20.06.19 22:30 Alter: 118 days

در چنین روزی رفیق شهلابالاخانپور ( طلعت رهنما) تیرباران شد

Kategorie: Nachricht

 

 

در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، صدها هزار نفر از هواداران مجاهدین خلق و نیروهای چپ انقلابی و انسانهای آزادیخواه به خیابانهای تهران آمدند تا اعتراض خود را به تشدید سرکوب و خفقان در ایران تحت حاکمیت رژیم خمینی فریاد زنند. در این تظاهرات عظیم و کم سابقه، دهها تن کشته و مجروح شده و صدها تن دستگیر و به زندان اوین منتقل شدند. سحرگاه همان روز، اولین سری از زندانیان سیاسی به پای جوخه تیرباران برده شده و اعدام شدند. پاره ای از آنها همچون ( سعید سلطانپور: شاعر و عضو سچفخا – اقلیت) کاظم سعادتی ( عضو مجاهدین خلق)محسن فاضل ( عضو سازمان پیکار) از ماهها قبل در زندان بودند و پاره ای دیگر همچون شهلا بالاخانپور ( دانشجوی رشته مامایی و فعال سازمان راه کارگر) در سی خرداد بازداشت شده بودند. رفیق شهلا حتی حاضر نشد نام واقعی خود را به جنایتکاران جمهوری اسلامی بگوید و خود را به زیبایی"طلعت رهنما" معرفی نمود.

 در زیر بیوگرافی مختصری از این رفیق جانباخته تقدیم شما میشود.

 

       ---------------------------------------------------

 

همچون ستاره ای درظلمت طلوع کرد،تارهنمای رهایی زنان ایران باشد.بیست و یک ساله بودکه تیرباران شد وراهنمای مبارزین وانقلابیون کمونیستی شد که بایدسرمشق پیگیری،آشتی ناپذیری وفداکاری برای طبقۀکارگر،درنبردعلیه ستم سیاسی وطبقاتی باشند. اوبه هنگام بازجوئی،نام » طلعت رهنما»رابرخود نهاد و برآن پای فشرد وبااین نام نیزبه جوخهِ آتش سپرده شد.

رفیق شهلا بالاخانپوردرفروردین۱۳۳۹درخانواده ای زحمتکش تولد یافت. پس ازاتمام تحصیلات ابتدائی ومتوسطه درسال۵۸ برای ادامۀ تحصیل وارد دانشکدۀ مامائی شهر ری شد. نزدیکی بامردم ودردهای عظیم آنان،باعث گردید که رفیق شهلابه تلاش برای کمک به رهائی آنان بپردازد. اودرچنین راهی بودکه باکمونیسم آشنا گردید وبه زودی به همراه چندنفردیگرازرفقایش،گام درراه مبارزه به خاطرتحقق سوسیالیسم،تنها راه رهائی کارگران وزحمتکشان نهاد.

باآشنائی به مواضع » راه کارگر»دراواخرتابستان۵۹به سازمان ما پیوست. اوازفعالترین دانشجویان درامورصنفی – سیاسی بود وهنگامی که رژیم جهل وتاریکی برای خاموش کردن مشعل آگاهی ومقاومت انقلابی،زیرنام دروغین انقلاب فرهنگی به دانشگاهها یورش آورد،رفیق شهلاپیگیرانه درسازماندهی مقاومت دانشجویان شرکت نمود.

بعدازآن که رژیم ضدانقلابی جمهوری اسلامی،قفل های اختناق سیاه رابردردانشگاههای کشورآویخت،رفیق شهلابا الهام ازخط مشی انقلابی راه کارگروانگیزه های نیرومند طبقاتی اش،تمام وقت وانرژی بیکران خودراصرف شرکت درمبارزات توده هاوارتقاء آگاهی ومتشک لنمودن آنان نمود. شوروتحرک انقلابی،روحیۀرزمنده،صمیمیت بیکران،جسارت وفداکاری فوقالعاده،ازرفیق شخصیتی دوستداشتنی وکمونیستی دلیرساخته بود.

رفیق شهلاکه بانام تشکیلاتی"زری"فعالیت میکرد،یکی ازفعالترین وپرشورترین رفقای مادربخش تبلیغ یکی ازواحدهای سازمان بود. یکی ازرفقای همرزم اودرقسمتی ازنامه اش به مناسبت اعدام رفیق مینویسد: « روزها،ساعتها درپی فروش وپخش نشریه واعلامیه و … درخیابانها راه میرفت،پوسترمیچسباند وبیباکانه نام نشریۀ «راه کارگر»رادرخیابانها فریاد میکردوبه قول خودش بذرهای آگاهی را میافشاند». بدینسان این روح بیقرارو شیفته،لحظه ای آرام وقرارنداشت وتمام هستی خویش رادرنبردبرای سوسیالیسم وآزادی ورهائی کارگران وزحمتکشان گذارده بود.

رفیق شهلاسراسرصداقت بود. یکی ازرفقا درقسمتی ازنامه اش به مناسبت اعدام او مینویسد: « درتصورآوردن اینکه رفیق زری دیگردرمیان ما نیست،برایم بسیارمشکل است. باوراینکه آنهمه شوروشوق وآنهمه عشق به زندگی وعشق به زحمتکشان،دیگرنیست،برایم غیرممکن است. به راستی اودرقلب یکایک آنان که اورامیشناسند وبا اوکارکرده اند،زنده است. اکنون عشقی که اوبه زحمتکشان وآرمانشان داشت،تحرک وشوروشوق او،دررگهای یکایک ما جاریست".

روزشنبه سی خردادماه شصت،پاسداران مزدورجمهوری اسلامی،رفیق شهلا را ازخیابانها ربودند و سحرگاه یکشنبه اورابه همراه چندین کمونیست و مبارزدلیردیگر،به جوخه های اعدام سپردند.

 

یاد او و همه جانباختگان راه آزادی و برابری گرامی و جاودان باد!




Gozareshgar
info@gozareshgar.com