11.01.19 00:56 Alter: 14 days

پویا محمدی: "من هم شکنجه شدم"، ضرورت گسترش و فراگیری یک کمپین اجتماعی

Kategorie: Meldungen Links

 

 

اسماعیل بخشی کارگر آگاه و مبارز، یکی از رهبران جسور و مقاوم این دوره از حیات مبارزات رهاییبخش جنبش کارگری در ایران، پس از درخشیدنش به عنوان یک سازمانگر مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه در صحنه مبارزه کارگران و مردم ستمدیده ایران علیه سرکوب و بی عدالتی های حاکم، از سوی دستگاه سرکوب رژیم اسلامی سرمایه در ایران گرفتار آمد. دژخیمان جمهوری اسلامی به منظور درهم شکستن اراده و قدرت مبارزاتی اسماعیل بخشی او را تحت شکنجه های شدید و آزار و اذیت فراوان قرار دادند. اما اسماعیل بازهم مقاوم ایستاد و بعد از رهایی موقت از زندان، طی یک دادخواهی که در واقع کیفرخواست جامعه ای است به وسعت ایران علیه سرکوبگری های اعمال شده توسط رژیم جمهوری اسلامی، با اعلام اینکه در دوره زندان و اسارت تحت شکنجه قرار گرفته است؛ با شجاعت تمام مقامات و هیأت حاکمه این رژیم را مورد مؤاخذه قرار داده و آنها را به مصاف طلبیده است.

جنبش کارگری ایران، به یمن مبارزات قهرمانانه کارگران نیشکرهفت تپه و فولاد اهواز گامهای مهمی روبه پیش نهاده است. حضور مبارزاتی کارگران هفت تپه و فولاد اهواز به سهم خود تأثیرات بسزایی بر روندهای جاری مربوط به فاز نوین مبارزات مردم ایران طی دو سال اخیر، برجای گذاشته است.

اسماعیل بخشی با سخنرانی های آگاهگرانه و پرشورش در جمع اعتصاب و صف مبارزه کارگران هفت تپه و نیز با مقاومتش در زندان و اینک با به مصاف طلبیدن جنایتکاران حاکم، علاوه بر اینکه خود را در صفحات تاریخ مبارزات کارگری و توده ای مردم علیه ستم و بی حقوقی های حاکم در ایران جای داده است، به همگان نیز نشان داده است که کارگران و طبقه کارگر آگاه و متشکل، رهبران و صاحبان واقعی جامعه اند و در میان جنبش های موجود علیه سیستم حاکم، این تنها جنبش مبارزاتی کارگران است که می تواند با صلابت و سرسختی و به نمایندگی از سوی اکثریت ساکنان این جامعه پرچم دار مبارزه برای رهایی از هرگونه ستم و سرکوب و بی عدالتی و استبداد و برای بهره مندی از یک زندگی شایسته انسانی باشد.

اینک که اسماعیل بخشی بازهم قدم پیش گذاشته و این چنین علیه شکنجه و سرکوب ایستاده است و دولت و هیأت حاکمه را هم به هراس و چاره جویی واداشته است، بایستی همراه و همصدا با وی به راه افتاد و فریاد حق طلبی و رویکردهای عدالت طلبانه وی را در جامعه گسترش داد.

موجی از حمایت های داخلی و بین المللی از دادخواهی اسماعیل بخشی به راه افتاده است. شمار زیادی از انسانهایی که تحت شکنجه این رژیم بوده اند با اعلام اینکه "من هم شکنجه شده ام" کارزار حمایت از وی و نیز دادخواهی های هرچه فزونتری را علیه این رژیم شکنجه و اعدام به راه انداخته اند.

از آنجاییکه تحت حاکمیت رژیم اسلامی، جامعه ایران برای ساکنان آن به زندان بزرگی تبدیل شده است و هزاران انسان توسط این رژیم شکنجه و اعدام شده اند؛ دادخواهی اسماعیل بخشی از مقبولیت اجتماعی گسترده ای برخوردار بوده و در نوع خود زمینه های شکل گیری یک حرکت بزرگ مبارزاتی را در جامعه بوجود آورده است.

هزاران کارگر و فعال کارگری توسط این رژیم زندانی شده و تحت شکنجه قرار داشته اند، زنان، جوانان، دانشجویان و معلمان، مردم انقلابی کردستان و سایر نقاط ایران و نیز بسیاری از اقشار و طیف های مختلف اجتماعی همواره تحت پیگرد و زندان و شکنجه رژیم جمهوری اسلامی بوده اند. این ماشین سرکوب و شکنجه و اعدام کماکان از مردم ایران قربانی می گیرد.

