10.03.19 22:01 Alter: 9 days

وین: تریبون بحث و تبادل نظر 16 مارس

Kategorie: Meldung Rechts

 

تریبون  بحث  و  تبادل  نظر

وضعیت امروز ایران و دورنمای آن

 بمناسبت چهلمین سالگرد قیام مردمی سال 57 و سرنگونی

رژیم شاه در ایران

 

در ایران امروز اکثریت بزرگی از جامعه در شرایط بس اسفناکی بسر می­برند. فقر، نکبت، فساد، گرسنگی، بی خانمانی بطور وسیعی افزایش یافته است – از یکطرف ما شاهد اعتصابات کارگری برای دریافت دستمزدهای عقب افتاده و تظاهرات خیابانی هستیم و از طرف دیگر پدیده­های ناهنجاری مانند بیکاری، تن فروشی اعتیاد  و دیگر آسیب­های اجتماعی بیداد  می­کنند، آفتی که  بیش از همه زنان و کودکان را به ورطه بزهکاری و مرگ سوق می­دهد . نقطه اوج این بربریت، سرکوفت و تحقیر زنان است. جمهوری اسلامی با آوردن قوانین اسلامی ضد زن در قانون اساسی بندهای مردسالاری را هرچه بیشتر محکم کرده و بخصوص زنان زحمتکش را مورد اذیت و آزار و تبعیض جنسی قرار داده و آنها را  به زایده مردان تنزل داده­است.

چهل سال پیش  در 22 بهمن سال 57  بعد از شش ماه  مبارزه  سرسخت و توده­ای، رژیم وابسته به امپریالیسم شاه توسط مردم بپا خاسته سرنگون شد. در این مبارزات که از آگوست  1978آغاز شده بود بخش­های گسترده­ای از توده­های خلق، ملیت­های تحت ستم (از جمله کردها) و اقلیت­های مذهبی و جمعیت زیادی از زنان  و جوانان شرکت داشتند بطوریکه در این کارزار اجتماعی کارگران نقش تعین کننده­ای ایفا نمودند . این کارگران و دیگر زحمتکشان شهر و روستا بودند که از سپتامبر 1978 تولید  – بخصوص نفت را در استان خوزستان فلج کرده و بدین طریق سرمایه­داران داخلی و بخصوص کنسرن­های انحصاری را تحت فشار قرار دادند.

با پشتیبانی سازمان­های انقلابی و فعالین کارگری در تمامی اماکن تولیدی و شهرهای بزرگ، شوراهای کارگری، مردمی و دهقانی  بمثابه ارگانهای قیام برپا شدند که نه تنها احتیاجات اهالی را تامین می­کردند بلکه مبارزه – بخصوص مبارزه مسلحانه علیه حملات ارتش را هماهنگی  می­نمودند. در زیر فشار تظاهرات توده­ای سراسری و حمله به زندان­ها و مراکز نظامی تمامی زندانی­های سیاسی آزاد شدند، سربازان از پادگان­ها گریختند و بهار نسبی آزادی بیان و تجمع  برای مدت زمانی کوتاهی بدست آمد، که متاسفانه خیلی زود به خزان تبدیل شد.

 در دوم  دسامبر تنها در تهران دومیلیون نفر با شعار سرنگونی رژیم شاه دست به نمایش خیابانی  زدند. امپریالیست­های غربی وحشت زده از تحولات جاری  به دنبال بدیلی برای عروسک دست نشانده خود شاه بودند تا خشم و نفرت توده مردم را به مدار بی آزاری به نفع خویش هدایت نمایند و  کنترل  بر کشور نیمه مستعمره ایران و سرمایه گذاری­های سود آور خود را همچنان داشته باشند. بدین منظور سران چهار کشور امپریالیستی- فرانسه، انگلستان، ایالات متحده آمریکا و آلمان در گوادالوپ(Guadeloupe) گردهم آمدند و تصمیم به دادن قدرت به خمینی که درآنزمان به فرانسه آورده شده بود بجای شاه گرفتند. در زیر فشار تظاهرات توده­ای و قیام مردمی در تمامی شهرهای بزرگ از جمله در استان کردستان، شاه در تاریخ 16 ژانویه 1979 از ایران فرار کرد و 14 روز بعد  خمینی وارد تهران شد.

