11.11.14 18:46 Alter: 2 yrs

از سلسله گفتگوهای گزارشگران: گفتگو با احمد بخردطبع فعال کارگری و آگاه با مسائل منطقه درباره کوبانی

Kategorie: Nachricht

 

در سوریه از سال 2011 که جنگ تحمیلی با زمینه سازی ها و هزینه های گزاف امپریالیست های غربی، عربستان سعودی، ترکیه، فطر و سایر کشورهای عربی منطقه علیه رژیم دیکتاتوری بشار اسد آغاز گشت، کردستان یا روژئاوا با توافق حکومت مرکزی بشار، بیطرفی را انتخاب نمود که نه علیه قدرت سیاسی بشار و نه برضد مخالفین آن برخوردی نداشت. خط بیطرفی با استقبال عرب ها، مسیحیان و... که از ساکنان روژئاوا می باشند، قرار گرفت. هر چند که بعضی مواقع از حملات نظامی داعشی ها، النصر و حتا ارتش باصطلاح آزاد سوریه که از حمایت دولت ترکیه برخوردار بودند و با توطئه های دولت اردوغان  به اورژئاوا حمله ور میشدند

........

 

تغییر و تحولات سیاسی در منطقه خاورمیانه و جابجائی های سیاسی آن بویژه با هجوم وحشیانه داعش به شهر کوبانی و آوارگی  بخش عظیم ساکنین این شهر و مقاومت زنان و مردان باقی مانده در برابر نیروهای مسلح داعش, امروز از موضوعات عمومی خبری است و خبرگزاری ها گزارشات لحظه به لحظه ای از موقعیت  نیروهای مقاومت و داعش در این شهر را به جهان مخابره می کنند. بنوعی میتوان گفت که مولفه های سیاسی که مدتی طولانی در محاسبات سیاسی منطقه ثابت مانده بودند امروزه تغییر کرده است. منتج از شرایط اضطراری و فوق العاده فعلی, اوضاع سیاسی آن ناحیه را شاید بتوان از نو تعریف کرد. هم از اینرو و برای روشنی بخشیدن هر چه بیشتر این وضعیت بسراغ احمد بخردطبع فعال کارگری آشنا رفته و از او برای این گفتگو دعوت کردیم.

با تشکر از شما

گزارشگران:

گفته میشود که در کوبانی و مناطق اطراف آن حکومتی از پائین و شبه شورائی و خودگردان موجود بوده است. قدرت از طریق اراده مردم اعمال میشده است. ار کانتون نام برده می شود. کانتون چیست و در اینمورد دانسته های شما چیست؟

 

احمد بخردطبع:

قبل از هر چیز اجازه می خواهم در مورد دعوتی که از من برای این گفتمان نموده اید، تشکر نمایم. در رابطه با مسائلی که شما مطرح کرده اید باید اذعان دارم که حکومت از پایین فقط در کوبانی خلاصه نمی شود، بلکه در سه شهر از منطقه ی "روژئاوا" استقرار یافته است. همانطور که میدانیم، سرحدات کردستان سوریه  روژئاوا نامیده می شود و سه شهر به نام های "کوبانی"، "افرین" و "جه زیره" حاکمیتی از پایین دارند که آنرا "دموکراسی رادیکال" یا "حکومت خودگردان دموکراتیک" نام گذاری کرده اند و این فقط شامل کردهای سوریه نمی شود، بلکه از مسیحیان و عرب های مسلمان نیز تشکیل یافته که سالهاست در جغرافیای کردستان سوریه زندگی میکنند و جنگ در سوریه اتحاد آنها را با کردها که اکثریت جمعیت را دارا می باشند، فراهم نموده است. می توان گفت  که در روژئاوا، هشتاد درصد را کردها و بیست در صد باقیمانده از عرب ها، مسیحیان، ترکمن ها، ایزدی ها و... بوجود آمده است و همزیستی آنها تاریخ طولانی دارد. سه شهری که در آن حاکمیت خودگردان و دموکراتیک رادیکال موجود است، هر کدام "کانتون" نامیده می شوند.

