14.08.11 23:36 Alter: 8 yrs

پاسخ ناصر پرنیان به نظرخواهی گزارشگران از فعالین سیاسی اجتماعی و فرهنگی درباره کشتار سراسری

Kategorie: Nachricht

 

 

-            بیش از سه دهه جنایات نظام جمهوری اسلامی تداوم داشته است. هزاران زخم خورده در سوگ عزیزانشان در داخل و خارج کشور پراکنده اند. ابعادی بسیار گسترده از تاثیرات مخرب و وحشتزای آن بر بخش بزرگی از جامعه آگاه و متعهد ایرانیان باقی گذاشته است. علیرغم گذشت سالهای متمادی اما پس لرزه های این وقایع هولناک را با آمیزه ای از خشم و تنفر از جانیان حاکم در میان بازماندگان و به ویژه نسل جوان آنان مشاهده میکنیم. چه باید کرد؟ چگونه میتوان التیامی بر این زخم ها یافت؟

ناصر پرنیان: ابتدا از بابت ایجاد امکان برای پاسخ دادن به این سوالات از شما تشکر میکنم.

به نظر من  این سؤال زوایای مختلفی دارد. بطور مختصر بگویم :

از زاویه فرهنگی. جامعه ایران، چه در دوره شاهنشاهی و جه در دوره جمهوری اسلامی، جامعه اقتدارگرا و پدرسالاری بوده  و است. خشونت یک بخش جدایی ناپذیر از نظام های اقتدارگرا و پدرسالار است. خشونت اشکال متنوع دارد. یک نوع آن خشونت ساختاری نامیده می شود که در خود نظام و از  خود نظام است. نوع دیگر خشونت از نوع تربیتی و آموزشی است. به نظر من باید از نظر فرهنگی بر علیه این نوع خشونت فعالانه تلاش و مبارزه کرد. اعدام  یکی از نمونه های این نوع خشونت است.  جمهوری اسلامی این خشونت را در تمامی تار و پود جامعه نهادینه کرده است. وقتی که انسانها را در خیابان به دار میزنند و مردم با بچه های خود به تماشای آن میایستند، نمونه ایی از نهادینه شدن است.

با انکار خشونت میتوان بر علیه آن وارد عمل گردید. به جای به تماشا ایستادن اعدام انسانها در انظار عمومی میتوان به آن اعتراض کرد. با این عمل میتوان فضای عمومی را از پدیده منحوس اعدام پاک کرد.

از زاویه اقتصادی، جتماعی:

خشونت ساختاری بخشی جدایی ناپذیر از نظام جمهوری اسلامی است. وضعیت نابسامان اقتصدی  رژیم جمهوری اسلامی با به غارت بردن ثروت مردم و با بوجود آوردن فلاکت اقتصادی که هر روز هم بدتر می گردد انسانهای زیادی را به اعماق فقر پرتاب کرده است. جامعه شدیدتر از قبل از نظر اقتصادی و اجتماعی به گروههای متخاصم  تبدیل گردیده است. پدیده " آقا زاده ها" که مختص جمهوری اسلامی است گواهی بر این مدعا است. ثروتمندان هر چه بیشتر ثروتمندتر شده اند و فقرا هر جه بیشتر فقیرتر و بر تعداد فقرا هم افزوده میگردد. این نوع خشونت ساختاری فقط یک راه حل دارد و آن هم سقوط  و محو جمهوری اسلامی از صحنه جامعه است.

از زاویه مستند سازی و اطلاع رسانی:

با برپایی سمینارها و کنفرانسها میتوان و باید از فجایع عمومی  که در جامعه اتفاق افتاده است و قدرتمندان سعی در مخفی نگه داشتن آنها میکنند، از  قبیل اعدامهای دهه 60،  را در اذهان عمومی زنده نگه داریم. این امر از اهمییت تاریخی زیادی برخوردار است . چرا که از این طریق به بی عدالتی و ستمی که به بازماندگان قربانیان و جان بدربردگان این فجایع رفته است مهر تایید زده می شود و از طرف دیگر اعمال جنایت آمیزی که بر علیه انسانها اتفاق افتاد نیز محکوم میگردد و مسببین آنها باید مسئولیت اعمال خود را بپذیرند. یکی دیگر از فواید این نوع برپایی ها این است که رژیم هایی که به دست مردم ساقط میگردند دیگر ادعایی مبنی بر در خدمت مردم بودن را ، نمیتوانند داشته باشند و اینگونه جریانات نمیتوانند دوباره خود را ناجی ملت جا بزنند. به اینطریق  حافظه تاریخی جامعه پا برجا خواهد ماند و به نسل آینده انتقال میگردد.

