04.03.19 22:00 Alter: 15 days

برگردان از مراد عظيمی. چشمه جکوبين: جليقه زردها- بخش دوم

Kategorie: Meldungen Links

 

 

جليقه زردها- 2

سخنی ازمترجم. من در برگردان پيشين نوشتم: آيا جليقه زرد ها  خيزش ناتمام قيام کمون 1871 را محتملن بسوی تحقق رهنمون خواهند شد؟ اکنون شواهد عينی بيشتری از فرايند مبارزه نشان میدهد که جليقه زردها بسوی برپائی اداره  جامعه توسط مردم يا دموکراسی مستقيم حرکت می کنند. جليقه زردها در قلب سرمايه داری غرب با تشکيل صدها مجالس محلی از پائين گونه جنينی کمون های محلات را بنياد کرده اند. با اميد به دستاوردهای هرچه فزونترجليقه زردها.

برگردان از مراد عظيمی. چشمه جکوبين

از سه ماه پيش که جبش جليقه زردها عروج کرده وراه ها و اتوبان های فرانسه را مسدود کردند، امانوئل مکرون رئيس جمهور فرانسه در بحرانی ادامه دار فرورفته است.

https://images.jacobinmag.com/wp-content/uploads/2019/02/22102712/GettyImages-1073850118.jpg

   زمانی که جنبش جليقه زردها سربلند کرد، بسياری براين باورشدند که فرانسه وارد يک دوره تعيين کننده تاريخی شده است. عليرغم تلاش های بی وقفه دولت برای سرکوب، تهمت زدن، بدنام کردن  وبی اهميت انگاشتن جنبش، از همان ماه نوامبر سال پيش مرتب جار زدند که جليقه زردها در لبه تلاشی هستند، ولی، هنوزمی بينيم  قلب جنبش جليقه زردها همچنان می طپد. 

   اکنون چهارده هفته است که هرروز شنبه، جليقه زردها در ده ها هزار نفر به خيابان های شهرها سرازير می شوند. جليقه زردها چهارراه جاده ها و پارکينگ ها را اشغال می کنند و فروشگاه های بزرگ، ايستگاه های پرداخت ورود به اتوبان ها و  مراکز حمل و  نقل را  مسدود می کنند. جليقه زردها مجالس محلی سازمان داده اند، و سيلی از اخبار در فضای مجازی و رسانه ها به راه انداخته اند. همه اين ها ثابت می کنند که جنبش همچنان باتوان پيش می رود.

   ولی، ازاول شکاکان و ناباورانی  بودند که از ديدن اين آدم های ساده لوح و دهاتی مسلک حواشی شهرها ناراحت  شدند، که عليه افزايش قيمت بنزين بلند شده اند، و يا با خيزش خرده بورژوازی که ظاهرن از سوی راست افراطی رهبری می شد، مخالفند.

   امروز، اين مخالفين مجبور شده اند به پذيرند که جليقه زردها ثابت کردند يک شبکه بسيار پيچيده و اعجاب آوری هستند، نه آنچه روز اول شروع شد.

   حتی سه ماه بعداز اولين تظاهرات، بسيار سخت است دقيقن پيش بينی نمود که اين خيزش مردمی شگفت انگيز چه اثراتی برسيمای فرانسه بر جای خواهد گذاشت. قطعن "مرکز" نئوليبراليسم و راست افراطی تلاش خواهند نمود به سود اهدافشان ازاين جنبش بهره برداری کنند. اما، جليقه زردها تاکنون دست آوردهای زيادی کسب کرده اند. جليقه زردها برخطرات اتوپی نئوليبراليسم مکرون تاکيد نموده و همچنين موجب شدند که توجه جهانی را به ابعاد خشونت پليس جلب کنند، جليقه زردها درهای  امکان يک تغيير تاريخی ممکن را گشوده اند. آنها يک جنبش محبوب مردمی هستند که نه برپايه ملی گرائی،ناسيوناليسم، يا پروژه نژادپرستی عليه مهاجرين، بلکه يک افق نوين دموکراسی و همبستگی را سامان داده اند.

 

جواب قهر و خشونت دولت به جنبش جليقه زردها   

کمترين چيزی که ما می توانيم بگوئيم اين است که جليقه زردها مورد لطف امانوئل مکرون و دولتش نيستند. البته دولت امتيازات فرمالی به جليقه زردها داد: در ماه دسامبر 2018، وقتی دولت با هيبت جنبش روبرو شد، مجبور شد افزايش قابل ملاحظه ماليات بر بنزين طرح شده را(فعلن ) پس بگيرد، همچنين دولت يک مجموعه اقداماتی را برای آرام کردن طوفان اعتراضات اعلام کرد. با قياس با آنچه جنبش های گوناگون اجتماعی در تاريخ ده سال گذشته فرانسه توانستند بدست آورند، يعنی هيچ چيزی، ما می توانيم بگوئيم که جليقه زردها پيروزی های مهمی تحصيل کرده اند.

