31.05.19 23:21 Alter: 20 days

برگردان از عرفان ثابتی: مهاجران آفریقایی در دام برده‌داری مدرن - اِرین بِیکِر

Kategorie: Nachricht

 

آسو

پیش از آن که ربایندگان لیبیاییِ ساندِی یاباروت بر صورت او داغ زنند، او دو بار فرار کرده و سه بار فروخته شده بود. زخم سوخته‌ای که بخش عمده‌ی سمت چپ صورتش را می‌پوشاند شبیه به عدد سه‌ای است که سردستی نوشته شده باشد. زندانبان او با چاقویی حرارت‌دیده در آتش صورتش را برید و بر آن داغ نهاد.

یاباروت در فوریه‌ی 2016 نیجریه را ترک کرد تا به شمال آفریقا برود و به کمک قاچاقچی‌ها به اروپا برسد. او از دوستانش در فیس‌بوک شنیده بود که در اروپا کار فراوان است. او بیش از 2500 مایل را طی کرد، از کوره‌راه‌های بیابانیِ نیجر و از نواحی بی‌قانون قبیله‌نشین جنوب لیبی گذشت تا به کرانه‌ی جنوبیِ دریای مدیترانه رسید. اما هیچ‌وقت از این دریا عبور نکرد. در عوض، به محض این که به لیبی رسید، به اسارت درآمد و به مردان مسلحی فروخته شد که گروهی از مهاجران آفریقایی را به اسارت گرفته بودند و با استثمارشان آنها را به بیگاری وامی‌داشتند یا برای آزادی‌شان باج‌خواهی می‌کردند.

او می‌گوید داغی که بر صورتش نهاده‌اند هم نوعی مجازات است و هم نشانه‌ی تعیین هویت. این گروه در سال 2017 چند ماه در انبار متعفنی در بنی ولید در لیبی اسیر بودند. بر صورت‌های چهارده نفر دیگری هم که در پی فرار برآمدند، به شکل‌های گوناگون داغ نهادند. یاباروت، که بی‌سواد است، نمی‌دانست که آیا این نشانه‌ها عددند یا حرف یا صرفاً خط‌خطی‌های دیوانه‌هایی که اسرای سیاه‌پوست را حیواناتی می‌دانستند که به درد خرید و فروش می‌خورند. یاباروت 32 ساله، که اهل بنین سیتی در نیجریه است، به نشریه‌ی تایم می‌گوید، «انگار ما آدم نبودیم.»


یاباروت یکی از حدود 650 هزار زن و مردی است که در پنج سال گذشته به امید زندگی بهتر در اروپا از صحرای بزرگ آفریقا گذشته‌اند. بعضی از آنها از جنگ و آزار و اذیت می‌گریزند. بعضی دیگر، مثل یاباروت، روستاهایی را ترک می‌کنند که به علت اختلال اقتصادی و بارش نامنظم، شغل یا حتی غذای کافی در آنها پیدا نمی‌شود. آنها برای انجام این سفر عجیب و غریب دست به دامن قاچاقچیانی می‌شوند که علاوه بر اسلحه، مواد مخدر و دیگر کالاهای قاچاق، آدم‌ها را هم از این سو به آن سوی صحرای بزرگ آفریقا می‌برند و پول درمی‌آورند.

اما در طول راه هزاران نفر مثل یاباروت می‌بینند که قاچاقچیان با آنها نه تنها مثل بار بلکه مثل مایملکِ خود رفتار می‌کنند. بنا به گزارش‌های «سازمان بین‌المللی مهاجرت» و «اداره‌ی مبارزه با مواد مخدر و جنایت سازمان ملل»، این مهاجران در چرخه‌ی اخاذی، زندان، بیگاری و تن‌فروشی گیر می‌افتند. کارلوتا سامی، سخنگوی منطقه‌ای «کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان» در جنوب اروپا، می‌گوید: «قاچاقچیان علاوه بر رفتار غیرانسانی با پناهندگان به خرید و فروش آنها می‌پردازند.» در واقع، آنها برده هستند: انسان‌هایی که به اموالی با ارزش مشخص تقلیل یافته‌اند، بسته به این که اخاذی یا به بیگاری و تن‌فروشی واداشتن‌ آنها-به‌ویژه در مورد زنان- چه مبلغی عاید صاحبانشان کند.

