24.11.17 22:47 Alter: 357 days

از گفتگوهای کارگری گزارشگران - جنبش کارگری در ایران: ضعف ها و قوت ها گفتگو با صدیق جهانی بخش دوم

Kategorie: Meldungen Links

 



دستگیری دوباره محمود صالحی فعال کارگری شناخته شده که سالیان دراز رنج و محرومیت و زندان و شکنجه را بر دوش کشید تا از حقوق محرومان و هم زنجیران خود دفاع کند, انگیزه این گفتگوهاست. روشنی افکندن بر نقاط کور و ضعف های جنبش میلیونی کارگران ایران برای دستیابی به  ابتدائی ترین حقوق انسانی خویش دلیل این تلاش اندک و نظرخواهی از فعالین کارگری و سیاسی از سوی گزارشگران است.
موج اعتراضات کارگری به بی عدالتی های موجود سالهاست بشکل فزاینده در جریان است. گاه همانند آتشفشان در مکانهای تولیدی و خدماتی غلیان میکند و فضای خبری و رسانه ای را بخود تعلق میدهد.زنجیر فقر و ستم نظام سرمایه داری برپایشان و بار گران تورم و هزینه های زندگی روزمر را بر گرده خویش میکشند.ظلم وتعدی و بی حرمتی به آنان از سوی مسئولین حاکم بدون مرز ادامه و جریان دارد. در این میان اما فعالان و نمایندگان کارگران بیش از همه در تیررس نابکاران و دشمنان کارگران و زحمتکشان قرار دارند. کارگران معترض به این بی عدالتی ها را می کشند. شلاق میزنند.به زندان می افکنند. شکنجه می کنند. اسیران زندانی را می کشند. محکوم به مرگ خاموش می کنند. آنان را بیکار و از حق زندگی شرافتمندانه محروم می کنند.صدای اعتراض و شکایات آنها در فضای خبری سرمایه زده داخل کشور بندرت بگوش کسی میرسد. همبستگی بین المللی کارگران خارج از کشور با کارگران ایران اگر چه قدرتمند است اما با بی اعتنایی مطلق دست اندرکاران حکومتی مواجه است. براستی برون رفت از این وضعیت چگونه میتواند باشد؟ هم از اینرو با فعالین کارگری و سیاسی گفتگو میکنیم.

صدیق جهانی از فعالین کارگری و رسانه ای پر سابقه است که در حمایت از جنبش کارگری در ایران خدمات شایانی کرده است. با او گفتگو داریم.

گزارشگران:
تاریخچه جنبش کارگری پیوسته با مقوله ای بنام فرقه گرایی روبرو بوده است. از سوی رهبران فکری سوسیالیسم هم مذمت و سرزنش شده و مقابله با آن ضروری ارزیابی شده است. ارجحیت دادن منافع و تمایلات گروهی، سازمانی و حزبی بر منافع کل طبقه کارگر نمودی از این انحراف بوده است.آیا امروزه و در ارتباطات با جنبش کارگری در کشورمان حضور آن را محسوس میدانید؟

