01.01.15 15:26 Alter: 2 yrs

سلسله گفتگوهای گزارشگران با فعالین کارگری: تشکل سراسری کارگران, ضرورتی عینی یا اقدامی زودرس! - گفتگو با مازیار مهرپور

Kategorie: Nachricht

 

 

من شخصن قبل از این اتفاق بارها احضار و بازجویی و زندان را تجربه کردم و از سال 82 که به مدت 20 روز در زندان اطلاعات رشت بودم بارها با  این مسایل مواجه بودم منتها چیزی که آن روز موجب تعجب همه ی ما بود درجه ی خشونتی بود که نیرو های امنیتی در هنگام دستگیری به خرج می دادند به طوری که من برای دقایقی تصور می کردم که شاید ما را بایک جریان دیگری اشتباه گرفتند ولی اتفاقات بعدی نشان داد که با برنامه قبلی به این مجمع حمله کردند و قصد و نیت آنها از هم پاشاندن این تشکل بود که تا امروز هم با فشار هایی که به اشکال مختلف به این مجموعه وارد می کنند ادامه دارد 

...........

گزارشگران:

,هوا بس ناجوانمردانه, برای کارگران و زحمتکشان کشورمان سرد است,. سرمایه و سرمایه دار همچنان که تا کنون  بر سفره حقیر آنان میتازند و آن سفره تهی تر از هر زمان دیگر است. بر طبق امار و گزارشات منتشر شده اکثریت کارگران ایران زیر خط فقر چند برابری بسر میبرند و اهرم های دفاعی آنان که همانا تشکل و همبستگی است کفاف مقابله با دوران خاکستری کنونی را نمیدهد. از عدالت و برابری خبری نیست و هر آنچه هست از بیداد اجتماعی و ستم سرمایه بر تولیدکنندگان سرمایه و سپاه رنج و زحمت سخن میگوید. چگونگی مبارزه برای دستیابی به حق و نان و برون رفت از شرایط تحمل ناپذیر کنونی دغدغه فکری کارگران و پیشروان آنهاست. شکی نیست که ,چاره رنجبران وحدت و تشکیلات, است. شکی نیست که همبستگی همواره راهگشای معماهائ سیاسی و اجتماعی است که ظاهرا لاعلاج مینمایند. این سوال اما که آیا زمان مناسب برای اقدام عملی و ایجاد تشکل سراسری کارگران فرا رسیده است همچنان پابرجاست. ایجاد تشکل سراسری کارگران امروز همان گره ذهنی فعالین کارگری است که این گفتگوها تلاش دارد در حد توان سایه روشن های آنرا شفافیت دهد و چرائی اختلافات نظری در میان این طیف آگاه و دلسوز را دریابد. امید که برآمد این گفتگو ها, سازنده و مفید برای کارگران کشورمان واقع شود.

 

گزارشگران:

مازیار مهرپور فعال کارگری واز اعضا ی  کمیته هماهنگی برا ی کمک به ایجاد تشکل ها ی کارگری است که به درخواست گزارشگران برای این گفتگو پاسخ مثبت داده است.

 

گزارشگران: یا تشکر از شما گرامی!

 

مازیار مهرپور:

من هم از شما برای فرصتی که در اختیار من قرار دادید تشکر می کنم

 

گزارشگران:

شما نیز از شرکت کنندگان جلسه مجمع عمومی ششم کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در اطراف کرج بوده اید و مورد تعرض و بازداشت و زندان قرار داشته اید. براستی زمانی که خواننده  گزارش آقای محمود صالحی را درباره چگونگی یورش وجشیانه و مسلحانه به نمایندگان و فعالین کارگری را میخواند به عمق فاجعه ای پی میبرد که کارگران کشورمان در روزمرگی زندگی کاری و خصوصی خود با آن دست به گریبان هستند. اینگونه فشارها و تضییقات را بر این طبقه پیش تر ها در رمان های معروف کلاسیک ها میخواندیم و امروز که بیش از یک صد سال از آن دوران ها میگذرد اما همچنان  کارگران ما با تمامی آن نگرانی ها و وحشت ها درگیرند و وحشت سرمایه داران و حامیانشان در حکومت از موج اعتراضات کارگری آنچنان است که تا بدندان مسلح به تجمعات حق جویانه فعالین کارگری هجوم میبرند و با آنان همانند جانیان, تروریست ها و خرابکاران روبرویی می کنند. آیا مایلید اتفاقات آن شب , نحوه دستگیری و زندان را برای ما تصویر کنید؟

