنده همسر و فرزندانمان هستیم، برای یک ماه هم که شده مسئولین خودشان را بجای ما بگذارند تا بدانند ما و خانواده هایمان چه زجر و سختی را تحمل میکنیم. حق و حقوق ما را پایمال می کنند ...

*سندیکای کارگران شرکت واحد صدور احکام قرون وسطایی شلاق، زندان و تبعید علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را قویاً محکوم می کند

 در اقدامی سرکوبگرانه و به‌جای پاسخ به مطالبات برحق کارگران، تجمع اعتراضی و برحق کارگران مقابل مجلس در روز جهانی کارگر (یازده اردیبهشت ٩٨) که در اعتراض به وضعیت افسار گسیخته‌ی معیشتی و اعتراض به فقر و فلاکت روزافزون برای کارگران برگزار شده بود، با یورش عوامل امنیتی به تجمع کارگران حدود پنجاه تن از شرکت کنندگان در این تجمع بازداشت شدند.

در میان بازداشت شدگان، هفت تن از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد به اسامی آقایان رضا شهابی، حسن سعیدی، سید رسول طالب مقدم، وحید فریدونی، ناصر محرم زاده، محمد اصلاغی و اسداله سلیمانی بودند. ازمیان بازداشت شدگان سندیکای کارگران شرکت واحد تهران:

 آقای حسن سعیدی که پس از ٣٣ روز بازداشت موقت با قرار وثیقه‌ی سیصد و سی میلیون تومانی موقتا آزاد می باشد، در شعبه‌ی ٢٦ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی به پنج سال زندان تعزیری و دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی، همچنین ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند محکوم شده است. در ضمن در مورد اتهام اخلال در نظم عمومی پرونده ایشان برای محاکمه به دادگاه کیفری ارجاع شده است.

 آقای سید رسول طالب مقدم دیگر عضو سندیکا که پس از ١١ روز بازداشت موقت با وثیقه ی دویست و پنجاه میلیون تومانی موقتا آزاد می باشد، در شعبه‌ی ٢٦ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام و ایجاد اخلال در نظم عمومی به دو سال زندان تعزیری، دوسال تبعید، ٧۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها، دستجات سیاسی، اجتماعی همچنین ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند محکوم شده است.

از دیگر بازداشت شدگان روز جهانی کارگر:

 خانم عاطفه رنگریز از حامیان حقوق کارگری با گذشت ۱۳۲ روز همچنان در زندان قرچک ورامین محبوس است. دادگاه برای ایشان وثیقه سنگین و غیر معمول دو میلیارد تومانی تعیین کرده است، با این وجود از پذیرش وثیقه و آزادی موقت ایشان ممانعت شده است. ایشان در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی، تمرد نسبت به مامورین دولتی به یازده سال و شش ماه زندان و ٧۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

 خانم مرضیه امیری، روزنامه نگار و حامی حقوق کارگری با گذشت ۱۳۲ روز همچنان در زندان اوین محبوس است. ایشان در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم و آسایش عمومی به ده سال و شش ماه زندان و ١۴٨ ضربه شلاق محکوم شده است.

خانم ندا ناجی که از حامیان حقوق کارگری می باشد، نیز با گذشت ۱۳۲ روز بازداشت، با وجود صدور قرار وثیقه اما از آزادی وی ممانعت می شود و بلاتکلیف در زندان اوین محبوس می باشد. اخیرا از ایشان مجددا باز جویی و تحقیقات صورت می گیرد.

خانم نسرین جوادی فعال کارگری که بعد از ٢٩ روز موقتا با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است، به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، اخلال در نظم عمومی، تبلیغ علیه نظام به ٧ سال زندان و ٧۴ ضربه شلاق و دوسال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از گوشی هوشمند محکوم شده است.

علاوه بر نامبردگان، تعدادی از بازداشت شدگان در روز جهانی کارگر به احکام تعلیقی زندان و شلاق محکوم شده اند و تعداد دیگر نیز در نوبت محاکمه و یا صدور حکم قرار دارند و بدین ترتیب این موج سرکوب علیه کارگران و فعالین کارگری و حامیانشان در شکل های مختلف ادامه دارد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه احکام صادره علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را قویاً محکوم می کند و نسبت به تداوم برخوردهای پلیسی، امنیتی، قضایی با اعتراضات برحق و بدیهی کارگران، معلمان، فعالین کارگری و حامیان آنها و منجمله روزنامه نگاران و دانشجویان هشدار می دهد و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر، همچنین کارگران، فعالین کارگری و معلمان زندانی در سراسر کشور و لغو احکام صادره و توقف محاکمه آنان می باشد

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۱۸ شهریور ۹۸

*سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران:از مبارزه دست نخواهیم کشید!