 رژیم جدید بعد از اعلام <جمهوری اسلامی> در اول آوریل 1979، چند هفته­ای طول نکشید  که چهره واقعی خود را نشان داد و دست به برقرای خفقان و سرکوب زد و در کنار بستن روزنامه­های مترقی، حجاب اجباری را مقرر نمود. با پشتیبانی وسیع خمینی از طرف امپریاالیست­ها، عوامفریبی به ظاهر ضد امپریالیست بودن او از جمله خواسته­های ارتجاعی­اش در بخش وسیعی از توده­ها تاثیر گذاشت و آنها را  از جنبش انقلابی جدا کرد، چون اکثریت بزرگی از مردم تنها خواهان <برکناری > شاه بودند و ذهنیت روشنی از ماهیت کسی که  بعد از او می­آید را نداشتند. چند ماهی نگذشت که  نوکران جدید امپریالیسم دست به سرکوب مقاومت نیروهای که حاکمیت جدید را برنمی­تافتند زدند، دهها هزار از انقلابیون، نیروهای مترقی و دگراندیشان به زندان انداخته شدند و یا در کف خیابان­ها به قتل رسیدند. مبارزه و مقاومت گسترده­ای که درست از اوایل آگوست 1979 علیه رژیم سرکوبگر و تروریستی  جمهوری اسلامی آغاز شده است تا به امروز ادامه دارد، چالشی که در آن نیروهای انقلابی، زنان و جوانان نقش برجسته­ای ایفا نمودند.  در ادامه این سرکوب­ها رویزیونیست­ها(مانند حزب ارتجاعیون توده­ای و فدائیان اکثریتی و زایده­های آنها) وملی­گرایان اسلامی که از همان اول  از رژیم اسلامی پشتیبانی  و در مهندسی آن شرکت داشتند همانند نیروهای واقعا انقلابی مورد تعقیب و سرکوب قرار گرفتند.  رژیم  جدید با اعمال قهر ضد انقلابی حاکمیت خود را تثبیت نمود و در طول این چهل سال  همواره سرکوب خونین نیروهای مخالف را در صدر برنامه خود داشته است.

 نقطه اوج این سیاست،  کشتار دولتی در اواخر سال 1979 اوایل 1980 با شروع جنگ ایران و عراق بود که  هزاران نفر از اعضاء و هواداران سازمانهای مترقی و انقلابی و مخالفین رژیم به قتل رسیدند و یا به زندانها انداخته شده و زیر شکنجه قرار گرفتند . در ادامه این سرکوب­ها تمامی جامعه میلیتاریزه  و اسلامی شد، سپاه پاسداران ، بسیج و دیگر باند­های سرکوب به عامل جوخه­های مرگ تبدیل شدند. در نیمه دوم سال 1988 در پایان جنگ ارتجاعی ایران و عراق در طول تنها دو ماه بدستور خمینی  هزاران زندانی سیاسی در زندانها اعدام گردیدند وبدین شکل نسلی از انقلابیون و مخالفین نابود شدند.

 در طول این سالها در زیر فشار تضادهای آشتی ناپذیر نظام سرمایه­داری وابسته اختلافات درونی طبقه حاکم و نزاعهای آنها در چگونگی اتخاذ تاکتیک  سرکوب جنبش هر بار بشکلی سر بلند کرده­است. این نزاعها  در واقع   بدلیل وابستگی رژیم جمهوری اسلامی به امپریالیسم انعکاس تضادهای درونی امپریالیست­ها­  و انتقال آن به حاکمیت سیاسی در ایران است. در انتخابات ریاست جمهوری  سال 2009 این  اختلافات از درون رژیم حاکم <جناح اصلاح طلبان>، «جنبش سبز» برهبری موسوی و کروبی و باصطلاح جناح اصولگرایان برهبری احمدی  نژاد و خامنه­ای سر ریز شد  که هزاران نفر روانه خیابان­ها شدند تا به تقلب در <انتخابات >اعتراض کنند. در پایان دسامبر 2017 موج جدیدی ازاعتراضات  که از مشهد آغاز شده بود به صدها شهر دیگر سرایت کرد که پشت آن اینبار هم نزاعهای درونی بورژوازی کمپرادور ایران بود که  تودها ی وسیع مردم از این فرصت در خیابان­ها استفاده کرده و با زیر سوال قراردادن تمامیت رژیم خواستار برآوردن منافع خویش شدند.

