07.03.19 00:05 Alter: 13 days

بیژن نیابتی: جنگ جهانی چهارم ، ابزارها و آماجها ـ کتاب دوم

Kategorie: Meldungen Links

 

 

بخش بیست و یکم ـ تروریسم یهود

نطفه دولت جعلی اسرائیل با یک تروریسم افسارگسیخته بسته شده استبخش اعظم مسئولین رژیم صهیونیستی بویژه در سالهای آغازین بنیانگذاری آن تروریستهای شناخته شده ای هستند که دستشان تا مرفق به خون مردم فلسطین آغشته استحداقل یک رئیس جمهور و سه نخست وزیر اسرائیل یعنی اسحاق بن سِوی ، اسحاق شامیر، اسحاق رابین و مناهیم بگین و تعداد بسیار دیگری از بالاترین مسئولین رژیم صهیونیستی همگی اعضا و رهبران شناخته شده جریانات تروریستی پیش از تشکیل دولت یهود درسال 1948 بوده اندپیش از ورود به این مبحث لازم به ذکر است که ارزیابی گروههای مسلح صهیونیستی تا مقطع تشکیل دولت اسرائیل به مثابه جریانات تروریستی اساسأ برمبنای درک و استنباط شخصی خود من نیست چرا که من نفس مبارزه قهرآمیز در یک نظام تحت سلطه را مستقل از ماهیت مبارزین تا آنجایی که مردم عادی و غیرنظامی را هدف قرار نداده باشد نه تنها تروریستی نمی دانم که بسیارمشروع و قابل دفاع نیز تلقی می کنم.

اطلاق صفت تروریست به این جریانات تمامأ براساس معیارخود همین جنایتکارانی است که فی المثل جنبش حزب الله لبنان و جریان حماس را در کنارسازمان آزادیبخش فلسطین به صرف پذیرش مبارزه مسلحانه تروریستی قلمداد کرده و می کنندهمانهای که لیست تروریستی بیرون می دهند وهر جنبش مقاومتی را که دشمن تلقی می کنند در آن می نشانندآنان که رگ و ریشه و تار و پودشان بر اساس همان معیارهای مورد قبول خودشان با ترور و ایجاد وحشت بافته شده است اما مبارزه مشروع مسلحانه فلسطینیان علیه اشغال سرزمینشان را تروریستی می نامندآری با معیارهای خود آنان است که می گویم نطفه دولت اسرائیل با تروریسم ، پاکسازی قومی و جنایت علیه بشریت بسته شده است.

ضمنأ اینرا هم باید اضافه کنم که در گذشته واژه هایی همچون تروریسم و یا آنارشیزم همچون امروز از بار ارزشی تمامأ منفی برخوردار نبوده و به مثابه یک سبک برخورد سیاسی و یک شیوه مبارزه با حاکمیت و ایحاد تغییر، مستقل از درست و غلطی آنها مورد ارزیابی قرار می گرفته اندباری ، پیشینه تشکیل هسته های مسلح صهیونیستی به سالهای آغازین قرن بیستم میلادی یعنی سالهای پس از تشکیل کنگره جهانی صهیونیستی بر می گرددقتلعامهای موسوم به پوگرومهای روسیه تزاری در دوران انقلاب 1905 و تبلیغات متعاقب آن توسط مدیای یهود در اروپا و آمریکا با هدف آماده کردن فضای اجتماعی برای مهاجرت گسترده یهودیان روسیه به اروپا و آمریکا بهانه خوبی است تا بر مبنای آن جنبش منزوی صهیونیستی در جایگاه تنها مدافع جان ومال یهودیان روسیه تثبت گردد.

 "حزب صهیونیستی سوسیالیستی کارگران روسیه"

در شماراولین گروه های تروریستی صهیونیستی ، "حزب صهیونیستی سوسیالیستی کارگران روسیهدر1905 در اودِسا تشکیل می شود و بزودی پس از تشکیلات موسوم به "بوندیا اتحادیه عمومی کارگری یهود ، تبدیل به دومین تشکل یهودیان روسیه می گرددهدف حزب مذکور در آغاز، تشکیل دولت یهود درجای دیگری به غیر ازفلسطین یعنی دراوگاندا واقع در قاره آفریقا می باشداین تشکل رسمأ تروریسم را به مثابه یک راهکار مشروع در تقابل با دولت تزاری وارد برنامه خود می کند.

ها شومر " Ha Schomer"

ها شومر به معنی محافظ یا نگهبان اولین جریان متشکل و با چفت و بستی است که 17 آپریل 1909 با تعداد اندکی عضو در خود سرزمین فلسطین تأسیس می شودها شومر که در آغاز با هدف حفاظت از شهرکهای یهودی نشین در مقابل تهاجمات عربها بوجود آمده است با آغاز جنگ جهانی اول به فعالیت زیرزمینی علیه امپراتوری عثمانی روی می آورددومین رئیس جمهور اسرئیل اسحاق بن سِویJizchak Ben Zwi از اعضای اولیه همین جریان بوده استها شومر از اساس یک گروه رادیکال منظبط با یک تشکیلات هرمی استاز شعاراصلی آنان می توان بخوبی ماهیت این گروه محافظ را گمانمه زد :

"یهودیه در آتش و خون بخاک افتاد، درآتش و خون نیز به پا خواهد خاست".