کانتون به ویژه در قرن بیستم نامی است که سوئیس در سال 1948 برای استان های خود برگزید که بصورت فدراتیو اداره میشدند. در آنجا هر استانی مرز معین و پرچم و ارتش و افتصاد مستقل خود را داشت که در چارچوب سرحدات سوئیس عملی می گشت ولی اکنون سالهاست تغییر نموده و همه از قدرت مرکزی مطابعت می نمایند. بنابراین 26 استان سوئیس بنام 26 کانتون خود مختار نام گذاری شده بودند. در سوریه از سال 2011 که جنگ تحمیلی با زمینه سازی ها و هزینه های گزاف امپریالیست های غربی، عربستان سعودی، ترکیه، فطر و سایر کشورهای عربی منطقه علیه رژیم دیکتاتوری بشار اسد آغاز گشت، کردستان یا روژئاوا با توافق حکومت مرکزی بشار، بیطرفی را انتخاب نمود که نه علیه قدرت سیاسی بشار و نه برضد مخالفین آن برخوردی نداشت. خط بیطرفی با استقبال عرب ها، مسیحیان و... که از ساکنان روژئاوا می باشند، قرار گرفت. هر چند که بعضی مواقع از حملات نظامی داعشی ها، النصر و حتا ارتش باصطلاح آزاد سوریه که از حمایت دولت ترکیه برخوردار بودند و با توطئه های دولت اردوغان  به اورژئاوا حمله ور میشدند. در چنین مسیری "حزب اتحاد دموکراتیک" که یکی ار احزاب برتر کردستان سوریه است و در رابطه بسیار نزدیک با "حزب کارگران کردستان" (پ ک ک) به رهبری عبداله اوجالان در ترکیه عمل مینماید، در ژوئیه سال 2012 ابتکار عمل ایجاد کانتون ها را به پیشنهاد ساکنان می گذارد و با موافقت چشمگیری روبرو می شود. بنابراین در سه شهر، خودمختاری با دموکراسی رادیکال و یا خودگردانی بوجود آمد و بنام کانتون تجلی یافت. در نتیجه کانتون یعنی خودمختاری، یعنی خودگردانی دموکراتیک که بتدریج صورت عملی به خود گرفت و شهر "آمودا"، منطقه ی چهارمی است که مرکز ستاد "خودگردانی دموکراتیک" سه کانتون یعنی کوبانی، جه زیره و افرین، انتخاب گشت. در چنین مسیری کمیته ای از 98 عضو بوجود می آید که نماینده گان کردها، عرب ها، مسیحیان و دیگران میباشند. کمیته مذبور مسئولانی مرکب از 25 نفر را انتخاب نمود که مرکزیت این خودمختاری را تشکیل میدهند. هر کانتون پارلمان و دولت خود را دارا می باشد. به عنوان مثال کانتون "جه زیره"، 22 وزیر دارد که از میان آنها چهار وزیر عرب، سه مسیحی و یک چچن بچشم میخورد. در ضمن هر کانتون وزارت زنان دارد.

کانتون ها مظهر قرار داد اجتماعی و قانون اساسی سه منطقه می باشند. کانتون ها، همانطور که شما یادآوری نمودید، نوعی از حاکمیت شورایی هستند. کانتون در شهرداری های هر منطقه از سه عضو تشکیل می شود که عرب و مسیحی در آن عضو میباشند و بطور اجباری باید یکی از سه عضو ارشد، زن باشد. شوراها، کمیته ها و نیروهای نظامی که ایجاد شده اند، بصورت شوراهای منتخب رهبری می شوند و افتصاد در کنترل شوراهایی است که با مسئولیت کارگران اداره میگردد. اینها مظهر اساسی کانتون های سه منطقه ی روژئاوا می باشند که جهان پس از سال ها تنفس، در قرن بیست و یکم شاهد آنست. کانتون های ذکر شده هنوز از حاکمیت شوراهایی که ما از سوسیالیسم استنباط میکنیم فاصله دارد، ولی در حد خود نشان مترقیانه به چهره گرفته است و از ایده ی حزب کارگران کردستان ترکیه استخراج شده است. کانتون ها سه زبان کردی، عربی و سریانی را برسمیت میشناسند و در هر سه منطقه اعلام کرده اند که قصد ما جدایی از سوریه نخواهد بود، بلکه تعمیم حاکمیت کانتون ها در سراسر خاک سوریه است. ولی آنها در محاصره ی کامل دشمنان تا دندان مسلح قرار گرفته اند و برای حفاظت از کانتون ها تا پای جان می رزمند.