   ولی، زمان درازی نکشيد تا اقداماتی که از سوی دولت بيان شده بودند(حداقل دستمزدهای ماهانه 100 يورو افزايش کرد، ولی خرجش رو دوش ماليات دهنده ها و نه به هزينه صاحبان مؤسسات توليدی و خدماتی؛ لغوکاهش ماليات بازنشسته هائی که کمتر از 2000 يورو درآمد دارند) درست همانند اين بود که خاک به چشمان جليقه زردها پاشيده باشند. اين تکه نانی که به جليقه زردها می دادند، جواب آن خواسته ها برای اجرای عدالت اجتماعی و مالی، توزيع ثروت و خواست يک دموکراسی مستقيم(حروف درشت ازمن) نبود.  

   درضمن گفتنی است که هم زمان جنبش جليقه زردها مواجه با خشونتی از سوی دولت شدند، که فرانسه از زمان رویدادهای ماه می 1968، تاکنون تجربه نکرده بود. از نوامبرسال گذشته حدود 80،000 پليس، ژاندارم و افراد واحدهای ويژه به خط شدند تا  تظاهرات جنبش جليقه زردها در سراسر فرانسه راسرکوب کنند.

   در جريان تظاهرات ده ها هزار نارنجک های گاز اشک آور و "گلوله های گرد، فلش بولز" بسوی تظاهرکننده ها شليک شدند. کلمات از بيانش قاصر است که با چه وسعتی و با چه بيرحمی از اين آلات جنگی ظاهرن  "بی خطر به جان تظاهرات کنندها" پليس استفاده کرده است. آمار وزارت کشور فرانسه شمه ای از کاربرد اين ادوات را بيان می کند:تاکنون حداقل ده نفرکشته شده اند(يک نفر مستقيمن توسط  پليس )، حداقل2100 نفرزخمی شده اند،8700 نفر بازداشت و 1796نفررا  دادگاه ها محاکمه و زندانی کرده اند. تعداد 243 فقره ادعا نامه عليه دفتر مميزه پليس ارائه شده است. همچنين پليس بيشترين خشونت را عليه افراد آسيب پذير، روزنامه نگاران، عکاسان ودانش آموزان مدارس مرتکب شده است، آنچنانکه، حتی صدای حقوق بشرعفو بين الملل در آمده است.

   عليرغم، باز تاب جدی اين آمار خشونت، مکرون و دار و دسته اطرافش به نظر می رسد همچنان به سياست سرکوب چسبيده اند. بجای اينکه سياست های اقتصادی و اجتماعی زير سئوال رفته باشند، که آتش خشم مردم را شعله ور کرد، دولت روی بی اعتبار کردن جنبش حساب می کند و هرکسی را که در تظاهرات شرکت میکند آدم فاسد قلمداد کرده وادعا میکند دولت تلاش دارد نظم عمومی را اعاده کند. رئيس جمهور و وزيرکشورش کريستفر کاستنه و  اعضای حزب مکرون مدام از الواط،، دزدها، اوباشان و خرابکاران سخن گفته، تظاهرکننده ها را افرادی پست و نفرت انگيز، ضد خارجی و يک مشت فاشيست قلمداد می کنند.

   امتناع کريستفر کاستنه وزير کشورفرانسه از پذيرش خشونت پليس واقعن حيرت آوراست.  ماه گذشته، وقتی که وزير کشور از مردم خواست ديگرتظاهرات نکنند، او تهديد کرد: " آنهائی که جائی با قصد تظاهرات می روند، انتظار می رود اوباشان آنجا باشند، شما نيز با آن ولگردها همدست می شويد". 

   ولی، شايد چنين موضع قهری دولت بزرگترين موفقيت شد برای جليقه زردها:چونکه در هفته های اخير خشونت خود دولت موضوع جداگانه ای برای بحث در جامعه گرديد.  بعد از دوماه سکوت ناخوش آيند نسبت به خشونت پليس عليه تظاهرکنندگان، ارتباطات جمعی که تا اين زمان توجه شان تنها به خشونت های "اوباش و اراذل" معطوف شده بود، مجبور گرديدند از خواب بيدار شوند. اکنون به نظر می رسيد که زمان درازی از واقعه "الکساندر بنلا، محافظ شخصی امانوئل مکرون می گذشت، آن موقع مردم و ارتباطات جمعی چندان از اين ماجرای نفرت انگيز دچار تعجب نشدند که آقای الکساندربنلا در همايش های اول ماه می سال 2018 تظاهر کننده ای را که روی زمين افتاده بود با خشم و بیرحمی  کتک زده بود، عليرغم اين حقيقت که جناب ايشان محافظ شخصی  مکرون بوده است و نه پليس. اکنون، برای اولين بار در رايو و تلويزيون ما می شنيديم که روشنفکران از محکوم کردن خشونت معترضين امتناع کرده  و کوشش می کنند  خشونت تظاهرات را بر بستر تحميل خشونت اقتصادی و اجتماعی ناشی از سياست های ضد مردمی دولت، هم چنين خشونت استراتژيک  نيروهای پليس توضيح دهند.برای اولين بار، دولت نتوانست از حربه خشونت استفاده کرده و جنبش را بی اعتبار کند، بلکه، کاربرد خشونت دولت به سود پيام تظاهرکننده ها تمام شد.  

