31.07.19 23:43 Alter: 112 days

مهر آفاق مقیمی نیاکی: تقاضای قطع اعتصاب غذای سپیده قلیان و زندانیان سیاسی در حال اعتصاب غذا

Kategorie: Nachricht

 

 

لحظه ای که خبر اعتصاب تو را شنیدم قلبم به طپش افتاد،  دردی جانکاه بر دلم خیمه زد بغضی  راه نفسم را بند آورده بود.  به کنار زدم،  صدا ی اسماعیل بخشی در گوشم طنین انداز شد که میگفت:

" ما میخواهیم برویم فرمانداری تقاضای تظاهرات کنیم اگر اجازه ندادند،دستهای مان را به هم گره میز نیم و می رویم و تا خصوصی سازی است ما به اعتراض ادامه میدهیم"

اعتراض  در جهت مقابله با خصوصی سازی و حقوق عقب افتاده کارگران است. مقابله و حق خواهی با رانت خواران اقتصادی و سرمایه داران نظام فاسد جمهوری اسلامی که ساختار اقتصادی جامعه را بر مبنای فساد بنا نهاده و بخشهای دولتی را با قیمتی نازل به وابستگان حکومتی میفروشند و کارگران را بیکار میکنند.  سپیده قلیان دختری 23 ساله شجاع  که درد طبقه کارگر را از نزدیک لمس کرده  در سال ۱۳۹۵ هم بازداشت و با وثیقه آزاد شده بود. با دستگیری  مجدد این فعال مدنی که با موارد اتهامی ساختگی همچون  «فعالیت تبلیغی علیه نظام، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، همکاری با گروهای معاند و اخلال در نظم عمومی» روبرو است، از روز دوم مرداد 98 در زندان قرچک ورامین دست به اعتصاب غذا زده است. سپیده  با انتشار نامه‌ای دلایل اعتصاب خود را توضیح میدهد. در بخشی از آن نوشته چنین آمده است : 

" تجربه مشترک تمامی کسانی که زندانی سیاسی بوده و یا تحت تهدید نهادهای امنیتی زیسته‌اند، این است که توسط این نهادها به زندانی و خانواده‌اش گفته می‌شود که برای بدتر نشدن شرایط از هرگونه رسانه‌ای کردن وضعیت پرهیز کنند. این امر به وضوح تمایل نهادهای امنیتی به سکوت سرکوب شدگان را نشان می‌دهد. از این نقطه نظر ، سکوت د ر مقابل زندانبانان، همراهی با او در برابر بایکوت صدای زندانیان سیاسی و عقیدتی است..رسانه‌های جریان اصلی و هم‌سو با قدرت نقش خود را با چشم بستن به روی حقایق و سکوت در مقابل این وضعیت ایجاد می‌کنند. اعتصاب غذا انتخاب من نیست. اما در این وضعیت تنها ابزار زندانی برای شکستن سکوت، هرچند در سطح محدود است. بنابراین ابتدا به ساکن هدف از اعتصاب من اعتراض به سرکوب و فشار بر زندانیان سیاسی است .) 

  حکومت سرکوبگر کارگران و زحمتکشان هرگز نمیتوانند این ندا های همراه با سوز و گداز را خاموش کنند و هرگز این صدا ها خاموش نخواهند شد.  آری در آن روز بود که عده ای از کارگران همراه با سپیده بازداشت شدند و در طی یکماه بازداشت تحت شکنجه های قرون وسطایی قرار گرفتند، همانگونه که سپیده میگوید در جایی که قطعا حتی اگر فریاد میزدم صدایم به جایی نمیرسید و از آن به عنوان دردناک ترین قسمت ماجرا نام میبرد. او شاهد شکنجه اسماعیل بخشی طی بازجویی ها و تحقیر هایی که به او روا داشتند بود.