عضویت درها شومربسادگی امکانپذیر نیست به همین دلیل نیز شمار اعضا محدود استبرای مثال پنج سال پس ازتشکیل و در آغازجنگ جهانی اول تعداد اعضای ها شومر حول و حوش چهل نفرعضو و پنجاه شصت نفرکاندید عضویت بیشترنمی باشداین کاندیداها می بایست ابتدا یک دوره آزمایشی یکساله را پشت سر بگذارند بعد هم آرای دو سوم اعضای نشست عمومی سالانه گروه را برای عضویت بدست آورند.

برخی ازاعضای ها شومر درسالهای جنگ اول و در کنار فعالیتهای زیرزمینی علیه امپراتوری عثمانی به"لژیون یهودکه در این مقطع در رکاب دولت فخیمه شمشیر می زند می پیوندند و برخی نیز پس از اشغال بیت المقدس توسط بریتانیا وارد خدمت تشکیلات پلیس محلی میگردندلژیون یهود که درآغاز جنگ اول توسط "ولادیمیر جابوتینسکیWladimir Jabotinsky و "جوزف ترامپلدورJoseph Trumpeldor تأسیس گردیده است متشکل از پنج گردان از یهودیان داوطب تحت امر امپراتوری بریتانیا علیه امپراتوری عثمانی می باشد که البته پس از پایان جنگ توسط دولت بریتانیا منحل می گرددها شومر نیز خود را در 15 ژوئن 1920منحل کرده و اعضای آن همگی به تشکیلات بزرگتری می پیوندند که قرار است به سهم خود نقش مهم تری در روند تروریسم افسارگسیخته منتهی به شکل گیری یک رژیم نژادپرست در خاک فلسطین ایفا نماید.

ها گانا "Hagana"

ها گانا معروفترین سازمان شبه نظامی تروریستی صهیونیستها در سرزمینهای فلسطینی است که به مثابه ادامه منطقی ها شومر در تابستان 1920 پایه گذاری می گرددناآرامیهای آپریل 1920 در اورشلیم که منجر به قتل شش یهودی و زخمی شدن حدود 200 نفر از آنان می گردد همینگونه وقایع ماه مه 1921 در یافا ، آژانس یهود را به این نتیجه می رساند که یهودیان مهاجر در مقابل تهاجم اعراب ساکن نمی توانند تنها به حفاظت از جانب دولت فخیمه اکتفا کرده و خودشان می بایست دراساس وظیفه دفاع از خود را برعهده بگیرندهاگانا که در زبان عبری نیزهمان معنای دفاع را دارد از آغازهم تحت همین پوش یعنی دفاع از یهودیان ساکن و یا مهاجر به فلسطین درمقابل تعرض اعراب بومی بوجود می آید اما در طول زمان و متناسب با تعادل قوای موجود در اروپا استراتژی تدافعی را به کناری نهاده و حالت تعرضی به خود می گیرداین تعرض در کنار اعراب صاحبخانه متوجه نمایندگان سیاسی و نظامی دولت فخیمه و شهروندان بریتانیایی نیز می گرددها گانا در فاصله سالهای 1920 تا سال بنیانگذاری دولت یهود در 1948، اقدام به عملیات تروریستی متعددی علیه اعراب ساکن و مدیریت انگلیسی فلسطین می کندیکی از بزرگترین و خونین ترین عملیات تروریستی ها گانا منفجرکردن کشتی مسافربری فرانسوی موسوم به "اس اس پاتریامی باشد که در جریان آن یکقلم 250 نفر ازسرنشینان اس اس پاتریا قتلعام می شوند.

ها گانا در واقع مادر تمامی جریانات تروریستی یهودی تا مقطع تشکیل دولت یهود می باشدجریاناتی مثل ایرگون و اشترن و دنباله آن لِحی همگی حاصل انشعابات از ها گانا می باشند.

تا مقطع سال 1929 تعداد اعضای ها گانا نیز مانند ها شومر اگرچه بسیار بیشتر از آن اما تعداد محدودی استنُه سال میانه بنیانگذاری ها گانا در 1920 تا 1929 سالهای نسبتآ آرامی هستند و همانگونه که در بخش گذشته اشاره کردم مهاجرت به فلسطین از سوی یهودیان جهان نیز رقم قابل اعتنایی نیستدر این سالها ها گانا بیشتر یک تشکیلات محلی است که کارش دفاع مسلحانه از شهرکهای یهودی است و بر نیروهای داوطلب متکی استازاینسال به بعد و به بهانه درگیریهای بیت المقدس و اقدام به قتلعام یهودیان هبرون ، کل تشکیلات با یک تغییر کیفی متحول می شودتمامی جوانان و میانسالان یهودی موظف به عضویت در آن می شوند و تعداد اعضا و وابستگان ها گانا بیکباره با یک رشد صعودی سر از هزاران نفر برمی آورد.

