08.03.19 20:19 Alter: 11 days

مهدی ضمیری: 29 اسفند 1329 ملی شدن صنعت نفت ایران

Kategorie: Meldungen Links

 

مصدق چهره همیشه ماندگار

قبل از پرداختن به فعالیتهای سیاسی و ژئو پولیتیکی دکتر مصدق بد نیست پیش بینی های دکتر مصدق را در پاسخ با سئوال های خبر نگار فرانسوی آندره پریسو  در 15 ژوئیه 1951 (23تیرماه 1330) اشاره ای داشته باشیم .

مصدق بمن گفت در مورد ملی کردن صنعت  نفت رو در روی انگلسی ها قرار گرفته است و گفتگویش با هریمن رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمانهای جاسوسی علیه ایران را پیش کشیده است .

مصدق پس از لحظاتی افزود ( من پیر شده ام  فکر نمیکنم به سن هشتاد سالگی برسم  در آن زمان مصدق 71 ساله بود ولی  84 سال عمر کرد ). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو دارم عملی کنم و آنراجامعه عمل بپوشانم ولی مطمئن هستم دیگران خواهند آمد ، که پس از من این کارها را به انجام خواهند رسانید . آنها امپریالیستها و شوروی را از کشور بیرون خواهند کرد . شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند ( به تبعید خواهند فرستاد)

او (شاه ) با اینکه نرم خوست ، آرزوی بزرگش این است که جای کوروش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد . همینطور ارتش را توانا برای برخاستن و بر پایی یک دیکتاتوری نظامی نمی بینم . امیدوارم سرکرده  های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست را نداشته باشند . اگر چنین شود ، ایران ( عراق ، سوریه و اردن ) را در حالت جنگی با ما قرار خواهد داد . من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم .

درست است که ما مسلمان هستیم ، ولی در واقع عرب نیستیم و رو در روی سنی ها قرار داریم . بدین ترتیب تشکیلات  آخوندهای شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابند، ما در داخل کشور مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج علیه عراق ، اردن و سوریه را تحمل کنیم (در این منطقه لبنان هم وجود دارد که جزیی از خاک سوریه بود)

فکر نمیکنم مصر و حتی اسرائیل مداخله کنند  بهر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند ، یک آیت الهه وارد عرصه شود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتی ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابانها جای جسد و خون خواهد شد .

مصدق متولد 29 اردیبهشت خرداد1261(16.juni 1882) نخست وزیر کشور در سالهای توفانی گذار1330 - 1332 برجسته ترین شخصیت تاریخ ایران بنیان گزار و رهبر جبهه ملی و دوبار نخست وزیر کشوراز 1951 تا1953 سیاستمدار  برجسته دوران خود بود  که پس از پایان جنگ جهانی دوم ظرفیت های سیاسی و مدیریتی خودرا بنحو احسن بروز داد و با وجود بلبشو در جهان و در منطقه موفق شد با درایت بی نظیر از منافع ملی ایران دفاع کند و علیرغم پیروزی کودتا گران در زمان حیات خود آینده آنها را تیره و تار کرد تا جایی که آمریکا و انگلستان  به کمک هم موفق به کودتای خونین شدند چون توان دیپلماتیک در برابر این ابر مرد حقوقدان و بوروکرات را که اندوخته فراوان در عرصه داخلی و بین المللی داشت را نداشتند .

مصدق در سن 14 سالگی مسئول مالی استان خراسان شد و در 16 یونی 1882 در تهران متولد شد و در 5 مارس1967 در محل زندانی شدنش که تا پایان عمر در آن بسر برده بود بخاک سپرده شد.

 دکتر مصدق نخست وزیر کشور با رای نماینگان مردم در مجلس  و پشتیبانی تمام عیار ملت در سراسر کشوروکیل تراز اول و حقوقدان برجسته جهانی که در  سازمان ملل متحد موفق شد با رای مثبت  این سازمان تازه فعال شده جهانی انگلستان طمع کار رادر رابطه با ملی کردن  منابع نفت و صنایع نفت  بزانو در آورد و در دادگاه بین المللی لاهه یکبار دیگر بر روی آن صحه بگزارد .