   بسيج جليقه زردها عليه خشونت پليس و حمايت از افراد آسيب ديده حقيقتن تاثير گذار بوده است. صدها گزارش استشهاد، عکس ها و ويدئوها از زخمی شدگان جليقه زردها در فضای مجازی گذاشته شدند،حتی زمانی که ارتباطات جمعی تنها علاقمند بودند  خشونت ˮاراذل و اوباش“ را نشان دهند. درماه دسامبر، ويدئوئی نشان داده شد که 100 نفراز دانش آموزان مدرسه ای در  اطراف پاريس بنام منت "لا ژولی" را پليس ضد شورش مجبور کرده بود دست  هايشان را پشت سرگذاشته و روی زانو            به نشينند، جليقه زردها آنرا در حساب های فضای مجازی شان پخش کردند. حالتی که پليس دانش آموزان را مجبور به اجرا کرده بود، جليقه زردها زود از آن ويدئو گرفتند، اين ويدئو يکی از مهم ترين سمبل عکس های ديدنی تظاهرکنندگان گرديد. زنان شرکت کننده در تظاهرات، بويژه در راه پيمائی ها برای  محکوم کردن خشونت پليس، فعال بودند. چندين سازماندهی نظير جنبش عمليات 11، توسط افرادی از جليقه زردها که درهفته های پيشين زخمی شده بودند،  در پاريس راه پيمائی کردند، و با نشان دادن آنها  در رسانه های گروهی موفقيت زيادی نصيب جنبش گرديد. شکسته شدن فضای سانسور از سوی دولت و رسانه ها درهمان حال دريدن پرده خشونتی بود که دهه ها بود عليه جنبش های اعتراضی و بويژه مردم بی بضاعت فرانسه، طبقه کارگر و اقليت های ساکن محلات حاشيه شهرها اعمال می شده است. ماحصل اينکه، اکنون راه برای بهم آمدن مبارزه جليقه زردها و مردم فقير شهرها و محافل  کنش گر فراهم شده است.  

 

ريزش در خودکامگی و بحران نئوليبراليزم  

 در حقيقت همه اين اوضاع بخشی از تصوير گسترده ريزش درسياست های توسل به قهر دولت مکرون را برملا می کند. اين خودکامگی دولت اول کسانی را مورد هجمه قرار می دهد که عليه قدرت حاکمه می جنگند. هر کسی که درهرنوع از  حرکت های سازمان يافته از طرف جليقه زردها شرکت می کردند،   ديگر نمی توانند دراين تظاهرات شرکت کنند، مگر با خطر صدمه وآسيب  و يا حتی بدترازآن روبرو شوند. پليس شروع کرده بيوقفه نقاب صورت، عينک و سرم تظاهر کننده ها( بسيار ضروری برای تظاهرکننده هائی  که گاز اشک آور به آنها اصابت کرده است) را تصاحب کند. حق آزادی تجمع هرچه بيشترتهديد می شود. مضاف براين، بايد احکام ظالمانه دادگاه ها را هم به خشونت پليس افزود.حتی، اعضای هيات منصفه و حقوق دانان نگرانی شان از اين وضعيت را پنهان نمی کنند. والبته به دليل خوبی: برای اينکه تعدادی از اعضای جليقه زردها در حاشيه تظاهرات به دلائل ˮپيشگيری“ دستگير و دادگاه آنها را به زندان محکوم نمودند، بعضی مواقع صرفن به خاطرارسال پيام ها در فيس بوک.

   اخيرن گزارشات مطبوعاتی فاش نمودند که رؤسای دادگاه ها از اداره دادستانی دستورات جديدی برای برخورد پليس با جليقه زردهای بازداشت شده دريافت کرده اند. اين اقدامات شامل پرونده سازی از تظاهر کننده ها وسوء استفاده از اهرم بازداشت بوده است. بعضی از شخصيت هائی که سمبل جنبش در رسانه های گروهی گرديده اند،دادگاه می ترساندشان. برای نمونه، "ارک درو" چندين بار در ماه های گذشته دستگير شد، و خشم مردم را شعله ور کرد. "ژولن کوپات" فعال مشهور باورمند به فرقه ای تقريبن به مدت چهل و هشت ساعت، به اين علت بازداشت شد که وی جليقه زرد در اتومبيلش داشت( البته داشتن جليقه زرد درون اتومبيل اجبارقانونی است)، همينطور بمب رنگی و ماسک کارگران ساختمانی. از طرف شاکيان  133 پرونده شکايت عليه خشونت پليس تنظيم گرديده است، ولی احتمال  صدور حکم به  نفع معترضين بعيد می نمايد. 