سال 1929 سال تعیین تکلیف کلان سرمایه یهود با دیگر بخشهای سرمایه داری در ایالات متحده هستاز این سال به بعد هیچ اتفاقی در چهارچوب سیاست جهانی در ارتباط با یهودیت بین المللی را نمی توان مستقل از زلزله وال استریت ارزیابی و تحلیل کرداز این نقطه به بعد کلان سرمایه متمرکز یهود با دستی باز به اجرای طرح های خود در ارتباط با تشکیل دولت یهود می پردازددر این مقطع سیاست آلیانس یهود وبه تبع آن تشکیلات ها گانا در فلسطین بر روی تحریک مستمر و علنی اعراب مسلمان از یکسو و افزایش فشار تروریستی بر مدیریت اجرایی بریتانیا در راستای عقب نشینی از فلسطین و واگذاری آن به صهیونیسم بین المللی می باشد.

در بیت المقدس پروژه تحریک و ایجاد درگیری با تظاهرات ادامه دار در کنار دیوار ندبه و با ادعای مالکیت بر"تمپل برگیا همان کوه معبد آغاز می گردددر این تظاهرات اعضای مسلح ها گانا همه جا حضور دارند.عین همین داستان در طرف مقابل نیز کلید می خوردتظاهرات فلسطینیها نیز در مقابل بطور مستمر در اطراف مسجد القصی ادامه می یابد و از دست پلیس انگلیسی شهر نیز کار چندانی ساخته نمی باشدروز23 اوت 1929 به تحریک "محمد امین الحسینیمفتی اعظم بیت المقدس هزاران نفر فلسطینی مسلح از روستاهای اطراف به شهر می ریزند و به یهودیان حمله ور می شونددر مقابل ناسیونالیستهای مسلح یهودی نیز به مقابله برمی خیزند و بدینترتیب جنگ مغلوبه می شود تا آنجا که کنترل اوضاع تمامأ از دست تشکیلات پلیس بریتانیا خارج می گردد.

قتلعام در حبرونالخلیل )

بدنبال درگیری میان ناسیونالیستهای عرب و یهودی بر سراستفاده از دیوار ندبه در بیت المقدس که ازهر دو سو سلاح گرم بکار گرفته می شود شایعاتی در میان روستاهای فلسطینی مبنی بر حمله صهیونیستها به نمازگزاران در بیت المقدس و تحت کنترل گرفتن شهر و اماکن مقدس مسلمانان توسط آنان پخش می شود که به رادیکالیسم موجود دامن می زنددر الخلیل تعداد زیادی آماده رفتن به بیت المقس می شوند و دراین فضاست که اولین تهاجم مسلمان به یهودی پس ازقرنها زندگی مسالمت آمیز در الخلیل صورت می پذیرد.روز 24 اوت تهاجم به یهودیان الخلیل نزدیک به 67 قربانی برجای می گذاردنکته جالب اینجاست که اکثریت جمعیت یهودی شهر نه توسط پلیس انگلیس که اساسأ قادر به مداخله نبود بلکه توسط همسایگان عرب خود نجات مییابندتعداد 435 نفر از یهودیان الخلیل را همسایه های عربشان به خانه های خود برده و پناه می دهندبدنبال این ماجرا پلیس مستعمراتی بریتانیا اقدام به تخلیه الخلیل از یهودیان ساکن آنجا می نماید.

از اینجا به بعد تشکیلات ها گانا وارد یک فاز کاملأ جدید از حیات خود می گرددجدای از عضوگیری اجباری از میان کلیه ساکنین یهودی فلسطین ها گانا اقدام به قاچاق گسترده سلاح از طریق سوریه که دراین مقطع تحت حاکمیت دولت فرانسه هست می نمایدهمینطور تولید تسلیحات ساده بویژه بمبهای دستی در خود فلسطین را نیز آغاز می کنداز اینجا به بعد میلیشیای زیرزمینی ها گانا تبدیل به یک تشکیلات منسجم شبه نظامی می گردد که هدف آن تحمیل تشکیل دولت یهود هم به صاحبخانه فلسطینی و هم به اشغالگران انگلیسی حاکم می باشد.

پالماخ "Palmach و پالیام "Palyam"

ها گانا در 19 ماه مه 1941 و درجریان جنگ دوم اقدام به تأسیس یک هنگ از شبه نظامیان یهودی تحت عنوان پالماخ می کند که می بایست ضمن خدمت در رکاب دولت فخیمه در چارچوب "بریگاد یهودیتمرکز خود را بر تعلیم و تربیت نظامی جوانان یهود در فلسطین بگذاردپالماخ در کنار خدمت در ارتش بریتانیا در زمان جنگ در واقع نقش نیروی ضربتی ها گانا درعملیات پاکسازی قومی در میانه سالهای پایان جنگ در1945 تا تشکیل دولت یهود در1948 را بر عهده دارد.