نخست وزیری با سابقه درخشان در خدمت بمردم و با دانش گسترده در حفظ منافع ملی کشور ، دیپلمات پر تجربه و کار ساز و کار آمد، تاثیر گزار در تمامی جنبش های استقلال طلبانه جهانی  از مصر گرفته تا عراق از هند گرفته تا اندونزی و از یوگسلاوی گرفته تا قاره آفریقا الگوی بی همتای دفاع از استقلال ملی و منافع ملی کشور بود در دنیای آشفته که قدرتهای بزرگ  از جنوب و شمال در حال تاخت و تاز و تقسیم کشورها بین خود بودند با درایت بی نظیراز این خطر بالقوه به کمک دکتر فاطمی که پیشنهاد ملی کردن منابع نفتی و تاسسیات آنرا داده بود نجات دهد.  

 بجرات میشود گفت دکتر فاطمی یکی از برجسته ترین شخصیتهای سیاسی و دیپلماتیک ایران است که تاریخ ما بخود دیده است ارزیابی وی در مورد شکست فاشیسم آلمان نازی و دارو دسته آن در سطح جهانی و ایجاد کشورهای کوچک شیخ نشین در خاورمیانه که مثل قارچ روئیده بودند منطقه خوزستان را هم از بدنه کشور جدا کنند و ایران را از همه مواهب امنیتی و سرمایه ملی محروم و زمینه پاشیدگی آنرا فراهم آورند  . مصدق این پیام را بخوبی دریافت کرد و بسرعت با  اقدامات دیپلماتیک و آشنایی با دانش حقوقی  بین المللی وارد عمل شد که نتیجه آن ملی شدن صنایع و منابع نفت و گاز کشور بود.

نیروهایی که از کودتای نظامی در ایران پشتیبانی میکردند

بیشتر از همه آیت اله کاشانی و بهبهانی سمبل نیروهای انگلیسی در ایران که خواهان انحلال مجلس شورای ملی وبر کناری دکتر مصدق از صحنه سیاسی کشورمان بودند،  حزب توده هم عملا نیروهای ملی را همزمان با نیروهای ارتجاعی زیر باران اتهامات واهی قرار میداد که نشان میداد از تجارب کشورهای دیگر بی بهره بوده چه آن دوره اکثر کشورهایی که بحران انقلابات ملی را شاهد بودند بسرعت خودرا با شرایط وفق داده و جبهه متحدی تشکیل میدادند تا حکومتهای فاسد و قرون وسطایی را از سر راه بر دارند .

 جبهه ملی به اندازه حزب توده قدرت سازماندهی و کادرهای لازم را نداشت   بعداز کودتای سلطنتی آمریکایی انگلیسی حزب توده در سال 1327 توسط رژیم منحل شد  و اجازه فعالیت نداشت.  فعالان  این حزب پس از جنگ جهانی اول در ترجمه و انتشار کتاب و مقالات نقش تعیین کننده ای ایفا کرده بودند  نه دکتر مصدق و نه دکتر فاطمی هرگز خواهان ممنوع کردن و انحلال این حزب نبودند.

دکتر مصدق پس از پیروزی در دادگاه لاهه در مصاحبه با الاحرام در همان دوره که بدیدار عبدالناصر رفته بود اشاره میکند که دو نیروی مخرب در ایران مانع بزرگ برای پیشرفت و استقلال ملی ایران هستند که منافع ملی کشور ما را تهدید میکنند او نیروهای مذهبی طرفداران دوشیخ نامبرده در بالا را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید بقدرت رسیدن شیعیان در ایران بمعنی جنگ دائمی در خاورمیانه خواهد بود و شیعیان تا زمانی که تمامی سنی ها را شکست ندهند از پای نخواهند نشست و آینده خاورمیانه وایران  وامنیت جمعی آن تا سالها و شاید سده ها بدرازا خواهد کشید. 