 

گزارشگران:

موقعیت جغرافیائی و سیاسی کوبانی چگونه بود و چرا داعش به این شهر هجوم آورد؟

 

احمد بخردطبع:

کوبانی شهر کوچکی است در شمال سوریه که 25 هزار جمعیت دارد. ولی تهاجم وحشیانه داعش به کوبانی و مناطق دیگر روژئاوا، دلایل متعددی دارد. در اولین گام، داعش ساخته و پرداخته ی جوامع امپریالیستی غرب و با ابتکار مستقیم عربستان سعودی، ترکیه، قطر و امارات عربی میباشد. در واقع داعش نوعی از بازوی نظامی امپریالیست ها همراه با متحدین آنها در منطقه است. داعش برگه ای است بدست آنها که با اراده اینگونه جوامع و در رابطه با محاسبات آنها، حرکت های صعودی و نزولی دارد و تا زمانی که اهداف شان تحقق نیابد، نابود نخواهد شد. در دومین مرحله، روژئاوا در سوریه سدی در رابطه با اهداف نظم نوین در خاورمیانه می باشد، نظمی که باید همه ی مخالفین سوریه را به رهبری "ارتش آزاد سوریه" در این جامعه به حاکمیت رساند و دولت بشار اسد را که متحدین دیگری دارد و امپریالیست های شرقی مدافع آنند (از جمله ایران)، سرنگون سازد. در سومین گام، روژئاوا یا کردستان سوریه با متحدان عرب و مسیحی و... سدی در جهت مانورهای نظامی از شمال سوریه و از دو طریق، یکی ترکیه و دیگری عراق بوسیله ی مزدوران ناسیونالیست کرد به رهبری مسعود بارزانی، رئیس جمهور اقلیم کردستان عراق است.

دلیل چهارم اینست که آنها همه ی مخالفین بشار اسد را وابسته و غیر مترقی می دانند و حاضر به همکاری با آنها نمی باشند، همانطور که از سال 2011 هیچگونه اتحاد با آنها نداشتند. حزب غالب در میان کردهای سوریه؛ "حزب اتحاد دموکراتیک" یا "پ ی د" نام دارد که در رابطه ای تنگاتنگ با حزب کارگران کردستان ترکیه یعنی "پ ک ک" به رهبری اوجالان عمل می نماید و بدین طریق "حزب اتحاد دموکراتیک" سوریه، دولت ترکیه را از دیدگاه تاریخی دشمن خود ارزیابی میکند و در چنین چارچوبی همه ی مخالفین حکومت اسد را در دوستی آشکار ترکیه میداند که در صورت پیروزی می توانند اسلحه را از شانه ای به شانه ی دیگر حمل نمایند و در چارچوب منافع تبهکارانه ی حاکمیت ترکیه، به روی کردها شلیک نمایند.

پنجمین دلیل که از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد، در چارچوب ایجاد کانتون هاست که به نوعی نماد حاکمیت شورایی و خودگردانی دموکراتیک ساکنان آن منطقه است که عمیقن با منافع جوامع امپریالیستی و کشورهای وابسته به آنها در منطقه ی خاور میانه در تضادی آشکار قرار دارد. واقعیت اینست که نظام پوسیده ی سرمایه داری نمی تواند قدرت های خودگردان را در هیچ شرایطی تحمل نماید.

ششمین و آخرین دلیل آنست که اورژئاوا اعلام کرده است که نظم و موازین کانتون ها باید در سراسر خاک سوریه اجرا گردد و بدین طریق دیکتاتوری و خودکامگی  بشار اسد حذف کامل میشود. بنابراین اورژئاوا، آلترناتیو حکومتی در سوریه اعلام کرده است و در بعد منطقی آن به دور از نیروهای دیگر مخالف بشار اسد که با هزاران بند مرئی و نامرئی به قدرت های امپریالیستی و جوامع تبهکار متحد آنها در منطقه ی خاورمیانه متصل می باشند و به بالایی ها می نگرند، اهداف خود را با اتکا از پائینی ها و حکومت خودگردان به نام کانتون استوار ساخته است.