پالماخ در ضمن برخوردار از یک واحد نیروی دریایی به نام "پالیام"هم هست که رسمأ در 1943 تأسیس می شود و پنج سال بعد هسته مرکزی نیروی دریایی ارتش اسرائیل را تشکیل می دهدمسئولیت پالیام اساسأ هدایت مخفیانه یهودیان اروپا در زمان جنگ به فلسطین و بعد ها هم پیشبرد عملیات نجات مهاجران غیرقانونی که توسط دولت بریتانیا دستگیر و از ورودشان به خشکی جلوگیری می شده بوده استیکی از مهمترین آنها عملیات نجات حدود دویست نفر از مهاجران غیرقانونی تحت فرماندهی اسحاق رابین می باشد که پلیس بریتانیا آنها را دستگیر کرده و قصد اخراجشان را داشته است. 250 نفر اعضای پالیام طی عملیاتی در 10 اکتبر 1945 آنها را فراری داده و در یک کیبوتص مخفی می کننداین عملیات و اتفاقات بدنبال آن که همزمان با بسیج یهودیان درون فلسطین و آلیانس یهود و مطبوعات وابسته به آن در اروپا و آمریکا صورت می گیرد فشار را بر روی دولت فخیمه کیفیأ افزایش داده و زمینه های خروج نیروهای نظامی بریتانیا از فلسطین و واگذار کردن میدان به صهیونیسم جهانی را فراهم می کند.

همانگونه که گفتم نیروهای شبه نظامی تعلیم یافته پالماخ نقش مهمی در جنایات و پاکسازیهای قومی در فاصله سه ساله پایان جنگ دوم و تأسیس دولت اسرائیل بر عهده داشتندیک نمونه از این جنایات ضد بشری عملیات عین الزیتون در اول ماه مه 1948 یعنی دو هفته پیش از اعلام تأسیس دولت یهودی است.قتلعام عین الزیتون دنباله جنایت دیر یاسین و در یک فاصله زمانی کمتر از یکماه پس از آن بوقوع می پیوندد.برخلاف دیریاسین که ها گانا مسئولیت آنرا تنها متوجه دو جریان لحی و ایرگون می دانست در اینجا تمامأ این نیروهای تعلیم یافته پالماخ به مثابه نیروی ضربتی ها گانا هستند که عملیات پاکسازی قومی را هدایت می کنندها گانا البته نیازی به محکوم کردن این یکی ندارد.

"هانس لبرشتHans Lebrecht کمونیست اسرائیلی که خود در این مقطع سرباز ارتش تازه تأسیس اسرائیل است و یکی دوهفته پس ازاین قتلعام طی مأموریتی به عین الزیتون رفته است چنین نقل می کند که نیروهای ضربتی پالماخ یکصد و هشتاد نفر اهالی روستا از زن و مرد و پیر و جوان و کودک را در مسجد جمع آوری کرده و آنگاه مسجد را به آتش کشیده اندهرکس را هم که تلاش کرده از میان آتش گریخته و خود را نجات دهد به گلوله بسته اندهانس لبرشت سخن از ده ها جسد با دستهای بسته برجای جای عین الزیتون می کند که گواه یک اسیرکشی نفرت انگیز در میان مردم غیرنظامی بوده استاینها البته تنها نمونه های اندکی از جریان پاکسازی قومی در سرزمین فلسطین استآن "سرزمین بدون خلقی که صهیونیستها پیشتر وعده آنرا به یک خلق بی سرزمین داده بودنداینچنین خالی از خلق می گردد.

نیروهای پالماخ با تأسیس ارتش اسرائیل همگی در مواضع فرماندهی این ارتش جای میگیرنداز مشهورترین آنها می توان از اسحاق ساده ، موشه دایان ، اسحاق رابین و همسرش لئا رابین نام برد.

ایرگون "Irgun Tzwa’i Le’umi"

ها گانا برای بخشهای افراطی تر ناسیونالیسم یهود به اندازه کافی از رادیکالیسم برخوردار نیست !موضعگیری در مقابل حاکمیت بریتانیا در فلسطین موضوع یک انشعاب سیاسی می گرد که بعدها انگیزه های ایدئولوژیک نیز بدان افزوده می گردددر سال 1931 بخشی از اعضای ها گانا به رهبری آوراهام تهومی انشعاب کرده و ایرگون را بوجود می آورنداین جریان"اِتسلنیز نامیده می شده که مخفف حروف اول"سازمان نظامی ملیمی باشدالبته پنج سال بعد آوراهام تهومی و تعدادی دیگر در جریان قیام گسترده اعراب در 1936 و به منظور حفظ اتحاد دوباره به ها گانا بازمی گردند.