نیروی دومی که دکتر مصدق به آن اشاره میکند سلطنت طلبان هستند که حاضرند بهر قیمت ایران را دوباره به استبداد سابق بر گردانند و احتمالا با تمام توان تلاش خواهند کرد تا با کودتا مجلس را منحل کنند و پادشاه را دوباره بکرسی بنشانند وی اشاره میکند که این نیرو امید خود را به کودتا بسته است و حتما از پشتیبانی آمریکا و انگلستان بر خوردار خواهد شد که چنین هم شد چون بلوک شرق و اتحاد شوروی آنقدر آسیب دیده بودند که تا سالها برا ی باز سازی کشورهای خود به تمرکزداخلی نیازداشتند.

 مصدق و فاطمی بارها اشاره کرده اند که کمونیسم را بهانه کرده‌اند تا نفت ما را ده ها سال دیگر هم غارت کنند و حتی مناطق نفنی ما را از بدنه کشور جدا کنند.  دادگاه نظامی مرا به سه سال حبس مجرد محکوم کرد که در زندان لشکر ۲ زرهی آن را تحمل کردم.  روز ۱۲ مرداد ۱۳۳۵ که مدت آن خاتمه یافت به جای این‌ که آزاد شوم به احمدآباد تبعید شدم و عده‌ای سرباز و گروهبان مأمور حفاظت من شدند. اکنون که سال ۱۳۳۹ خورشیدی هنوز تمام نشده مواظب من هستند و من محبوسم چون اجازه نمی‌ دهند بدون اسکورت به خارج قلعه بروم در این قلعه مانده‌ام و با این وضعیت می سازم تا عمرم به سر آید و از این زندگی خلاصی یابم.

دکتر حسین فاطمی شخصیت برجسته و استراتژیست بزرگ  که پیشنهاد اولیه ملی شدن صنعت نفت را ارائه کرده بود و سر بزنگاه آینده ایران را در حراست از مناطق نفتی جنوب کشور می دید و مصدق را مجاب کرده بود تا دیر نشده اقدام کند تمام بدنش توسط اوباشان  شعبان بی مخ و ارتشیان خون آلود و نیمه جان در کودتا از طرف زاهدی نیز توسط دادگاه نظامی به اعدام محکوم شد و لاشه بی جان و خونین اورا به دار آویختند . ( نگاه کنید به خاطرات شعبان بی مخ که در آمریکا منتشر شده است)

امیرمختار کریم پور شیرازی مدیر روزنامه شورش که از شاه و بستگانش انتقاد کرده بود نیز در زندان لشکر دو زرهی محل حبس و شکنجه زندانیان سیاسی پس از کودتا زنده به آتش کشیده شد و کشته شد.

محمود سخایی رئیس شهربانی کرمان توسط وابستگان مظفر بقایی کشته شد بقایی و مکی دو چهره جدا شده از حزب توده در تمام مراحل جنایت خانواده سلطنتی نقش تعیین کننده ای داشتند این دو نفر تا زمان حیات خود هرگز روی آرامش بخود ندیدند و در ملاء عام از ترس مردم ظاهر نشدند هزینه زندگی این دو جنایتکار را دربار پرداخت میکرد و حفاظت از آنها بعهده سازمان امنیت رژیم شاه بود.

دکتر فاطمی قبل از اعدام خواهان تشکیل جمهوری شده  بود وپس از کودتا مدتی در یکی از مخفیگاه‌های طرفدار حزب توده زندگی میکرد  و از اتحاد میان نیروهای چپ و جبهه ملی دفاع می‌کرد در حالیکه رژیم بمحض سرکوب جنبش ملی بسرعت سراغ حزب توده رفت و علیرغم ملاحظاتی که با شوروی داشت از فعالیت آنها جلوگیری کرد . حزب توده تنها حزبی بود که در آسیا حاظر نشد  در یک کار جبهه ای با جبهه ملی ایران که از پایگاه وسیع توده ای در سراسر کشور بر خوردار بود شرکت کند و آنرا در برابر کودتا چیان تنها گذاشت و خود هم علیرغم پایگاه توده ای وسیعی که بین کارگران و روشنفکران داشت در جامعه منفرد شد  در نتیجه بتدریج ضعیف شد و تاثیر آن در جامعه به حد اقل رسید.