 رژیم فاشیستی که در سال ۱۳۵۷ انقلاب ایران را ربود و قدرت استبدادی دینی اش را بر میلیون ها مردمان تحت ستم ایران تحمیل کرد  از سال ۱۳۵۸ در واقع چند ماه پس از به قدرت رسیدن و به خصوص در مقطع سال ۱۳۶۰ مبادرت به سرکوب ،سانسور ،زندان و شکنجه و اعدام های هول انگیز کرد و خفقان گسترده ای را بر جامعه تحمیل نمود . احزاب و سازمان های مخالف را ممنوع و بیش از ۴۰ سال است که هزاران زن و مرد و پسر و دختر جوان را به دلیل ابراز عقاید شان دستگیر یا ربوده و مورد شکنجه ، تعرض و اعدام قرار داده و میدهد.  در تابستان ۱۳۶۷ در طول چند هفته هزاران زندانی سیاسی اعدام شدند. رژیم  در تمام این سالها به ساختن فیلم و سناریو هایی به نام اعتراف گیری دست زده است، که در واقع (طراحی سوخته) بر علیه آزاد اندیشان و فعالان سیاسی است تا بتوانند ناامیدی و یأس را در جامعه دامن زنند.  همین طرح سوخته را  بر علیه سپیده قلیان و اسماعیل بخشی در تلویزیون دولتی در ۲۹ دی ماه 1397 به کار بردند. اما بعد از آزاد شدن از زندان  آنها با بیان علنی بخشی از شکنجه هایشان و شماری از اتهامات ناروایی که در مستند (طراحی سوخته) علیه آنها  مطرح شده بود ، پرداختند. سپیده قلیان در مکالماتش با مامور اطلاعات به رد اتهاماتش می پردازد ولی مأمور اطلاعات با وقاحت به وی میگوید : که آنها چقدر به سپیده لطف کرده اند و اتهاماتی در زمینه رابطه میان بخشی و وی را مطرح میکند «صادقیان» به وی میگوید که به فکر خودش باشد و خیمه شب بازی در نیاورد و سپیده  نیز همه اتهامات مامور امنیتی را رد میکند و در همان تاریخ اسماعیل بخشی هم در اینستاگرام خود پس از آزادی میگوید: "چنان شکنجه شدم  که تا ۷۲ ساعت در سلول از جایم نمیتوانستم تکان بخورم".  روحانی و مجلس به این خبر واکنش نشان دادند.  با این حال همه ارگانها و سازمانها ی دولتی که گفته بودند این موضوع را بررسی میکنند بنا بر ماهیت شان موضوع شکنجه را تکذیب کردند .

البته شکنجه های بدنی، روحی و روانی و بکار گرفتن شیوه های قرون وسطایی برای سرکوب مقاومت و روحیه مبارزه جویانه کارگران و روشنفکران، تنها بخش محدودی از کوشش ارتجاع و عملکرد ضد انسانی در زندانهای جمهوری اسلامی آبرو باخته است. رژیم سرمایه داری مذهبی جمهوری اسلامی در پیوند با سرمایه داری جهانی در مقابل خواست نان، کار ، آزادی قد علم کرده و با تشدید فشار و سرکوب برای تحمیل نظرات ارتجاعی و فاشیستی بر طبقه کارگر ایران بر آمده است . جمهوری اسلامی در نبرد طبقاتی به سرکوب طبقات تحت ستم میپردازد میکوشد از طریق سرکوب و تحقیر شخصیتها و رهبران جنبش کارگری و ترقی خواه مقاومت طبقات محروم را در هم بشکند و در این میدان نبرد ،ارتجاع حاکم چه  اصولگرا و چه  اصلاح طلب با دفاع از منافع طبقاتی شان نیروی سرکوب را سازمان میدهند . اما پرچم ظفر نمون خط مشی انقلابی طبقه کارگر با شوراهای کارگری کارگران هفت تپه و فولاد اهواز و دیگر کارگران همراه با معلمان زحمتکش بر افراشته است. نیروی ارتجاع میکوشد با ژست ظفرمند در دورانهایی که ضربات خرد کننده و وحشیانه بر طبقه کارگر وارد ساخته ؛ روحیه ناامیدی را بر مبارزان تحمیل کند و فقدان دورنمای مقاومت و مبارزه را به نمایش بگذارد اما جنبش طبقه کارگر و زحمتکشان توطئه حاکمیت را به یأس مبدل میکنند .

 سپیده عزیز ندای تو و سایر زندانیان سیاسی که با غرور و اراده ای استوار رنج ، سختی ها ، تحقیر ها و شکنجه ها را تحمل کرده اید و برای تحقق خواسته های بر حق تان اقدام به اعتصاب غذا کرده اید در داخل و در عرصه جهانی طنین انداز شده است.  مدافعان حقوق انسان ها از  زندانیان سیاسی تحت ستم قاطعانه حمایت میکنند، من و هزاران انسانی که نگران سلامتی تو و همه اسرای در بند  در حال اعتصاب غذا هستید صمیمانه میخواهیم به اعتصاب غذا  پایان دهید . شما را درک میکنیم اعتصاب تو و دیگر زندانیان سیاسی ، برایم  بند ۲۱۶ و بهداری اوین را زمانی که با‌ دستبند دست و پایم را به تخت بستند و لوله معده  را  به زور برایم گذاشتند تداعی میکند.  دشمن مرگ زندانیان سیاسی را میخواهد . امیدوارم  به تقاضای قطع اعتصاب پاسخ مثبت دهید.

 

 

 

        




Gozareshgar
info@gozareshgar.com