عوامل ششگانه ی فوق، دلایل اساسی حمله ی داعش به اورژئاوا به ویژه در کوبانی را فراهم می سازد و بوسیله ی ترکیه نیز در محاصره ی افتصادی و نظامی قرار می گیرد. بنا به نوشته ی "لوموند" به تاریخ جمعه 31 اکتبر، که از منبع مصاحبه ی مطبوعاتی نماینده ی "حزب اتحاد دموکراتیک" سوریه در پاریس انتشار یافته بود، اعلام می دارد که داعش قبل از هر حمله، نخست با نماینده گان نظامی ـ امنیتی ترکیه که در آن منطقه حضور دارند، مشورت می نمایند.

 

گزارشگران:

نیروهائی که در شهر ماندند و مقاومت کردند چه ترکیب و تعلقی داشتند و دارند؟

 

احمد بخردطبع:

در کوبانی همه شجاعانه می رزمند، از زنان و مردان فداکار که در احزاب سیاسی ـ نظامی خود سازماندهی شده اند. متاسفانه کودکان و آنهایی که در سنین کهولت بسر می برند، بصورت همه جانبه از کمک های رفاهی و پناهنده گی محرومند. همه ی اورژئاوا محاصره شده است از شمال بوسیله ترکیه و از جنوب در مناطق جنگی که داعشی ها، النصر و "ارتش آزاد سوریه" مستقر می باشند. در عراق مزدوران مسعود بارزانی در همگامی با امپریالیسم غرب و دولت تبهکار ترکیه عمل می نماید. بعنوان نمونه در دو هفته گذشته 200 نفر از اهالی روستاهای اطراف کوبانی به دلیل حمله ی وحشیانه داعشی ها به ترکیه پناهنده شدند، ولی نیروهای امنیتی ترکیه همه ی شان را دستگیر نموده و درباره ی مناسبات آنها با "حزب اتحاد دموکراتیک کردستان" سوریه و شاخه ی نظامی آن بنام "ی پ ژ" بازجویی نمودند. بنابراین کردها در اورژئاوا که اکثریت جمعیت را تشکیل می دهند به همراه عرب ها و مسیحیان آن منطقه می رزمند و در محاصره ی مزدوران سرمایه جهانی قرار گرفته اند.  ولی در کردستان سوریه و در کانتون های سه منطقه ی آن، احزاب سیاسی متعددی از کردها، مسیحیان و عرب ها موجود است که همه ی شان در حکومت خودمختار و خودگردان کانتون ها، درهماهنگی با یکدیگر علیه دشمنان خود مبارزه می کنند. البته احزاب دیگری نیز وجود دارندکه به دلیل دوری از سه کانتون موجود، مثلن در قامیشلو و آمودا و... تمرکز یافته اند و آنها نیز خطوط مشترکی را در کلیت اورژئاوا به پیش می برند.

برای اینکه به نکات اشتراک تعلقات آنها پی ببریم، یک بخش از "قرارداد اجتماعی" کانتون ها را متذکر می شویم: 1ـ جدایی دین از دولت 2ـ ممنوعیت ازدواج زیر سن 18 سال 3ـ حقوق زنان و کودکان باید به رسمیت شناخته شود، حمایت گردد و اجرا شود 4ـ ممنوعیت ختنه زنان 5ـ ممنوعیت چند همسری 6ـ انقلاب باید از پایین جامعه صورت گیرد و پایدار باشد 6ـ آزادی، برابری، فرصت های برابر و عدم تبعیض 7ـ برابری بین زن و مرد 8ـ تمام زبان هایی که مردم صحبت می کنند باید به رسمیت شناخته شوند و در جزیره، عربی، کردی و سوری زبان های رسمی است 9ـ ایجاد یک زندگی شایسته برای زندانیان و تبدیل زندان به جایی برای بازپروری و اصلاح 10ـ هر انسانی حق پناهندگی دارد و پناهنده بدون رضایت او برگردانده نمی شود. (برگرفته از گزارش: ظاهر باهر).