   لايحه ˮضد اراذل و اوباش“ "کريستفر کستانه" وزير کشور فرانسه از سوی حزب امانوئل مکرون و محافظه کاران راست پشتيبانی شد و با اکثريت قابل ملاحظه ای در دور اول بررسی در تاريخ 5 فوريه پارلمان تائيدشد. اگر اين لايحه به تصویب برسد، امکان برگزاری تظاهرات شديدن محدود خواهد شد. حاميان اين قانون می گويند که با اين مصوبه جلو کنش های خشونت بار درتظاهرات گرفته خواهد شد و هرکس را که مرتکب خشونت گردد، تنبيه خواهند کرد.عواقب کاربرد اين قانون سرکوبگرانه شامل افزايش اعمال نفوذ ادارات پليس روی قاضی ها، ايجاد دفتری برای پرونده سازی جديد از معترضين، ممنوعيت برگزاری تظاهرات بالبداهه، جرم محسوب شدن پوشش قيافه، همچنين اين قانون از پيش فرض را براين می گذارد که شرکت هرفردی در تظاهرات انتظار می رود او به کالاها واملاک آسيب رسانده و يا مرتکب خشونت عليه مردم گردد.  

   مشابه ˮاخبار جعلی“ اين لايحه آزادی بيان را محدود می کند، و لايحه ای در شرف تدوين است که تحقيق روزنامه نگاران از اسرار شرکت  ها را جلوگيری کند، وفاجعه تراينکه قانون حالت فوق العاده را در قوانين متعارف ادغام کند. اين متن جديد بخوبی حرکت به سوی خودکامگی مکرون را نشان می دهد. برای موارد ديگر اين طرح می توان به جنبه هائی مانند صدور دستور به پرسنل بيمارستان ها که اسامی جليقه زردهای زخمی شده را گزارش دهند، و حتی پليس از يک موسسه خيريه خواست اعلام کند چه کسی هزينه  وکالت قهرمان مشت زن تظاهرکننده را پرداخت کرد،که  در دفاع از خود پليس ضد شورش را مشت زده بود. همينطور پليس به دفاتر جريان سياسی "فرانس اينسومينس، فرانسه سرفرود نمی آورد" در ماه نوامبر حمله کرد. درهفته های اخير، در پی افشا شدن روابط "الکساندر بنلا"ی بدنام محافظ و مشاور امانوئل مکرون با متحدين پوتين، مافياها و اوليگارشی روسيه توسط "سايت خبری مدياپارت" دست چپی، پرسنل سات جلو ورود  پليس به دفتر سايت را گرفتند و حاضرنشدند منبع  اطلاع شان را فاش کنند. اين مقاومت شجاعانه سايت خبری "مديا پارت" حمايت رسانه های ديگر را جلب کرد.

   ما چگونه می توانيم اين چرخش به سوی خودکامگی، سرکوب و تصميم قاطعانه دولت برای حفظ قدرتش را توضيح دهيم. ؟ چرا دولت اين چنين خواسته های اجتماعی، مالی و دموکراتيک جليقه زردها را بدون زدن حرفی کاملن رد می کند؟ ژنرال دوگل، معمار جمهوری پنجم اغلب با سايه روشن های اقتدار پادشاهی، بعداز خيزش ماه می 1968، و شکست اش در رفراندوم سال بعد، مصمم به استعفاشد.اگر مکرون محکم به قدرتش می چسبد و پيگيرانه کوتاه نمی آيد، دليل اش اين است که بيش از هر کدام از رئوسای جمهوی پيشين فرانسه نماد ايدئولوژی نئوليبرال است.

   "باربارا اشتيگر" جامعه شناس اخيرن بما می گويد  ايدئولوژی نيوليبراليسم که در  دهه های اخيربه سراسر دنيا سرايت کرد، ديگر در سنت ليبراليسم کلاسيک به آزادی بازار قانع نيست. بلکه، نئوليبراليسم برآن است سويه ای را به جامعه تحميل کند،يعنی، دنيائی که از سوی بازار جهانی رهبری می شود. اتوپيای نئوليبرال دوست دارد دنيائی را تصورکند که درآن روابط وحشيانه وغارتگری سلطه نداشته باشد، و قدرت های سرمايه داری کلان سرمايه های کوچک را نه بلعند، بلکه شاهد يک رقابت منصفانه شوند، در اين اتوپی همه فرصت برابر دارند تا از توانائی شان بهترين استفاده را برده و به استعدادشان غره شوند. "بار بارا اشتيگر" بما می گويد برای نئوليبرال ها تحقق  يک چنين شرائطی به معنای پايان تاريخ خواهد بود، درحقيقت پايان تکامل نهائی خود زندگی ˮآخرين دولت“ايکه نبايد نقدش کرد يا بحث. اين آخرين دولت قلب اتوپی نيوليبراليسم را می سازد واز اينرو خواهان برگشت يک دولت سلطه گراست تا يک طرح اجباری را به تمام جامعه تحميل کند. دولت نيوليبرال بايد بشريت را با تحکم ويا زور به  سوی اين مدينه فاضله ˮمدرن“ بکشاند.