این حرکت بازماندگان در ایرگون را به سمت رادیکالیزاسیون بیشتر برده و یکسال بعد این جریان تحت فرماندهی بی چون وچرای "ولادیمیر جابوتینسکیWladimir Jabotinsky قرار می گیردایرگون به لحاظ ایدئولوژیک کاملأ درخط جریان تجدید نظرطلب صهیونیستی متعلق جابوتینسکی قرار می گیرد که در فاصله1937 تا زمان مرگش در1940 رهبری مستقیم ایرگون را در دست داشته است.

در این سالها ایرگون عملیات متعددی علیه اعراب صاحبخانه و دستگاه اجرایی استعمار انگلیس شامل مین گذاری در جاده ها ، بمبگذاری در کافه ها و مراکز خرید عمومی و همینطور تهاجم به مراکز پلیس بریتانیا صورت می دهداین جریان به لحاظ سازماندهی بشدت متأثر از تشکیلات "جوانان بتارکه در 1923 توسط جابوتینسکی در ریگا پایتخت لتونی تشکیل شده و متشکل از یهودیان فاشیست با الگوی موسولینی در ایتالیا بود می باشداونیفورم اعضای بتار نیزهمان اونیفورم اعضای اس ـ آ در آلمان با همان رنگ قهوه ای بوده است.

اختلاف میان ایرگون و ها گانا البته باید در کادر یک اختلاف بزرگتر بررسی شود تا بهتر قابل فهم باشدها گانا بازوی نظامی کنگره جهانی صهیونیستهاستبرعکس ایرگون متمایل به جریان صهیونیستهای رویزیونیست به رهبری ولادیمیر جابوتینسکی است که درتقابل با بریتانیا معتقد به نزدیکی به فاشیستها در ایتالیا و نازیها در آلمان بوده استکنگره جهانی صهیونیستها برعکس در خط همکاری با بریتانیا و سازش قدم برمی داردجابوتینسکی و طرفدارانش نهایتأ در سال 1935 کنگره مذکور را ترک کرده و استراتژی متفاوتی را دنبال می کنداو در 12 سپتامبر همین سال تشکیلات جدیدی را در وین تحت عنوان "سازمان صهیونیستی نوینایجاد می کند که در برنامه اش برخلاف اعلامیه بالفور خواهان تشکیل دولت یهود درهردو سوی رود اردن می باشدمهمترین بخش برنامه رویزیونیستها انحلال شبکه های موجودیت یهودیان در اروپا و انتقال آنان به سرزمین فلسطین می باشداین بخش البته جهتگیری سیاسی مشخصی را در جهت نزدیکی هرچه بیشتر به رژیم نازی در آلمان و تقابل با دولت بریتانیا دنبال می کندطبیعتأ از درون این جهتگیری سیاسی هم هست که همکاری با نازیها در دستور کار قرار میگیرددر این رابطه در بخش پیشین به تفصیل سخن گفته ام.

بزرگترین عملیات ایرگون بمبگذاری سال 1946 درهتل داوود شاه King David Hotel در اورشلیم بود که در آن مقطع بخشی از دستگاه مدیریت اجرایی و فرماندهی ارتش بریتانیا در آنجا مستقر بودندبیش از نود نفر انگلیسی، عرب و یهودی همکار دستگاه استعماری بریتانیا در این بمبگذاری به قتل می رسند تأثیرات منفی این عملیات تا آنجا می رود که بخش اعظم اِلیت سیاسی حامی صهیونیسم در بریتانیا و در رأس همه شخص وینستون چرچیل حداقل در ظاهر دست از حمایت از جنبش صهیونیستی کشیده و با آن فاصله می گیرندهمینطور تشکیلات ها گانا اقدام به انجام چند عملیات علیه ایرگون می کند که البته بیشتر جنبه نمایشی داردنفس وجودی انشعاباتی همچون ایرگون و یا لِحی مستقل از اختلافات واقعی میان آنها عامل مهمی برای ها گانا در پوشانیدن چهره جنایتکارش زیر ماسک اعتدال و مخالفت با افراطیگری است .درهرکجا هم که صلاح بود هر سه این جریانات عملیات مشترک انجام می دادند که نقطه اوج آن جنایت داعش گونه در قریه "دیر یاسیندر آپریل 1948 یعنی مدت کوتاهی پیش از اعلام استقلال دولت یهود می باشد.

جنایت دیریاسین

در قتلعام دیر یاسین هر سه گروه شرکت دارند ولی اینجا هم باز دستهای ها گانا بزیر دستکشهای سفید پوشیده است و تنها ایرگون و لِحی هستند که تنها عاملان جنایت ضد انسانی در دیر یاسینندبیش از یکصد زن و کودک و پیر و جوان با نارنجکهایی که از پنجره خانه هایشان توسط اعضای ایرگون و لِحی انداخته می شود به خاک و خون می غلطندجنایت آنقدر شنیع است که اشک تمساح آژانس یهود را نیز جاری می کندآنان رسمأ از پادشاه وقت اردن پوزش می طلبندپوزشی که البته از آنسو پذیرفته نمی شودها گانا نیز البته جنایت دیر یاسین را که در پیش چشمانش انجام شده محکوم می کند.

