08.03.18 01:04 Alter: 75 days

از گفتگوهای گزارشگران بمناسبت روز جهانی زن - با مهستی شاهرخی نویسنده و شاعر

Kategorie: Nachricht

 

جنبش زنان یک عاملِ پیشبرنده است، ولی عاملِ خاتمه دهنده نیست. پرسش شما مانند این است که از من بپرسید: «آیا میارزات کارگری توانسته است به اختلافات طبقاتی خاتمه دهد؟» نظریه ای که پیش از این به بسیاری از پرسش ها پاسخ می داد اما در قرن بیستم و در عمل آن طوری نشد که می نمود و این رویای زیبا به هرز رفت. همان طور که پیش تر گفتم جنبش زنان در سطح جهانی بسیار فعال است و دستاوردهایی دارد که در بهروزی بشر بسیار موثر است. پایان راه را نمی دانم چه خواهد شد، اما در شرایط پیچیده فعلی، وظیفه جنبش زنان، تلاش و تلاش بی وقفه و بدون هیچگونه معامله یا چانه زنی با بالادستان است.

*****

 

 

گفتگوهای گزارشگران بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن

گزارشگران:  چه تعریف مشخصی از روز جهانی زن دارید؟

روز هشت مارس ، روز جهانی زن، به دلیل اهمیت این روز خاص در تاریخ مبارزات زنان برای دستیابی به حقوق خود جایگاه نمادین و ویژه ای دارد  اما برای من مانند روز جشن، روز هشتم مارس، روزی خاص است. روزی برای زنان و خاصِ زنان! «روزی از آن خود»! با این تعریف بایست هشیار بود و نگذاشت این روز و دستاوردهای حاصله از آن توسط احزاب و ادیان و گروه های متمایل به دولت و شوهران و دایه های مهربان تر از مادر مصادره شود.

گزارشگران: شما جنبش زنان را چگونه تعریف می کنید و فکر می کنید چه اقشار و طیف هایی از جامعه کشور ما را شامل میشود؟

لازم به گفتن نیست که زنان، مادران و خواهران و همسران و دختران و اقوام و معشوقه گان مردان جامعه اند. زنان نیمی از جامعه را تشکیل می دهند و در همه طبقات و اقشار و طیف های اجتماعی وجود دارند. حضور زنان در جامعه به صورت لایه ای و قشری یا افقی نیست بلکه عمودی است چون زنان در همه طبقات و قشرها حضور دارند. زنان همه جا هستند.

گزارشگران:  آیا زنان با رفع ستم جنسیتی خواهند توانست به برابری کامل دست یابند؟

مسلماَ رفع ستم های جنسی، راه را برای رسیدن به برابری های حقوقی در جامعه هموار می کند؛ چرا که زنان کمترین دستمزدها را میگیرند.، اما این نابرابری ها حاصل قرن ها بیعدالتی و پایمال شدن حقِ زنان بوده است. در قرن بیست و یکم هستیم و در یکسال اخیر همبستگی و پایداری زنان هنرپیشه غربی در اعترافاتی بر علیه ستم های جنسی اعم از پیشنهاد و سوء استفاده جنسی و تجاوز که در حرفه خود متحمل شده اند توانسته تا حد بسیار زیادی فضای کار زنان را در دنیای سینما تغییر دهد.

اما در ایران در چهل سال اخیر، قانونش، با همکاری وکلای مسلمان بر حقوقی که دستاورد مبارزات آزادیخواهان دوران مشروطیت بود خط بطلان کشید و احکامی مانند سنگسار و چشم در آوردن و قطع کردن دست به آن اضافه شد و ایران به عصر حجر برگشت. ما در این چهل سال جهل پیش نرفتیم بلکه عقب نشستیم. تا خرخره در خرافات فرو رفتیم. فکر کنید در هزاره سوم هستیم و صدای زن در ایران ممنوع است!

