04.11.17 22:56 Alter: 1 year

گفتگوهای گزارشگران درباره تحولات سیاسی در کشورعراق و اقلیم کردستان: گفتگو با عباس منصوران

Kategorie: Meldungen Links

 

 

گزارشگران:

یک ماه پس از برگزاری رفراندوم استقلال در اقلیم کردستان عراق, کرکوک طبق یک عملیات کوتاه و بدون مقاومت در اختیار نیروهای ارتش عراق و شبه نظامیان حشدالشعبی قرار گرفت. پرچم کردستان را که پیشمرگه های کرد در این شهر به اهتزاز دراورده بودند پائین کشیدند و پرچم عراق را بالا بردند. انتظار میرفت که پیشمرگه های کرد در برابر این نیروها مقاومت بخرج دهند و اینطور نشد. بسیاری معتقدند که خیانت شده است و رهبران کرد را مقصر میدانند. آیا این واقعه میتواند سراغاز جنگی دیگر و جابجائی بحران در کشور عراق شود؟ آیا دست هایی در کار است تا عراق را نیز سوریه ای کند؟ با فعالین و صاحبنظران سیاسی به گفتگو نشستیم.

 

با درود به شما و سپاس از اینکه درخواست گزارشگران را پذیرفتید.

*****

گزارشگران:

اقلیم کردستان چندی پیش در یک همه پرسی با اکثریت قاطع به استقلال آن رای داد. برخی اصولا برگزاری آن و احیانا دستیابی کردهای عراق به استقلال را حق مسلم انان و مطابق با اصل حق تعیین سرنوشت برای خلقها دانستند و برخی نیز ضمن تائید این حق بطور کلی اما برگزاری این رفراندوم را در شرایط بحرانی کنونی بلحاظ زمانی و مکانی در این منطقه مضر دانستند. شما آنرا چگونه ارزیابی کردید؟

 با درود  و سپاس از دعوت تان

 

***

حق  تعیین سرنوشت خلق ها، حقی است انسانی و بدون چون و چرا و شناخته شده. آشکار است که طبقات استثمارگر و حکومت های طبقاتی آنان، این حق را به سادگی با گفت و گو به رسمیت نمی شناسند. اسارت خلق کرد و دیگر خلق ها در ایران، ترکیه، سوریه وعراق  نمونه های قربانیان ستم ملی و اسارت هستند. در همین اروپا، به اکراین، کاتولینیا در اسپانیا، ایرلند  ووو بنگریم که بورژوازی و حکومت های اشغالگر، این ملیت ها را در درازای تاریخ خود زیر ستم دوگانه سرکوب کرده، به خون کشانیده و همچنان به گروگان می خواهند. بارها در درازای تاریخ دیده ایم که شوونیست های حاکم بر ملیت ها، زیر نام «تجزیه طلبی»، دفاع از «مام میهن» و مانند این ها، خواست تعیین سرنوشت و رفع ستم ملی را سرکوب کرده اند. خلق کرد در این منطقه به ویژه  درعراق، دستکم پس از قرارداد سری «سایکس- پیکو» بین انگلستان و فرانسه در اوج جنگ جهانی  اول در سال 1916 تا کنون نزدیک به صد سال است که با پارچه پارچه کردن کردستان به چهار بخش در عراق، ایران، ترکیه و سوریه، که همگی به نوعی خود این سرزمین ها،  بین روسیه تزاری و انگلستان و فرانسه تقسیم شده بودند، برای حق تعیین سرنوشت خویش به دست خویش مبارزه می کنند. این قرار داد که موصل را به فرانسه می سپرد و بخش هایی به انگلستان، با پیروزی انقلاب کارگری اکتبر در سال 1917 به وسیله حکومت کارگری افشا شد. جایگان سیاسی جغرافیایی و کشف منابع نفت و گاز و دیگر کانی ها و طبیعت و حاصلخیزی کردستان که این سرزمین را به یکی از زیباترین و غنی ترین سرزمین ها برای کشاورزی و دامپروری و صنعت تبدیل کرده است، از جمله جاذبه های سود و گنجینه هایی هستند که حکومت های مرکزی، بورژوازی منطقه ای و جهانی را با هدف مشترک به اشغال این سرزمین کشانیده و می کشانند.