بین سال‌های ۱۳۳۲ و ۱۳۳۵ رژیم، ۱۱ تن از اعضای حزب توده را در زندان به قتل رساند ، ۳۱ نفر از آنها را اعدام کرد، ۵۲ نفر دیگر را محکوم به اعدام کرد  ولی از اعدام آنها خودداری کرد . ۹۲ نفر را به حبس ابد محکوم کرد دیرتر تحت فشار اتحاد شوروی  ۱۰۰ نفر را نیز به حبس از ۱ تا ۱۵ سال در زندان نگه داشت.

بطور کلی، رفتار حکومت ایران با جبهه ملی بدلیل اینکه طرفدران این جبهه اکثرا تکنوکرا ت و بوروکرات بودند و برای اداره مملکت به آنها نیاز داشت ملایم ولی با حزب توده بسیار خشن بود. مصدق و بیشتر وزرای کابینه و افسران نظامی مورد اعتماد وی با احکام حبس درحدود سه سال مواجه شدند. دادگاه شدیداً سیاسی مصدق باعث دردسر زیادی برای رژیم شد بجای آنکه دادگاه نظامی او را محاکمه نماید، مصدق دادگاه را به محاکمه کشید.

کاشانی تا قبل از کودتای نظامی آلمان در عراق یکی از سر سپردگان انگلیس بود و از همه جهات از مواضع این کشور پشتیبانی میکرد او بسرعت چهره عوض کرد و مرید آلمان نازی شد و تا آنجا پیش رفت که مبارزه نازیها بر علیه شوروی را مبارزه حق بر علیه بی خدایان  ارزیابی کرد و بمحض اشغال دوباره عراق توسط انگلستان فرار را بر قرار ترجیح داد وخودرا به تهران رساند تا بر علیه منافع ملی ما دست به اقدامات عملی بزند که شاهد بودیم چگونه همکاری همه جانبه ای را با نظامیان کودتا چی بنفع نظام پادشاهی آغاز کرد و از کودتای نظامی بنفع شاه از همه ابزارهای موجود استفاده کرده و از بازگشت شاه و سرنگونی دکتر مصدق ابراز شادمانی فراوان کرد.

در جنگ جهانی دوم تنها منبع انرژی قابل استفاده اتحاد شوروی در منطقه آذربایجان و در باکوقرار داشت و پشتوانه انرژی این کشور چه در داخل و چه در زمان جنگ از اهمیت حیاتی بر خوردار بود اگر آلمان نازی که راه آهن جنوب به شمال ایران را ساخته بود باکورا تصرف میکرد اتحاد شوروی از تنها منبع انرژی محروم میشد  مصدق و یاران با ارزیابی درست و بموقع به اهمیت انرژی نفت سیاه پی بردند و از اوضاع نابسامان جهانی که در آتش جنگ می سوخت و بخش بزرگی از خاک شوروی به اشغال نازیها در آمده بود و امکان  پیروزی بنفع آلمانی ها نیز نمی رفت موفق شدند سرمایه ملی کشورمان را در اوضاع آشفته آن دوره از گزند دشمنان کشور نجات دهند 

مصدق ۲۹ اردیبهشت ۱۲۶۱ خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود و اکنون در آستانه صدو سی و چهارمین سالروز تولد این مرد بزرگ تاریخ ایران قرارداریم. دکتر محمد مصدق خیلی زود خدمات دولتی و مبارزات سیاسی خود را آغاز کرد. بطوریکه حضور او را در انقلاب مشروطه در ایام نوجوانی مشاهده می ‌کنیم و می‌بینیم که او سال‌ها انتقال دهنده پیام انقلاب آزادی خواهانه به نسل‌های بعد از آن انقلاب بود.