شستن و پاکزدایی این لایه های جهل و لجن از ذهن زمان می خواهد. تراشیدن این زباله ها از ذهن  نیاز به فرهنگسازی دارد. تحقق بخشیدن به این امر در کوتاه مدت میسر نیست. برای رفعِ نابرابری ها، به یک برنامه گسترده آموزشِ جامعه و فرهنگسازی در سطح کل کشور نیازمندیم تا زیرِ چترِ قانونی انسانی برابری خواهانه، جامعه ای سالم برای زنان و مردان نهادینه شود.

گزارشگران:  منشاء ستم طبقاتی زنان را چگونه توضیح میدهید و چه تفاوتی بین ستم جنسی و طبقاتی است؟

منشاء  ستم طبقاتی افکار و آموزشهای تربیت های سنتی و عقب افتاده و پوسیده است و به همین دلیل به فرهنگ سازی ریشه ای  نیازمندیم تا از یک سو زنان را به بی حقی خویش آگاه کنیم و از سوی دیگر مردان را به بیهودگی مردانگی ناحق و نابرابر خود.

گزارشگران: آیا جنبش زنان به عنوان یک جنبش اجتماعی خواهد توانست به نابرابری زنان در جامعه خاتمه بدهد؟

جنبش زنان یک عاملِ پیشبرنده است، ولی عاملِ خاتمه دهنده نیست. پرسش شما مانند این است که از من بپرسید: «آیا میارزات کارگری توانسته است به اختلافات طبقاتی خاتمه دهد؟» نظریه ای که پیش از این به بسیاری از پرسش ها پاسخ می داد اما در قرن بیستم و در عمل آن طوری نشد که می نمود و این رویای زیبا به هرز رفت. همان طور که پیش تر گفتم جنبش زنان در سطح جهانی بسیار فعال است و دستاوردهایی دارد که در بهروزی بشر بسیار موثر است.

پایان راه را نمی دانم چه خواهد شد، اما در شرایط پیچیده فعلی، وظیفه جنبش زنان، تلاش و تلاش بی وقفه و بدون هیچگونه معامله یا چانه زنی با بالادستان است.

گزارشگران: وضعیت زنان کارگر را تحت تاثیر بحرانهای اخیر چه در سطح جهانی و چه ایران دستخوش چه تغییراتی شده است؟

وضعیت کارگران ایران دردناک است. بدون سندیکا. بدون حمایت. بدون اجازه اعتصاب. بدون اجازه اعتراض. کار طاقت فرسا. بدون بیمه. بدون بازنشستگی. بدون حقوق. احکام شلاق و یا به گلوله بستن معترضان. ایران یک طرف و جهان یک طرف دیگر. جمهوری غارت و چپاول چنان کارگران را به مرگ گرفته است که به تب راضی باشند. در حیرتم که چگونه می توانند یک سال بدون حقوق سر کنند؟ این همه زحمت بکشی آخرش مزدت را ندهند تا نان زن و بچه ات را تأمین کنی؟ آن هم در یک کشور نفت خیز! و باورکردنی نیست که در قرن بیست و یکم دست آوردهای بشری تا این حد از کف رفته باشد!

گزارشگران:  چه تفاوتی بین جنبش زنان و جنبش زنان کارگر موجود است؟ 

طبیعی است زنان طبقه کارگر  دوبار استثمار می شوند یک بار استثمار طبقاتی و یک بار هم استثمار جنسیتی و کمترین دستمزد را می گیرند. بیمه و پوشش اجتماعی هم غالبا ندارند. اگر شانس آورده باشد و از شوهرش کتک نخورده باشد و له و لورده نشده باشد، مراقبت از بچه ها و کار در خانه ؛ تمیز نگه داشتن بچه ها و منزل و شستن لباس ها و پختن غذا هم به عهده زنهاست.  در حالی که زنی از طبقه مرفه، طبعاَ چنین مشلاتی را ندارد.