٤١ تن از کارگران فولاد اهواز به دادگاه احضار شدند. اینان کارگرانی هستند که به خصوصی سازی رانتخورانه، عقب افتادن دستمزدها و بسته شدن کارخانه اشان اعتراض کرده بودند. همچنین ٩ تن از کارگران هفت تپه به ٨ ماه حبس و ٣٠ ضربه شلاق محکوم شدند. اینان نیز به فروش کارخانه آن هم بدون ضابطه و غیرکارشناسی و عقب افتادن دستمزدهایشان معترض بودند.

این جدای از احکام سنگین صادره برای اسماعیل بخشی و علی نجاتی و جوانان دوستدار طبقه کارگر است که به بیش از ١١٠ سال زندان محکوم شدند و کارگرانی که در اول ماه مه امسال در تظاهرات روبروی مجلس دستگیر شده و آواره دادگاهها هستند.

هم زمانی کوفتن بر طبل مبارزه با فساد و فراگیرتر شدن فساد در بین مسوولین، با این احکامی که برای کارگران صادر می شود چیست؟؟ کارگرانی که برای باز نگه داشتن صنایع کشور و افشای رانتخواری مافیا قد علم کرده اند و باید « دستشان را بوسید » به شلاق و زندان های ١٨ ساله باید محکوم شوند؟ پیام این احکام برای کارگران چیست؟ جز اینکه حقوق عقب افتاده خود را طلب نکنید و گرسنگی بکشید تا در لواسان کاخ ها سر به فلک بکشد؟ جز اینکه مافیا باید صنایع کشور را ورشکسته کند تا آقازاده ها با خیالی آسوده به دلالی بپردازند و پورشه سوار شوند و کارگر هم حق اعتراض نداشته باشد و اگر اعتصاب کرد و معترض شد به ١٨ سال زندان محکوم شود؟

در احکام صادره برای کارگران و دوستدار طبقه کارگر قید شده است «اقدام علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام» افشای غارتگران و به خطر انداختن امنیت مافیا و دزدی هایشان از کی تبلیغ علیه نظام شده است؟ آیا اسد بیگی ها نظام تلقی شده اند؟ فریاد کار، نان و قطع دست اختلاسگران امنیت چه کسانی را به مخاطره انداخته است؟

به نظر ما امنیت ملی رفاه کارگران است و توزیع درست ثروت، نه آقازاده های تن پرور. امنیت ملی ما هستیم که سینه امان سپر هر متجاوزی به خاک و عدالت انسانی است. امنیت ملی نان سر سفره هاست. امنیت ملی دربند کردن اختلاسگران است. امنیت ملی نبود کودکان کار و زن تن فروش است.

آقایان مسوولین، مبارزه باندی با فساد و مافیا کارساز نیست، باید زبان افشاگر کارگران را رساتر کرد. ریشه فساد در پنهان کاری و تاریکخانه هایی است که سندیکاهای کارگری برای شفافیت این تاریکخانه ها نورافکن اتحاد و اعتصاب را در دست گرفته اند. نپرداختن حقوق چند ماهه کارگران جز با همدستی مسوولین قانون گریز امکان پذیر نمی باشد.

اگر اسماعیل عبدی ها آزاد باشند مدرسه ها خصوصی نخواهد شد و آموزش رایگان همه گیر خواهد بود و آموزگاران از زندگی خوبی برخوردار خواهند شد. اسماعیل بخشی ها جز مبارزه با فساد و رفاه کارگر چیز دیگری نمی خواهند. کارگران هپکو و فولاد اهواز، آذرآب، ذوب آهن، ایران خودرو، صنایع نفت و پتروشیمی آیا خواسته ای جز توقف فروش کارخانه هایشان و قطع دست رانتخوران مافیایی دارند؟ بازنشستگانی که با سالها مرارت اندوخته ای گرد آورده اند تا سر پیری زندگی بی دغدغه داشته باشند باید معترض فروش اموالشان به دست مسوولین ناکارآمد باشند تا بانک رفاه شان را نفروشند.

