03.09.19 22:57 Alter: 18 days

بهنام چنگائی: بی شاه و شیخ در راه نبرد طبقاتی و اداره شورائی

Kategorie: Meldungen Links

Von: بهنام چنگائی


سرمایه و سیاست راست نئولیبرال یکه تاز ولی فرقه ای همه جا حاکم است، و تنها برای بقای سرکردگی بی رقابت خویش بر هستی نوع انسان در سراسر گیتی، درست بسان سران دولت دینی ایران بی کم و کاست فرمانروائی مطلق می کند و همه کارگران و پاکباختگان ایرانی و جهانی می دانند که هیچکدام "نه دین و نه سرمایه"به هیچکس و جریانی که موافق سروری خودمحور و اقتصاد غارتگرانه شان نباشد نه که پاسخگو، بلکه بی زندان، جنگ و کشتار سازش پذیر نیست. جهانمداران تراست و کارتل، و سیاست دولت های مطیع آنان همیشه یاور و پشتیبان سران ادیان بوده و هستنند و امروزه دستگاه دین دومین مراکز بازار کارفرمائی پس از سرمایه می باشد، دین و سران ادیان و "مراکز سرمایه بانی مذهبی" نگهبان انباشت ثروت می باشند و هریک با یاری دیگری و با گستراندن سرمایه های تلنبارشده شان به مبادله های کار خدماتی یا کالاهای بنجول مصرفی ـ پولی یاری رسانده و می رسانند؛ و با بالا و پائین کشاندن قیمت مافیائی سپرده های بازار ارزی و باندبازی های تجاری خود سودهای کلان با بهره های بانکی می برند. سرمایه های هنگفتی که از فروش اوراق بهادار تا دادن قرض به کشورهای مطیع و داشتن بدهکاران بی شمار بانکی در لیست خود، بیشترین سود مفت مالی یا خدماتی از گسیل سرمایه های خویش به اینجا و آنجا برده و بر انباشت سرمایه های ربوده شده ی ملت ها و از گرسنگان و تنگدستان و فراریان آنان چه بهره های که نمی برند. پرسیدنی ست! چه تفاوتی میان بازار ارز ایران با والستریت امپریالیست آمریکا وجودارد؟ جز سود و تلنبار سرمایه بسود انگشت شمارها؟

سرمایه دار دین و وطن ندارد و سرمایه سالاران داخلی و جهانی آگاهانه و از دیرباز بخوبی دانسته و هنوز می دانند که یاوران شان بیرون از مرزهای جغرافیائی جز سران ادیان ابراهیمی نبوده و نیستند. سران ادیان نیز آشکارا پی برده اند که نمی توانند بی پشتیبانی سرمایه داران مذهبی، ملی و جهانی بر روی پای توان خویش مستقل بایستند. پس میان آنان رابطه ای فراملی ـ عقیدتی وجوددارد و داد و ستدشان تابوده و بوده دوسویه مانده، و بسیاری از سران امروز ادیان خود، قدرتی در دل قدرت های داخلی و جهانی شده اند. از همینرو منافع طبقاتی آنها بهم گره خورده و چنان یار و یاورانی برای هم شده اند که پیوسته در کنارهم و برای استواری و پایداری همدیگر علیه هرگونه دادخواهی و برابریخواهی اجتماعی طبقاتی ناگزیرند که در یک صف بایستند و در همه جا ایستاده اند و سرمایه در برابر بی پناهان فریبخورده مذهبی و بویژه در ایران و کشورهای مسلمان که سرمایه های هنگفتی دارند چه دسیسه های ماهرانه دینی دنیوی که نتراشیده و برنامه های پیشبرد ضدبشراش را توسط همین رهبران مذهبی نریخته اند. آمدن فاجعه خمینی یکی از آنها و تداومش با البغدادی ها، بوکوحرام ها و طالبان ها همچنان ادامه دارد.

آنها" سران سرمایه و دین"می دانند که جهان امروز مال آنهاست، جهانی که دیریست دچار فقرها، جنگ ها، نابرابری ها، خودخواهی ها، برتریجوئی ها، آشوبزدگی ها و ویرانی های بازار بهره کشی سرمایه و ریاکاری های ادیان می باشد؛ و آشفتگی زندگی نوع انسان نیز مستقیم متوجه نظم نادرست سرمایه و خردکشی دین سالاری ست. نبود کار و نان و آزادی و امنیت ناشی از آز و طمع بی پایان هردو هموند"دین و سرمایه" بوده و هست، و ادامه ناگزیر جنگ قدرت و ثروت پیاپی میان قطب های اقتصادی ـ دینی ـ ملی در سرتاسر جهان پیوسته بازتولید شده و جاری مانده است. و همزمان با بالاگرفتن ناامنی های بازار و بحران سرمایه سالاری نئولیبرال و گلوبال جهانی، تنها بخش کوچکی از ملت ها و طبقه ی مرفه از این آشفته بازار سودبرده اند، ولی همزمان میلیاردها انسان از بنود نان و کار و آزادی و درمان و بهداشت و آموزش در رنجند و شکنجه اند. از این خودکامگی سرمایه و خودمحوری های ضدبشری دینی که باهم آمیخته اند جز سرمایه داران هردوسو و حاکمان وابسته در کشورها بهره ای نبرده اند؛ و از بی فرجامی و بی سرانجامی زندگی میلیاردها انسان کار و زحمت هنوز که هنوز می باشد اندکی کاسته نشده است. و چرا؟! زیراکه هنوز هم سران سرمایه دار داخلی و جهانی از آوردن و برپاساختن بساط دولت دینی و سرکوب واپسگرایانه ی آنان از ملت ها خرسندند و از ایده نشاندن آنان بر کول کارگران و تنگدستان برخود می بالند؛ و از آینده انفجاری توده ها شگفتا که نمی هراسند.