جنبش زنان کارگر بخشی از کل جنبش زنان، و یا ستون فقرات جنبش زنان است در مجموع، جنبشِ زنان، جنبشی خواهرانه است که در همه طبقات و اقشار و سطوح  جامعه از منافع پایمال شده زنان دفاع می کند و یا قرار است دفاع کند. تاریخِ مبارزات زنان (اواخر قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم) به خوبی نشان داده است که طبقات متوسط و مرفه  و زنان لیبرال با تشکیل انجمن هایی حامی زنان فرودست و محروم  جامعه در برابر دولت وقت بوده اند. در جاهایی زن بودن، زنان را باهم متحد کرده است.

گزارشگران:  شما نظرتان درباره متشکل شدن زنان بطور عام و زنان کارگر  بطور خاص چیست؟

قکر و رویای خوبیست. اما متاسفانه زمانه از آن زمان تاکنون شکلِ زندگی بسیار فرق کرده است. شبیه سازی و  مبارز سازی و حرکاتِ نمایشی و یا همنوایی های بانوان باندهای درون حکومتی از این گونه است. این نوع اعمال باعث میشود که سخت هشیار باشیم تا در دام نیفتیم.

متشکل بودن زنان فکر زیبایی است، اما نمی شود با خانمهایی که پایه های جمهوری قتل و غارت را استوار نگه داشتند احساس همبستگی خواهرانه داشت و فریب خورد و یا با خانم هایی که رفتند و آش نذری خانمهای درون حکومتی را به هم زدند و اسمش را گذاشتند اکسیون «همگرایی»!  به این زنانِ خیانتکار و حزبی به هیچوجه نمیشود اعتماد کرد.

صد البته همبستگی با زنان کارگر مانع همبستگی با زنان دیگری که چهل سال جمهوری جهل و جنایت حقوقشان را پایمال کرد نمیشود.

جمهوری داعشی ایران در بهمن پنجاه و هفت بر خر مراد سوار شد و با استفاده از فضای شورش بر مسند قدرت نشست در حالی که هنوز قانوناً هیچ رسمیتی نداشت؛ از همان اول میخ خود را محکم کوبید. در اسفندماه با مطرح کردن مسئله حجاب در زمستان، جمهوری حجاب و حذف، به سرکوب زنان یا نیمی از ایرانیان پرداخت. اما عجبا و حیرتا که پیشروترین گروه های چپ نه تنها لب به اعتراض نگشودند بلکه به یاد دارم در آن روزها تک تک مردان روشنفکر، سربسته (با استدلال به اینکه حالا وقتش نیست. گرچه همان زمان وقتش بود که حجاب اجباری شود!) به ما زنان سکوت را توصیه کردند! فروردین ماه که رسید پس از سرکوب کردستان، تازه نوبت «رفراندم» برای رسمیت بخشیدن به اعمال غیرقانونی بود. همان را هم طاقت نیاوردند و «رفراندم»  را به شکل پرسش «آری یا نه» در برابر جمهوری جهل و جنایتی که اغاز شده بود مطرح کردند. بعد هم با کمک وکلای مسلمان قانونِ اساسی عهد حجر را مکتوب کردند.

از هر زاویه که نگاهش می کنیم: زن یا مرد، کارگر یا دانشجو، کارمند یا کشاورز، بازندگان این رژیم تمامیت خواه و خودکامه و  مردم ستیز و مردم فریب و زن ستیز، مردمِ ایران هستند. با فرو ریختن این رژیم غیر بشری، ضدانسانی، ضدکارگری گام بزرگی به سوی آزادی و رهایی از یوغ بردگی و بندگی برداشته ایم.