ممکن است فکر کنیم که برده‌داری به تاریخ پیوسته است. اما به گزارش «سازمان بین‌المللی کار»، اکنون تعداد بردگان سه برابر تعداد کسانی است که در دوران 350 ساله‌ی برده‌داری در اروپا و آمریکا اسیر و فروخته شدند. سازمان بین‌المللی کار می‌گوید در «برده‌داری جدید» 25 میلیون نفر به علت قرض و بدهی و 15 میلیون نفر در ازدواج‌های اجباری گیر افتاده‌اند. برده‌داری کسب‌وکاری غیرقانونی است اما پس از قاچاق مواد مخدر و اسلحه سودآورترین تجارت‌ دنیا است و هر سال 150 میلیارد دلار نصیب شبکه‌های تبهکار می‌کند. سیدارت کارا، اقتصاددان در «مرکز کار برای سیاست حقوق بشر»، می‌گوید: «اکنون برده‌داری مدرن بسیار بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ بشر سودآور است.»


برده‌داری در مسیر نیجریه، پرجمعیت‌ترین کشور آفریقایی، به سواحل مدیترانه در شمال بسیار پرسود است. در حالی که جنگ، تغییرات اقلیمی و عدم فرصت، شمار فزاینده‌ای از مردم را به عبور از مرزها وامی‌دارد، سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ی اتحادیه‌ی اروپا برای جلوگیری از مهاجرت، مهاجران را به طرف برده‌داران مدرن سوق می‌دهد. برده‌داری در لیبی از هر جای دیگری مشهودتر است و سازمان‌های امدادرسانی و روزنامه‌نگاران حراج بردگان را به طور مستند ثبت کرده‌اند. اما اکنون برده‌داری در حال سرایت کردن به جنوب اروپا نیز هست-به‌ویژه ایتالیا، جایی که مهاجران آسیب‌پذیر را به بیگاری در مزارع و چیدن گوجه فرنگی، زیتون، مرکبات و تن‌فروشی وامی‌دارند.

ابوبکر سوماهورو، یکی از اعضای اتحادیه‌‌های کارگری که 17 سال قبل به امید زندگی بهتر از ساحل عاج به ایتالیا آمد، می‌گوید: «دیگر لازم نیست که برده‌دارها برای به دام انداختن طعمه به آفریقا بروند. طناب درماندگی جایگزین غل و زنجیر آهنین شده است. حالا آفریقایی‌ها با پای خودشان به اروپا می‌آیند و برده می‌شوند.»

وقتی یاباروت به مرز جنوبیِ لیبی رسید، یک راننده‌ی تاکسیِ ظاهراً صمیمی به او پیشنهاد کرد که وی را رایگان به پایتخت، طرابلس، ببرد. اما او را به قیمت 200 دلار به یک «لیبیایی سفیدپوست» یا عرب فروختند. او مجبور شد که برای بازپرداخت «بدهی»‌اش بنّایی کند. هر بار که او را باز/فروختند، این ماجرا تکرار شد. او از اتاق تاریک هتلی متروکه در بنین سیتی، که دولت نیجریه از آن برای اسکان قربانیان نجات‌یافته از قاچاق انسان در لیبی استفاده می‌کند، با تایم حرف می‌زند: «اگر از کار کردن خودداری کنید، ]برده‌دارها[ شما را می‌زنند. اگر فرار کنید و گیر بیفتید...». صدایش محو می‌شود. زخم روی صورتش به اندازه‌ی کافی گویا است.