در مجلس پنجم شورای ملی به عنوان نماینده مردم تهران طی یک سخنرانی شجاعانه در مقابل سلطنت رضا خان ایستاد و با صدائی که طنین آن در ژرفای تاریخ ماندگار است اعلام کرد که بنده اگر سرم را ببرند وتکه تکه‌ام بکنند زیر بار این حرف‌ها نمیروم که یک کسی در مملکت باشد که هم شاه باشد هم رئیس‌الوزراء هم حاکم اگراین طور باشد که ارتجاع صرف است. استبداد صرف است. پس چرا خون شهدای راه آزادی را بی خود ریختید؟ مصدق سال‌ها عقوبت آن سخنرانی را تحمل کرد ونزدیک به از دست دادن جان خود در زندان رضاشاهی قرار گرفت.

دکتر مصدق پس از شهریور۱۳۲۰ و سقوط حکومت دیکتاتوری، در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی توسط مردم تهران تحت عنوان نماینده اول پایتخت به مجلس فرستاده شد؛ و در این دوره از مجلس بود که او با تبیین نظرات و عقایدش، از سوی ملت ایران در جایگاه یک رهبر ملی و محبوب شناخته شده و مقبولیت یافت. او در جریان انتخابات دوره شانزدهم مجلس و به منظور دستیابی به آزادی و استقلال کشور، سازمان جبهه ملی ایران را بنیان گذاشت و وقتی همراه چند تن از یارانش به آن مجلس راه یافت قانون ملی شدن صنعت نفت را مطرح و به تصویب رسانید و سپس برای اجرای این قانون مقام نخست وزیری را قبول کرد.

 او قانون ملی شدن نفت به همراه بسیاری از اصلاحات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی دیگررا به اجراء درآورد. اولین بخشنامه او در مقام نخست وزیری از باور عمیق او به آزادی قلم و بیان حکایت می‌کند. او در روز ۱۱ اردیبهشت۱۳۳۰ در اولین بخشنامه خود به شهربانی کل کشور چنین دستور داد: در جراید ایران آنچه راجع به شخص اینجانب نگاشته می‌شود هرچه نوشته باشند و هرکس که نوشته باشد نباید مورد اعتراض و تعرض قرار گیرد

دولت ملی دکتر مصدق که نمونه‌ای از حاکمیت ملی در ایران بود بیش تر از دو سال و چهارماه طول نکشید و با کودتای ننگین ۲۸ مرداد۱۳۳۲ سقوط کرد و تا پایان عمرخود، در زندان کودتاچیان به سر برد؛ ولی نام و یاد دکتر محمد مصدق و خاطره حاکمیت ملی که او به ارمغان آورده بود هیچگاه از ذهن و روح ملت ایران زدوده نگشت. دکتر مصدق با پندار، رفتار و گفتار خود درطول بیش از هفتاد سال زندگی سیاسی و اجتماعی پر فراز و نشیب، الگوئی را ارائه نمود که مجموع آن رفتارها و سلوک، «مکتب مصدق» نام گرفته است. میهن دوستی، آزادی‌ خواهی، استقلال طلبی، عدالت جوئی، صداقت و راستگویی، پاکی و پاک دستی و تلاش برای ارتقاء سطح زندگی و رفاه مردم و پیشرفت کشور از مهم‌ترین شاخصه‌های «مکتب مصدق» است

بایسته است سال روز تولد مصدق بزرگ را گرامی بداریم همانطور که ملی شدن منابع نفتی را ارج می نهیم و اعتراض شدید خود را در مورد ممانعت حکومت از ادای احترام مردم ایران به بزرگترین شخصیت تاریخ معاصر ایران مصدق اعلام ‌نماییم و به جمهوری اسلامی باید هشدار داد که در شرایط حساس منطقه و کشور از سرکوب و ایجاد مضیقه برای مردم ایران و از جمله برای پیروان مکتب مصدق که شریف ‌ترین و وطن‌ پرست ترین فرزندان این مملکت هستند دست برداریم و به آزادی‌های انسانی ملت ایران و به میثاق های جهانی پایبند باشیم .

فرازهایی از دوران فعالیت های  دکتر مصدق شخصیت همیشه ماندگار در تاریخ نوین ایران

در روز ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ هجری شمسی، دکتر محمد مصدق، نخست‌ وزیر ایران در فاصله سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲

مصدق در سال ۱۲۸۷ خورشیدی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سوئیس مهاجرت کرد و به اخذ درجه دکترای حقوق در دانشگاه نوشاتل نائل آمد.

دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران اقامت در سوئیس که آن را وطن دوم می‌خواند، می‌نویسد: در آنجا بودم که قرارداد وثوق‌الدوله بین ایران و انگلیس منعقد گردید.... تصمیم گرفتم در سوئیس اقامت کنم و به کار تجارت پردازم. مقدار قلیلی هم کالا که در ایران کمیاب شده بود خریده و به ایران فرستادم؛ و بعد چنین صلاح دیدم که با پسر و دختر بزرگم که ۱۰ ساله بود و وطن خود را ندیده بودند به ایران بیایم و بعد از تصفیه کار‌هایم از ایران مهاجرت نمایم این بود که‌‌ همان راهی که رفته بودم به قصد مراجعت به ایران حرکت نمودم.

دکتر مصدق سپس شرح مفصلی از جریان مسافرت خود از طریق قفقاز به ایران داده و از آن جمله می‌نویسد به او توصیه کرده بودند که باید مواظب مسیر باشد دکتر مصدق اضافه می‌کند: به دستور ژنرال قنسول ایران در تفلیس اتومبیلی تهیه نمودند که با پرداخت چهل هزار منات مرا به پتروسکی برساند و از آنجا از طریق دریا وارد مشهد سر (بابلسر فعلی) شویم. ولی چند ساعتی قبل از حرکت خبر رسید که کمونیست‌ها دربند را تصرف کرده‌اند که از این طریق نیز مایوس شدم و چون ناامنی در تفلیس رو به شدت می‌ گذاشت از‌‌ همان خطی که آمده بودم به سوئیس مراجعت کردم.

مصدق پس از دریافت مدرک از دانشگاه نوشاتل، به ایران بازگشت و در ایران به تمام پست‌ها و مشاغل حساسی که یک چهره سیاسی می‌تواند برسد، دست یافت.

 مصدق در ابتدای کار، چون با بعضی مسائل در ایران، به ویژه قرارداد سال ۱۹۱۹ میلادی با انگلیس مخالف بود، تصمیم داشت دوباره به سوئیس بازگردد، ولی کابینه مشیرالدوله برای تصدی مقام وزارت عدلیه (دادگستری) از وی دعوت به عمل آورد و این شروع کار او بود.

 وی در ادامه، در پاییز سال ۱۲۹۹ به حکومت فارس منصوب گردید و سال ۱۳۰۰ به وزارت دارایی رسید. مصدق بعد از این سمت، در سال ۱۳۰۱ نیز در آذربایجان به مشاغل دولتی سطح بالا رسیده و مدتی بعد به دلیل مخالفت با حکومت مرکزی از این سمت استعفا داد.

سال بعد وزیر امور خارجه ایران شد و در سال ۱۳۰۳ که همزمان با آغاز دوره پنجم مجلس قانون‌ گذاری بود، به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای ملی انتخاب شد. همین طور در دوره ششم نیز دوباره به این سمت دست یافت.

بعد از اتمام دوره ششم به دلیل دخالت دولت در انتخابات مجلس، از سیاست کناره‌گیری کرد. دکتر مصدق بار‌ها از سوی دولت و حکومت به زندان افتاد یا تبعید شد. از آن جمله بعد از کناره‌گیری از سیاست در چهارم تیر سال ۱۳۱۹ بود که به بیرجند اعزام شد و تا آذرماه‌‌ همان سال در زندان بود و دوباره به احمدآباد تبعید شد.

مصدق در دوره‌های چهاردهم و شانزدهم مجدداً از طرف مردم تهران به عنوان نماینده انتخابی و مردمی به مجلس رفت و در این زمان بود که برای احقاق حقوق مردم ایران به تشکیل جبهه ملی اقدام کرد تا بتواند در راه مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت ایران گام‌های مثمرثمرتری را بردارد و عاقبت موفق شد در روز ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ قانون ملی شدن صنعت نفت را از تصویب مجلس سنا بگذراند.