این سیستم فساد پرور باید تغییر کند. کارگران از حق انسانی خود و منافع ملی اشان نخواهند گذشت و برای این پیکار ١٨ سال که هیچ، از بذل جان و جوانی اشان نیز دریغ نخواهند ورزید. برادران و خواهران کنشگر ما باید آزاد شوند تا جامعه روی سعادت ببیند.

تا پای جان از دوستان دربندمان حمایت کرده و مبارزه را ادامه خواهیم داد.

از فدراسیون جهانی ایندستریال می خواهیم با تمام توان همراه ما و یاران دربندمان باشند.

١٧/٦/١٣٩٨

*«رنج نامه از " بیدادی" که بر کارگران و فرزندانشان میرود »

دستگاه قضایی پس از ماهها بازداشت همراه با محدودیت های بسیار ناروا و خلاف قانون بازداشت شدگان، کارگران هفت تپه و دانشجویان هوادار و پشتیبان آنها و همچنین بازداشت‌شدگان مراسم اعتراضی روز جهانی کارگر در جلو مجلس شورای اسلامی، سلسله احکامی راصادر کردکه آخرین آنها  به شرح زیر است :

اسماعیل بخشی 14 سال حبس

محمد حنیفر شش سال

سپیده قلیان، عسل محمدی ، ساناز الهیاری هر کدام  18 سال

امیر  امیر قلی و امیر حسین محمدی فرد نیز هر کدام 18 سال

اینکه این احکام در دادگاه تجدید نظر تا چه میزان کاسته شود و یا تایید گردد موضوعی است که بسته به تاثیر و واکنش افکار عمومی می تواند دچار تغییر گردد اما از ناروایی نفس صدور چنین احکامی چیزی نمی کاهد.

گویا در سیستم امنیتی و قضایی کشور باوری معطوف براین است که با سرکوب و ارعاب، واقعیت ها تغییر می‌یابند و باترساندن مردم و به ویژه کارگران و فرزندان آنها موضوع این همه فشارهای اقتصادی، اجتماعی و تبعات روانی آن به سود نظم موجود تغییر می کند و بحران و مشکلات ناشی از آن در همه زمینه ها برطرف می‌گردد.

 گویا این‌گونه می اندیشند که با آرام گرفتن فضای سیاسی وپایان یافتن اعتراضات کارگری  و مردمی به زور و ناگزیر  از سرکوب، می توان این کشتی نشسته به هامون را به دریا هدایت کرد .

فراموش کرده اند که طی چهاردهه این ناخدایان کشتی بوده اند که با سیاست های ناکارآمد و هدایت نادرست و بی برنامه اقتصادی، ایران را به خاکِ فلاکت نشانده اند !

فراموش کرده اند که در پی ادامه جنگی که میتوانست بعد از فتح خرمشهر پایان یابد، با گسترش و ادامه آن تا هشت سال زیر ساخت های کشور را نابود کرده اند و آخر الامر نیز بی هیچ دستاوردی به پایان جنگ رضایت دادند و این جنگ تنهامیلیون ها شهید و زحمی و جانباز و آسیب دیده روحی _ روانی از میان همین زحمتکشان به جای گذاشته است.

فراموش کرده‌اند که با پیشبرد" تعدیل ساختاری" بیشترین زیرساخت های صنعت کشور را نابود کردند و کارگرانِ باتجربه‌ی زیادی را که می توانستند تا مدت مقرر بازنشستگی و حتی پس از آن در خدمت اقتصاد مولد کار کنند، بازخرید و روانه خیابان‌ها کردند.

فراموش کردند که با تغییرنظام استخدامی به سود قراردادهای موقت بشترین نیروهای کار را ازحضور مستمر و با انگیزه در چرخه تولید بازداشته‌اند و نیروی ذخیره و آماده کار را که با برنامه ریزی صحیح می توانست به عرصه کسب و کار وارد شود، به اردوی ارتش بیکاران سپردند تا نیرو و توان آنها به تدریج بی هیچ بهره وری فرسوده شود .

