22.10.11 22:35 Alter: 8 yrs

رسول شوکتی: در پاسخ به نقد بهروز سورن به گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی

Kategorie: Meldungen Links

 

بهروز گرامی نقد ونظرت را خواندم واین نوشته را در جواب برایت مینویسم اگر صلاح دیدی نشر کن والا به زباله دانی .. نمیدانم در دهه شصت  شما هم زندانی بوده ای یا نه ؟

بنابراین پاسخ  این نوشته را من که تقریبا از نیمه های شصت تا روزهای آخر شصت وهفت با کمی وقفه در این میان که در خاطراتم که فرستادم ومیفرستم و مشاهداتم را ارائه مینمایم  ذکرشده وخواهد شد. بنابراین این یادداشت پلمیک سیاسی نیست بلکه تئوری در پراتیک هست یعنی ابژکتیو در مقابل یا در کنار سابژکتیو(یا عینیت در مقابل ذهنیت ) ؟ سخن را بیش از این نپیچانیم . رفیق عزیز شما در مورد مجاهدین وتفکراتشان می توانید هر گونه برداشت و همراه با هر اسمی را به ایشان بگذارید از سوسیالیسم تخیلی ء سوسیالیسم خداپرست , سوسیالیسم من در آوردی و بی پایه , سوسیالیسمی بر پایه آیات وروایات و تفسیرات خودشان ؟ بهروز جان من هم در زمان شاه با مجاهدین بودم با :  از علی زرکش و باقرزاده ها و.. وهم در زندان جمهوری اسلامی, با بیات تئوریسن وایدولوئگ گروه فرقان که معتقد بود شما مارکسیستها صد سال از ما جلوتر هستید؟!!

غرض از این اسم آوردنها و نشان دادن فاکت نه ترساندن شماست ونه .. می خواهم بگویم شعار استقرار سوسیالیسم تنها به چپ ها و مارکسیستها بلاخص خلاصه نمی شود من با مسئولیت می گویم حتی مجاهدینی که با نام مریم ومسعود رجوی به پای اعدام رفتند امید ها وآرزوهایشان را  در این دو فرد غیر صالح به عبث ترجمان کرده ومی فهمیدند میدانی منظورم چیست ؟ برای درک بهتر مجاهدین را در مقطع سال شصت وتفکراتشان را یک عکس بگیر وثابتش کن !! با آن همه بگیر وببند که در زندانها حاکم بود وعدم دسترسی به اطلاعات بیرون چه رسد به اطلاعات سیاسی وتشکیلاتی ؟

می خواهی راه دور نروم و از خودم وسازمانی که با آن در رابطه بودم یعنی راه کارگر برایت بگویم : سال شصت وهفت از من راجع به علیرضا شکوهی پرسیدند ؟ گفتند می شناسی ؟ گفتم نه یعنی مثلا زرنگی کرده  وجواب منفی داده بودم ولی وی را زمان شاه  در اوین به مناسبتی دورادور می شناختم من حتی نمی دانستم که وی دبیر اول سازمان بوده وسال شصت و سه اعدام شده است .این جواب منفی من اکنون گویای مسائل زیادی برایم هست همانگونه که آنها نیز بدرستی دریافته بودند ( میدانی که در بازجویی رسم بر اینست که از کسانی که بخصوص جان داده اند مایه گذاشته می شود .. ) بنابراین ملخص کلام مجاهدین سال شصت وهفت را فریز شده سالهای پنجاه ونه وشصت همواره باید تلقی کرد .یک مثال دیگر برایت بگویم در سالهای شصت وپنج ویا شصت وشش در پانل بند دو (سر موضع) فتوکپی روزنامه مجاهد را که مربوط بود به انقلاب ایدولوژیک اول و معجزات اتفاق افتاده در حین آن از شفای کمردرد وسرطان و.. کلیه بیماریهای غیر قابل علاج بخاطر ازدواج مریم ومسعود من زندانی بار چهارم و چپ و راه کارگری میدانی اولین اظهار نظرم چه بود : جعلیات کثیف ومعمول رژیم !! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. ومورددیگر که توجه ات را می خواهم جلب نمایم اینست که من خود در کیفیت وماهیت وراه های رسیدن به.. نیز بهیچوجه خود را با رنجبران وطوفان و.. شریک وهمسو نمی بینم بنابراین اگر قرار براین باشد گردهمائی صورت بگیرد از معتقدین راستین سوسیالیسم آنوقت یا جای من است یا جای آنها . بحث را به این صورت نمی خواهم ادامه دهم   .

نتیجه : از نقطه نظر پراگماتیستی ودر اینجا رادیکال انقلابی برای اشاعه ونیز زدودن ترس از سوسیالیسم انقلابی بخصوص در میان چپها ی خودمان (به اصطلاح) چنین فرمهائی از حرکت لازم والزامی است واینکه افراد جان سپرده را بطور کلی در زمره جان دادگان راه آزادی وبرابری-که تعبیر خاص ما فقط در سوسیالیسم قابل تحقق است- دانست واین حقانیت تاریخی را باور داریم که خونخواهی تمامی کشته شدگان این رژیم نکبت وفاشیست تنها در سوسیالیسم وبا نفی سرمایه داری انجام خواهد شد .در مورد دیگر انتقاداتت نیز با اما واگرهائی یعنی مشروط همراه هستم

رسول شوکتی




Gozareshgar
info@gozareshgar.com