صدیق جهانی:
سکتاریسم در جنبش کارگری، قدمت کهنی دارد. از این رو، بدون پرداختن بە ریشەهای آن، بررسی فراز و نشیب جنبش کارگری،ناقص خواهد بود.از کسی پوشیدە نیست و تقریبآ همە می دانند کە این مریضی، از طریق ادیان، تعصبات ناسیونالیستی، احزاب و گروهای بورژوایی کە بنام «چپ» و «سوسیالیسم» فعالیت می کنند، وارد جنبش کارگری می شود. خشکاندن ریشەهای این بیماری، در گرو بە چالش کشیدن تمامیت سیستم سرمایەداری، نظام جمهوری و ارتقاء آگاهی طبقاتی است. لذا بر اساس خودآگاهی طبقاتی و سرنگون کردن این رژیم هار، خیلی از معادلات بە هم می خورد و کارگران کمونیست، این شانس را مییابند کە بطور تحزب یافتە بسوی کسب قدرت سیاسی گام استواری بردارند. این فوری ترین وظیفەای است کە از همین امروز، باید در محور اصلی فعالیت کمونیست های راستین قرار بگیرد. معنی عملی این نگاە، تمرکز فکری جهت بسترسازی برای فتح سنگرها و نهایتآ صعود بە نوک قلعەاست. تفصیر وصف ناپذیر وضعیت موجود، مشکلی را حل نمی کند لذا باید وارد عمل شد. در غیر این صورت و با توجە بە جدایی اندیشه «سوسیالیستی» در سطح جامعە، این احتمال وجود دارد کە تساوی طلبی، بیشتر از این بە حاشیە جامعە راندە شود. قصد من، برجستە کردن ضعف ها و نسخە پیچی برای کسی نیست بلکە تنها می خواهم بر یک حقیقت اشارەای ولو مختصر کردە باشم. بە باور من، عبور از وضعیت نا بە سامان موجود، ممکن است زیرا این شرایط است کە ما را بسوی انجام وظیفه خطیر طبقاتی فرا می خواند.
در حال حاضر، این شرایط وجود عینی دارد و ما (کارگران کمونیست) باید بتوانیم بر مبنای آن، خود را سازمان دهیم. البتە لازم است این را نیز بگویم کە سازمانیابی، با سر دادن شعارهای دهان پر کن، دادن وعدەهای ناممکن و ... میسر نیست بلکە مستلزم اتخاذ تاکتیک ها و راەکارهای هدفند در جامعە است. اما نباید فراموش کنیم کە شرط اولیە برای موفقیت در هر حرکت مبارزاتی، برقراری رفاقت سالم، دوستی پایدار، اعتماد دو طرفە و شریک شدن در غم شادی هم دیگر است. از این رو، ضروری است کە دست یک دیگر را گرفتە و دل هایمان را بە هم نزدیک نمایم. در بطن فضای سرشار از محبت، فرقەگرایی جای خود را بە اتحاد حول نیازمندیها و در بهترین حالت بە آگاهی سیاسی جهت غلبە بر پراکندگی و یا پیوستن بە حزب انقلابی جنبش خودانگیخته طبقه کارگر میانجامد.می دانم در این رابطە، گامهای زیادی برداشته شدە، اما کافی نیست و بسی بیش از این، باید تلاش کرد.
با بیانی سادە، فرقەگرایی حاصل پویایی نظام سرمایەداری در صفوف طبقە ماست و دقیقآ بدین خاطر است کە احزاب بە اصطلاح کمونیستی، در بین ما مرتبآ بازتکثیر می شود. وظیفه عمده و اساسی ما کارگران کمونیست، آموزش و تسهیل رشد سیاسی و سازمانیابی سیاسی طبقه کارگر است. افرادی که این وظیفه را کم اهمیت جلوە می دهند، روشن است کە در مسیر کاملآ اشتباهی گام برمی دارند.خشکاندن ریشەهای فرقەگرایی، زمانی ممکن است کە ما بتوانیم تحولی جدی در شرایط کار و زندگی کارگران و زحمت کشان بوجود بیاوریم.کارگر کمونیست، نباید از فعالیت اکونومیستی، سندیکا طلبی و یا هر مدل دیگری در سطح جامعە، هراس داشتە باشد.ما (کارگران کمونیست)فراخوان رفرمیست های کە خطاب بە کارگران می گویند «متشکل شوید» را بە فال نیک می گیریم و اینها را در ایجاد انجمن های تعاونی و صنفی همراهی خواهیم کرد اما در این مسیر، بە آنها خواهیم گفت کە بدون حزب سیاسی، نظام سرمایەداری پابرجا خواهد ماند،خواهیم گفت کە بدون حزب کمونیستی، همەی انجمن های صنفی طبقه کارگر محکوم به شکست است. این اصل را باید بپذیریم کە از طریق تشکل های صنفی، طبقە کارگر بە هیچ وجهی قادر نخواهد بود کە رسالت خود را بە انجام برساند. بنابراین،روشن است کە نرمش نشان دادن در مقابل بورژوازی، سرانجام بە سکتاریسم میانجامد. تردیدی نیست کە فرقەگرایی یعنی بریدن از ساکنان جامعە و تبدیل شدن به سکتی کە درها را بە روی خود می بندد. یکی دیگر از مشخصات سکتاریسم، یعنی رواج دادن روش های منفی در قبال مبارزه برای وحدت طبقه کارگر.سکتاریست ها برای شعارهای فوری روز و هم چنین بە مبارزات صنفی و سیاسی و پیکار برای خواست های مبرم تاکتیکی، هیچ اهمیتی قائل نیستند. سکتاریست ها، اصل همبستگی و مبارزه مشترک ضد امپریالیستی و مصالح عمومی جنبش کارگری را قبول ندارند.
سکتاریسم زائیده نظام سرمایەداری، دگماتیسم و چپ روی است و در پوسته تنگ خود می تند و با زندگی و توده مردم هرگونه تماس و ارتباطی را قطع می کند و به محافظه کاری و تحریف اصول کمونیسم و فراموشی دیالکتیک می انجامد. فرقەگرایی، حزب طبقه کارگر را از طبقات و قشرهای متحد طبقه کارگر جدا می سازد و خود را در لاک این طور حزبی، وحدت را به هم می زند.سکتاریسم نوعی سبک ذهنی در تفکر و عمل است که کل را تابع جزء می کند و معمولآ فرد را بر جمع، مصالح افراد معین و گروه معین را بر مصالح حزب ویا مصالح حزب را بر مصالح جامعە مقدم می شمارند. در صورتی که جزء تابع کل است. برای مثال، این را نیز نمی پذیرند کە یک عضو حزب، تابع مصالح حزب است و حزب هم تابعی از مصالح جنبش می باشد.این مریضی، در جنبش کارگری ایران، بە اندازەای سایە افکندە کە نمی گذارد وحدت عملی صورت بگیرد.