اینک شرایطی فراهم آمده که اگر به درستی و با توان لازم مورد استفاده قرار گیرد، به طور مؤثری می تواند افشای هرچه بیشتر جنایات رژیم را به دنبال داشته، سنگرهای مقاومت در برابر سرکوبگری های حاکم را مستحکم، رژیم اسلامی را به عقب نشینی وادار و به تلاشها و مبارزات موجود برای بازداشتن و سرانجام درهم کوبیدن ماشین جرم و جنایت این رژیم یاری رساند. شرایطی فراهم شده است که می باید با گسترش کارزارعلیه شکنجه در داخل و خارج کشور، قربانیان شکنجه و سرکوب این رژیم به دادخواهی برخیزند.

جنبش کارگری و فعالین آن به مثابه رهبران واقعی مبارزه و جنبش علیه ستم و بی حقوقی، همراه با دیگر فعالین جنبش های پیشرو و رادیکال اجتماعی می توانند با سازماندهی گسترده کارزار علیه شکنجه، طومار حق طلبی و اعتراض اجتماعی را حول این موضوع گرد آورده و اینچنین با بکارگیری اهرمی منسجم از توان و نیروهای مبارزاتی موجود، دستهای سرکوب را از سرجامعه کوتاه نمایند.

در یک نمونه، فعالین و رهبران مبارزات کارگران فولاد اهواز و دیگر عزیزانی که اخیراً همانند اسماعیل بخشی توسط سیستم سرکوب حاکم به زندان افتاده و تحت شکنجه و آزار قرار گرفته اند می توانند نقش مؤثری در گسترش این کارزار اجتماعی داشته باشند. همچنانکه انتظار می رفت سپیده قلیان فعال مدنی، زن آگاه و مبارز که همراه با اسماعیل بخشی دستگیر و در زندان تحت شکنجه قرار داشته است، ضمن حمایت از دادخواست اسماعیل، خود نیز به عنوان یک زندانی شکنجه شده، به دفاع از کرامت و حقوق خویش برخاسته و شجاعانه دژخیمان حاکم را به مصاف طلبیده است.

بدون شک در متن چنین مبارزات و کارزارهایی است که خواست و مطالبه "آزادی زندانیان سیاسی"، "الغای شکنجه"، "الغای حکم اعدام" و نابودی هرگونه عمل سرکوبگرانه می تواند در میان توده های مردم به یک حرکت مادی تبدیل شده و در سرلوحه حرکات مبارزاتی و مطالباتی این دوره از حیات سیاسی جامعه قرار گیرد.

وظیفه تمامی احزاب و سازمانهای سیاسی، نهادهای مدنی و غیره است که به حمایت از کارزار علیه شکنجه و قربانیان آن برخیزند و برای گسترش و فراگیر نمودن این حرکت اجتماعی، تلاش نمایند.

هم اکنون فعالین و چهره های مبارزاتی بسیاری در زندانها بسر می برند، صدهها هزار انسان در زندانها و شکنجه گاههای این رژیم گرفتارند. کارزار علیه شکنجه را بایستی به درون زندانها نیز برد. در صورت گسترش و فراگیرشدن این کارزار، فریاد کمک و حق طلبی و دادخواست این زندانیان دربند با رسایی هرچه تمامتر به گوش جامعه و به بشریت آزادیخواه و عدالت طلب در سراسر جهان خواهد رسید. چنین است که می توان به طور مؤثری دست شکنجه و کشتار را از سر این انسانهای دربند کوتاه نمود.

طی سالیان اخیر، مقاومت و ایستادگی فعالین و رهبران کارگری در مقابل احکام متعدد زندان، در مقابل انواع فشار و شکنجه؛ نشان بارزی از صلابت و حقانیت مبارزات کارگران در جامعه ایران بوده است. محمود صالحی ها، رضا شهابی ها، علی نجاتی ها، بهنام ابراهیم زاده ها و بسیاری از مبارزین دیگر، پرچم این مبارزه و مقاومت را بر دوش داشته و دارند. شماری از این فعالین و رهبران دربند براثر زندان و شکنجه و فشارها و عوارض ناشی از آن، جان خود را در راه رهایی طبقه کارگر و محرومان جامعه فدا نموده اند. شاهرخ زمانی ها، محمد جراحی ها و کورش بخشنده ها، و هزاران جانباخته دیگر این راه، ستاره های درخشان آسمان این مبارزه اند. مشعل هایی که آنان برافروخته اند اینک در دستان هزاران مبارز دیگر جای گرفته است.

به امید برپایی یک حرکت بزرگ و مؤثر اجتماعی علیه شکنجه، سرکوب و اعدام.

 

پویا محمدی

۱۹دیماه ۱۳۹۷

۹ ژانویه ۲۰۱۹

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com