مبارزه و به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت در کردستان تا جدایی و ایجاد یک کشور مستقل و رفع ستم حکومت مرکزی به ویژه زیر ستم حکومت دست نشانده آمریکا و حکومت اسلامی ایران با حاکمیت اسلام سیاسی، باید سال ها پیش اعلام می شد. این وظیفه ی تاریخی بورژوازی محلی بود. اما کدام بورژوازی؟ بورژوازی دوران کلاسیک پیش از جهانی شدن سرمایه، یعنی دورانی که هنوز وابسته و کمپرادور و کارگزاری متروپل ها نشده بود و استقلال و بیرون راندن استعمارگران و اشغالگران از نظر سیاسی و اقتصادی در دستور کار مبارزات آزادیبخش بود. در هندوستان، اندونزی، و برخی کشورهای آفریقایی و آمریکای جنوبی و لاتین در برهه جنگ جهانی نخست تا نیمه نخست  سده 20 که شاهد چنین حرکت هایی بوده ایم. در این مبارزات حتا با آن شدت و سازش ناپذیری در رهبری احزاب نایسونالیست کلاسیک مانند بن بلاها در الجزایر و گاندی و لومومباها، و مبازین ایرلند و نیکاراگوآ و ویتنام  ووو آنان که میلیونها تن از توده ها جان می باختند و قربانی شدند، کارگران و زحمتکشان بودند و آنانکه به قدرت سیاسی و اقتصادی دست یافتند و شریک بورژوازی جهانی یا  کارگزار شدند، همان رهبران «ارتش های آزادیبخش» و بخشی از خرده بورژوازی متوهم و  احزاب ناسیونالیستی بودند که سر به سرمایه سپردند. اما  این وظیفه دیگر نه در سال 2017 و نه به دست احزابی مانند حزب دمکرات کردستان عراق و اتحادیه میهنی و گوران و دولت های اقلیم کردستان که دیگر به جز نامی از ناسیونالیسم- که تاریخی دستکم صد سال سپری شده دارد- بیشتر یک  دماگوژی است تا یک راستی و واقعیت. رهبران اقلیم  در شرایطی دست به این همه پرسی زدند که تمامی فاکتورها به زیان  موضوع  همه پرسی بود. برای به ویژه حزب دمکرات و رهبری آن این یک فرصت بود. در این اقدام، تناقضی سنگین وجود داشت. از سویی خواست تاریخی و  آرزوی حق تعیین سرنوشت و حق همه پرسی و تناقض پیش برندگان و مدعیان با ماهیت و ضمانت اجرایی این خواست . برای احزابی که با توافق ایران، ترکیه و آمریکا و در حمایت از اسلام شیعی و سیاسی در بغداد به تقسیم قدرت در کردستان رسیده بودند،  چاه ها و لوله های گاز و نفت و رانت های سیاسی و اقتصادی برآمده از آن ناسیون و  و پرچم و اهداف اصلی بودند. ناسیونال بورژواها با قراردادهای سنگین با  بزرگترین کمپانی های نفت و گاز و دیگر شرکت های جهانی سرمایه و تشکیل یک الیگارشی خانوادگی، و ایجاد یک سیستم اشباع از فساد و رشوه و بورکراسی از سویی و در سوی دیگر چیزی جز تورم و  و رکود و بیکاری نیافریده بود. منطقه، به بازار مصرفی و به جولانگاه سپاه پاسداران و سرمایه گذاری های سران سپاه و امنیتی های جمهوری اسلام، ترکیه و آلمان و چین و آمریکا و روسیه ووو تجار عرب در آمده بود. بحران سرمایه جهانی، نمی توانست حباب رونق و جذب سرمایه گذاری در کردستان عراق را از ترکیدن نگه دارد. القاعده و داعش، بهانه ای بود برای تنظیم جغرافیای خاورمیانه و جنگ نیابتی، ابزار این ترسیم و تقسیم بازار بود. تشکیل بسیج شیعی حشد الشعبی از سوی سپاه بدر و قدس حکومت اسلامی که در سال گذشته در مجلس عراق به عنوان ارتش  به رسمیت شناخته شده، بخشی از نیروی سپاه حکومت اسلامی ایران بود که برای سرکوب جنبش انقلابی خلق کرد تشکیل می شد. و رهبران منطقه، این را بخوبی می دانستند. این نیروی داعشی شیعی که دوش به دوش حزب الله در لبنان، لشکر فاطمیون، زینبیون، علویون ووو را  برای هلال شیعی و یا به اعتراف حسن روحانی «بدر شیعی» با شماری افزون بر 80 هزار نفر مزدور از کشورهای ایران، عراق، لبنان، سوریه، پاکستان، افغانستان و حتا آسیای مرکزی بسیجی بود برای حاکمیت اسلام سیاسی سرمایه به جایگزین داعش در منطقه.