 

گزارشگران:

نیروهای ائتلاف با تلاشهای آمریکا و انگلیس و بویژه پس از قتل وحشیانه خبرنگاران اسیر تشکیل شده و حملات هوائی به مواضع داعش را آغاز کردند. انگیزه و اهداف این نیروها چه بود؟

 

احمد بخردطبع:

اگر معتقدیم که داعش بوسیله ی نیروهای امپریالیستی و کشورهای وابسته به آنان در منطقه ی خاورمیانه ایجاد شده است، بنابراین حملات هوایی نیروهای ائتلاف بیشتر نمایشی و از روی اجبار است و نباید آنرا جدی گرفت. آیا از زمانی که بلوک امپریالیستی غرب به بمباران علیه داعش در عراق و سپس در سوریه را آغاز نمود تا به امروز، داعش تضعیف گشته است؟ خیر! داعش پرقدرت به عملیات خویش تداوم می بخشد و زخمی های آنها در بیمارستان های ترکیه معالجه می شوند و آزادانه دوباره به سوریه و عراق رهسپار می گردند تا به کشتار ادامه دهند! آنها آزادانه از مرزهای ترکیه عبور می نمایند تا با همکاری دولت تبهکار اسلامی آن، نفت ها را به فروش رسانند. همه ی اینها در بعضی از رسانه های معتبر به چاپ رسیده است. آیا داعش را نیروهای ائتلاف در عراق به عقب نشینی واداشته اند؟ در اینجا پاسخ منفی است و این مسئله را روزنامه ی لوموند چندین بار عنوان داشته است که داعش ضربات اساسی را در عراق از طرف شیعیان و کردها ی عراقی دریافت می کند. در نتیجه عملیات هوایی نیروهای ائتلاف نمایشی و تبلیغاتی است. امپریالیسم آمریکا و متحدانش در همه جا علیه داعش، عملیات نمایشی انجام می دهند. این مسئله در نوشته ی "جل برینسما" بچشم میخورد "که به گفته ی مارک اربن، سردبیر دیپلماتیک و دفاعی بی. بی. سی، ایالات متحد به "دلایل تبلیغاتی" به کوبانی کمک می کند. همانند هر شبکه ی مافیایی موثر، در روابط بین الملل نیز شهرت همه چیز است.". در چنین مسیری است که می توان عنوان داشت که جان خبرنگاران آمریکایی و انگلیسی برای حاکمین امپریالیستی هیچ ارزشی ندارد. همه ی مسائل اینست که هر حوادثی که اتفاق می افتد، اگر اهداف آنان را دنبال نماید، معتبر است وگرنه شکل نمایشی و تبلیغاتی خواهد داشت. اهداف آنها ایجاد نظم نوین در خاورمیانه است که در این راه، حاکمینی را که در منطقه با عملکردهای سیاسی ـ اقتصادی امپریالیسم غرب توافقی ندارند، باید حذف شوند و حکومت های فرمانبر نظیر ترکیه، عربستان، قطر، امارات، اردن و نیز همانند جوامع آفریقای شمالی نظیر مصر، تونس و مغرب (مراکش)، حیات اجتماعی یابند. اینها اهداف اصلی امپریالیسم غرب بویژه آمریکا را تشکیل میدهد. زیرا آنها جهانخواری می نمایند و از این راه بر حجم درآمد ناخالص داخلی می افزایند.

ولی از اواخر قرن بیستم درآمد اقتصادی آنها سیر نزولی مییابد. "توما پیکتی" در کتاب خود بنام "سرمایه در قرن بیست و یکم" و از صفحه 108 (متن فرانسه) با آمارها بدین مسئله ی اساسی میپردازد و یادآوری می نماید که از سال 1900 تا 1980، اروپا و آمریکا بین 70 درصد و 80 درصد از دارایی ها و تولیدات جهانی را در اختیار داشتند. این مقدار تدریجن کم میشود و در اولین دهه ی قرن بیست ویکم تا سال 2010 به 50 در صد میرسد. یعنی دوباره به سطح سال 1860 تقلیل می یابد. بنظر میرسد که در دوره های قرن بیست و یکم  این کاهش ادامه داشته باسد و باردیگر 20 تا 30 درصد از درآمد جهانی را از دست بدهد. اروپا از ابتدای جنگ جهانی اول، 50 درصد از دارایی های جهان را در اختیار داشت و آمریکا از سال های 1950 و 1960 بتنهایی 40 درصد از تولید ناخالص جهان را به خود اختصاص داده بود. ولی هم اکنون بیست در صد از دارایی های جهانی برای آمریکا کاهش یافته است و با بحران ساختاری افتصادی بازهم در حال تنزل است. بنابراین اراده براین است که بازارهای از دست رفته را دوباره بازیابند و برای رسیدن به چنین هدفی تا قلب اوکرائین دست اندازی می نمایند و برای خاور میانه نظم نوین را برگزیده اند که فقط با جنگ و خونریزی بدست میآید. همه ی انگیزه ها در خدمت اهداف طرح شده در فوق است.                                                                                                             