گزارشگران:
از همبستگی همه جا سخنی هست. تقریبا تمامی نهادها و فعالین شناخته شده کارگری در داخل و خارج از کشور از آن و اهمیتش میگویند. اما رد پای فرقه گرایی و مقاومت در برابر آن عریان و پنهان دیده میشود.همبستگی اما کمتر ملموس است.هنوز یک نمایش در دفاع از صفوف میلیونی کارگران ایران که انفجار رسانه ای در خارج از کشور در پی داشته باشد،دیده نشده است.علت را در چه می بینید؟


صدیق جهانی:
برخلاف آن چە کە این و یا آن فعال بە زبان میاورند، فرقەگرایی در درون چپ ایران،گرایشی قوی و بیشتر تجزیه‌گراست تا وحدت‌طلب،اینها تاریخآ جدایی را به همکاری و اتحاد ترجیح دادە و پایە فرهنگشان ائتلاف گریزند. این چپ، مثل سکت های مذهبی اند، دار و دستەای می باشند که هویت خود را از یک سنت پوسیدە گرفته و بر پایه‌ی آن متشکل شده و از دریچە عینک خود دنیا را ترسیم می‌کنند و این یکی از نمودها و شاخص های چپ ایران را شکل می دهد. چپ ایران، نه تنها روحیه‌ همبستگی را ندارد بلکه تکثر سرسام آورش محصول واگرایی و انشعابات بی‌پایان است. این چپ، تشکیلات خود را محور و اصل می داند و هر گونه انحراف یا مخالفت را با القاب و برچسب های تعریف شده بقول خودشان مارکسیستی مورد حمله قرار می دهند. عبور از این چپ ویرانگر، تنها در گرو دامن زدن بە مبارزە طبقاتی، بهبود سطح معیشت محرومان و آموزش کمونیستی میسر است.


گزارشگران:

پیشنهاد شما برای گذر از موانع همبستگی صفوف حامیان کارگران کشورمان چیست؟

صدیق جهانی:
جالب این است کە همە از پراکندگی می نالند، همە بر «اتحاد کارگری»، تاکید می ورزند، کسی از فرقەگرایی طرفداری نمی کند، «راە حل» هم ارائە می دهند اما با وجود این همە «دلسوزی» و سر دادن «درد» و «نالە مشترک»، باز فرقەگرایی سر جایش است. این واقعیت های تلخ، نشان می دهد کە ما هنوز نتوانستەایم ازشکست ها، دست آوردها و ... درس بگیریم و سرانجام با تدوین چشم اندازی شفاف، جنبش را بە سمتی کە می خواهیم هدایت کنیم.خیلی ها کارگر نیستند اما در فضایی مجازی بە « فعالین کارگری » تبدیل شدەاند! خیلی هابر تشکیل نهادهای مستقل کارگری تاکید می ورزند امادر این رابطە نە آموزش دیدەاند و نە در محیط کار هم قرار گرفتەاند. آنان بجای هواداری و انعکاس صدای نارضایتی کارگران، بعنوان متخصص و صاحب نظر در حوزە «جنبش کارگری» ظاهر می شوند.این نابسامانی، بیانگر هرز نیرو ودرک نکردن موقعیت اجتماعی طبقە کارگر است.از نظر من، حوزە فعالیت دانشجو، کشاورز، ژاندار. سرباز، نویسندە و ... جنبش کارگری نیست. این اقشار، می توانند مبارز و کمونیست باشند امالازم نیست حوزە فعالیت خود را بە جنبش کارگری، انتقال دهند. اینها با فعالیت سازمانیافتە و موثر در محیط کار خود، می توانند شبکەهای همبستگی را ایجاد و از این طریق، جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی را تقویت کنند. بە این نابسامانی، باید پایان داد. در غیر این صورت، نمی توانیم مدعی کنش‌های سازمان یافتەتر علیە نظام سرمایه‌داری باشیم، نمی توانیم با نیروی منسجم و تحذب یافتە، بە مصاف بورژوازی برویم. جبهه‌ی نبرد ما، گسترد‌گی ناموزونی دارد که جز با دامن زدن به طرح وظایف سیاسی و صنفیِ طبقه‌ی کارگر و فعالان و بخش‌های آگاه آن و تلاش برای کسب هژمونی سوسیالیستی و کارگری ممکن نیست. ما برای حفظ دست آوردهای مبارزاتی و برداشتن گام های استوارتر، نە بعنوان هدف نهایی بلکە برای عبور از اوضاع کنونی، بە تشکیل ظروف مستقل کارگری، دانشجویی، زنان و ... احتیاج مبرم داریم.
قصد من این نیست کە همە چیز را زیر سوال و یا نادیدە بگیرم زیرا می دانم کارهای ارزشمند زیادی صورت گرفتە است. برای نمونە، خیلی وقتە موضوع ایجاد تشکل های خود ساختە و مستقل کارگری، در دستور کار فعالین قرار گرفتە است. این فعالیت ها، مدهاست به لحاظ ذهنی مطرح و در شعارها،ادبیات و همچنین تجربیات تشکیلاتیِ چندین ساله و در اشکال مختلفی هم‌چون بازگشایی سندیکاهای کارگری و کمیته‌های مختلف دنبال شدە‌ و دستاوردهای معینی را نیز در بر داشتە است.جدا از این، مورد استقبال و پشتیبانی بی دریغ بخش آگاە جامعە هم قرار گرفتە و آنهاخود را در جهت همبستگی با طبقه‌ی کارگر تعریف می‌کنند.متاسفانە علی رغم این اشتراکات، معضل تشکل‌ یابی کارگران،هنوز هم حل نشدە است. البتە نباید فراموش کنیم کە بخش عمدەی از موانع ها، از سویی بە سرکوب نظامی و خفقان سیاسی جمهوری اسلامی مرتبط است و از طرف دیگر،فعالین کارگری با سلطه‌ی سهمگین تفکرات نئولیبرالی، تشکل‌ستیز و راست‌گرا دست و پنجه نرم می‌کنند. بەهر حال، شکل‌ یابی در پرتو بررسی تجارب گذشته‌ی جنبش چه در سطح محلی و چه بین‌المللی ممکن است و این مهم هم‌واره باید در دستور کار نیروهای آگاه جامعه قرار بگیرد و خیلی مهم است کە مبتنی بر شناخت علمی از ملزومات مبارزه و نبرد طبقاتی در شرایط مختلف باشد تا ضمن کمک به سازماندهی کارگران در سطوح مختلف، امکان فراروی از وضع موجود فراهم گردد.
کارگران ایران، اگر چه برای تشکلات مستقل و حرفه‌ای خود تلاش جان‌فرسایی می‌کنند ولی بعضآ فراموش می کنند کە شکل‌گیری این نوع از تشکلات،در گرومبارزه با کلیت نظام جمهوری اسلامی ممکن است. اگر این مهم در نظر گرفتە نشود، از طرفی بخش مهمی از نیروی مبارزاتی خودرا از دست می دهیم واز سوی دیگر فرصتی پیدا می شود کە رژیم خود را بازسازی و سپس با ترفندهای مختلف،‌ صفوف کارگران مبارز را متفرق می سازد.
برای همین، لازم است بە نهادهای صنفی و اقتصاد یطبقه‌ی کارگر، معنایی سیاسی بدهیم و نگذاریم فلان حرکت، در مراحل اولیە، صرفا اقتصادی باقی بماند زیرا پیگیری اهداف صنفی بدون پیوند با درک و شناخت رادیکال و منتقدانه از ساز و کارِ اقتصادی و سیاسیِ نظام سرمایه‌داری و هم چنین عدم تغذیه از دستاوردهای آن، معنی نخواهد داد. از این زاویه، مطالبات اقتصادی طبقە کارگر با سیاست ضد سرمایه‌داری و محتوای سوسیالیستی، پیوندی ناگسستنی دارد. بی توجهی به هرکدام از این نکات، از طرفی هر دو را تضعیف خواهد کرد و از سوی دیگر، جنبش کارگری و سوسیالیستی را با بحران لاعلاج روبەرو می سازد. اگر مبارزات صنفی در سال‌های اخیر را دنبال کردە باشید، متوجە می شوید کە فعالین کارگری ارزیابی صحیح و دقیقی از ماهیت نظام سرمایه‌داری ارائە ندادە و بدین خاطر، هم اکنون بخشی از توان و نیروی خود را از دست دادەاند.

با سپاس از شما و امید که کارگران و حامیان راستین کارگران ایران موفق باشند.
گزارشگران
www.gozareshgar.com

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com