در سال 2016، همان سالی که یاباروت نیجریه را ترک کرد، تعداد مهاجرانی که از لیبی به ایتالیا رسیدند با افزایشی چشمگیر به 163 هزار نفر رسید. این امر واکنش سیاسیِ منفیِ اتحادیه‌ی اروپا را در پی داشت و این اتحادیه عزم خود را جزم کرد تا به هر قیمتی از ورود مهاجران جلوگیری کند. در فوریه‌ی 2017، این اتحادیه تعلیم و تجهیز گارد ساحلیِ لیبی را شروع کرد تا قایق‌های قاچاقچیان را متوقف و مهاجران را بازداشت کنند.

دو سال بعد، تعداد مهاجرانی که به ایتالیا می‌رسند 89 درصد کاهش یافته است. اما این سیاست آن سوی مدیترانه را در تنگنا قرار داده و بحران انسانیِ پایداری ایجاد کرده است. «سازمان بین‌المللی مهاجرت» تخمین می‌زند که اکنون نزدیک به نیم میلیون مهاجر اهل جنوب صحرای بزرگ آفریقا در لیبی گیر افتاده‌اند و در معرض استثمار گروه‌های مسلح و مسئولان فاسد قرار دارند. جولی اوکاه-دونلی، مدیر کل «مؤسسه‌ی ملی مبارزه با قاچاق انسان» در نیجریه، پارسال بعد از این که شنید نیجریه‌ای‌ها در «شرایط برده‌وار» به سر می‌برند برای کشف حقیقت به لیبی رفت. او به تایم می‌گوید آن‌چه دید، تهوع‌آور بود. «در بعضی از اردوگاه‌ها تعداد زیادی از مردها را برای بیگاری به مزارع و کارخانه‌ها برده بودند. در آن اردوگاه‌ها مثل برده با آنها رفتار می‌کنند.»


در نوامبر 2017 وقتی سی‌ان‌ان تصاویری از خرید و فروش مهاجران آفریقایی در یکی از اردوگاه‌های لیبی را پخش کرد، خشم جهانیان برانگیخته شد. شورای امنیت سازمان ملل «سوءاستفاده‌های شنیع» را محکوم کرد، اتحادیه‌ی اروپا خواستار «اقدام فوری» شد و امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، خواهان عملیات نظامی برای نجات این افراد شد.

اما کمی بیش از یک سال بعد، چندان کاری برای جلوگیری از این سوءاستفاده‌ها انجام نشده است. کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا سرگرم تأکید مجدد بر متوقف کردن مهاجران آفریقایی در خطوط ساحلی لیبی هستند. هبه مرایف، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل، می‌گوید: «پناهندگان و مهاجران در لیبی همچنان در شرایط ناگواری به سر می‌برند. سیاست‌های بی‌رحمانه‌ی کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا برای جلوگیری از ورود مردم به این قاره، همراه با حمایت ناچیز آنها از کمک به تأمین امنیت پناهندگان، سبب شده که هزاران زن و مرد و کودک در لیبی گیر بیفتند و در معرض سوءاستفاده‌های هولناک قرار گیرند بی‌آن‌که راه فراری داشته باشند.»

در اوت 2017 وقتی جوی، یک دانشجوی 23 ساله‌ی کامرونی، به شهر ساحلیِ صبراته در لیبی رسید، فکر می‌کرد که به زودی به فرانسه خواهد رسید و رؤیای مدل شدن در دنیای مُد را تعقیب خواهد کرد. اما گروهی از شبه‌نظامیان وابسته به دولت، که بر اثر حمایت اروپا از مبارزه با قاچاق مهاجران دل و جرئت پیدا کرده بودند، به محل اقامت او حمله کردند. جوی به دست یکی از گروه‌های رقیب افتاد و چند ماه با تعداد زیادی از دیگر زنان در اتاقی حبس شد. ربایندگان توقع داشتند که این زنان تن‌فروشی کنند و بعضی از آنان را به فاحشه‌خانه‌ها فروختند. در بیشتر اوقات با جوی کاری نداشتند چون حامله بود، اما اوضاع «غیرانسانی» بود.

