31.05.19 22:07 Alter: 20 days

ک. الوند: راه سوم " تمکین به مولانا "

Kategorie: Nachricht

 

 

برای بررسی تفاوت  های نظری نحله  های  فکری نیازی به رفتن به خانقاه قونیهو" سیر سلوک  با مولوی " به شیوه  انها  که  در نقد نظر دیگران دچار کمبود  قافیه  میشوند و بجای  نقد  مسئولانه  به دستار  مولوی آویزان" سخت بی تمکین بود "  اهمیت  نقد را  به کجراهه میبرند،قرار گرفتن در  جایگاه  مرشد  بزرگ  برای اثبات برتری خود در نقد  دیگران  را  تحت نام "عناصر " تحقیر  میکنند .

اینکه شما محتوای  درک "بنیان تئوریک و از میزان فهم شناخت " عناصر"   برای رمز راز گشایی  چگونگی برخورد  به هنجار ها ، ناهنجاریهای  سیاست جهانی این  "عناصر متعدد" عاجز مانده اید و بنا چار دست به دامان مولوی دخیل بستید  که  ریشه  ناتوانی شما را از سرعت تحولات در وا کاوی  تضادهای جهانی و تاثیر ان بر یک جغرافیای سیاسی جستجو کنید

 چون  دانش  یک امر اکتسابی است و با روند رشد فزاینده ابزار های ارتباطات مدرن  از اختیار از ما بهتران  خارج  شده و به سهولت در اختیار همه قرار گرفته است

دمیدن بر شیپور  ابزار جنگ و گسترش  بحران اسفبار انسانی  نماینده هار قدرت  سرمایه،  همزمان رژیمی  که برای بقای خود در جهت  بلعیده  نشدن و تمکین به سرکرده سرمایه جهانی طرح جنگی را  برای نابودی  میلیون ها انسان طراحی  میکنند.

 نیازی  به باز گشایی  دیوان شمس و رفتن به خانقاه  با مولوی نیست  بلکه درایتی  دور اند یشانه   و طرحی  واقع بینا نه و استدلالی خرد گرایانه  می طلبد در برخورد به تحولات و حوادث ، سنا ریو جنگ  و اثرات  فاجعه ایی که بطور مستقیم  زندگی هزاران انسان را به مخاطره انداخته  ، با نقشآفرینی   امریکا  و همزاد  ان  آخوند ها  دو ارتجاع   در صحنه  نمایش است

بدون حاشیه  پر دازی از قله  بزرگ بینی ، بر پایه  خرد و منطق  یک  ارزیابی  سیاسی ، به موازات  ان  راه حل اصولی و منطقی بر اساس تحلیل مشخص از شرایط مشخص یک آلترناتیو رادیکال تر  ارایه می دادید ،از این پله و جایگاه  نظر دیگران را بدون نفع هویت سیاسی انها تحت نام "عناصر" نقد میکردید.

 در ثانی  نه  جهان  و ایران  ، نه  ما در شرایط 2014  هستم   و نه  در ان  زمان جنگ طلبان  هاری  مثل ، ترامپ،  بولتون ، پمپیو،  در راس  هرم  قدرت  بر اریکه  تاج  و تخت  سرمایه داری  جهانی  نشسته  بودند  و با اشاره انگشت  همه  اصول و پرنسیب ها  قوانین و میثاق های بین المللی را که  بخش هایی از این قوانین  را  خودشان به جهانیان با روز و قلدری حقنه کرده بودند پایمال میکنند.

از جایگاه  رفیع  شما "بردن اسم" عنصر ی که راه حل "راه سوم"  و به موازات  ان  رفیقی  راه حل  دومی  تحت  نام  "صدای سوم"  را برای برون رفت از شرایط جنگی پیشنهاد داد  که همزمانمورد نقد " عنصر "دیگری قرار گرفته  که شعار "نه جنگ و نه رژیم" به شمشیر چوبی شباهت دارد"   با این مضمون که صدای  سوم  فرا تر از شعار نمی روند  و فاقد  فعلیت عمل گرایی  برای  رسیدن  به  راه  سوم  است ،که  متاسفانه شما  با دخیل بستن به  شعر" تمکین مولانا " فرا تر از تنگ نظری غیر مسئولانه به جای  نقد  به تحقیر و  رو نویسی  نظرات  بسنده  کردید

در بر خورد به نقد " رفیق بی نام" در رابطه با " صدای سوم " با این مضمون که این  شعار در مقابل شعار  "راه سوم"  در برخورد به مسئله  جنگ   و چگونگی دخالت مردم  در مبارزهو سازماندهی بر علیه حکومت که  بر اثر جنگ زخم خورده راه حل عمل گرایانه  تر است .

بر این اساس اگر" صدای سوم "خود از مرحله شعار به مرحله عمل یعنی "راه سوم" تعمیق ندهد نسبت به شرایط حضور عملی ناتوان خواهد شد که شما متوجه اصل موضوع نشدید و ایراد  نقد ان "عنصر بی نام" را وارونه بیان کردیدو در نتیجه گیری  و فهم از نقد ان" رفیق بی نام" دچار لغزش شدید .

