08.04.19 10:53 Alter: 15 days

اژدر امیری: گرتای کوچک ، دبیرکل های بزرگ!

Kategorie: Meldungen Links

 

 

من فکر میکنم به این دلیل در ایران سیل آمد و سرازیر شد و جان و مال خیلی ها را با خود برد ، زیرا آرایش و پوشش خانمها در ایران خیلی شیطانی و شبیه آرایش و پوشش خانمها در شیطان بزرگ است ، به این دلیل که زنان در ایران زیادی به خودشون میرسند ، چون در ایران زنان زیاد دماغاشونو عمل میکنند ، و نه فقط این ، بلکه همه الگوهای ارزشی و سبک زندگی و حتی نظریه های اجتماعی – اقتصادی را از غرب و شیطان بزرگ میگیرند .

 حال انتظار دارید "با اینهمه تخریب" سیل نیاید ، و جان و مال خیلی ها را با خود نبرد ! به هر حال این تئوری "علمی" را هم بگذارید در کنار سایر تئوری های علمی در مورد حوادث طبیعی (سیل ، سونامی ، زلزله ، آتشفشان ، گرد باد) و خودتان قضاوت کنید کدامیک علمی تر است !

زلزله ، آتشفشان ، گردباد ، سیل و سونامی ، مسئلهمحیط زیست آدمی و حفاظت از محیط زیست و نقش تین ایجر شانزده ساله سوئدی گرتای کوچک در راه اندازی سیل تظاهرات دانش آموزان " جمعه ها برای آینده " در سراسر اروپا و دیگر کشورها  موجب بحث های زیادی سراسر قاره (اروپا) و طبعآ در دیگر کشورها پیرامون این جنبش دانش آموزان شده است .

گرتا تونبرگ  Greta Thunbergاین دختر نوجوان شانزده ساله سوئدی با آن نگاه وچهره دوست داشتنی اش خون تازه ای به رگهای خیابان جاری کرد ، تا آن حد که حتی دختر بچه و پسر بچه هشت و نه ساله را به وسط خیابانی در برلین  میکشاند که پلاکات " سیاره B ای وجود ندارد  Es gibt Keinen PLANET B  " را بلند کنند ، همان خیابانی که دانشجوی سهمیه بسیجی چون مهدی گرایلو (عضو  افتخاری سپاه قدس) برایش خط وسط میکشد و برای خیابانی ها خط و نشان  "گله چاقو کشان و تیز بر بدستان حزب الله" را نشان میدهد ! ، همان خیابانی که دیگر دانشجویان"پیوندی" سهمیه بسیجی چون پویان صادقی "کلیت انضمامی برسازنده" و شرکاء ، خیابان را متعلق به بورژوازی ! خانه را متعلق به خرده بورژوازی ! و بیابان و صحرای کربلا را متعلق به خود میدانند !

گرتای عزیز و گره اعتصاب دانش آموزان عزیزتر در روزهای جمعه باعث شد که دبیران و دبیرکل ها ، پولیتک مردان و پولیتیک زنان برای مقابله با آن چاره ای بیندیشند . واکنش دبیران و دبیرکل ها به گرتا و گره اعتصاب دانش آموزان و خیابان در غرب و اروپا البته از جنسهمان واکنش "سریع " دانشجویان "پیوندی" به خیابان نیست ، یعنی فورآ موتور سوار و چاقو و تیز بر و پنجه بوکس و قمه و غیره  ، از جنس دیگری است !

از این جنس که اولآ دانش آموزان " در روزهای کار " قانونآ حق اعتصاب ندارند ، آنها موظفند سر کلاس درس حاضر شوند و دانش بیاموزند ، و پولیتیک و تصمیم گیری در مورد سایر مسایل اجتماعی را به پولیتیک مردان و پولیتیک زنان پارلمانی واگذار کنند ، اخلاقآ  moralisch  اشکالی ندارد و خیلی هم خوب که بچه های ما (دانش آموزان) احساس مسئولیت اجتماعی و نافرمانی مدنی میکنند ، اما یه وقتی باید به این "اخلاقیات" نافرمانی مدنی نقطه پایانی گذاشت . و آن وقت هم روشن است که ، وقتی است که پای دراز قانون وارد میدان میشود ، و با قانون شکنان و نقض کننده گان قانون باید برخورد شود !

اینها تازه حرفهای دبیر کل سبز ایالت بادن وُرتنبرگ جناب  Winfried Kretschmann است ، و قرار است بر علیه قانون شکنان ، بر علیه والدین دانش آموزان و دانش آموزانی که در روزهای کار اعتصاب میکند و روزهای جمعه از کلاس و درس جیم میشوند ، تحریم هایی Sanktionen  جاری کنند !

از طرفی دیگر دبیر کل حزب CDU جناب پاول سیمیاکPaul Ziemiak که موجودی ضعیف تر و کوچک تر از گرتای کوچک برای حمله نمی یافت ، در پاسخ به مصاحبه گرتا با یک آژانس خبری آلمانی که دست کشیدن آلمانیها از انرژی ذغال سنگ در سال 2038 را مورد نقد قرار داده بود و آنرا " احمقانه absurd " میدانست ، تویتری به گرتا پاسخ داد : " گرتا تونبرگ توافق آلمانی در مورد دست کشیدن از انرژی ذغال سنگ (در سال 2038 ) را " احمقانه " میداند . اوه Oh ، هیچ صحبتی از مشاغل ، تضمین های پیشگرانه ، پرداخت خسارات ناشی از ، نیست . تنها خلوص ایدئولوژیک  Nur pure Ideologie . طفلکی گرتا Arme Greta  " .