فراموش کرده اند که با گشایش و توسعه مناطق آزاد وتجاری و اقتصادی ویژه راه را برای نابسامانی های بیشتر در اقتصاد مولد قابل برنامه ریزی و کنترل و هدایت بهینه آن بستند و از رهگذر این سیاست غلط کارگران و زحمتکشان را از مزایای قانونیِ حین‌کار محروم کردند و مزایایی چون بازنشسنتگی و از کارافتادگی و در کل  امتیازات تامین اجتماعی را برای آنان سوزاندند و در نهایت نیز این مناطق آزاد تجاری و اقتصادی ویژه هیچ دستاورد و بیلان اقتصادی مثبتی را برای مردم نداشته است.

فراموش کرده اند که طی دوره های مختلف با بکار گیری مصوبات نادرست ضد کارگری در دولت و مجلس بخشی از کارگران شاغل در واحدهای دارنده کمتر از ده کارگر از شمول مواد مهمی از قانون کار خارج کردند و به این ترتیب ناامنی شغلی را برای کارگران رقم زده اند و از این رهگذر تنها سود غارتگرانه ای نصیب کارفرمایان و شرکت های تامین نیروی انسانی که بیشترین بهره مندی را از نقض مقررات کار داشتند، کردند.

فراموش کرده اند که با روشی غیر قانونی، اصول قانون اساسی را با تفسیریه ای به سود خصوصی سازی تغییر دادند و با خصوصی سازی باقی مانده منابع مردمی دراختیار دولت ها را  چوب حراج زدند که جریان اعتراضات کارگری هفت تپه، هپکو آذر آب و دهها مورد دیگر  تنها بخشی از نارضایتی،انتقاد و گلایه آگاهانه، دلسوزانه و به حق گارگران به  نتایج این خصوصی سازی‌ها است .

فراموش کرده اند که با حذف سوبسیدها و برقراری نظام آزاد سازی قیمت ها چه فلاکتی را به اقتصاد تحمیل کردند که کمترین ثمره امروز آن، مشاهده نمودار های دولتی، نرخ ارزاق عمومی به بیش از ده برایر افزایش را نشان میدهد و تورم فزاینده ای برکل اقتصاد خانوارها تحمیل شده است .

فراموش کرده‌ اند که سازمان‌های کارآمدی چون تامین اجتماعی که سابقه دهها ساله درخدمت بهداشت عمومی کارگران و زحمتکشان بوده است را چگونه با برداشت منابع آن و گماردن هر نامدیر بی لیاقتی چون قاضی مرتضوی برآن و ایجادِامکان سوء استفاده از این سازمان، آنرا در آستانه ور شکستگی قرار داده اند و امروز نیز این سیاست ها را به گونه ای دیگر دنبال می کنند .

فراموش کرده اند که پس از انقلاب کارگران و زحمتکشان را با ایجاد ساختار های صنفی وابسته به دولت ، چگونه از داشتن سازمان های صنفی مستقل و آزاد بازداشته اند و فضای رشد و توسعه انسانی را برای تعیین حق سرنوشت کارگران به دست خودشان از آنان دریغ کرده اند .

فراموش کرده اند که عدم بکارگیری حداقل مشارکت های قانونی لحاظ شده در قانون اساسی و قانون کار، کارگران و زحمتکشان را از حق داشتن یک زندگی حداقلی حتی در حد خط فقر محروم کرده اند . که امروز کارگران با دریافت چیزی نزدیک به چهار برابر کمتر از خط فقر زندگی را حسرت‌بار می گذرانند.

فراموش کرده اند که اثرات این همه ضعف ها وناکارآمدی های قوای سه گانه در عدم ایجاد قوانین کارآمد، اجرای آن و نظارت بر شفافیت اجرا در چهارچوب همان قانون اساسی بوده که نتیجه ای چون دزدی، اختلاس، سوء استفاده های مالی وفرار سرمایه های ملی را به دنبال داشته و این کشور را به خاک سیاه نشانده است .