تفاوت و ویژگیهای  بین  "صدای سوم" و "راه سوم " در حوزه  میزان  عملی دخالت گری جنبشهای اجتماعی در برخورد به  مسئلهجنگ است . این راه  حلها  صرفا  منوط  به  شرایطی  که جنگی  اتفاق  بافتد.

 چگونه میتواند جنگ ارتجاعی  را  که  بر علیه منافع مردم طراحی شده به  جنگ بر علیه امران و عامران  ان  تبدیل  کرد و از شرایط  استثنایی  ایجاد شده  به نفع  اکثریت جامعه  بهره گرفت.

به موازات ان  بخشی از مدافعان " نه جنگ نه جمهوری اسلامی"  خواستی فراتر  از تغییر رژیم از بالا  به  طرق  مسالمت امیز ،نه سیخ  بسوزد ، نه  کباب ،   سر میدهند.

  "صدای سوم " صرفا در حد شعار مخالف جنگ ، مخالف رژیم  است راه حل  دخالتگری  نمی دهد . در صورتی که "راه سوم " نه تنها مخالف جنگ  است  و موافق سرنگونی رژیم بلکه  خواهان استفاده  از موقعیت  شرایط  جنگی با سازمان دهی  و همکاری  با جنبشهای  اجتماعی شعار تعرض به رژیم برای مبارزه  بر علیه  جنگ  و استفاده از شرایط  جنگی  اقدام  به سرنگونی را در دستور کار خود قرار میدهد .

هر کدام از این راه  حلهای  " نه جنگ و نه رژیم اسلامی" صدای سوم " راه سوم" هیچ منافاتی با مطالبات  بر علیه رژیم  ندارد بلکه محور اختلافات در چگونگی و نحوه  برخورد به رژیم ، اصلاحات ، سرنگونی"  روش پیشبرد  رسیدن به این مطالبات ،  کاهش میزان صد ماتی که جنگ و ادامه حاکمیت رژیم  بر مردم در تداوم  بحران  اقتصادی و جنگ است.

وجه تمایز همه راه  حلها "راه سوم" در شرایط جنگی تنها راه حل برای جلوگیری ادامه جنگ است . با استفاده از پتانسیل سازماندهی نیروهای ضد جنگ و ادغام در جنبشهای اجتماعی ، کارگران، معلمان  ، زنان ، دانشجویان و سایر نیروهای اجتماعی که همین الان با توجه به میزان شدت سرکوب رژیم به مبارزات خود ادامه میدهند و به اشکال مختلف در شرایط سرکوب اقدام به سازمان دهی خود میکنند سریع تر میتواند نیروی محرکه ضد جنگ را در جامعه گسترش دهد تا راه حلهای دیگر از این جنبه نسبت به شعارهای دیگر عملی تر است.

طرفداران "راه سوم" در عمل ادعا میکنند میتواند صدای مبارزات کارگران ، معلمان ، زنان، دانشجویان در عرصه مبارزات اجتماعی بر علیه جنگ در خارج از کشور باشند و اگر شرایط اجتماعی به نفع جنبشهای اجتماعی رقم خورد بدون هیچ تعلل  و د رنگی در کنار انها مبارزه را به پیش خواهند برد  و رژیم  را از طریق  اعتراضات  اعتصابات  اجتماعی ، فرا تر از ان  با مسلح  کردن  خود  یک  انقلاب  اجتماعی  را بپیش  بیرند

ایا فهم این نظر ان چنان غامض و پیچیده است که شما به مولوی پناه ببرید و از نقد اصولی و منطقی فاصله بگیرید و طرفداران این طرح ها را "عناصر" بنامید و فراغ بال  در کنار مولانا  دچار خلسه شوید و" تمکین " حس برتری طلبی خود با این مضمون شما "2 گفتگو با رادیو" داشته اید  راتبلیغ کنید.

 

هر روز ابعاد تبلیغات جنگ  با مافیایی حاکم بر ایران رسا تر میشود ماهیت ادامه این سیاست جنگی از طرف امریکا  ، میزان  فروش سلاح  به شیخ های  کشور های  عربی و حجم معاملات هم قطور تر میشود.

ترامپ  فروش 7  تریلیون  دلار  سلاح   به عربستان سعودی را تصویب کرد . این قرار داد قبلا از طرف کنگره لغو شده  به این خاطر که عربستان در جنگ یمن از این سلاحهای استفاده میکند و ترامپ با استفاده از قانون شرایط جنگی با دور زدن کنگره اقدام به فروش سلاح  به عربستان کرد .

سلاحهایی که در انبار های ارتش امریکا به لحاظ استراتژی نظامی کاربردی برای ارتش ندارد و نگهداری انها هزینه دارد  بی  دغدغه به عربستان فروخته می شود و برای استفاده ارتش عربستان باید  کارشناسان نظامی  امریکایی را استخدام کند.