جوی، که فرانسوی‌اش مثل یک زن تحصیل‌کرده بی‌عیب و نقص است، می‌گوید دستور اتحادیه‌ی اروپا مبنی بر جلوگیری از ورود مهاجران نه تنها سبب جسارت لیبیایی‌های فاسد شده بلکه تعصب عمیق آنها علیه آفریقایی‌های سیاه‌پوست را هم تشدید کرده است. او اکنون در یک سرپناه مخصوص زنان قربانیِ قاچاق در لاگوس، پایتخت نیجریه، به سر می‌برد و نوزادش را در آغوش گرفته است. جوی به تایم می‌گوید، «اتحادیه‌ی اروپا در اصل دارد به این شبه‌نظامیان برای سوءاستفاده از ما، برای تجاوز به ما، برای کشتن ما و برای فروختن ما پاداش می‌دهد.»

مهاجرانی که از مدیترانه می‌گذرند هم از چرخه‌ی استثمار در امان نیستند. در اوت پارسال در بزرگراهی در پولیا، در جنوب ایتالیا، وانتی پر از مهاجران آفریقایی به یک کامیون حمل گوجه فرنگی کوبید و چپ کرد. در این تصادف دوازده کارگر مهاجر، که از کار شاق روزانه‌ی برداشت محصول برمی‌گشتند، جان باختند. این دومین تصادف مشابهی بود که در دو روز متوالی رخ داد. در مجموع، در آن دو روزِ پایان هفته 16 غنایی، گینه‌ای، گامبیایی، نیجریه‌ای، مالیایی، مراکشی و سنگالی از دنیا رفتند.


آنها در دام «کاپورالاتو» اسیر شده بودند-نوعی نظام قدیمیِ بیگاری که به کشاورزان اجازه می‌دهد تا در ازای پرداخت مبلغ مشخصی به واسطه‌ها کارگران را به کار بگیرند، بی‌آن‌که مالیات بر حقوق بپردازند، ملزومات ایمنیِ محیط کار را رعایت کنند یا حداقل دستمزد قانونی را بپردازند. این نظام گسترده غیرقانونی است و از جرایم سازمان‌یافته به شمار می‌رود. بر اساس یکی از گزارش‌های سال 2018 اتحادیه‌های کارگری ایتالیا، حدود 132 هزار کارگر از بدترین جنبه‌های استثماریِ کاپورالاتو ((caporalato از جمله عدم دریافت دستمزد و تحمل خشونت جسمانی، رنج می‌برند. اکثر آنها را مهاجران اروپای شرقی و جنوب صحرای بزرگ آفریقا تشکیل می‌دهند.

به قول ایوان سانیت، یک کامرونی 33 ساله و از فعالان مبارزه با برده‌داری که از سال 2010 در ایتالیا به سر می‌برد، «کاپورالاتو از مدت‌ها قبل وجود داشته اما این نظام به علت آسیب‌پذیریِ مهاجران از آنها سوءاستفاده می‌کند. آنها اجازه‌ی اقامت ندارند، از حقوقشان آگاه نیستند و چاره‌ای جز پول درآوردن ندارند.»

سانیت با این وضعیت به خوبی آشنا است چون وقتی در یکی از آزمون‌های دانشگاهی مردود و کمک‌هزینه‌ی تحصیلی‌اش قطع شد، در دام کاپورالاتو افتاد. دوستی به او گفت که می‌تواند از طریق برداشت گوجه فرنگیِ تابستانی در پولیا پول درآورد اما وقتی به آن‌جا رسید اسیر نظامی شد که برای حداکثر کار حداقل دستمزد را می‌پرداخت.

کاپو، یا همان رئیس، به سانیت گفت با پر کردن جعبه‌ها از گوجه فرنگی می‌تواند روزی 33 دلار درآورد. اما نگفت که هزینه‌ی حمل و نقل به مزرعه و هزینه‌ی آب و غذا را از دستمزدش کم خواهد کرد. سانیت می‌گوید، «در نهایت، روزی چهار و نیم دلار درمی‌آوردم. این کار نبود. بردگی بود. اما اکثر آدم‌ها چاره‌ای نداشتند.»