 

مازیار مهرپور:

با سلام همان طور که اشاره کردید  اتفاقات آن روز برای همه ی ما تجربه منحصر به فردی بود نه به این دلیل که افراد حاضر تا آن روز تجربه دستگیری و یا زندان نداشتند بلکه بیشتر به خاطر نحوه  و شکل  برخورد در نوع خودش بی سابقه بود به ویژه با  تشکل هایی از این دست که به صورت علنی و شفاف عمل می کنند  و فکر نمی کنم به راحتی از اذهان افراد حاضردر آن جلسه پاک شود. من شخصن قبل از این اتفاق بارها احضار و بازجویی و زندان را تجربه کردم و از سال 82 که به مدت 20 روز در زندان اطلاعات رشت بودم بارها با  این مسایل مواجه بودم منتها چیزی که آن روز موجب تعجب همه ی ما بود درجه ی خشونتی بود که نیرو های امنیتی در هنگام دستگیری به خرج می دادند به طوری که من برای دقایقی تصور می کردم که شاید ما را بایک جریان دیگری اشتباه گرفتند ولی اتفاقات بعدی نشان داد که با برنامه قبلی به این مجمع حمله کردند و قصد و نیت آنها از هم پاشاندن این تشکل بود که تا امروز هم با فشار هایی که به اشکال مختلف به این مجموعه وارد می کنند ادامه دارد. به هر حال داستان آن روز را بسیاری از رفقا به روشنی روایت کرده اند و من در اینجا به تکرار آن ها نمی پردازم

گزارشگران:

تشکل یابی طبقه کارگر نه تنها یک نیاز واقعی، بلکه ضمانتی برای تثبیت دستاوردها و سنت های مبارزاتی گذشته طبقه کارگر است. فقدان کدام پارامترها در شرایط کنونی موجب شده است تا برخی از فعالین کارگری و نهادهای کارگری با این کوشش کانون مدافعان و فعالین شناخته شده کارگری دیگر در توافق نباشند؟

 

 

مازیار مهرپور:

ببینید مسئله تشکل یابی طبقه کارگر ورفع موانع پیش روی این امر حیاتی ، همواره دغدغه اصلی بخش بزرگی از فعالین و پیشروان کارگری بوده و از سال 83 به این سو با شکل گیری کمیته ها و تشکل های کارگری ، تلاش های زیادی در  خصوص پاسخ به این نیاز اساسی طبقه کارگر صورت گرفته است .لذا  کمک به امر تشکل یابی کارگران مسئله جدیدی نیست  بحث اصلی در خصوص تلاش های کانون مدافعان و  دیگر فعالین کارگری  به طور خلاصه این است که اولا" تشکل سراسری کارگران" علی القاعده باید از به هم پیوستن تشکل های کارگری موجود  و نه حتی از جمع جبری تشکل ها و کمیته های فعالین کارگری بلکه از اجتماع تشکل هایی که پیش از این توسط کارگران در واحد های کوچک و بزرگ کارگری تشکیل یافته ،به وجود آید.  در شرایط فعلی واضح است که چنین تشکل هایی به جز چند مورد محدود که آن ها هم در حال حاضر به دلایل مختلف از جمله ضربات امنیتی متعدد دچار رکود شده اند اساسن وجود ندارند.  اگر منظور از تشکل سراسری جمع شدن تشکل های کارگری باشد که در شرایط فعلی چنین پیش نیازی فراهم نیست  اما در صورتی که نیت ، تلاش در جهت همکاری و همراهی بیشتر فعالین کارگری موجود باشد که به نظر می رسد مقصود چنین باشد. این موضوع  همواره مورد استقبال  کمیته هماهنگی درتمام این سال ها بوده و حتی در مقطعی با تلاش های گسترده فعالین کارگری درتشکل های مختلف ، منجر به تشکیل شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری شد و به اعتقاد من دست آورد های خوبی هم داشت ،اما در اینجا  شکل و نحوه ی ورود به این مسئله جدای از هر نیت  پاک و مقدسی که بانیان آن داشته باشند دچار اشکالات جدی است .در شرایط متعارف می شد از کنار این موضوع گذشت و  به این حرکت هم به عنوان  تلاش جمعی عده ای، برای برداشتن باری از روی دوش  طبقه کارگرنگاه کرد و با همه ی بدبینی ها و نقد هایی که بر آن وارد است برایشان آرزوی موفقیت کرد . اما وقتی چنین بازتاب وسیعی در میان فعالین عمدتن خارج ایران پیدا می کند و امید ها ی زیادی را به وجود می آورد که متاسفانه  به اعتقاد من به سرعت به یاس و نامیدی تبدیل می شود . باید از همین ابتدا به آن پرداخت و نقد ها و اشکالات آن را با استدلال منطقی و به دور از حب و بغض  توضیح داد.باید نشان داد که چرا این حرکت ، سرانجامی که بسیاری از دلسوزان در انتظارش هستند را نخواهد داشت  تجربه تشکیل جمع هایی از این دست مانند شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری و یا حتی در مقیاسی کوچک ترهمین کمیته های موجود نشان  می دهد که این گروه ها  پس از برگزاری نشست ها و جلسات متعدد که در برگیرنده تعداد هر چه بیشتری از فعالین مطرح کارگری وقت بوده و با در نظر گرفتن تمامی نظرات و پیشنهادات مطرح شده و با دخالت دادن حداکثری آن ها در تصمیم گیری ها ، اعلام موجودیت کرده اند اما  دررابطه با تشکل سراسری طرح شده هیچ کدام از این مراحل طی نشده است جمع متشکل از  یک تشکل با توان  کمی و کیفی معین به همراه چند نفر ناراضی و منتقد از یک تشکل دیگر چگونه می تواند داعیه ایجاد تشکل سراسری داشته باشد.جدای از اینها  این دوستان  باید روشن کنند که چرا تلاش های  گسترده در برگزاری جمع های مشترک بین کمیته ها و فعالین که پیش از این در مراسم اول ماه مه و چند مورد اطلاعیه مشترک تجلی یافته بود به خاموشی گراییده و فعالین کارگری از دادن یک اعلامیه مشترک در خصوص روز جهانی کارگردر دو سال گذشته   عاجز ماندند  چه عواملی موجب عدم تداوم برگزاری جلسات شورای هم کاری تشکل ها و فعالین کارگری شد و چرا مجموعه متنوع و رنگارنگ کمیته ها و کانون   و اتحادیه و غیره از دادن یک اطلاعیه مشترک ساده در خصوص وضعیت شاهرخ زمانی ، بهنام ابراهیم زاده ، رضا شهابی و ده ها کارگر زندانی دیگرناتوان شده اند. بدون پرداختن به این ها و نقد اشکالات کار، نمی توان با طرح یک اسم پر طمطراق دیگر از این مرحله عبور کرد و به موفقیتی دست یافت .

دردناک است ولی باید اذعان کنیم   برای ما فعالینی که نزدیک به یک دهه از عمرمان را در این تشکل ها گذرانده و با جزییات  احوال و اندیشه های یکدیگر اشنا هستیم عبارت پردازی های بزرگی مانند تشکل سراسری ، اتحادیه سراسری ، کارگران شمال ،کارگران جنوب و امثال این ها   دیگر هیجانی ایجاد نمی کند. می دانیم در پس همه این ها جمع محدودی از فعالین  این طبقه زحمتکش قرار گرفته اند که صد البته در تلاش برای ایجاد تغییر شرایط دهشتناک موجود کارگران هستند. واضح است که مسئله بر سر نفی پر تبختر و نابخردانه این تلاش ها نیست بلکه شناخت جایگاه واقعی ،درک توان معین و محدود و پذیرش واقعیات هر چند تلخ و حرکت از میان آن ها ست . باید بپذیریم که جمع محدودی از فعالین نمی توانند برای توده های میلیونی کارگر و از بالای سر آن ها برایشان تشکل سراسری ایجاد کنند کاراصلی ما و البته همه ی آن چه می توانیم انجام دهیم کمک به امر ایجاد تشکل های مستقل کارگری است که با نیروی خود کارگران در حال شکل گیری می باشند.  رفع موانع نظری و عملی تشکل یابی کارگران به هر طریق ممکن   آن چنان که در جریان شکل گیری سندیکای کارگران هفت تپه به وجود آمد ممکن ترین و مناسب ترین کار فعالین کارگری در مقطع فعلی است .