 گزارشگران:

در برابر این پروژه ( همه پرسی ) صفبندی های سیاسی جدیدتری در منطقه شکل گرفت. مثلث عراق, جمهوری اسلامی و ترکیه اردوغانی برای پیشگیری از تشکیل دولت مستقل کردستان صف کشیدند و تهدیدهایی از سوی آنان انجام گرفت و محدودیت هایی در این ارتباط  برای کردها ایجاد شد. برخی  میگویند فلسفه این همه پرسی نه دستیابی به استقلال که گرفتن امتیازات بیشتر از دولت مرکزی عراق بوده است. شما چگونه ی بینید؟

 با پرسش و نظرشما موافقم. آشکار بود که همه پرسی به انگیزه چانه زنی و گرفتن امتیاز بیشتر و تضمین حاکمیت الیگارشی در منطقه بود. به ویژه که  پایگاه های داعش در موصل و رقعه برچیده می شد. آمریکا  و روسیه چراغ سبز نشان  می دادند، اردوغان در ترکیه که با قراردادهای مستقیم تا همین چندی پیش، آقای مسعود بازرانی را با پرچم کردستان در کنار خود می پذیرفت، با حکوم ایران وعراق منافع مشترک سیاسی و اقتصادی حیاتی دارد تا کردستان. روسیه درست 4 روز پیش از همه پرسی، قرار داد بیش از یک میلیارد دلاری با حکومت اقلیم می بست  و از همه مهمتر، رفع ستم ملی و دست یابی  به حق تعیین سرنوشت، آرزویی دیرینه میلیونی را پشتوانه داشت. بارزانی آخرین فرصت ها را برای تضمین حضور در قدرت سیاسی در اختیار داشت. برای وی این یک قمار بود تا زیر نام همه پرسی آرزوی یک خلق افزون بر 30 میلیونی را معلق و به نام خویش به ثبت برساند. او که افزون بر دوسال خارج از موازین قانونی پارلمان کردستان هنوز رهبریت داشت، در برابر رقیب، یعنی اتحادیه میهنی که در چند دستگی و اختلاف و ناتوانی به ویژه در بحران اتوریته رهبری به سر می برد و نام پیشمرگه  پیروز از جنگ با داعش و حضور در کرکوک و موصل ووو توهم و مجالی فراهم می آورد که رهبران به ویژه پارت دمکرات به رهبری مسعود بارزانی را در اعلام همه پرسی شتاب دهد. رهبری در توهم و خوش بینی نسبت به پشتیبانی یا دستکم سکوت قدرت های جهانی، همان بازی را خورد که صدام در حمله به کویت (۱۱ مرداد ۱۳۶۹ /۱۹۹۰م) با  فریب سفیر آمریکا و نه به پشتوانه و یا به سود توده های مردم،  همه پرسی بدون پشتوانه ای را اعلام کرد.

 رقم افزون بر 92درصد آری، نه برای رفع ستم، بلکه  همانند وسیله ای به کار می رفت تا رانت های سیاسی و اقتصادی را تضمین کند. آقای بارزانی از پیش گفته بود که  «همه پرسی به معنای اعلام استقلال نیست، استقلال نیاز به پروسه ای دارد که دو یا سه سال آینده پس از هم پرسی آغاز می شود» (مسعود بارزانی). این یک اعلام اطمینان  به حکومت های منطقه و مرکزی بود. اما توهم در همان روز اعلام نتیجه همه پرسی، در هم  شکست. دیدارهای چند جانبه فرماندهان نظامی سپاه (سرپاسدارباقری)  از ترکیه و عراق و در هر سه کشور و حضور قاسم سلیمانی و فرماندهای سپاه (که علیرغم تحریم م طنز آلود آمریکا) در کنار فرماندهان نظامی آمریکا، در عراق و سوریه و روسیه در رفت آمد و  فرماندهی مداخله نظامی ایران در یمن، عربستان، بحرین، عراق، سووریه، لبنان ووو را به عهده دارد، بر آن بود تا حکومت اسلامی ایران، فرماندهی اشغال مرکز استراتژیک و نفتی ، پروژه بازگرداندن کردستان به مرزهای پیش از سال 2003 به اجرا در آوردند.