مگرنه که "سران ریاکار دین و انگلان سرمایه" باهم و پس از فروپاشی همان بلوک جهانی نیم بند چپ و کمونیستی شادمانه مرگ سوسیالیسم، دعاوی کمونیسم و سرآخر پایان تاریخ و نافرجامی خالق نبرد طبقاتی اش مارکس را جشن گرفتند؛ که البته کورخوانده بودند!؟ حال نیز همچون گذشته آنها می دانند که تا بقای روابط بهره کشی انسان از انسان مارکسیسم زنده و در پهنه جهان کار علیه سرمایه خردورزنه و بردبارانه ایستاده، و اتحاد رسوای "سرمایه و دین" ناچارست دوباره علیه مبارزه طبقاتی و برابرخواهانه کارگران و پرچمداران برابری، و در رویاروئی با کمونیست ها که در پهنه جهانی بپاخاسته اند برزمند؛ آنهم با همین سران بی آبروی ادیان که خالقان داعش سنی و شیعی باشند! آنها با همبستگی خود می خواهند به جهان آشوبزده میراثی خود آرامش بخشند. دینکاران در کنار سرمایه داران داخلی و جهانی و بخاطر دمکراسی ارتجاع پرورشان همچنان بهم وفادار هستند و همه جا هم می بینیم دست در دست برابر توده ها ایستاده اند و همچنان از پشتیبانی همدیگر و هرگونه فاشیسم رنگین مذهبی، ترامپیسم امپریالیستی، راسیسم صهیونیستی نتانیاهوئی، غارتگری سرمایه سالاری ملی، تبانی ها و تبهکاری های امثال خامنه ای ها و فامیل سعودی ها و اردوغانی ها و...در سراسر جهان و بویژه خاورمیانه پشتیبانی کرده و از کرده های ضدبشری خویش خرسند می باشند. چرا نباشند؟ و درین امر بورژوائی سرمایه دار و دینمدار کوتاهی نکرده و نمی کنند وگرنه اینبار برای همیشه بازنده تاریخ و شکسنخورده ی مبارزه طبقاتی و زیر اراده و اداره شورائی کارگران و توده ها قرارخواهندگرفت! تا زمانیکه برتری و سروری سیاست سرمایه سالاری و ریاکاری سران دولت دینی پابرجاست، هرگز نان و کار و نوعدوستی فرصت زندگی به دوستی و زندگی مسالمتجویانه نخواهدداد. آیا چنین نیست؟ آیا در پس و پشت هر جنگ، فساد، غارت، زور، ستم، قاجاق، فحشا، موادمخدر، ناسیونالیسم، فناتیسم، فاشیسم و یا هرگونه برتریجوئی های موجود در جامعه بشری همیشه جای پای سرمایه و دین پنهان و آشکار نیست؟ چراهست!

سرکوب خشن و بی رحمانه، و دادن حکم های تنی زندان های دراز مدت و آنهم تنها بخاطر بستن دهان های گرسنه ی فریاد و دادخواهی صنفی حقوقی کارگران، یا بخاطر اعتراض به حجاب اجباری، و یا اخراج های دلبخواهی بی حساب و کتاب، یا همچنین بدلیل افشاگری بخشی از نیروهای درونی از مافیاهای غارتگر سران که هرکدام نیز کوهی راز درونی در سینه ها دارند؛ و نمی خواهند از لجنباز ولائی بیش ازین روشنگری و افشاگری کنند؛ از پوشیده های رژیم پرده بردارند. بهررو جسارت سرکوب از کارگران، زنان، فرهنگیان و دانشجویان بی دلیل نیست؛ زیراکه ساختار حاکم خامنه ای مورد پشتیبانی ساختار ترامپ پرور و سرمایه سالاران داخلی و جهانی است و از همینرو و بیرون از جار و جنجال ترامپ فاشیست با سران مذهب حکومتی، آنها مانند کارد و دسته اش هستند؛ و برای ترامپ فرد این و آن در رأس حکومت دینی مهم نیست، بل وجود گرانندگانی هموند هست که او دنبالشان می باشد تا نظم سرمایه را با آنهای خویش پاس بدارد، یاورانی که دین دولتی شیعی سنی در منطقه بخوبی از پس آن درآمده و خواهدآمد. خامنه ای هم تا بتواند خواهدزد و کشت و باکی از محکومیت از مجامع حقوق بشری ندارد و ترس از دادخواهی و محاکمه جهانی در برابر دیدگان جهانیان برایش همچنان جز افسانه ای بیش نیست؛ مهم سرکردگی گروه اوست. این خشونت ها و سرکوب های انتقامگیرانه از کارگران و زنان و مخالفان واپسگرائی دین دولتی و موافقان تقسیم قدرت یا مقابله با تمرکزستیزان دینی، کلیت نظام را وادار به جنایت های کورتر و خشن تر سران و وابستان بر دستگاهای به اصطلاح حاکمیت الهی ـ شیعی سنی کرده و آنان باکی از جنگ و کشت و کشتار ها و اعدام های فله ای ندارند؛ همچنانکه یکی از جلادان پورمحمدی گفت، آنها از تدوام نسل کشی 60 و 67 بخاطر بقای حکومت خود ابائی ندارد. پس بیائید باهم و بی دخالت شاه و شیخ و سرمایه سالاران هموند با هردوسو، و در نبرد ناگزیر پیشارو، سازمانگر صف مستقل بسوی منافع طبقاتی خود و اراده و اداره شورائی فردای کار و نان و آزادی مان باشیم.

 

بهنام چنگائی دوازدهم شهریور 98

 

 

Gozareshgar
info@gozareshgar.com