"بنی موریسBenny Morris استاد دانشگاه بن گوریون می نویسد که بازماندگان قتلعام را که در میان آنان زنان و کودکان بسیاری بودند در پایان سوار کامیونهایی چند کرده و در خیابانهای غرب بیت المقدس به حرکت دراوردند که ازآنان نیز با فحش و تف و پرتاب سنگ پذیرایی به عمل آمدها گانا اینجا هم البته حضور ندارد مجله آلمانی اشپیگل در ماه های سپتامبر و اکتبر 1982 در مجموعه گزارشاتی درمورد وضعیت فلسطینیان و آنچه که تا آنروز بر فلسطین و فلسطینی گذشته بود تحت عنوان "ضربه خورده ، رانده شده ، مورد خیانت واقع شدهمنتشر می کند که در کنار بسیاری وقایع دیگر به جنایت دیریاسین نیز پرداخته است.گزارشاتی که البته بدلایل قابل فهم با زبانی بسیار نرم هم نوشته شده است.

اشپیگل نه اززبان اعراب که اززبان نماینده سوئیسی صلیب سرخ بین المللیژاک راینرJacques de Reynier که شاهد عینی دست و پا بریدنها، شکم زن حامله دریدنها و مثله کردن کودکان بوده است، اززبان"آرنولد تاینبیArnold j.Toynbee تاریخدان شهیرانگلیسی که این جنایت را همطراز و درکنارجنایات نیروی اس ـ اس گذاشته، از زبان "لاری کالینزLarry Collins و "دومینیک لاپیرDominique Lapierreنویسندگان کتاب "آه ، اورشلیماست که از دیریاسین نقل می کندجانیان دیریاسین را در کنار جانیان داعش گذاشتن و مقایسه کردن بی تردید روسپیدی داعشیان را نتیجه خواهد داد سالها بعد رهبری هر دو گروه تروریست افراطی از دید ملل متحد و ابرقدرت وقتایرگون و لِحی یعنی"اسحاق شامیرو "مناهیم بگینیعنی فرماندهان مستقیم جنایت دیریاسین نخست وزیران آینده اسرائیل می شوند و نصیب یکی از آندو نیز جایزه کذایی صلح نوبل می گرددیک لحظه تصور کنید سالها بعد به ابوبکر بغدادی جایزه صلح نوبل را اعطا کنند این محتوای واقعی آن سیستمی است که برجهان ما حاکمیت داردمناهیم بگین صاحب جایزه کذایی صلح نوبل ضمن دفاع آشکاراز جنایت دیریاسین تأکید کرده بود که "بدون پیروزی دیریاسین اسرائیلی وجود نمی داشت". آری بی تردید حق با این جنایتکار پیشانی سفید استبدون پاکسازی قومی در سرزمین فلسطین و دررأس آن قتعام دیریاسین شاید اوضاع امروز شکل و شمایل دیگری می داشت.

مناهیم بگین از ابتدای تأسیس ایرگون عضو و از سال 1943 تا مقطع انحلال آن در 1948 فرمانده مستقیم جریان تروریستی ایرگون بوده استدر سال 1948 و بدنبال تشکیل دولت اسرائیل ایرگون هم مثل دیگر جریانات تروریستی و شبه نظامی منحل و دردرون ارتش نوبنیاد اسرائیل سازماندهی می گردندانحلال ایرگون البته چندان اختیاری نیستبدنبال یک رشته درگیریهای پراکنده که در یک قلم آن 16 کشته از ایرگون و کشته از ارتش بجا می مانند، نهایتأ نیروهای تحت امر مناهیم بگین جذب ساختار نظامی ارتش شده و ظاهرأ منحل می گردند.

عملیات ایرگون با انحلال آن به پایان نمی رسدمهمترین عملیات پس از انحلال ظاهری ایرگون عملیات سوء قصد با بمبهای پاکتی به اولین صدراعظم پسا جنگ آلمان و دو نفر از مقامات دولت این کشور در جریان مذاکرات میان داوید بن گوریون و کنراد آدنائر بر سر پرداخت خسارت از سوی آلمان و عادی سازی روابط دو کشور در سال 1952 می باشددر فرانسه که پاکتها از آنجا به مقصد آلمان پست شده اند، تعدادی از اعضای سابق ایرگون در اینرابطه دستگیر ولی بدلیل عدم امکان اثبات جرم تنها ازاین کشور اخراج می گردند.پلیس فرانسه ظاهرأ دلیلی برای محکومیت آنها نمی یابدتنها یکی از آنها به نام "اِلازار سودیتElieser Sudit که در اتاقش سلاح یافته بودند را به چهار ماه حبس محکوم می کنندسالها بعد در 1994 سودیت با نوشتن کتابی به زبان عبری انجام این عملیات تروریستی که سر نخ آن به ادعای وی در دستان مناهیم بگین بوده است را با جزئیات شرح می دهدسودیت در این کتاب مدعی شده که از سن پانزده سالگی دست اندرکار طراحی بمب در چارچوب تشکیلات ایرگون بوده است.