گزارشگران: 

شهر نفتخیز کرکوک از نقاط بسیار مهمی بود که توسط نیروی پیشمرگه ها آزاد و بخشا کنترل میشد. با پیشروی نظامی ارتش عراق و نیروهای شبه نظامی شیعه این شهر بدون مقاومت از سوی کردها واگذار شد. پیشمرگه های کرد دستور عقب نشینی از مواضع خود گرفتند. برخی آنرا خیانت رهبری دانستند و رهبری هم این اقدام را نه عقب نشینی بلکه جابجائی و برای پیشگیری از کشتار کردها اعلام کرد. ارزیابی شما چیست؟

گزارشگران: 

نیروهای ارتش عراق و حشدالشعبی بدون مقاومت وارد کرکوک شده اند و پرچم کردهای عراق را بزیر کشیده اند و پرچم خود را بالا برده اند. با توجه به ترکیب قومی موجود در این شهر ایا بنظر شما کرکوک آبستن بحران و درگیری های جدید خواهد بود.

 با توافق سران، در این اشغال، گریز نیروهای زیر فرمان  دولت اقلیم، هر دو حزب حاکم تحقیر آمیز بود. این یک هزیمت از میدان مقاومت و گریز از دفاع از همه پرسی و خواست حق تعیین سرنوشت بود. اما در این گریز و تحقیر، توده های مردم و پیش مرگه ها هیچ دخالتی نداشتند. یکبار دیگر ثابت شد که  رفع ستم ملی و دستیابی به منزلت انسانی از سوی بورژوازی به خرید و فروش گذارده می شود و در این بازار کالایی، تنها ارزش  پولی است که «اخلاق»  شناخته می شود.  خلق بدون رهبری انقلابی، با فرصت های از دست رفته و سوخته، اکنون نه در برهه ی سقوط صدام، نه در شرایط  سال 2003 که عراق درهم شکستگی  ارتش و نیروهای امنیتی و بحران اقتصادی و اداری حکومت مرکزی، به سر می برد و نه در شرایط 14 سال پیش، که نوعی اعتماد عمومی حتا نسبت به احزاب بورژوایی خودی که  ناسیونالیسم را مدعی بودند، در میان نیستند. نابرابری قوای، توازن را به سود حکومت مرکزی ترسیم می کرد. دولتی که سال هاست مزد و حقوق و کارگران و کارمندان را نپرداخته، بودجه های جاری بهداشتی و آموزشی و... و عمرانی را به بهانه جنگ با داعش و بلوکه کردن حکومت مرکزی به تعلیق درآورده  نمی تواند دیگر جایی میان مردم کردستان داشته باشند. در شرایطی که نیروهای سیاسی رادیکال با هر وزنی که داشتند و دارند بی تفاوتی سیاسی پیشه کرده بودند و جنبش کارگری آگاه و سازمانیافته ای دخالگتر نبود، و هیچ اقدامی برای اتحاد بین دیگر ملیت ها و قوم های عرب، ترکمن، آشوری، کلدانی ووو انجام نگرفته بود، آشکار است که اتحاد و همبستگی حکومت شوندگان نیز کم توان باشد. و از سوی دیگر توده های مردم، دیگر به دولت طبقاتی اقلیم بی اعتماد باشند. در چنین شرایطی، امکان درگیری بین ترکمن ها به ویژه که از سوی ترکیه تحریک می شوند و نیز دامن زدن به نفرت های قومی، ملیتی و مذهبی از سوی حکومت های ایران و ترکیه و عراق و نیز ناسیونال بورژواها  وجود دارد. حشد الشعبی نمی تواند با همان لبا س و یا حسین و الله اکبر با گستاخی که شهری بدون شلیک را اشغال کرد، ماندگار باشد، این نیروی اشغالگر به شدت مورد نفرت عموم و نیرویی حزب الهی- شیعی به شمار می آید. پاسداران رژیم و ارتش عراق بناچار با عقب نشینی و استقرار در میدان ها نفتی و و حساس بیرون از شهر در پوشش ارتش عراق مستقر می شوند.امکان در گیری بین نیروهای طالبانی، فراکسیون ها  و پارت دمکرات کردستان عراق نیز نباید از نظر دور داشت. حکومت های ایران و دست نشانده ی عراق در تحریک برای چنین  جنگ داخلی به شدت در تلاش هستند. 