   اين اتوپی چيزی نيست مگر يک ˮانقلاب“ نيوليبرالی. در حقيقت، مکرون خطوط عمده اين برنامه را در خلال مبارزه انتخابات رياست جمهوری، با نام متواضعانه کتابش ˮانقلاب“ بيان میکند. مکرون در کتابش شرح می دهد درد ورنج ونابسامانی فرانسه به اين علت است که نتوانست ˮمدرنيته“ نظم اقتصاد جهانی يا گلوبلاسيون را به پذيرد، دقيق تر به اين دليل که سيستم سياسی وسازه هایش قديمی وفسيل   شده اند.

   معهذا، امروز درفرانسه و هرجای ديگرتناقضات درونی نئوليبراليسم و بويژه رشد افزايش تمرکز ثروت در دست بسيار اندکی وتخريب بوم زيست، درد و رنج وخشم مردم را شعله ور کرده است، بازتاب نفی سياست های نئوليبراليسم است. اين مقاومت به نوبت خود قدرت نئوليبراليسم را مجبور می کند ماهيت سرکوبگراش را هرچه بيشرآشکار کند. وقتی نئوليبراليسم با خيزش مردمی روبرو شد، و فرانسه از اولين روز بند آمدن چهارراه ها، درتاريخ 17نوامبر، به لرزه در آمد، نئوليبراليسم نتوانست خطوط گسستگی در دکترين اش را به رسميت به شناسد، از اينرو، مجبورشد به  خشونت علنی روی آورد.

 

 بحث و گفتگوی کلان با مردم يا کودتای تبليغاتی 

مکرون در سخنرانی تاريخ 10دسامبر سال گذشته سازمان يک ˮمباحثه ملی عظيمی“ را اعلام کرد که اجازه می دهد شهروندان در باره سئوالات اساسی مورد توجه ملی بحث کنند. درتاريخ 13 ژانويه دفتر رياست جمهوری ˮنامه ای به مردم فرانسه“ نوشت ودرآن مباحث اش را حول ˮچهار تم“ بزرگ: "سيستم مالياتی و هزينه های عمومی"، "سازه دولت و خدمات عمومی"، "انتقال بوم زيستی" و "دموکراسی و شهروندی" فرموله شده بود.

   بحث و گفتگوی کلان روز 16ژانويه آغاز شد و قرار شد تا اواسط ماه مارس درهر يک ازنواحی فرانسه مباحثه ادامه يابد. از شهروندان دعوت شد از طريق پلتفرم فضای مجازی و يا درجلسات عمومی سازمان داده شده از طرف شهرداری  ها نقطه نظراتشان را بيان کنند. اين ابتکار حداقل يک رويداد غير عادی بود. نامه رئيس جمهور توضيح می داد که ˮهيچ سئوالی بی جواب نخواهد ماند“، درحاليکه، نامه تصريح می کرد که اقدامات مالی اتخاذ شده اخير بررسی نمی شوند. همچنين هيچ پرسشی درباره اعاده ماليات همبستگی روی ثروتمندان نخواهد شد، دولت مکرون ملغی کرده بود،گرچه اين يک خواست محوری جنبش جليقه زردها بود. همينطور، در نامه،از برقرار کردن يک سيستم اخذ ماليات برحسب افزايش دارائی، و چالش سيستم ماليات با نرخ ثابت و برنامه دولت برای کاهش و معافيت مالياتی موسسات توليدی وخدماتی، حرفی نمی زد. تنها موضوعی که مورد بحث خواهد شد کاهش بعضی از ماليات ها و ماليات برˮپس اندازها“ست، درحاليکه جليقه زردها خواستار سرمايه گذاری در بخش عمومی و خدمات اجتماعی هستند. کاملن مشهود بود که حدود گفتگوها را مکرون و اطرافيانش در دولت تعيين کرده اند، کسانی که مباحث را رهبری کرده ونظرات شرکت کننده ها را جمع کرده و ماه بعد چکيده نتايج  گفتگوها را منتشر خواهند  کرد.

   اما زمان زيادی نکشيد که جليقه زدها دريافتند که دولت آنها را يک بار ديگر مسخره کرده است و در تعداد بيشمار اعلام کردند که آنها دراين شعبده بازی گفتگوی بزرگ شرکت نخواهند کرد. اما، از همان لحظه ای که بحث و گفتگو به راه افتاد هدف اصلی دولت هرچه بيشتر رو شد. درحقيقت، مکرون مصمم بود که بحث عظيم را به يک مبارزه تبليغاتی تبديل کرده و برای  برقرارشدن  ˮآخرين دولت“ نئوليبرال که در بالا شرح داده شد، پافشاری کند. مکرون قصدش اين است که سه ماه پيش ازانتخابات اروپا،  توجه انحصاری رسانه های جمعی را برای خود اختصاص دهد. 