در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۰ دکتر مصدق با تکیه به رای اعتماد اکثر نمایندگان مجلس و برای به ثمر رساندن قانون ملی شدن صنعت نفت و نظارت هرچه بهتر بر انجام امور، مقام نخست‌ وزیری ایران را پذیرفت. نخستین اقدام دکتر مصدق پس از معرفی کابینه، اجرای طرح ملی شدن صنعت نفت بود. به دنبال شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح شکایت مزبور در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت.

 سپس به دادگاه لاهه رفت و در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در بازگشت به ایران سفری نیز به مصر کرد و در آنجا مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.

انتخابات دوره هفدهم مجلس به خاطر دخالت‌های ارتشیان و دربار به تشنج کشید و کار به جایی رسید که پس از انتخاب ۸۰ نماینده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزه‌های باقی مانده را صادر کرد.

مصدق برای جلوگیری از کارشکنی‌های ارتش از شاه درخواست کرد اداره وزارت جنگ را به دولت بسپارد. این درخواست از طرف شاه رد شد و به همین دلیل دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ از مقام نخست‌وزیری استعفا کرد.

یک روز بعد، مجلس قوام‌السلطنه را به نخست‌وزیری انتخاب کرد و قوام‌السلطنه با صدور بیانیه شدیداللحنی بر علیه مصدق و جبهه ملی نخست‌ وزیری خود را اعلام نمود.

مردم که از برکناری دکتر مصدق شدیدا خشمگین بودند، در پی چهار روز تظاهرات و قیام‌های پیوسته در حمایت از دکتر مصدق، موفق به ساقط کردن دولت قوام شدند و در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ دکتر مصدق بار دیگرقدرت را بدست گرفت .در روز ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ دربار با کمک عده‌ای از روحانیون، افسران اخراجی و اراذل و اوباش تصمیم به اجرای طرح توطئه‌ای علیه مصدق گرفتند تا او را از بین ببرند. نقشه از این قرار بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت خارج شود و اعلام دارد که این خواسته دکتر مصدق است.

 اراذل و اوباش وابسته به دربار هم به بهانه جلوگیری از سفر شاه در مقابل کاخ شاه تظاهرات برپا کنند و هنگام خروج دکتر مصدق از دربار وی را به قتل برسانند. ولی مصدق از نقشه اطلاع یافت و توانست جان سالم بدر برد و توطئه با شکست روبرو شد. با این حال‌‌ همان زمان، سرتیپ افشار طوس رییس وفادار شهربانی دکتر مصدق، به وسیله عمال دربار و افسران اخراجی به قتل رسید.

اختلافات شدید مجلس با دولت دکتر مصدق، و به دنبال استعفای بسیاری از نمایندگان مجلس، دولت اقدام به برگزاری همه ‌پرسی در سطح کشور کرد تا مردم به انحلال یا عدم انحلال مجلس رای دهند. در این همه ‌پرسی که البته به خاطر همزمان نبودن زمان انتخابات در تهران و شهرستان‌ها، و همچنین جدا بودن محل صندوق‌های مخالفان و موافقان انحلال مجلس مورد انتقاد بسیاری از منتقدان قرار گرفت، در حدود دو میلیون ایرانی به انحلال مجلس رای مثبت دادند و مجلس در روز ۲۳ مرداد ۱۳۳۲ رسما منحل شد.

در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ طبق نقشه‌ای که بعد‌ها مشخص شد سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق کشیده بودند، شاه دستور عزل دکتر مصدق را صادر کرد و رییس گارد سلطنتی خویش، سرهنگ نصیری را موظف نمود تا با محاصره خانه نخست‌وزیر فرمان را به وی تحویل دهد. همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی مامور بازداشت عده‌ای از وزرای دکتر مصدق شدند. ولی نیروهای محافظ نخست‌وزیری در یک حرکت غافلگیر کننده رییس گارد سلطنتی و نیرو‌هایش را خلع سلاح و بازداشت نمودند و نقشه کودتای ۲۵ مرداد به شکست انجامید.