گزارشگران: 

گفته میشود که جمهوری اسلامی با نمایندگی قاسم سلیمانی و همراهی خانواده جلال طالبانی نیز در این واقعه دخیل بوده اند.جریان چه بوده است؟

 توافق بین رهبران درجه یک با حضور حمد فؤاد معصوم خضر معروف به فؤاد معصوم، رئیس جمهوری عراق که  بنا به توافق و سهم رانت با پست ریاست جمهوری و نمایشی دو سال پیش جانشین جلال طالبانی شد، روز پیش از اشغال کرکوک در شهر دوکان در مقر طالبانی ها صورت گرفته بود. پافل طالبانی، فرزند جلال طالبانی  و فراکسیونی از اتحادیه میهنی نه تنها با نمایندگان حکومت مرکزی یعنی رئیس جمهوری به توافق رسیده بودند بلکه از همراهی با آنها سخن گفتند. این نیرو بیش از دیگران در سایه حکومت اسلامی ایران  قرار گرفته و نزدیک است. تنها فرماندهان رده اول پیشمرگه ها از توافق پنهانی با حکومت مرکزی و جمهوری اسلامی خبری کلی داشتند و توجیه شده بودند که تاکتیک ها به سود آنهاست. سازش با حکومت ایران وعراق، با وعده ی محفوظ ماندن حق السهم و رانت، با اشغال نظامی شهرها روبرو شد. فرماندهان، فرمان داشتند که  از برخی مناطق کرکوک عقب نشینی کنند.  و مراکزی را تخلیه کنند. فؤاد معصوم هنوز در راه بازگشت بود که  ساعت 2 نیمه شب 15 اکتبر کرکوک اشغال شده بود و نیروهای بارزانی و  اتحادیه میهن به فرمان فرماندهان در ناامیدی و تحقیر به سوی دیگر در گریز بودند. این نشاندهنده تصمیم به اشغال بود. سفر معصوم برای نمایش بود. تنها سنگرهایی از پیشمرگان و مردم عادی اشک ریزان و غمبار بر جنازه های خویش گریستند. خلقی همیشه مبارز، در شوک و تحقیر فرو رفت. پیداست که در این تحقیر و گریز و نه شکست درمیدان جنگ، تمامی احزاب حاکم با همه ی فراکسیون هایشان مسئول هستند و د ربرابر تاریخ محکوم .  پر پیداست که این یکی آن دیگری را متهم کند تا خویش را از در پیشگاه ستمبران تبرئه سازند. اینک اشغالگران نه از تعلیق پارلمان و نه از استعفای بارزانی و سپردن قدرت به یک بارزانی دیگر و نه از تعلیق همه پرسی، بلکه از لغو همه پرسی و بازگشت به محدوده ی پیشا صدام و بازپس گیری دست آوردهای سالها  مبارزات خونین و قهرمانانه سخن می گوید. در برابر چنین شرایطی فاکتور خیزش و مقاومت و بازیابی اعتماد به نفس در میان کارگران و توده های زحمتکش و جوانان، امیدی است که می تواند مادیت یابد.