فراموش کرده‌اند که با همان رویکرد نادرست به اقتصاد بازار آزاد، بهداشت را کالایی کردند، سواد و تحصیلات و کل آموزش را کالایی کردند، کارگر را به کالا بدل کردند، و هرچیزی را که قانون اساسی ایجاد و توسعه آن را وظیفه دولت ها دانسته است کالایی و به بخش خصوصی سپردند

فراموش کرده اند که براثر سیاست های نادرست در عرصه بین المللی تحریم های گسترده و طولانی به مردم تحمیل شده است که ثمره آن نبود رفاه و آسایش عمومی و ترس از تهدیدهای مکرر ، کاهش سطح استانداردهای زندگی اقتصادی و افزایش فقر و فلاکت، ناامنی شغلی و اجتماعی، بیکاری روز افزون (که بخشی از آن را تحریم ها دامن زده است)، گسترش آسیب های جسمی و روانی ناشی از نبود دارو و درمان مناسب و بسیاری معضلات اقتصادی به خاطر کمبودهای مواد اولیه و عدم فروش بهنگام و دریافت درآمد های نقت و سایر کالاهای صادراتی، همه و همه از آن سیاست ها ناشی گردیده است  .

فراموش کرده اند که با این همه این کارگران و زحمتکشان بودند که هم در دفاع از میهن، هم در برابر تهدیدات خارجی و هر چیزی که منافع ملی را به مخاطره می انداخت و یا گفته می‌شد که از بابت چیز هایی کشور به خطر افتاده‌است، همیشه در میدان بودند و همواره سختی ها را با کمترین اعتراض ممکن که حق طبیعی و قانونی  شان بوده است؛ تحمل کردند .

و فراموش کرده اند دهها مورد دیگر را که در این رنج نامه فرصت بیان آن ها نیست و مردم خود به درستی می توانند فهرستی از آن خطاها و فراموشی های عمدی را شماره کنند .

اگر قرار است که« اقدام علیه امنیت ملی »را منصفانه تعریف کنیم چه کسانی جز فراموشکاران به تقصیر عامل و آمر براین اقدام  بوده و هستند ؟ چه کسانی در واقع اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی کرده اند؟

کارگری که ماهها حقوق نمی‌گیرد و به اعتراض حقوق معوقه اش رامی‌خواهد و دانشجوی و خبرنگاری که این درد را نشر می دهد تا شاید از سر یاری و همدردی با پدر و مادرش زمینه کسب حقوق از دست رفته شان را فراهم کند؟ کارگری که به خصوصی سازی و ترس از آینده مبهم خود می اندیشد و معترض می شود؟ یا آنان که به برکت خصوصی سازیِ ضد ملی آینده نسل‌های پس از خود را نیز بیمه و تضمین کرده اند؟ کارگری که آنقدر حقوق ناچیزی می گیرد که قادر نیست ریالی برای آینده تاریک خود پس انداز کند یا آن مجموعه نیروهایی که در سیستم بانکی و پولی کشور به اسم دریافت تسهیلات  تولیدی و چیزهایی شبیه به آن، زد و بندهای چندین هزار میلیاردی را سازمان می‌دهند و هیچ هراسی از دستگاه های امنیتی و قضایی به خود راه نمی دهند ؟ به راستی چه کسانی علیه امنیت ملی اقدام می کنند؟

آمار تکان دهنده از واگذاری منابع ملی به بخش خصوصی توسط همین رسانه های دولتی منتشر شده است و مردم از آن آگاهند. نمونه مجتمع نیشکر هفت تپه تنها یکی از آنهاست که واحدی چنین گسترده  چگونه چوب حراج خورده است. اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و دیگر محکومان پرونده سازی های هفت تپه در این واگذاری ها چه نقشی داشته اند؟ 

ناگفته پیداست که صدور این احکام، جز ارعاب و تسلیم کارگران و هواداران آنها را دنبال نمی‌کند و بنظرمی‌آید این روش‌ها در ادامه همان سیاست های ارزان سازی و مطیع سازی نیروی کار و بستر سازی برای ورود سرمایه خارجی پس از سازش احتمالی با غرب است و یا برای کاهش اعتراضات مردمی علیه آن.

هرچه باشد! سیاستی است که نتایج مورد انتظار را برنخواهد آورد. بعید است که زندگی مشقت بار کنونی راهی به تمکین و تسلیم بیش از این داشته باشد و این انتظار که مردم از ترس به اعتراض لب نخواهند گشود، می تواند برای دارندگان آن به تجربه تلخی بدل شود. فراموش نکنید بنا به حکم تاریخ و تجربه پیش از انقلاب، سرکوب تیغ دولبه ای است که بر متولیانش نیز رحم نخواهد کرد. گرچه ظاهرا این هم فراموش شده است .  