   رسانه "مدياپارت" شرح داده است که چگونه دولت هرچه در اختيار داشته انجام داد تا مانع شود که نظرخواهی از مردم برمبنای مقررات بیطرف قرار گيرد و اين اصول برای تمام موضوعات مطرح در اين بحث بزرگ در سطح ناحيه و ملی بمورد اجرا گذاشته شود. درواقع، يک چنين مناظره ای بايد توسط يک نهاد مستقل، يا کميسيون سراسری عمومی مستقل سامان داده می شد، و نقش اين کميسيون جهت دادن بحث ها برحسب اصول اخلاقی و مقررات دموکراتيک می شد تا استقلال و بی طرفی، شفافيت و برخورد برابر وحق سخن گفتن تضمين شده باشد. دراين ˮمباحثه بزرگ“جاری اين اصول و مقررات زيرپا گذاشته شدند. با اين همه، ديده می شود که اين وضعيت هيچ نگرانی در بين شورای عالی ناظر بر مناظره نداشته است، و حال آنکه، ناسلامتی نقش اش اين بوده است که فرصت کانديدها برای بحث در رسانه های گروهی و يا در کميسيون ملی مبارزه انتخاباتی را تنظيم کند. با اين شگردها، مکرون با خوشحالی از صندوق مالی عمومی(ميليون ها يورو)  برای مبارزه انتخابات اروپا استفاده می کند. همينطور دستگاه پروپاگاندای دولت رسانه های خصوصی و دولتی را انحصار کرده است. خوش به حال مکرون: حتی اگروی از سوی جليقه زردها تحريم شود، هنوز وی از طرف اکثريت مردم (بيش از 64 در صد مردم برابربا نظرسنجی های اخير) پشتيبانی خواهد شد. درحالی که محبوبيت رئيس جمهور در اوائل مرحله جنبش باز هم ريزش کرد، اکنون 6 واحد بالا رفته ومحبوبيت اش به 34 درصد رسيده است.  مطابق نظرسنجی ها برای انتخابات پارلمان اروپا در ماه می امسال، آرای ماری لوپن رهبر حزب راست افراطی بيشتراز مکرون است، اين حيله (در انتخابات بسياری از هواداران لوپن به مکرون رای می دهند، توضيح مترجم)کمک می کند که دوباره آرای مکرون در انتخابات افزايش يابد.      

 

باز گشت جنبش کمونی    

همه آنچه دربالا گفته شد به اين معنا نيست که فاتحه جنبش جليقه زرد ها خوانده شد. برعکس، شايد هرگز اوضاع به خوبی امروز بروفق مراد جليقه زردها نبوده است. با ادامه سازمان يابی افراد  جديدی از دانش آموزان دبيرستان ها و جنبش  های اجتماعی حاشيه شهرهای بزرگ به صفوف جليقه زردها می پيوندند،، در حالی که جليقه زردها نيروهای خودشان را در خلال هفته ها وماه های گذشته جمع و جور کرده اند. در ابتدا، رابطه جليقه زردها و اتحاديه های کارگری شکرآب بود،ولی، بزودی اعضای اتحاديه ها به اعتراضات جليقه زرردها در فلکه راه ها پيوستند و بسياری از افراد اتحاديه ها با جليقه زردها ابزار همبستگی نمودند. اغلب ازابتکار وکنش فشارازپائين ، بهم آوردن افراد از شغل های گوناگون وايجاد ساختارهای ناحيه ای به جليقه زردها تبريک و تهنيت می گويند. اولين ˮاعتصاب عمومی“ در 2 فوريه ترکيبی از تظاهرات بود که  اتحاديه  های "س جی تی"، "سولیدايرس" و چندين شعب از "فورس اوره" با جليقه زردها برگزار کردند.اين اعتصاب عمومی يک موفقيت خوبی بود، و  درآن 300،000 نفرشرکت کردند. اعتصاب عمومی بعد با اتحاد جليقه زردها و جليقه سرخ ها برای روز 19 مارچ اعلام شده است.  

   برخلاف ˮبالماسکه بزرگ“ مکرون، جليقه زردها گفتگوی کلان خودشان را سازمان دادند. طی هفته های اخير جنبش جليقه زردها ساختارهای نوينی شامل تعدادی از مجالس محلی را سامان داده اند. همه اين مجالس در ماه دسامبر سازمان يافتند، دراين زمان يک گروه از جليقه زردهای شهر کوچک "کامنسی" در شرق پاريس دو فقره فراخوان به تمام دوستان معترض در سراسرفرانسه فرستادند و از آنها خواستند مجالس محلی از پائين شهروندان را بنيادکنند تا در اين مجالس صورت ريز مطالباتشان را تدوين کنند. سپس، آنها پيشنهاد تشکيل يک گردهمائی ملی را اعلام کردند تا تمام نماينده های مجالس سراسر فرانسه تشکيل جلسه داده ومطالبات مطروحه را مطالعه و بررسی کنند. يکی ازفراخوان ها می گويدˮ بيائيد در کنارهم مجالس، کمون و کمون ها را ساماندهی کنيم.اين درک تاريخ و پيشنهادماست. زنده باد قدرت بدست مردم و برای مردمˮ(حروف درشت ازمترجم). اين فراخوان ازسوی بسياری از جليقه زردها با شور وشوق استقبال شد، و صدها مجالس محلی برای اين  هدف تشکيل شدند. 