گزارشگران:

نقش و جایگاه کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل و عربستان در این تحولات چگونه است؟

نقش دخالت آمریکا دراین میان  با چراغ سبز به حکومت مرکزی و سکوت در برابر عملیات و  اشغالگری های  سپاه پاسداران آشکار است. آمریکا با حضور سپاه و حشد الشعبی اش، با ادامه میلیتاریسم در منطقه سود می برد. روسیه بلوک دیگری است که دخالگتری های  پیدا و پنهاهش را نباید نادیده گرفت. نقش روسیه به ویژه سفر آلسکاندر دوگین در تابستان به اقلیم و دیدار و برگزاری کنفرانس ها نباید نادیده گرفت. این سفیر سیاسی، استراتژیست و مهندس  جنگ در اکراین و سوریه و مدرس دانشگاه های نظامی سپاه و امنیتی ها و قرار گاه های پانصدگانه عماریون در ایران به رهبری مصباح یزدی و  شاگردان سید احمد فردید و  و دست آموزانی مانند سرپاسدار حسین الله کرم ها، حسن عابسی ها و شمقدری ها و ا حسن رحیم‌پور ازغدی هاووو که حضورش در هر جا نشانه ی نقشه ی شومی است باید به دقت  زیر نظر داشت.

حکومت نژاد پرست و اشغالگر اسرائیل، کردستان سکولار- و  وابسته ای می خواهد که در صورت استقلال، بتواند  از نظر هم مرزی با ایران و عراق شیعی، عربی، منافع سیاسی و اقتصادی خویش را با رقیب ارتجاعی خویش یعنی بیش از همه حکومت اسلامی ایران ريا، در منطقه برآورده سازد. حکومتگران دراسرائیل جدا از روابط و دوستی های دیرینه با  بارزانی ها و  اتحادیه میهنی حتا در حاکمیت صدام نیز در کردستان حضوری سیاسی و امنیتی داشته اند و اینک با قراردادهای نفتی نیز یکی از طرف های دارای منافع اقتصادی وسیاسی در اقلیم است. به یاد داشته باشیم که حکومت فریبکار اسلامی ایران به رهبری امام و ولی وقت خویش، با فرمان خمینی،  برای کشتار مردم عراق سلاح های  کشتار جمعی خویش را از همین حکومت اسرائیل برآورده می کرد.

عربستان سعودی، با توجه به رقابت های سیاسی و اقتصادی و تنش های حاد اخیر با حکومت اسلامی در این، بیشرین تلاش در همراه سازی حکومت مرکزی عراق است. آشکار است که  در جنگ نیابتی  و حضورو دخالکرتی های  نظامنی ایان در بحرین و یمن و عراق،  سلطن های نفت در عربستان را به تلاش وادارد.  سفر عبادی به ریاض و دیدار با سلطان عربستان، تلاشی است تا از یک سوی از نارضایتی بخش عرب نشین و سنی عراق استفاده جوید و دستکم عبادی و حاکمیت شیعه را در  سرسپردگی به حکومت اسلامی ایران با امتیازها و  مبادلاتی به «عربیت» گرایش دهد.

 گزارشگران:

آنچه مسلم است این وضعیت جدید پس از همه پرسی کمک زیادی به حل بحران منطقه نمی کند و در این میان دولت اسلامی داعش میتواند از فضای ایجاد شده به بازسازی خود بپردازد. چشم انداز را چگونه میبینید؟ آیا ظرفیت ها و پارامترهای موجود احتمال سرانجامی بدون آغاز جنگ و کشتاری دیگر از طریق گفتگو را میدهد؟

«حل بحران منطقه» یک  خوش بینی محال است. شاید که مهار گذرا، مفهوم مناسبت تری باشد. این مهار با  مهار بحران سرمایه جهانی در این برهه  و پایان یابی میلیتاریسم و حضورنظامی و چنگ نیابنی و سرنگونی حکومت اسلامی ایران بستگی دارد.  تنها با شکل گیری مقاوت توده ای، سازمانیابی شوراهای خودگردان، مانند آنچه در کوبانی قهرمان از کف جامعه رویش یافت، می توان با اعتماد به نیروی سازمانیافته، آگاه و برخورداری از سازمان های سوسالیستی و اعتماد به نفس و اراده برای گرفتن حق تعیین سرنوشت  سخن گفت. در غیاب چنین فاکتورهایی، منطقه متاسفانه به ویژه کردستان عراق همان خودمختاری و فدرالیسم پیش از 15 اکتبر 1917 را از دست داده و برای برهه ای نامعلوم، کارگران و ستمبران، به تلخی و فلاکت و ناامنی روزگار می گذارنند. اما حکومت اسلامی و اشغالگران، در گرداب و میدان مینی پای گذارده اند که برون رفت از آن به سادگی ورود به آن نیست و  دور نیست که چیزی جز گلوله و نفرت بر سر رویشان نخواهد بارید، و بهره ای نخواهند برد. حکومت اسلامی ایران وترکیه وعراق هرسه به صورت سه جانبه، غرق در بحران سیاسی و اقتصادی این بحران را  فرصتی برای تنفس و  انحراف مبارزات و خواستها و جنبش داخلی، مغتنم شمردند و شعله ور ساختند.