یک روز پس از دومین سانحه‌ی رانندگی در پولیا، ماتئو سالوینی، وزیر کشور، که رهبر حزب مهاجرستیز و راست‌گرای افراطیِ «اتحادیه» نیز هست، از نقش مافیا در استثمار کارگران در این منطقه انتقاد کرد. اما بعد به سرزنش مهاجران پرداخت: «این اتفاقات نشان می‌دهد که مهاجرت کنترل‌نشده به مافیا کمک می‌کند. اگر مهاجران درمانده‌ای برای استثمار وجود نداشتند، کسب و کار مافیا سخت‌تر می‌شد.» او گفت که جلوگیری از مهاجرت، جرایم سازمان‌یافته را از بین خواهد برد. سانیت می‌گوید این کار بساط رب گوجه‌، شراب و روغن زیتون ارزان را هم برخواهد چید چون ایتالیایی‌ها حاضر نیستند که روزی 16 ساعت کار کنند یا در ازای 4 دلار یک جعبه گوجه فرنگی بچینند.

سانیت می‌گوید، «مشکل اصلی نه مافیا است و نه مهاجران. مشکل، هزینه‌ی اجناس ارزان است.» وقتی خرده‌فروشان به کشاورزان می‌گویند که برای هر کیلو گوجه فرنگی بیش از 8 سنت نخواهند پرداخت، کشاورزان نمی‌توانند دستمزد عادی بدهند. اما اگر مغازه‌ها قیمت را بالا ببرند، مشتری‌ها از جای دیگری خرید خواهند کرد. به نظر سانیت، که اکنون مدیر یک سازمان مبارزه با برده‌داری به نام «نه به کاپورالاتو» است، رقابت شدید میان فروشگاه‌ها بر سر پایین آوردن قیمت‌ کالاها به سوءاستفاده از کارگران مهاجر دامن زده است.

سانیت تخمین می‌زند که قیمت واقعیِ خرده‌فروشیِ یک کیلو گوجه فرنگی، با احتساب حمل و نقل و فراوری، باید حدود ۲.۲۵ دلار باشد. «اگر می‌بینید که در بازار یک کیلو گوجه فرنگی را 30 سنت می‌فروشند، به این معنی است که از کاپورالاتو استفاده کرده‌اند. از هیچ راه دیگری نمی‌توان گوجه فرنگی را این قدر ارزان فروخت.» سانیت تخمین می‌زند که سه پنجم از مواد غذاییِ موجود در سبد خرید هفتگیِ هر ایتالیایی، از جمله شراب، پنیر، میوه، سبزی و روغن زیتون، کم‌وبیش با استثمار کارگران مهاجر تولید شده است.


فقط ایتالیایی‌ها نیستند که از این وضعیت سود می‌برند. میل سیری‌ناپذیرِ مصرف‌کننده‌ی مدرن به مانیکورهای 10 دلاری، تلفن‌های هوشمند جدید شیک و مواد غذایی ارزان‌قیمت به استثمار کارگران انجامیده است. برده‌داری در تولید تلفن‌های همراه، غذای حیوانات خانگی، جواهرات و کنسرو گوجه فرنگی نقش دارد. بنا به گزارش سال 2018 «نمایه‌ی برده‌داری جهانی»، برده‌داری مدرن احتمالاً در تولید 354 میلیارد دلار از واردات سالانه‌ی 20 اقتصاد بزرگ جهان سهیم است.

در ایتالیا، سازمان سانیت به زودی صدور گواهی‌نامه‌هایی را آغاز می‌کند که به کشاورزان و توزیع‌کنندگان محلی اجازه می‌دهد تا پس از احراز صلاحیت، برچسب «بدون برده‌داری» را روی محصولات خود بچسبانند. سانیت می‌گوید مشتری‌ها عادت کرده‌اند که محصولات ارگانیک را کمی گران‌تر بخرند. حالا آنها می‌توانند با پرداخت مبلغی بیشتر، محصولات عاری از برده‌داری را هم بخرند. «مصرف محصولات ارگانیک مهم است. اما آیا مهم نیست که بدانیم غذایی که می‌خوریم توسط برده‌ها تولید نشده است؟»

مشتریان اروپایی در تجارت استثمارگرایانه‌ی دیگری هم سهیم‌اند. بنا به گزارش سازمان بین‌المللی مهاجرت، از 16 هزار زنی که در فاصله‌ی سال‌های 2016 و 2017 از لیبی به ایتالیا وارد شدند، 80 درصد-رقمی باورنکردنی-قربانی قاچاق جنسی شدند و در دام بردگی جنسی در خیابان‌ها و روسپی‌خانه‌های اروپا افتادند.