   اعضای اولين کمون ازکمون ها در نزديکی شهرک "کامنسی" در تاريخ های 27-26 گردهم آمدند. بيش از هفتاد نماينده( بيشترين شمار از زنان و مردان بودند) از اطراف فرانسه آمده بودند تا تجارب مبارزه محلی و خواسته هايشان را بيان کنند. در خلال دو روز، جليقه زردها از شهرهای "پاريس"، "بوردو"، "تولوز"، "ديژون"، "ورن" وهمچنين از "فرانس پروفوند- فرانسه نامرئی"، اطراف فرانسه جائيکه جنبش جليقه زردها از اينجا پديدار شد-  اين گردهمائی يک آزمايشگاه سياسی، آموزشی و دموکراسی  حقيقی بود. آنچه در بالا گفته شدند جزئی  از جنبش جليقه زردهاست، و مکمل تظاهرات و اعتراضات درچهارراه ها، پارک ها و فلکه های تقاطع راه ها و در حقيقت يک فضای اجتماعی، جائی که اکنون سه ماه است ايده ها رد وبدل می شوند.        

 

عصر همبستگی

 نتايج تمام اين کنش ها، يک بار ديگر اين اتهاماتی را که در ارتباطات جمعی نئوليبراليسم(و از طرف دولت) ماه هاست يک کلام تکرارکرده و جليقه زردها را چيزی شبيه يک گروه فاشيست معرفی می کنند، فاش می کند. پيام اولين کمون ازکمون ها جنبش را چنين  معرفی می کند، ما ˮنه نژادپرست يا مردسالارونه  ضد دگرباشان “هستيم ولی، برعکس ˮما افتخارمی کنيم با تفاوت هايمان کنار همديگريم، ما با فرق هايمان برآنيم جامعه ای برپايه همبستگی بنا کنيم. ما با تنوع بحث ها غنای فکری کسب می کنيم، ما صدها کمون تشکيل داده ومطالباتمان  مطرح می کنيم.اين خواست ها به دموکراسی واقعی به عدالت اجتماعی و مالياتی به شرائط کار، بوم زيست و از بين بردن تبعيض کمک می کنند“.

درميان مطالبات و پيشنهادهای استراتژيک جليقه زردها ما اقداماتی نظير از بين بردن فقر، انتقال نهاد ساختار قدرت(برقرار کردن رفراندوم به ابتکارشهروندان، تشکيل مجلس مؤسسان، قلم گرفتن امتيازات مقامات منتخب)، انتقال بوم زيست(پرداختن به مسئله عدم امنيت انرژی و آلودگی هوا از کارخانه ها)و برابری تمام مليت ها و ازجمله معلولين، برابری زن و مرد، پايان دادن به بی توجهی به نواحی فقيرو مناطق روستائی و تحت الحمايه های فرانسه در خارج.

    امروز، اين مطالبات در زمره موضوعاتی با شفافيت از سوی جنبش جليقه زردها مطرح می شوند. حضور گروه های راست افراطی در همايش شانزه ليزه وتظاهرات ديگر و عمليات  نژاد پرستان و ضد دگرباشان را نه بايد ناديده گرفت و يا کوچک انگاشت،که بعضی از بسيج نيرو ها را خدشه دار نموده است. و قطعن رسانه های جمعی چنين مواردی را گنده کرده اند. بعضی افراد نظير "بنيامين کوچی" و "کريستوفر لخواليه" خودشان را ˮرهبر“ اعلام کردند و رسانه های جمعی اينها را بزرگنمائی کردند، اين هردو با حزب راست افراطی ماری لوپن و يا ديگر گرايشات راست افراطی ارتباط دارند. بهررو، ادعا های اين افراد از سوی طيف های جنبش جليقه زردها وسيعن چالش  شدند، و فعالين راست افراطی را مرتب از تظاهرات بيرون کردند.

   همچنين فرصت طلبان زيادی وجود دارند و  تلاش می کنند ˮحزب جليقه زردها“ را تشکيل دهند. "ژاکلين مورود" می گفت فردی غير-سياسی است در اوائل جنبش وسيعن مورد توجه رسانه  های جمعی قرار گرفت، وی جريان مهاجرين خودش را راه انداخت، گرچه وی در حقيقت خودش را از جليقه زرد ها دورکرد، و ا کنون می گويد دست راستی ها بدرون جريانش نفوذ کرده اند.    