 رژیم­های سرکوبگر در ایران  شاه، خمینی و یا حال خامنه­ای همگی کارگزاران دیکتاتوری امپریالیستی­ در یک نظام نیمه مستعمراتی­اند که در ستیزی کامل با منافع طبقه کارگر و توده­های مردم قرار داشته، و وظیفه شان حفظ  منافع  غارتگرانه و استثماری امپریالیست­ها  و تامین سود مافوق سرمایه داران داخلی و خارجی است . در شرایط فعلی امپریالیست­ها، کنفرانس سران هفت کشور (G7) سازمان تجارت جهانی (WHO) بانک جهانی (Weltbank)، صندوق جهانی پول(IWF) و غیره امکان دیگری غیر از رژیم اسلامی جهت حفظ منافع غارتگرانه و استثماری خویش نمی­بینند که همانند< بهار عربی>  مبارک(Mubarak) را با مورسی(Mursi) و سپس با ژنرال سیسی(Sisi) تعویض کنند. آنها به این دیکتاتورها محتاجند تا سیاست اقتصادی نولیبرالی خود را به پیش ببرند.

 خیزش­های مردمی و جنبش­های اجتماعی در کشورهای نیمه مستعمره و وابسته  بدلیل اختناق و سرکوب حاکم  صحنه پر شوری از قهرمانی­ها و  از خودگذشتگی تا سرحد جانبازی را همانند قیام بهمن 57 نشان داده­است ولی نیروی مقاومت کارکران و توده­های خلق در جدالی دراز مدت در زیر فشار طبقات حاکم سابیده شده و بالاخره فرو می­ریزد. این جنبش­ها اگر  قادر نباشند یک هسته رزمنده  و مراکز سازماندهی انقلابی را بوجود آورند که نقش پیشرو و بسیج کننده را ایفا کنند، در نهایت توسط جناحهای مختلف درون حاکمیت سیاسی به انحراف کشانده شده و توسط  آنها سرکوب و مصادره می­شوند. و اگر هم آنها موفق شوند دیکتاتورهای مورد نفرت مردم را از تخت قدرت بزیر بکشند، مزدوران دیگری به مردم تحمیل خواهند شد، همانطور که چهل سال پیش در ایران شاهد آن بودیم و در آینده هم این عصیان­های اجتماعی از آنجائیکه بدون برنامه، تشکیلات و رهبری انقلابی­اند، جز این  سرنوشتی نخواهند داشت.

 باعتقاد ما این چرخه بیهوده را می­توان تنها از طریق ایجاد یک حزب کمونیست انقلابی و در مبارزه­ای مستقیم و قهرآمیز با حاکمیت سیاسی درهم شکست و با طرح بدیلی انقلابی در برابر مناسبات غالب،  دورنمای یک جامعه سوسیالیستی را در برابر توده­ها گشود و مبارزات آنها را در جبهه­های مختلف  به هم پیوند زد و به رهائی واقعی دست یافت.

جنبش­های گسترده کارگران(بعنوان مثال اعتصاب سه ماهه کارگران نیشکر هفت تپه، فولاد سازی اهواز) کارگران کشت و زرع( دشت مغان) و دهها جنبش­ کارگری دیگر..، زنان و جوانان، معلمان، پرستاران، فرودستان شهر و ده و غیره، همگی دارای خواسته­های دمکراتیک وانقلابی هستند که می­توانند در صورت پیگیری و تشکل­یابی  مبارزه­ای همه­جانبه را علیه  سلطه امپریالیسم ورژیم وابسته به آن  به پیش ببرند. تنها از این راه می­توان به یک نظم اجتماعی نوین بدون استثمار و تبعیض و فارغ از هرگونه سرکوب جنسی، ملی و مذهبی دست یافت.

 ما در اتریش همبستگی خود را با مبارزات کارگران وتوده­های خلق  برای دست یابی به خواسته­های اقتصادی - اجتماعی ونیز  دمکراتیک –انقلابی­شان اعلام کرده و از آنها پشتیبانی می­کنیم.

نابود باد  رژیم  جمهوری  اسلامی!

مرگ بر نظام سرمایه­داری در ایران  مرگ بر امپریالیسم!

ما هرگونه بایکوتی را علیه کارگران و توده­های مردم محکوم می­کنیم!

پیش بسوی مبارزه برای حقوق کارگران و توده­های خلق!

نابود باد سرکوب  نواستعماری! زنده باد دمکراسی خلق و سوسیالیسم!

 

                   Solidarität Plattform Iran, c/o Amerlinghaus, Stiftgasse 8, 1070 wien

 

 

زمان: شنبه 16 مارس 2019 ساعت 17  تا 21

مکان:   Amerlinghaus, Stiftgasse 8, A-1070 Wien

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com