گلادیس یکی از این زنان است. او در 22 سالگی نیجریه را ترک کرد زیرا یکی از دوستان خاله‌اش به او شغلی در آرایشگاهی در تورین، ایتالیا، را پیشنهاد کرد. گلادیس می‌گوید قاچاقچی او را در روسپی‌خانه‌ای در لیبی حبس کرد و به وی آب و غذا نداد تا به تن‌فروشی رضایت دهد. سرانجام او بکارتش را در ازای یک بطری آب فروخت.

وقتی با قایق قاچاقچی به جنوب ایتالیا رسید به دوست خاله‌اش تلفن زد. آن فرد گفت که شغل سرِ جایش است و حتی جایی برای اقامت به او پیشنهاد کرد. اما وقتی گلادیس به تورین رسید، دیگر از صمیمیت و مهربانی دوست خاله‌اش خبری نبود. او به گلادیس گفت که سفرش 22530 دلار هزینه در بر داشته و برای پرداخت این بدهی باید در خیابان‌ تن‌فروشی کند. گلادیس با لحنی تلخ می‌گوید، «برای کمک گرفتن به خانه‌اش رفتم چون فکر می‌کردم که یک هموطن نیجریه‌ای به من دلداری خواهد داد. در عوض، فهمیدم که می‌خواهد از من سوء­­استفاده کند.» گلادیس نه پول داشت، نه اوراق هویت و نه جایی برای اقامت. چاره‌ای نداشت جز این که به خواسته‌ی آن زن گردن نهد.


در اروپا زنان نیجریه‌ای دارند به آرامی جای اروپای شرقی‌ها را در صنعت غیرقانونی سکس می‌گیرند. اکثر آنها، مثل گلادیس، اهل نواحی فقیر روستاییِ جنوب غربی نیجریه‌اند که جوانانش بخت و اقبال خود را در خارج از کشور جست‌وجو می‌کنند. قاچاقچی‌ها، اغلب در قالب دوستان خانوادگیِ دلسوز، زنان جوان را می‌فریبند و والدینشان را متقاعد می‌کنند زیرا وعده می‌دهند که در آرایشگاه‌ها، هتل‌ها و بوتیک‌های اروپایی پول در خواهند آورد.

وقتی این زنان به اروپا می‌رسند به آنها می‌گویند سفرشان بین 20 تا 60 هزار دلار خرج داشته است. آنها را تهدید می‌کنند که اگر این بدهی را نپردازند، کتک خواهند خورد، از کشور اخراج خواهند شد و اعضای خانواده‌شان صدمه خواهند دید. آنها مجبور می‌شوند که در ازای 25 دلار تن‌فروشی کنند و هرچند پس از سه تا پنج سال قرض خود را می‌پردازند اما معمولاً باز هم در اروپا می‌مانند تا پول درآورند و شاید بتوانند در نیجریه خانه‌ بخرند، کسب‌و‌کاری راه بیندازند یا به خانواده‌ی خود کمک کنند. اوکاه-دونلی، مدیر کل «مؤسسه‌ی ملی مبارزه با قاچاق انسان» در نیجریه، می‌گوید اغلب زنانی که به نیجریه برمی‌گردند خودشان روسپی‌خانه‌ای بر پا می‌کنند و ثروت خود را به رخ می‌کشند تا قربانیان تازه‌ای را بفریبند و به اروپا بفرستند و این چرخه را تداوم بخشند. گلادیس فکر می‌کند همین اتفاق برای دوست خاله‌اش در تورین رخ داده است.