   "پاتريک کریبوت" جليقه زردی از "شهر نيس" پيش نويس فهرستی برای انتخاب پارلمان اروپا تحت نام ˮاتحاديه ژون“  وˮمخالف سياست و اتحاديه های کارگری“ با تاکيد برمسائل مهاجرت و حاکميت ارائه داد. تعداد ديگری از جليقه زردها به رهبری "اينگريد لاوازيه" پوشش وسيع رسانه ای يافتند، وی تصميم گرفت ˮفهرست جليقه زردها“ برای انتخابات پارلمان اروپا را تهيه کند. گرچه با بررسی دقيق ما دريافتيم که شماری از کانديداها با حزب خود مکرون ارتباط دارند، افراد ديگری مانند "کريستفر شالينسن"( کسيکه برای خودش اسمی در کرد، از ارتش خواست قدرت را بدست گيرد) دردرون جليقه زردها مسئله سازند.افراد ديگری هم بودند که با تصميم شان برای ملاقات با "لويجی مئو" رهبر حزب پنج ستاره و معاون نخست وزيرو"ماتئو سالوينی" وزير کشورازحزب راست افراطی ايتاليا درد سر ايجاد کردند. تعجب نداشت که "لاوازيه" در آخر خودش را از ليست تهيه شده کنار کشيد و دوباره به خط عمومی جليقه زردها برمی گردد. در حقيقت، به نظر می رسد که اکثريت کلانی از جليقه زردها با فعاليت در يک ساختار متشکل برای انتخابات پارلمان اروپا مخالفند، چرا که ممکن است دربازی قطبی شدن (يعنی بين ليبرال ها و پوپوليست ها) به سود مکرون، به خطر بيافتند.

   در برخورد با اين ابتکارات مشکل آفرين،  جناح خيزشگر با معروفترين سخنگويانش "اريک درووه" و"فلای رايد" همچنان با اتخاذ هر شکلی ازبهم آمدن برای انتخابات پارلمان اروپا مخالفند.اين دوجليقه زرد محبوبيت زيادی  درصفوف جليقه زردها   کسب کرده اند. اين دو سخنگوی جليقه زردها به اولويت جنبش در بسيج فراگير و تظاهرات کلان در پاريس وشهرهای بزرگ در روزهای شنبه هرهفته اهميت قائلند. جليقه زرد ديگری بنام "فرانسيس بولوت"  وکيل جوانی از غرب فرانسه، اين روز ها به ايستگاه های راديو وتلويزيون سرمی زند، و به تدريج، برای گروههای زيادی از جليقه زردهای شهر "روئن" سخنگو شده است.  "فرانسيس بولوت" اتحاد با اتحاديه های کارگری را  تاکيد می کند، اوپافشاری می کند فلج کردن اقتصاد از طريق اعتصابات تنها راه موفقيت جنبش است. او همچنين نياز به چالش قراردادها و بويژه شرائط تثبيت بودجه دولت و فعاليت بانک مرکزی اروپا را مهم می داند. "فرانسس بولوت" به اجرای اصلاحات درسيستم  مالياتی مکرون و رؤسای پيشين، که تنها  به سود يک درصد از ثروتمندترين افراد و به زيان خدمات عمومی و کسب و کار های کوچک فرانسه اعمال شده اند، شديدن انتقاد دارد. وی طرفداراعاده دوباره ماليات همبستگی بر دارائی ها و کاهش ماليات شرکت های کوچک است.

   دراين فضای ناهمگن، دشوار است با اطمينان گفت عاقبت اين جنبش چه خواهد شد. ولی، ما اطمينان داريم جنبش ظرفيت زيادی برای برجسته کردن محدوديت های نئوليبراليسم و بيان  پرسش هائی در خصوص عدالت اجتماعی ومالی، شرکت و دخالت شهروندان در بحث و گفتگوهای همگانی، دارد. جنبش جليقه زردها فضای سياسی فراگيری ساخته اند، پيشنهادات منسجمی در تقابل با موضوعات بحث مکرون و مفهوم متفاوتی ازدموکراسی را به عنوان وسيله ای برای آزمون ايده ها و آموزش مشترک  عرضه کرده اند. جليقه زردها اهداف جامعه را ازپائين بازتعريف می کنند، اين غليان دموکراسی مستقيم اساسن با تاکيد  برتماميت خواهی نئوليبرال و تفويض قدرت مردم  به رهبران و ˮمتخصصان“ معترضند.

   ما امروز شاهد شکست سياست های پروژه اروپای متحد و سلطه جريانات سياسی درجهان هستيم، که عمدتن طرفدار اتوپی نئوليبرال هستند. برعکس اين جهان بينی ها، جنبش جليقه زردها به نظرمی رسد درميان تمام جنبش های خلقی تنها جنبش مردمی درخلال سال های اخير بوده است که بر پايه ناسيوناليسم وديدگاه نژادپرسی عليه مهاجرين بنا نشده است.حتی، تنها به اين دليل جليقه زردها يک فرصت تاريخی ممکن برای تغيير جهان در اختيار ما می گذارند،نبايد اجازه داد اين فرصت از دست برود.     

               




Gozareshgar
info@gozareshgar.com