اعتراضات کارگران و زحمتکشان، اگر جلوه ای عمومی و آشکار نداشته باشد و اگر به سرکوب خش و صدور احکام ناروایی چون حکم های چند ماه اخیر منجر شود آنگاه  باید احتمال تغییر شیوه های مبارزاتی دیگری را درجامعه انتظار داشت.

حال مردم و به ویژه کارکران و زحمتکشان، تهیدستان شهری و روستایی و حاشیه نشینان شهر ها آنقدر بد است که زندان و بازداشت وانواع محدودیت ها در پیش آن رنگ باخته است. عقل سلیمی اگر برجاست چاره‌ای جز رویکرد به مردم را دردستور کار قرار نخواهد داد. نگارش چنین رنج نامه هایی از ما ستمدیدگان دوران شما نیز نه از سراستیصال بل که هشداری است که : "فرجام کاشتن باد، جز درو کردن طوفان نیست" !

حسین اکبری – 17شهریور98

*بیانیه کانون نویسندگان ایران پیرامون احکام متهمان پرونده‌ی هفت تپه

روز شنبه شانزدهم شهریور پس از ماه‌ها بازداشتِ گروهی از کارگرانِ معترض هفت تپه و حامیان آنها رای شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه اعلام شد: یکصدویازده سال زندان و ده‌ها ضربه شلاق برای هفت متهم جوان پرونده‌ی هفت تپه؛ شامل دو کارگر معترض و پنج روزنامه‌نگار مدافع کارگران! حکم صادره چنان آشکار و ظالمانه مرزهای معمولِ بی‌عدالتیِ چنین دادگاه‌هایی را پشت سر نهاد که در ساعت‌های آغازین اعلام آن، موج عظیم اعتراض و انزجار گروه‌های مختلف مردم را برانگیخت؛ موج چنان قدرتمند بود که در واکنش به آن و البته بیشتر به منظور تخلیه‌ی فشار اجتماعی ، برخی وابستگان و مقامات حکومتی نیز در مجلس شورای اسلامی و قوه‌ی قضاییه صدای واعدالتا! واانصافا! سردادند. یک بار دیگر ثابت شد که صدای اعتراض مردم قادر است طرح‌‌های وسیع و جدی سرکوب و رعب‌افکنی در جامعه را به "طرح سوخته" بدل کند و ناکام بگذارد. هنوز روزی از اعلام حکم‌ها برنگذشته بود که از قول رییس قوه قضاییه گفته شد: به احکام و پرونده "منصفانه رسیدگی" شود. "انصاف" و عدالت اما فقط به حکم‌ها و دادگاه خلاصه نمی‌شود و بسیار پیش از آن زیر پا گذاشته شده است؛ از جایی که کارگران به سبب اعتراض به نقض بدیهی‌ترین حقوق‌شان بازداشت شدند آغاز شده، با شکنجه‌ی بازداشت‌شدگان و مجبور کردن آنها به اعتراف‌های طراحی شده ادامه پیدا کرده و اکنون در پرده‌ی آخرِ این نمایشِ بی‌عدالتی و "بی‌انصافی"، با یکصدویازده سال حبس و ده‌ها ضربه شلاق سرانجام یافته است. در پرونده‌ی هفت تپه و پرونده‌های مشابه، "دادگاه" و "قاضی" و احکامِ آن فقط بخشی از فرایند "بی‌انصافی" و بی‌عدالتی و ستم است. اگر قرار بر رعایت انصاف باشد باید به کل فرایند، از آغاز تا پایان، تسری یابد. معنای عملی‌اش این است که در نقطه‌ی شروع، آزادی بیان، آزادی تجمع و اعتراض و اعتصاب تضمین شود. دیگر هیچ کارگر و نویسنده و شهروندی به سبب اعتراض و اعتصاب و بیان اندیشه و عقیده‌اش بازداشت نشود، در این صورت نه تنها پرونده‌ای گشوده نخواهد شد بلکه بسیاری از پرونده‌های جاری، از جمله پرونده‌ی هفت تپه، مختومه می‌شود. "انصاف" واقعی چنین است و "منصف" بودن در پرونده‌ی هفت تپه، چانه زدن در باره‌ی میزان حکم‌ زندان نیست، اعتراض به خود حکم و نفی آن است.