گزارشگران: ما شاهد بودیم که در چند ماه گذشته خیزش مردمی در جریان بود که هنوز کماکان ادامه دارد زنان بطور وسیعی در این اعتراضات شرکت نموده اند شما این حرکتها را چگونه ارزیابی میکنید؟ تعدادی از دختران جوان حجاب خود را به عنوان اعتراض از سر برگرفتند و این حرکت مبارزه زنان و دختران خیابان انقلاب نام گرفته است شما نظرتان درباره این حرکت چیست ؟

قیام دی ماه، قیام حیرت انگیز و گسترده ای از سوی مردم گرسنه بر علیه جمهوری چپاول و غارت در هشتاد شهر ایران بود. شورشی که پایه های پوشالی جمهوری شکنجه و اعدام را بدجوری لرزاند. «آقا خدایی می کند/ ملت گدایی می کند» قیامی که در آن مردم حتا یک شعار دینی ندادند و همه مطالباتشان مدنی بود و یا کسب آبروی از دست رفته! قیامی که در آن فاتحه جمهوری زور و سرکوب خوانده شد: «اصول گرا، اصلاح گرا، دیگه تمومه ماجرا!». قیامی که در آن شعار «چپاول، گرونی، زمانِ سرنگونی» سر دادند. در دی ماه، در شبهای سرد زمستان مردم به خیابان می آمدند و شعار «مرگ بر دیکتاتور» می دادند. به آمار و گفته خودشان : «حدود چهار هزار نفر» را از هشتاد شهر دستگیر کرده اند. چند جوان سالم و برومند در داخلِ زندان خودکشی شدند! چند نفر در زندان در حال اعتصاب غذا هستند و در حال مرگ. نوجوان پانزده ساله ای به جرم پاره کردن بنر به پنج سال زندان مجکوم شده. از حال همه اینها بی خبریم. وکیلی که از شرفِ یک زندانی مرده دفاع کرده خود در زندان است. شیوه سرکوب دراویش بیگناه و بی اسلحه فجیع و ننگین بود. آیا با عاشقان علی اینگونه رفتار می کنند؟

زینب جلالیان علیرغم بیماری ده سالست در زندان مانده، بزرگترین جرمش این است که کورد است.

در همان روزهای قیام دی ماه، ویدا موحد بر روی سکویی در روز روشن در خیابان انقلاب در حالی که شال سفیدی را بر سر چوب زده بود و تکان می داد در ویدئویی دیده شد. ویدئوی این پرفورمانس بی کلام و این نوآوری و خلاقیت تک نفره در شبکه های اجتماعی پخش شد و با استقبال زیادی مواجه شد. در حالی که کسی نمی دانست او کجاست و چه بر سرش آمده است. او را «دختر خیابان انقلاب» نامیدند و طرح و تصویر و عکس و ویدئوی او در شبکه های اجتماعی به سرعت چرخید. شکل مبارزه اش نوین و بحث آفرین بود. پس از آن زنان دیگری در جاهای دیگر و ساعات دیگر با رنگهای دیگر عکس و حرکت ویدا را تکثیر کردند و راه او را ادامه دادند و می دهند.

مبارزه با حجاب اجباری در چهل سال گذشته، جانباختگانی هم دارد. حیف است اگر در این روزها از زن پزشکی که به خاطر حجاب جان باخت؛ از خانم دکتر هما دارابی که برای حجاب شغل استادی دانشگاه و سپس جواز طبابت مطب شخصی اش را لغو کردند و بیکار شد و به عنوان اعتراض در میدان تجریش خودسوزی کرد اسمی نبریم.

به نظر من «دختران خیابان انقلاب»، همان«دختران طاهره» هستند و دارند راه طاهره می روند و مطالبات دوران مشروطیت را از سر گرفته اند و جوانانی که به این زنان پیوستند نیز «پسران عارف» و میراثداران مشروطیت هستند. دست آوردهایی که جمهوری من در آوردی  جهل و جنایت، چپاول و غارت، حقه و حذف، از ما به زور گرفت و دربغ کرد. این جوانان هشیار و آزادیخواه، راه آنان را، به دور از تعلقات عقیدتی ادامه خواهند داد. ویدا دنیای بهتری برای کودکش خواهد ساخت.