و بعد از این تویتر " طفلکی گرتا " بود که توفانی تویتری بر علیه این بزرگ مرد سیاست ، بر علیه این دبیرکل حزب بزرگ و مردمی CDU آلمانی براه فتاد ، که آخه بشر ! جناب دبیر کل ! ضعیف تر و کوچک تر از گرتای کوچک گیر نیاوردی !

این از اینطرف ها ، و از آنطرف :

رفیق باشرف دبیرکل باشرف تر سایت تدارک که موجودی ضعیف تر و کوچک تر از گرتای کوچک برای حمله و مقاله نویسی برای پر کردن مطالب سایت شان دم دست پیدا نمی کرد ، وحشیانه به گرتا تونبرگ حمله میکند .

 اول از همه این دختر بچه شانزده ساله را " خانم " خطاب میکند و بعد هم او را " ارتجاعی و ضد انقلابی " میداند ! حتی سعی میکند سرکوب جلیقه زردهای خواهان " تقسیم عادلانه ثروت اجتماعی "(!) را به گرتای کوچک و دوستان کوچک اش نسبت دهد ! و چرا ؟

 زیرا دبیرکل فرانسه ، موسیو پرزیدنت برای اینکه محبوبیتی نزد نوجوانان و جوانان کسب کند از گرتا و دوستانش دعوت کرد تا به کاخ الیزه تشریف بیاورند تا با آنها عکس یادگاری بگیرد ! الاغ قضیه بر عکس است ! نخیر ! گرتا جویای نام است و قرار است مرکل آینده شود ! حالا نه نویسنده باشرف و دبیر کل باشرف تر اش جویای نام نیستند !

 حکم از پیشی در مورد جنایت انجام نشده ، در آینده احتمالی ، در هیچ دادگاهی اعتبار ندارد ، مگر در دادگاه رفیق دبیرکل سایت تدارک !

حال این نام بردن از گرتای کوچک که حال رفیق دبیرکل سایت را بهم میزند ، اینرا مقایسه کنید با نام بردن از بزرگ مردانی چون احمدی نژاد "عدالت طلب" ، چاوز ، بشار اسد ، پوتین ، که چه شور و حالی به آنها میدهد !

 همینکه شما بگوئید احمدی نژاد ، درست مثل آن سالها که تا خمینی میگفت " لاکن " جمعیت میزدند زیر گریه ، این جماعت هم ، یعنی همین رفیقو دبیرکل اش با شنیدن " لاکن احمدی نژاد " اشک شان جاری میشود !

از قضا آن دانشجویان پیوندی نام برده در بالا با این رفیق و دبیرکل اش پیوندهای عمیق فکری دارند .

اینکه سرنوشت گرتای کوچک و عزیز ، گرتایی که از بیماری خاصی Asperger Syndrom  رنج میبرد چه خواهد شد ، اینکه جنبش دانش آموزان داوطلبانه و یا با تحریم ها خاموش و به سر کلاس درس و درس آموزی برمیگردند ، هیچ تغییری در باره مسئله مورد بحث ، یعنی محیط زیست آدمی ، چگونه محیط زیستی ، داده نمیشود . من فکر میکنم تمامی بحث هایدقیق و معتبر و قابل فهم ارائه شده توسط مارکس و انگلس در "دویچه ایدئولوگی " در باره همین محیط زیست آدمی باشد . بحث هایی در مورد محیط زیست " آدمی " در کراتی دیگر نبودند !

 و اما ! هر قدر ما بالا و پائین برویم ، هرقدر از شمال به جنوب و غرب و شرق برویم ، آخر سر مجبوریم به ایران برگردیم ، و بحث " جذاب " محیط زیست آدمی در ایران ، و بحث اینکه جانوران درنده و انسانها نمی توانند "مسالمت آمیز" در کنار یکدیگر به خیر و خوشی زندگی کنند ! " آخوند درنده و انسانها ؟! " ، نمیشود ، ممکن نیست ! بالاخره یکی باید میدان را ترک کند ، انسانهای بیشمار که نمی توانند ! کجا بروند ؟ میماند این " اقلیت " درنده !

ما انسانها " تا درجه معینی " هیچ مخالفتی با زندگی دیگر موجودات و حتی موجودات درنده نداریم ، یا درندگان به زادگاه "طبیعی" شان ، به جنگل و کوه و کمر بر میگردند ، یا اینکه ما انسانها "قول شرف میدهیم" خود چنین زادگاهی "کاملن طبیعی" اما مصنوعی برای آنها فراهم کنیم تا به زندگی شان درکنار انسانها ادامه دهند . تنها در این صورت است که میتوان گفت : " درنده گان به دین خودشان ، انسانها هم به دین خودشان " .

گرتا جثه کوچک و ظریف و بیماری دارد ، اما دارای روحی بزرگ ! دبیرکل ها جثه ای بزرگ و قوی و سالمی دارند ، اما دارای روحی پست و حقیر !

با آرزوی سلامتی برای گرتای کوچک و عزیز .

 

اژدر امیری : 07.04.2019 

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com