کانون نویسندگان ایران نه فقط حکم‌های ظالمانه‌ علیه اسماعیل بخشی، محمد خنیفر، سپیده قلیان، امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز اللهیاری، امیر امیرقلی و عسل محمدی را محکوم می‌کند بلکه بازداشت و شکنجه و تشکیل پرونده برای آنها را نیز محکوم می‌کند و خواهان آزادی بی‌قید و شرط بازداشت‌شدگان و مختومه شدن پرونده‌‌ی آنها و پرونده‌های مشابه است.

۱۸ شهریور ۱۳۹۸

*انتقال آرام زندی فعال کارگری به زندان مرکزی سنندج

 براساس  گزارش رسیده روز یکشنبه ۱۷شهریور ماه  آرام زندی  از اداره اطلاعات سنندج ، به زندان مرکزی این شهر منتقل شده است .

آرام زندی روز ۶ شهریور ماه ۹۸  توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شده.

بر اساس خبر دریافتی  قاضی پرونده درخواست ۳۰۰ میلیون وثیقه جهت ازادی این فعال کارگری را صادر کرده است.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن محکوم کردن ادامه بازداشت آرام زندی، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط این فعال کارگری می باشد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

*عدم رعیت اصول ایمنی کاراز جانب کارفرمایان دولتی وخصوصی وقربانی شدن کارگران:

1- جان باختن کارگرشهرداری منطقه 3اهواز حین کار براثر تصادف

سحرگاه روز دوشنبه 18شهریور،یک کارگرشهرداری منطقه 3اهوازبنام مهدی مزرعاوی حین کارنظافت در محله کوی نفت بدنبال برخورد یکدستگاه خودروبا وی جان خودرا ازدست داد.

شهر اهواز با جمعیتی حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر دارای هشت منطقه شهری است.

2- جان باختن یک کارگر در خرم آباد براثر سقوط از ارتفاع

روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر 35 ساله حین کار جابجایی مصالح ساختمانی سوار با بالابربعلت پاره شدن سیم بالابر از ارتفاع 10 متری به پایین سقوط کرد و  پس از انتقال به بیمارستان به علت شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.

3- مرگ یک کارگرساختمانی درسنندج براثر ریزش دیوار

روزیکشنبه 17 شهریور،یک کارگر ساختمانی بنام جلیل شاه کرمی حین کار در مدرسه گورتانیان واقع در محله کانی کوزله سنندج بر اثر تخریب دیوار ساختمان مجاور دچارمصدومیت شدید شد و پس از انتقال به بیمارستان جانش را ازدست داد.

4 - جان باختن 5کارگر مقنی در روستای بردیسان اصفهان بر اثر گاز گرفتگی

شنبه شب(16شهریور)،5کارگر مقنی حین کندن چاه در روستای بردیسان استان اصفهان دچار گاز گرفتگی شدند وجانشان را از دست دادند.

5 - مرگ یک کارگر درمراغه براثر سقوط از ارتفاع

یک کارگر36ساله حین کاردر ساختمان نیمه کاره واقع در يکي از محلات شهرستان مراغه بر اثر سقوط از ارتفاع مصدوم و پس از انتقال به بيمارستان جان خود را از دست داد.

6 - جان باختن یک کارگر در کاشان زیر آوار دیوار

صبح روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر حین کاردریک کارگاه واقع در بلوار قطب راوندی کاشان زیر آواردیوار ماند ودردم جان باخت.

7 - کشته وزخمی شدن 2کارگردر حادثه انفجار معدن زغال سنگ چمستان

ظهر روز یکشنبه 17شهریور،یک کارگر40ساله در حادثه انفجار انفجار و ریزش آوار معدن زغال سنگ واقع در وازتنگه چمستان استان مازندران جانش را ازدست داد ویک کارگر 38ساله مصدوم و به مرکز درمانی در چمستان منتقل شد.

8 - مصدومیت شدید یک کارگر حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی

بعد از ظهر روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر 49ساله حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی فرورفتن میلگرد به پای چپش مصدوم وبه بیمارستان منتقل شد.

akhbarkargari2468@gmail.com

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com