لِحی یا لِخی  " Lechi"

بدنبال مرگ جابوتینسکی در سال1940 و بر سر توافق میان جریان ایرگون و تشکیلات پلیس بریتانیا در فلسطین و اعلا م آتش بس ، انشعابی به سرکردگی "آوراهام اِشترنAvraham Stern در ایرگون صورت می گیرد که به انشعاب اِشترن معروف می شوددولت بریتانیا نیز در آنزمان این گروه را به نام سرکرده آن"باند اشترنمی نامیدجریان ازاین قرار بود که پس ازمرگ رهبر ایرگون "ولادیمیرجابوتینسکیWladimir Jabotinsky و جانشینی "داوید راتسیل"David Raziel در1940 یعنی پس از گذشت یکسال از آغاز رسمی جنگ جهانی دوم ، میان ایرگون با تشکیلات پلیس بریتانیا در فلسطین که تا این تاریخ دشمن قلمداد می شده یک توافقنامه آتش بس وهمکاری امضا می گردد که مورد پذیرش اعضای افراطیتر ایرگون به سردمداری "آوراهام اشترنقرار نمی گیرد که منجر به جدایی طرفداران اشترن از ایرگون می گردد.

جریان لِحی یا لخی که مخفف "مبارزان آزادی اسرائیلمی باشد در واقع ادامه یا تأسیس دوباره همین جریان پس از ضربه نظامی خردکننده پلیس بریتانیا در فوریه 1942 و کشته شدن خود اشترن می باشد.بدنبال این ضربه که با دستگیریهای گسترده همراه بود گروه مجبوربه رفتن به زیرزمین می گردد تا پس از مدتها در یک شرایط مناسبتر توسط عناصری چون "اسحاق شامیرنخست وزیر آتی ، "ناتان مورو"ایسرائیل اِلداددوباره تأسیس گرددنکته جالب توجه در رابطه با اشترن و ادامه آن لِحی تمایل شدید به همکاری با نازیها علیه دولت بریتانیا می باشدبدین اعتبار انشعاب لِحی یا به تعبیر دولت بریتانیا "باند اشترنآینه تمام نمای محتوای ایدئولوژی صهیونیستی است که به بهترین وجهی "این همانیایدئولوژیکی میان صهیونیسم و ناسیونال سوسیالیسم را در عریانترین شکل خود به نمایش می گذارد.

ارتباط وهمکاری میان لِحیو دستگاه اطلاعاتی نازیها تنها سیاسی نیست عملیاتی هم هستدر ماه مِه1944 بدنبال اشغال مجارستان توسط آلمان پیشتهادی از سوی "هاینریش هیملرفرمانده نیروی اس ـ اس از طریق یکی از وابستگان لِحی در مجارستان بنام "یول براندJoel Brand برای متفقین فرستاده می شود.هیملر پیشنهاد معامله یک میلیون یهودی عمدتأ مجاری با ده هزار کامیون کالای مورد نیاز آلمان را برای متفقین فرستاده استاین پیشنهاد توسط متفقین با اعمال نظر "لرد ماینوزیر مستعمراتی خاورمیانه بریتانیا که در قاهره مستقر است رد می گرددپس از این جریان براند به لِحی می پیوندد و در نوامبر1944یعنی کمتر از شش ماه به پایان جنگ مانده هم یک گروه عملیاتی لِحی با مسئولیت اسحاق شامیر نخست وزیر اسبق اسرائیل متشکل از دو نفر در قاهره "لرد والترماینLord Walter Moyne را به قتل می رسانندهر دو نفر دستگیر و در آغاز سال 1945 در قاهره اعدام می گردندبعدها در سال 1975 باقیمانده جسد هر دو در یک مبادله جنازه ها میان دولتهای مصر و اسرائیل به اورشلیم برده شده و درشمارقهرمانان تاریخ اسرائیل در"هرتسل برگیا تپه هرتسل بخاک سپرده میشوند.

لحِی نیزمثل بقیه جریانات تروریستی و شبه نظامی یهودی پس از تشکیل دولت اسرائیل منحل و جذب ارتش می گردد اما علیرغم این انحلال ظاهری آنها فعالیتهای خود را بویژه در اورشلیم با چند هزارعضو و هوادار ادامه می دهدعملیات مهم دیگر لِحی در 17 سپتامبر 1948 یعنی کشتن نماینده سازمان ملل در فلسطین "فولکه برنادوتهFolke Bernadotte  و همراهش "آندره سِروAndré Serot فرمانده نیروهای حافظ صلح در این شرایط انجام می گیرداین عملیات نقطه پایانی است بر فعالیت رسمی این جریانعناصر شرکت کننده در این عملیات به شمول "ناتان یلین مورعضو مؤسس لحِی همگی توسط دولت تازه بنیاد اسرائیل دستگیر می شوند اما پس از مدت بسیار کوتاهی همگی آنان طبق روال معمول آزاد می گردند.