به‌رغم تهدیدها، گلادیس به محض این که توانست خردخرد چند صد دلار از درآمد روزانه‌اش بدزدد، فرار کرد. اما آزادی هم بهتر نبود. گلادیس تنها بود و می‌ترسید که او را از کشور اخراج کنند. بنابراین، مجبور شد که دوباره به تن‌فروشی روی آورد. چند ماه قبل شنید که در آستی، شهری در شمال ایتالیا، سازمانی وجود دارد که به قربانیان قاچاق در زمینه‌ی کسب مهارت‌های شغلی، مشاوره و اِسکان کمک می‌کند. اما منابع محدود است و این سازمان، «پرو‌ژه‌ی میزبانی و جذب مهاجران»، فقط می‌تواند به 250 زن خدماتی ارائه کند. گلادیس چند ماه در نوبت ماند تا سرانجام این سازمان توانست به او مشاوره و سرپناه دهد.


پرینسس اینیانگ اکوکون، بنیان‌گذار این سازمان، که در سال 1999 توسط قاچاقچی‌ها از نیجریه به تورین برده شد، از نیاز شدید به ارائه‌ی خدمات بیشتر حرف می‌زند. او تخمین می‌زند که تنها در منطقه‌ی آستی بین 700 تا 1000 قربانیِ قاچاق جنسی محتاج کمک هستند. او می‌گوید، «همه از مشکلات قاچاق حرف می‌زنند اما هیچ‌کس نمی‌گوید بعد از قاچاق چه بر سرِ یک دختر می‌آید.»

او می‌گوید عجیب نیست که بسیاری از این زنان دوباره به سراغ تن‌فروشی می‌روند. در ایتالیا تعداد شغل‌ها محدود است، حتی برای زنانی که ایتالیایی یاد گرفته‌اند یا اجازه‌ی اقامت دارند. تعداد بسیار کمی از آنها می‌خواهند به نیجریه برگردند چون مقروض و بدنام‌ شده‌اند. اکوکون می‌گوید، «مسئله ساده نیست چون آنها مهاجر اقتصادی نیستند-آنها را قاچاقی به اینجا آورده‌اند و بنابراین نمی‌توان همین‌طوری آنها را برگرداند.»


برخی از این چرخه‌ی برده‌داری مدرن می‌گریزند اما فرار، فرایندی پیچیده و دلهره‌آور است. یاباروت سرانجام موفق شد که از چنگ ربایندگان لیبیایی‌اش بگریزد. او توانست به اندازه‌ی کافی پول جمع کند و به قاچاقچی بدهد تا او را با قایق به ایتالیا ببرد. اما تنها چند ساعت بعد از ترک بندر، نیروهای گارد ساحلی لیبی او را دستگیر کردند و به بازداشتگاه فرستادند. او که از شکنجه و بیگاریِ دوباره می‌ترسید، اعلام کرد که حاضر است از طریق سازمان بین‌المللی مهاجرت به نیجریه بازگردد. یک هفته‌ی بعد، در 22 مارس 2018، او و 148 نیجریه‌ای دیگر را با یک فروند هواپیمای دربستی به لاگوس، پایتخت نیجریه، فرستادند. بسیاری از آنها را از بردگی، بیگاری و حراج بردگان رهانیده بودند اما عجیب آن که در فرودگاه هم آنها را نه از طریق ترمینال مسافری بلکه از ترمینال باری به کشور راه دادند.

تا کنون بیش از 10 هزار نیجریه‌ای از طریق این سازمان به کشورشان برگشته‌اند. به هر یک از آنها یک تلفن، یک وعده غذا و مبلغی معادل 112 دلار می‌دهند تا به کشور برگردند. وقتی در نیجریه جا افتادند، می‌توانند برای کارآموزی و کمک‌هزینه‌ی ایجاد کسب‌وکارهای کوچک تقاضا بدهند اما برای اکثرشان بازگشت به وطن تجربه‌ای تلخ‌وشیرین است. آبرهام تامرات، مدیر برنامه‌ی مهاجرتی «سازمان بین‌المللی مهاجرت» در لاگوس، می‌گوید، «بسیاری از آنها قرض گرفته‌‌اند یا خانواده‌هایشان دار و ندار خود را فروخته‌اند تا پول جور کنند و به قاچاقچی بدهند. بنابراین، وقتی این طور دست خالی برمی‌گردند، برایشان راحت نیست.» بسیاری از آنها دوباره سعی می‌کنند تا به اروپا بروند.