 

گزارشگران:

نقش نهادهای ضدکارگری در پروسه شکلیابی کارگران را چگونه ارزیابی می کنید؟

مازیار مهرپور:

 

قطعن نظام سرمایه داری با ایجاد تشکل های دست ساز و نهاد های ضد کارگری چون خانه کارگر تلاش دارد تا از ایجاد تشکل های واقعی کارگری جلوگیری به عمل آورد ولی خوشبختانه  امروزه نقش  و کارکرد چنین نهاد هایی برای اکثریت کارگران روشن شده است. 

 

 

گزارشگران:

بطور کلی مکانیسم ایجاد تشکل سراسری مستقل کارگران بنظر شما چیست؟ نقش کارگران, فعالین کارگری و نهادهای موجود کارگری و ... چه باید باشد؟

 

مازیار مهرپور:

                                                              تصور می کنم پاسخ سوال شما را در سوال اول  داده ام

 

گزارشگران:

آیا شما در سه جلسه ای که برگزار شد و ایجاد تشکل سراسری کارگران به بحث گذاشته شده است حضور داشتید؟ آیا از شما دعوتی بعمل آمد؟

 

مازیار مهرپور:

خیر در هیچ کدام از جلسات از من دعوت نشد و تا انجایی که من اطلاع دارم از کمیته هماهنگی هم نه  به شکل رسمی و نه غیر رسمی دعوت نشده است. تنها  پس از برگزاری یک یا دو نشست ، ظاهرن ایمیلی با این مضمون اعلام کرده اند که : "نظرات و پیشنهادات خود را به ایمیل زیر برای ما بفرستید." و این را  در حد اطلاع رسانی به حساب آوردند.

 

گزارشگران:

حقیقت این است که طرح ایجاد تشکل سراسری شکافی محسوس در میان فعالین کارگری دلسوز انداخته است و این موضوع نگران کننده می باشد. بنظر شما راه خروج از این بحران نظری چیست؟

 

مازیار مهرپور:

به اعتقاد من تفاوت های نظری میان فعالین کارگری مسئله ای طبیعی است ما موظفیم که نقطه نظرات خود را در سطح جنبش مطرح کنیم. طرح این نقدها نباید موجب تفرقه و شکاف گردد آنچه باید به شدت از آن دوری کنیم توهین کردن و تهمت زدن و نشاندن بحث های حاشیه ای به جای نکات اصلی است .

گزارشگران:

در مکاتبات و متون کارگری اشاره ای هم به فرقه گرائی و دسته بندی ها شده است منظور چیست و این پدیده را چگونه میتوان منزوی کرد.

 

مازیار مهرپور:

متاسفانه  باید بپذیریم که بخشی از جنبش ما دچاربیماری فرقه گرایی و سکتاریسم شده است ترجیح منافع سکتی بر منافع جنبشی مسئله ای است که ما با آن مواجه هستیم تنها با توصیه های اخلاقی و پند های پدرانه نمی توان با آن مواجه شد به باور من عدم وجود تحرک و پویایی و رکود حاکم بر برخی از این تشکل ها عامل اصلی بروزاین معضلات است

گزارشگران:

برخی از فعالین کارگری و حتی نهادهای کارگری با این اقدام موافق نیستند و آنرا اقدامی زودرس میذانند نظر شما چیست؟

 

مازیار مهرپور:

 با توجه به ابهامی که از ابتدا در اطلاع رسانی و تبیین نقطه نظرات بانیان این حرکت وجود دارد برای ما(و شاید حتی برای خودشان) روشن نیست که منظور، تشکل سراسری کارگران است یا تشکل سراسری فعالین کارگری ، اگر منظور تشکل سراسری کارگران باشد  مسئله اصلی این است که پیش نیاز یک تشکل سراسری که همان وجود تشکل های کارگری در واحد های مختلف تولیدی است اساسن یا وجود ندارد و یا به شدت ضعیف است .در چنین شرایطی طرح این بحث اساسن مبنایی ندارد اگر غرض تشکل سراسری فعالین کارگری باشد . همانطور که درسوال اول توضیح دادم شخصن امید چندانی   به موفقیت آن ندارم.


 

گزارشگران: سپاس مجدد

 

www.gozareshgar.com

gozareshgar1001@yahoo.de

 

 

 

1.1.2015

 

عکس انتخابی گزارشگران است

 

 

1.




Gozareshgar
info@gozareshgar.com