سند آنکارا

در 11 ژانویه 1941 یعنی در سومین سال آغاز جنگ جهانی دوم متنی توسط گروه اشترن تقدیم سفارت آلمان در پایتخت ترکیه می شود که بعدها به سند آنکارا معروف می گردددر این سند جریان تروریستی اشترن صراحتأ خواستار همکاری نظامی با دولت آلمان علیه بریتانیا شده استپشت این سند عنصری قرار گرفته است که بعدها نقش مهمی در حاکمیت اسرائیل بازی خواهد کرداو کسی نیست جز اسحاق شامیر وزیر خارجه و نخست وزیر بعدی دولت یهود !

اندکی پیش از اینهم ، ملاقاتی میان "نفتالی لوبنچیکNaftali Lubentschik با "رودلف رُزاRudolf Roserعضو دستگاه اطلاعاتی آلمان و یک دیپلمات بنام "ورنر اُتو فون هِنتیگWerner Otto von Hentig در بیروت که در این مقطع تحت حاکمیت دولت ویشی فرانسه متحد آلمان می باشد صورت گرفته است که در این ملاقات یاداشتی از سوی لوبنچیک تحویل طرف آلمانی داده می شود مبنی براینکه هدف یک "اروپای نوین و عاری از یهودیتنها در صورتی محقق می گردد که دولت نازی با اخراج یهودیان اروپا به سرزمین فلسطین و تشکیل دولت یهود که البته متحد و همبسته با دولت آلمان خواهد بود موافقت نمایداین پیشنهاد از سوی طرف آلمانی پذیرفته نمی گردد و درعوض واسطه های آلمانی تمایل خود را به استقلال اعراب و حمایت از"محمد امین الحسینیمفتی اعظم بیت المقدس اعلام می دارند.

علاوه براینها یکباردیگرهم درماه دسامبر"باند اشترنیکی ازاعضای رده بالای خود بنام "ناتان مورNathan Yalin-Mor را به منظور تماس با نازیها راهی ترکیه می کند که در میانه راه دستگیر و ملاقات طرح ریزی شده انجام نمی گیرددولت نازی البته بدلیل بی اهمیت تلقی کردن اشترن پاسخی به این تقاضا نمی دهد اگر هم داده باشد به نوشته "لِنی برنرمدرکی از آن درمیان آرشیوها بدست نیامده استدرست برعکس خود تقاضا یعنی "سند آنکاراکه هم اکنون درمیان اسناد وزارت امور خارجه آلمان موجود است.

هانا آرنت فیلسوف شهیر یهودی در کتاب "آیشمن در اورشلیمخود به جمله ای از ناتان مور یکسال بعد از تقدیم سند آنکارا و در اوج جنگ جهانی یعنی در سال 1942 اشاره می کند که بی نیاز از هرگونه توضیحی می باشدناتان مور منطق همکاری میان صهیونیسم و نازیسم یا بعبارتی "استراتژی موازیرا چنین تئوریزه می کند :

"پروژه ما مبنی بر وادار کردن یهودیان اروپا به مهاجرت (به فلسطیندر ابعاد توده ای با اهداف آلمانها در راستای پاکسازی اروپا از یهودیان برهم منطبق می باشد".

از پایان جنگ جهانی دوم تا کنون ، همجنسان و همکاران دیروز نازیها پس از گذشت بیش ازهفتاد سال همچنان بدوشیدن دولت آلمان و نسل جدیدی مشغولند که برخلاف خود آنان نه شراکتی با رژیم نازی داشته و نه اطلاع چندانی از آن دوران دارند. "نورمن فینکل اشتاین" Norman Finkelstein یک روشنفکر یهودی ـ آمریکایی که والدینش از بازماندگان اردوگاه های مرگ نازیها بوده اند ، کتابی دارد بنام "صنعت هولوکاستHolocaust Industrie یا بترجمه دقیقتر "تجارت هولوکاست". او که بیش از شش کتاب در رابطه با خاورمیانه و صهیونیزم نوشته است دراین کتاب که البته ازابتدا نیز در میان مدیای تحت حاکمیت "کلان سرمایه یهودبشدت با تحریم و کارشکنی مواجه بوده و هست به تفصیل پرده از این تجارت پر آب و نان دولت یهود با درد و رنج بازماندگان دوران نازیها برمی داردحکایتی که همچنان باقی است.                                                                                                                                                                              بیژن نیابتی ، 15 اسفند 1397

سایت بیژن نیابتی             niabati.blogspot.com

 ای میل بیژن نیابتی    bijanniabati@hotmail.com




Gozareshgar
info@gozareshgar.com