 

گزارشگران:

چرا نیروهای ائتلاف از پیاده کردن نیروهای زمینی حداقل تا این لحظه خودداری کرده اند؟

 

احمد بخردطبع:

آنها به دلایل متفاوت از اعزام نیروهای زمینی خودداری  می کنند، زیرا این عمل هزینه ی افتصادی سنگینی برای آنان خواهد داشت و با کاهش قابل توجه ی درآمد ناخالص ملی، قادر به جبران آن نمیشوند. بنابراین نیروی زمینی داعش در تحلیل نهایی در خدمت اهداف آنها قرار می گیرد و نیروی نظامی ترکیه نیز در مرز های عراق و سوریه فعالانه مستقر می باشند. ولی نکته مهم اینست که استفاده از نیروی زمینی، قدرت خرید شهروندان آنها را پائین خواهد آورد و در چارچوب بحران ساختاری اقتصادی، میزان و درصد بیکاری را رشد هر چه بیشتری خواهد داد.

 

گزارشگران:

فضای سیاسی بسیار پیچیده ای در منطقه مشاهده میشود. موقعیت ایران در همسوئی با غرب, اقلیم کردستان, سکوت و نظارت دولت سوریه, نافرمانی ترکیه هم پیمان غرب از پیمان ناتو و جهتگیری در برابر ائتلاف, توانائی های تسلیحاتی و مالی داعش و تغییر سیاست های عربستان در قبال داعش و... براستی امروز صف دوست و دشمن کجاست؟

 

احمد بخردطبع:

آنچه را که در منطقه ی خاورمیانه نمود ظاهری دارد، نابسامانی، هرج و مرج و نافرمانی است. ولی واقعیت در چارچوب اهدافی است که در فوق بدان پرداخته بودیم. چالش های ترکیه نیز جنبه ی ظاهری دارد و بین آمریکا و ترکیه در این درگیری ها بطور واقعی چالشی موجود نیست. فقط ترکیه از آمریکا میخواهد که در حال حاضر علیه رژیم اسد وارد عملیات نظامی شود و آمریکا به دلیل اینکه شرایط آماده نیست، پاسخ منفی بدان می دهد. ولی آنها مجموعن دارای استراتژی واحدی هستند. برای اثبات این مسئله بطور جداگانه نظرات آنها را به قضاوت می کشانیم. پاتریک کوبرن در مقاله خود بنام "کوبانی در محاصره" مینویسد: "رئیس جمهور ترکیه طیب اردوغان در طی بازدید یک اردوگاه پناهجویان در گازانتپ دیدگاه خویش را به روشنی توضیح داد. او کفت "کوبانی دارد سقوط می کند". او توضیح داد که بهایی که ترکیه برای نجات کوبانی می جوید شامل سه بخش است که نه علیه دولت اسلامی که در واقع برای برکناری بشار اسد تدوین تدوین شده است. آقای اردوغان گفت "ما سه چیز خواسته ایم، یک، منطقه ی پرواز ممنوع ایجاد شود. دو، منطقه ی امنی در مرز بین ترکیه و سوریه ایجاد شود و سوم این که مخالفان میانه رو (بشار اسد)، "یعنی ارتش آزاد سوریه" در سوریه و عراق آموزش ببینند و مسلح شوند" در واقع آنچه اردوغان گفت این است که اگر او مجبور به انتخاب بین اسد و دولت اسلامی (داعش) باشد، دولت اسلامی را انتخاب خواهد کرد." حال سیاست آمریکا را در این زمینه دنبال می کنیم و پی خواهیم برد که آمریکا خواهان همان اهداف ترکیه است. در واقع آمریکا سیاست فرسایشی را تعقیب می نماید و قصد دارد کوبانی و اورژئاوا را خسته نماید تا آنان مجبور شوند با آمریکا مذاکره کنند و این مسئله متاسفانه دوهفته قبل به وقوع پیوست. چرا که آنان برای مبارزه علیه داعش به سلاح و مهمات نظامی نیاز دارند.