 حضور و نمایش نظامی امریکا در خلیج فارس شباهت زیادی  به یک مانور و نمایش جنگی با هزینه شیخ های عرب دارد که بر پایه ان امریکا سیاست جنگرزگری را با کمک اخوندهای مرتجع برای جلوگیری از اعتراضات مردم بر علیه خود بهره میگرد .

تاثیر دوگانه سیاستهای ارتجاعی "امریکا اول ، و اتخاذ  سیاست  تضاد در وحدت  بین  ترامپ  با مافیای  حاکم  بر ایران هم ماشین سرکوب رژیم را تقویت میکند و  هم ماشین منافع   سرمایه داری جهانی را  به اهداف خود همانا غارت درآمدهای نفتی کشورهای عربی  است را  تضمین میکند .  دامن زدن  به سیاست تشدید  تنش ،  بحرانی تر ونا امن جلو دادن خاور میانه  برای سرمایه گذاری بلند مدت ، در نتیجه سیفون کردن بخش عظمی از درامد های نفتی به  طرف بنگاه های مالی امریکا و اروپا زمنیه های  کاهش بحرانهای مالی امریکا و اورپا  را فراهم کرده است.

از زمان رویکارآمدن  ترامپ  با توجه به شعارهای جنگ اقتصادی تعرفه ها میزان بدهی های خارجی امریکا از 22  تریلیون دلار به 24 تریلیون دلار افزایش پیدا کردن است که این افزایش بدهکاری  خارجی ناشی از سیاست های ارتجاعی ترامپ بوده است . به همین علت در احمقانه ترین شرایط ترامپ و مشاوران جنگ طلب اش  به این امر واقف هستند  که جنگ  با اخوندهای حاکم بر ایران هزینه سنگینی دارد که امریکا در شرایط حاضر توان پرداخت ان را ندارد .

تغییر گفتمان  ترامپ  که ما خواهان جنگ نیستم بلکه  خواهان مذاکره هستم ، قصد تغییر رژیم را نداریم بلکه خواهان محدود کردن رژیم هستم  نه بر پایه  تصمیمات استراتژیک دیپلماسی بین اللملی  جهت کاهش  تنش بین دولتها  ، بر عکس بیشتر ناشی از ضعف بنیه اقتصادی امریکا برای دامن زدن به  جنگ در ابعاد بزرگ مثل حمله به عراق است.

در هر صورت موضع ما  " راه سوم"  در رابطه با  وضعیت تحمیل  شرایط  تحریم اقتصادی،  روانشناسی  اهرم فشار  جنگی و ادامه تنش  که هدف  ان نه  مافیای حاکم  بلکه  فشار مضاعف و مستقیم برزندگی مردم کاملا  گویا  و روشن  است

 سرنوشت جمهوری نه از طریق ویران کردن ایران و کشتار مردم  ،بلکه از طریق خود مردم را تنها راه حل برون رفت از بحران اقتصادی و جنگ میدانیم  چرا که همواره بر این سیاست تاکید و پا فشاری کردیم که تنها راه اصولی  و منطقی سرنگونی این رژیم  ادم خوار از طریق یک انقلاب اجتماعی است.

 

 تنها مردم ایران حقانیت  تاریخی دارند که بدست خود این  جنایتکاران  مافیایی را به زباله دان  تاریخ  بسپارند .  تغییر رژیم از طریق دخالت دولتهای خارجی  و اهرم جنگ هزینه  دیگر بر دوش مردم است .

سرنگونی رژیم از طریق یک انقلاب اجتماعی تنها راه حل برون رفت از ادامه سیاست های ارتجاعی  که هم از طرف دولت امریکا و همزاد ارتجاعی ان حکومت مافیایی اسلامی می باشد.

ک – الوند

2019/29/05

k.alvand@yahoo.com

من برای رفیق گرامیم حسن حسام  ارزش  و  احترام فراتر از حوزه سیاست  قایلم  . با رفیق حسن اول بار توسطرفیق ابراهیم جلالی  که یادش گرامی باد در اولایل سال 60 توسط هادی غفاری جلاد در شهر رشت اعدام شد در مدرسه عالی بازرگانی رشت اشنا شدم . در همان برخورد اولچنان مجذوت برخورد انسانی و زمینی رفیق حسن شدم  که هنوز ایشان را اینجا و انجا میبینم همان احساس اولین دیدار در من زنده  میشود .

حسن حسام  جز محدود رفقایی است که با او  بخا طر شخصیت انسانی اش وارد بحث سیاسی نمی شوم . رفیق حسن  الگوی انسان فدارکار انقلابی ، یک شاعر مسئول ،که همه امیال و خواست های فردی را فدای مبارزه برای رهایی انسان کرده و میکند .

 باید همانطور که دوست اش داره با او زندگی کنی ، به قول دوستی میگفت با همه اشکلات  رفیق حسنبا طرز بیانش و صداقت در کلامش نماینده خلاقیت شکوفایی غنای فرهنگ کار و کوشش " گیل زنان و گیل مردان " گیلان است.




Gozareshgar
info@gozareshgar.com