در روز ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولت‌های آمریکا و انگلیس با اجرای نقشه دقیق‌ تری دست به کودتای دیگری علیه دولت ملی دکتر مصدق زدند که این بار باعث سقوط دولت وی شد. در این روز سازمان سیا با دادن پول به ارتشیان و اراذل و اوباش تهران آن‌ها را به خیابان‌ها کشاند.

 به دلیل خیانت رییس شهربانی و بی‌توجهی رییس ستاد ارتش دولت مصدق، کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندین ساعت نبرد خونین، گارد محافظ نخست‌وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غارت کردن به آتش بکشانند. ولی دکتر مصدق موفق شد به همراه یاران خود از نردبان استفاده کند و به خانه همسایه پناه ببرد. در این کودتا گروهی از یاران سابق دکتر مصدق نیز دخالت داشتند و همزمان اعضای حزب توده که در روزهای ۲۶ و ۲۷ مرداد به بهانه هواداری از دکتر مصدق دست به راهپیمایی زده بودند، در روز ۲۸ مرداد هیچ عملی بر ضد کودتاچیان انجام ندادند.

با پیروزی کودتا، در روز ۲۹ مرداد دکتر مصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری سپهبد زاهدی تسلیم کردند. دکتر مصدق بعد‌ها در دادگاه نظامی، با برملا کردن اسرار کودتای ۲۵ و ۲۸ مرداد چهره کودتاچیان را نزد جهانیان رسوا کرد اما در پایان دادگاه وی را به ۳ سال زندان محکوم کرد و پس از گذراندن ۳ سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود در احمدآباد تبعید شد و تا آخر عمر تحت نظارت همان جا ماند. در سال ۱۳۴۲ همسر دکتر مصدق، خانم ضیاءالسلطنه، در سن ۸۴ سالگی درگذشت و دکتر مصدق را بیش از پیش در غم فرو برد. حاصل ازدواج وی و دکتر مصدق ۲ پسر و ۳ دختر بود.

در ۱۴ اسفند ماه ۱۳۴۵ ساعت ۶ صبح دکتر محمد مصدق به دنبال یک دوره طولانی بیماری سرطان، در سن ۸۴ سالگی درگذشت. او وصیت کرده بود پیکرش را کنار کشته ‌شدگان ۳۰ تیر در «آرامگاه ابن‌بابویه» دفن کنند، ولی با مخالفت شاه چنین نشد و او در یکی از اتاق‌های خانه‌اش در احمدآباد به خاک سپرده شد.

در سال‌های حکومت محمدرضا پهلوی برگزاری مراسم بزرگداشت دکتر محمد مصدق از سوی حکومت وقت ممنوع اعلام شد اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۵ اسفند ۵۷ یکی از بزرگترین گردهمایی‌های سیاسی در سالروز درگذشت رهبر نهضت ملی نفت بر مزار وی در احمدآباد برگزار شد. در این مراسم که آیت‌الله طالقانی سخنران آن بود، به نوشته روزنامه اطلاعات یک میلیون نفر به احمدآباد رفتند.

روزنامه اطلاعات در شماره‌‌ همان روز در توصیف این مراسم نوشت: «امروز ایران پس از دوازده سال خون دل خوردن و خاموشی به خاطر عجز از برپایی مراسم تجلیل از شادروان دکتر محمد مصدق رهبر ملی خود باشکوهی خیره کننده یاد آن بزرگ مرد تاریخ مبارزات ضد استعماری ملل شرق را گرامی داشت. مراسم تجلیل از این ابرمرد چندان باشکوه بود که بی‌شک پرتو پرجلالش قرون متمادی بر صفحات تاریخ جدید ایران پرتو خیره کننده‌ای خواهد داشت.» شخصیتی که به کمک دکتر فاطمی  و ملت هشیار و بیدار ایران منابع نفت و گازو استقلال ملی  ما را تا بامروز بعنوان ثروت ملی و چه بسا برای آیندگان تثبیت کرده است . مصدق شخصیت جاودانه تاریخ تمدن ایران از نادر ترین شخصیتهای تاریخ بشر است که افق منافع ملی و استقلال ملی را تضمین کرده است.

مهدی ضمیری

رشت :16.12.97




Gozareshgar
info@gozareshgar.com