نماینده گان حزب اتحاد دموکراتیک سوریه با وزارت خارجه ی آمریکا وارد مذاکره میشود. در این مذاکره آمریکا یاری رساندن به کوبانی را در گرو پذیرش و ایجاد اتحاد کردها با "ارتش آزاد سوریه" ارزیابی میکند. اگر این سازش صورت پذیرد، ما با نابودی کانتون ها روبرو خواهیم شد. بنابراین در چنین گیرو دار مبارزاتی، آمریکا و ترکیه استراتژی واحدی دارند و آن سرنگونی بشار اسد است و نه داعش. این مسئله در مورد عربستان نیز صادق است. داعش نیز تا آنجا که در چارچوب اهداف آنها مفید تشخیص داده شوند، به بازی گرفته می شود، آنهم به نوعی که خون و آتش حاکم می گردد و زمانی که تاریخ مصرف آن بسر رسد، تضعیف و چند پاره خواهد گشت.

 

 

گزارشگران:

در گزارشات آمده بود که جامعه کردهای منطقه حمایت های هوائی آمریکا و ائتلاف را به فال نیک گرفته اند و بخشا نقد کرده اند که چرا با تعویق انجام شده است.آیا عملکرد ائتلاف با رهبری آمریکا را در مورد کوبانی مثبت ارزیابی می کنید؟

 

احمد بخردطبع:

نمیتوان ائتلاف را به فال نیک گرفت، زیرا آتش جنگ در خاورمیانه و کشتار جمعی مردم بوسیله ی همان جوامعی صورت گرفته که در ائتلاف نیز حضور دارند. ائتلاف میخواهد قدرت دیگر خاورمیانه را از پای درآورد. کشورهایی که میخواهند نیروی قابل ملاحظه ای در خاورمیانه باشند. این نیروها را نه آمریکا و نه اروپا و نه بعضی دیگر از کشورهای منطقه نمی پذیرند و آنها را خطری جدی در برابر خود میدانند. جنگ در خاور میانه، جنگ قدرت گیری است.

 

گزارشگران:

کوبانی بلحاظ رسانه ای مورد حمایت گسترده قرار گرفته است. دولت ترکیه تحت فشارهای بین المللی به عبور بیش از صد پیشمرگه با سلاح های مختلف تن داده است. بنظر شما آزادیخواهانی که در منطقه نیستند و امید به ازادسازی کوبانی دارند چگونه میتوانند این مقاومت را یاری برسانند؟

 

احمد بخردطبع:

کوبانی و اورژئا وا با آنکه از پائین و بوسیله پائینی ها جهانی شده است ولی متاسفانه و بطور واقعی مورد حمایت رسانه های رسمی قرار نمی گیرد. این مسئله را باید از طریق  افشاگری مستمر  در همایشات سیاسی  نیروها به افکار عمومی جوامع منتقل ساخت. در ضمن آن صد "پیشمرگ عراقی" که از طریق ترکیه برای باصطلاح کمک به کوبانی رفته بودند، به آنجا نرسیدند. آنها نه پیشمرگ بلکه جاش های مسعود بارزانی بودند که در چارچوب سیاست آمریکا، صهیونیسم اسرائیل و ترکیه "قصد همکاری" داشتند.

گزارشگران:

آیا ناگفته ای مانده است؟

 

احمد بخردطبع:

بار دیگر بخاطر فرصتی که بمن داده اید، از شما تشکر می نمایم.

 

با سپاس از شما

 

گزارشگران

10.11.2014

gozareshgar1001@yahoo.de

www.gozareshgar.com

 

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com