همیشه سازش بین  بالایی ها ممکن و جاری بوده است، اما این به معنای سازش با دشمنان خلق است. ناسیونالیسم دیگر کوس رسوایی اش در منطقه از بام افتاده است.  این تجربه به توده های مردم آموخت که فدرالیسم  چه در کردستان چه در اسپانیا، زیر قدرت اقتصادی، نظامی، سیاسی  حکومت مرکزی پایانی چز آنچه خونین و خواری آور در کردستان به نمایش گذارده شد، پایان دیگری ندارد. این آزمون چندمین بار زمانه است.

ماهیت و سرانجام ناسیونالیسم نیز برای چندممین بار برملا شد. این ایدئولوژی بورژوایی که پوششی برای بورژوازی و گروهبندی های سیاسی و گرایش هایی در کردستان و احزاب سیاسی بود و می باشد، در این تجربه تلخ و بارها  ثابت شده ، بار دیگر نشان داد که تاریخی سپری شده دارد. منافع مدعیان ناسیونالیسم نه با توده های مردمی که مدعی  تعلق به آنها را هستند، بلکه در شراکت و گره خوردن و سازش با دشمنان مردم برآورده می شود. پیشبرد دیپلوماسی پنهان با حکومت های  ایران و عراق و عربستان و ترکیه و در راهروهای کاخ سفید و کاخ ها و  به گفتگو نشستن و خواست و آرزوی و حقوق و سرنوشت خلقی را با دشمنان خلق به داد و ستد و سوداگری گذاردن، اخلاق ناسیونالیسم جهانی شدن سرمایه است و بورژوازی درکردستان از این قانون متثنی نیست.

گزارشگران :

چنانچه نکته یا پیامی دارید لطفا مطرح کنید.

 

-          خلق کرد در کردستان عراق و ترکیه وسوریه ایران و در شرایط کنونی زیر چکمه و هجوم سپاه پاسداران، به پشتیبانی و یاری نیاز دارد. هر انسان ونیروی آزاده ای، وظیفه دارد به هرگونه، از  حق تعیین سرنوشت و رهایی از ستم این خلق پشتیبانی کند و خواهان رانده شدن نیروهای اشغالگر از خانه و کاشانه توده های مردم شود . با محکوم کردن سازش ها، با شرکت و فراخوان کارزارهای همبستگی مستقل از ناسیونالیست ها، باید و می توان در این برهه به وظیفه ای انسانی عمل کرد، فشار برگرده ی ستمدیدگان را کاهش داد و ارتجاع را به عقب نشینی راند.  با ایجاد اتحاد بین نیروهای رادیکال و جنبش کارگری و تهی دستان شهر روستا و سازمانیابی شوراها و بِنکه های محلات و کار در شهرها  و روستاها می توان حق تعیین سرنوشت و رفع ستم ملی را با نیروی مجهز مردمی به پیروزی رسانید. در این شرایط، همبستگی بین المللی بین کارگران و زحمتکشان در سراسر ایران، عراق و ترکیه بیش از همه، مبارزه علیه فاشیست هایی مانند رهبران ایران وعراق  و ترکیه را تقویت می بخشد و از گسترش داعشی دیگر و این بار اسلامی سیاسی شیعی مسلح به سلاح هسته ای و موشک های اتمی در آسیا جلوگیری می کند.

 

***

 

گزارشگران:

با تشکر از شما و امیدوار که در آینده نیز بتوانیم از نظرات و تجارب سیاسی شما بهره ببریم.

 

- با سپاس از تلاش های شما در این راه.

 

20.10.2017

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com