با‌این‌همه، کارا، اقتصاددان متخصص برده‌داری، می‌گوید اولین قدم برای تعطیل کردن این بخش از برده‌داری مدرن، برچیدن مهاجرت غیرقانونی است. بنا به گزارش سال 2016 «سازمان بین‌المللی مهاجرت»، 70 درصد از مهاجرانی که از آفریقای شمالی به اروپا می‌روند، نوعی استثمار را تجربه کرده‌اند، خواه در قالب ربوده‌شدن به قصد اخاذی یا تحمل بیگاری، حبس غیرقانونی و خشونت جنسی. با وخیم‌تر شدن اوضاع در لیبی، احتمالاً وضعیت از این هم بدتر خواهد شد. در اروپا، احساسات مهاجرستیزانه سبب شده که مهاجران غیرقانونی بیش‌ازپیش به زندگی مخفیانه روی بیاورند و در نتیجه نسبت به استثمار آسیب‌پذیرتر شوند.


بر اساس گزارش سال 2018 «دروازه‌بانان بنیاد گِیتس»، در سال 2050، 40 درصد از فقیرترین مردم دنیا ساکن نیجریه و جمهوری دموکراتیک کنگو خواهند بود. اکوکون می‌گوید اگر الان سرمایه‌گذاری مناسب انجام نشود، تعداد افرادی که خود را به آب و آتش می‌زنند تا به اروپا بروند افزایش خواهد یافت. «اگر واقعاً می‌خواهید که قاچاق جنسی را متوقف کنید برای نیجریه‌‌ای‌های جوان انگیزه‌ای فراهم کنید تا در وطن بمانند. در جوانان ما سرمایه‌گذاری کنید. به آنها کار بدهید. اگر اوضاع نیجریه مساعد باشد، زندگی خود را به خطر نخواهند انداخت تا به اروپا بروند.» او در ادامه می‌افزاید که در عین حال، باید راه‌های مهاجرت قانونی را افزایش داد. برای جوانان بی‌بضاعت آفریقایی‌ مهاجرت به اروپا تقریباً محال است اما معلوم است که اروپا به نیروی کارِ آنها احتیاج دارد. «اروپا به کشاورز، خدمتکار خانگی، و دروگر نیاز دارد. آفریقا می‌تواند این نیاز را رفع کند.» سوماهورو، نماینده‌ی اتحادیه‌های کارگری در ایتالیا، با لحنی صریح‌تر می‌گوید: «دارند آدم‌ها را می‌فروشند چون سفارت‌‌خانه‌های اروپایی به آفریقایی‌ها ویزا نمی‌دهند.»

تا وقتی که فرصت‌های موجود در وطن آدم‌هایی مثل یاباروت ناچیز باشد، آنها خود را به آب و آتش می‌زنند تا در اروپا فرصتی بیابند. یاباروت می‌گوید دیگر از طریق لیبی نخواهد رفت اما باز هم نیجریه را ترک خواهد کرد و این بار از مسیر دیگری خواهد رفت. او می‌گوید، «مجبور شدم که بروم چون این‌جا هیچ چیزی برایم وجود نداشت. هنوز هم همین طور است. خب چه کار باید بکنم؟»

 

برگردان: عرفان ثابتی


ارین بیکر خبرنگار نشریه‌ی تایم در آفریقا و ساکن کیپ تاون است. او پیشتر رئیس دفتر این نشریه در خاورمیانه بود. آن‌چه خواندید برگردان این نوشته‌ی او با عنوان اصلیِ زیر است:

Aryn Baker, ‘It Was As if We Weren’t Human’. Inside the Modern Slave Trade Trapping African Migrants. TIME, 14 March 2019.




Gozareshgar
info@gozareshgar.com