گزارشگران:  حدود یک دهه پیش سال 88  جنبشی توده ایی هم شکل گرفت. مبارزه زنان در این جنبش بسیار چشمگیر بود و تعدادی از زنان هم کشته، دستگیر و زندانی شدند شما تفاوت مبارزات زنان در سال 88 با مبارزه و خیزش مردمی که دیماه گذشته اتفاق افتاده را چگونه ارزیابی میکنید؟

مبارزات پس از انتخابات سال هشتاد و هشت و جنبش هشت سال پیش از جنسِ دیگری بود. نیمی از اصلاحگرایان و یا بخشی از حکومت، آن جنبش را  به خود اختصاص داده بود و تریبون ها را تصرف کرده بود. البته اعتراضات مردم و دانشجویان هم بود اما اختاپوس با دستهای بیشمارش در همه جا نفوذ کرده بود و کانال های ارتباطی مردم را قبضه کرده بود. چتربازها و بادکنکها  سریع از آسمان فرود می آمدند تا سر و ته قضیه را به هم بیاورند. در نتیجه اعتراضات مردم به سرکردگی ایشان و سرکردگی  سازشکارانه شان، (و عجیب اینجاست تا بر مسند قدرت می نشینند صفر کیلومتر و مبارز می شوند و آلزایمر تاریخی می گیرند!) به جایی نرسید. اول از همه، آن سر گندیده و پوک، جوانان معصوم و نازنین ملت را زیر تیغِ جلادان کهریزک و شخصی پوشان رها کرد. سپس خود را از مهلکه به بیرون کشید و با یوروهای اجنبی و لابی های غربی و دلارها و جوایزی که از چپ و راست می گرفت سرگرم شد و الان هم مواجبش را می گیرد و منتظر پست و مقام نشسته است. این قماش هرگز هم دغدغه «خلق» یا «مردم» را نداشته اند بلکه اینها دغدغه همیشگی شان کسبِ قدرت بوده است. جای تعجب نیست که در شرایط فعلی سکوت کرده اند.

گزارشگران: تصور شما برای پیروزی و به سرانجام رسیدن مبارزات زنان تا رسیدن به برابری که در اشکال مختلف بروز می نماید, چیست؟

مبارزات زنان ایران و و مبارزات مردم ایران، روزی به نتیجه می رسد. پایه های این رژیم ضدمردمی و ضدزن بسیار لرزان و سست است. این جمهوری جنایت پیشه در دو سه ماه گذشته چنان بر خود لرزیده است که مرگ خود را به چشم دیده است یا به قول رئیس جمهور تدبیر و امیدشان«همگی درون کشتی در حال غرق شدن» هستند و به همین دلیل برای نجات خودشان به هر حیله ای متوسل خواهد شد.

گزارشگران: چنانچه ناگفته ای باقی است بگوئید

نگرانی همیشگی من اینست که اینان با حیله ای، مبارزاتِ جنبشِ زنان را به هرز بکشانند و به معامله و چانه زنی منتهی کنند. در این لحظه، جنبشِ زنان نمی تواند خود را از قیام دی ماه جدا بداند. پس آزادی چهار هزار زندانی سیاسی و آزادی همه زندانیان سیاسی عقیدتی و آزادی آن کودک پانزده ساله ای که بنر حضرت والا را پاره کرده و رسیدگی فوری به وضعیت زندانیان در حال اعتصاب غذا، و محاکمه همه قاتلان فرزندان ایران زمین، جدا از آزادی «دختران خیابان انقلاب» نیست.

ترسم از این است که مبارزه و حرکت «دختران خیابان انقلاب» علیه حجاب وسیله ای باشد برای معاملات پسابرجام، چون اگر ایران بخواهد قراردادهای اقتصادی اش با غرب را حفظ کند، لازمه اش اینست که راه عبور را برای غربیان تا حدی هموار کند و یکی از آنها حل کردن مسئله حجاب است. البته آزادی هایی در حد کشورهای عربی و هم جوار؛ طوری که بشود به ایران رفت و آمد کرد. برای معامله و معاشرت با دنیای مدرن ایران ناگزیر است دست از این رفتار داعشی خود بردارد.

به امید روزهای بهتر

هشتم مارس 2014 از پاریس

با تشکر از شما مهستی گرامی

گزارشگران

www.gozareshgar.com

 

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com