 

-          گفته میشود که پرده ها هنوز کنار نرفته اند و بسیاری از زوایای این جنایت هولناک افشا نشده است. بنظر شما پشت پرده چه می تواند باشد؟

ناصر پرنیان: این گفته دقیقا" درست است. آیا امکان دارد در جامعه ایی  که صاحبان قدرت مرتکب جنایت گردیدند خود به افشاء جنایت خودشان بپردازند؟  جواب این سؤال کاملا منفی است. هیچ نمونه تاریخی وجود ندارد که خلاف این نظر را ثابت کند. من از نمونه کره یاد میکنم که از جهاتی شبیه نمونه کشتار زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی می باشد. درست قبل از جنگ کره، در سال 1950 حکومت کره جنوبی تعداد بین  50000 تا 100000 زندانی را در مدت چند هفته قتل عام کرد. بیش از 90% آنها را کمونیستها یا افرادی که به کمونیستها سمپاتی داشتند، تشکیل میدادند.  البته در بین آنها افرادی با اتهام های سرقت و همچنین دهقانانی که مخاتف رژیم کره بودند، در بین آنها دیده می شد. این فاجعه از دید جهانیان تا اخیرا" مخفی ماند. تنها کسانی که از آن آگاه بودند نیروهای آمریکایی مستقر در کره بودند که برای فاش کردن ان هیچ اقدامی نکردند. بیش از 50 سال از این جنایت می گذرد، اما در این رابطه کاری زیادی انجام نگرفته است. دلیل آن هم ساده است، حکومت کره جنوبی در دستهای محافظه کاران راست گرا بوده است. بازماندگان این کشتارها هم با آن  تراما، Trauma  ضربه روحی،  به زندگی خود ادامه می دهند. هرچند که یک روزنامه نگار انگلیسی بلافاصله در این رابطه مقاله ایی نوشت، ولی سازمان سیای آمریکا این کشتار را به دولت کره شمالی نسبت داد.

 پرده ها موقعی کاملا می افتند که صاحبان قدرت از اریکه قدرت به زیر کشیده شوند و قدرت در دستهای مردم قرار بگیرد. البته تا انموقع هم بعضی از دست اندرکاران این جنایت یا از طریق تصفیه حسابهای درونی از بین میروند مانند لاجوردی و بعضی ها هم به دلیل کهولت سن  میمیرند. ما میبینیم  حتی افرادی که در شکل دادن جمهوری اسلامی نقش اساسی داشتند و الان با ادعای  دمکراسی از جمهوری اسلامی گریختند و در تبعید به سر میبرند، مانند گنجی و سازگارا ووو، از توضیح این جنایت خودداری می کنند حال چه برسد به صاحبان قدرت که هنوز بر مسند خلافت نشسته اند.

-          نظریاتی مبنی بر این هستند که برای محاکمه عاملین کشتار سراسری زندانیان سیاسی در دهه شصت و بویژه تابستان 1367 بعنوان اوج خشونت و انسان ستیزی ج ا علیه زندانیان سیاسی میبایستی از هم اکنون آغاز کرد. اقدامات همگانی و مشترک، سمینارهای سراسری، کمیته های حقیقت یاب مستقل و غیره تشکیل داد و در سطح بین المللی اجرای عدالت و دادخواهی را بنیان گذاشت و پیگیری کرد. ارزیابی شما از این نظریات کدامند؟

ناصر پرنیان: همانطور که در بالا به آن اشاره کردم زنده نگاه داشتن این جنایت در اذهان عمومی از اهمییت زیادی برخوردار است. یکی از مشکلات این جامعه که قبلا کشور شاهنشاهی ایران و الان جمهوری اسلامی ایران نامیده میشود، این است که جامعه حافظه تاریخی خود را بطور مستمر از دست میدهد. این عمل در تاریخ این مردم  بارها اتفاق افتاده است. برگزاری سمینارهای این چنینی با چنین مشکلی به مقابله بر میخیزد. این عمل کاملا ضروری و مهم است. باین طریق جامعه از به هرز بردن توان خود برای ایجاد جامعه نوین جلوگیری کرده و به دنبال نظامها و رژیم هایی که امتحان خود را پس داده اند، نمی روند. این عمل قدمی در راه ایجاد یک جامعه نو میباشد.

از طرف دیگر باید به نکته دیگری هم اشاره کرد و آن مستقل بودن این اقدامات می باشد. همانطور که در بالا اشاره کردم  ارتش ایالات متحده آمریکا که در کره مستقر بود و ارتش کره را کنترل میکرد، از فاجعه اعدامهای وسیع در آن  کشور در سال 1950  آگاه بود، اما نه اقدامی برای جلوگیری از آن انجام دادند و نه آنرا افشاء کردند. دلیل آن هم ساده است برای اینکه از دیدکاه آنها کشور کره شمالی خطری برای کره جنوبی بود.(1)

-          کمیته های حقیقت یاب چنانچه آنرا ضروری میدانید کدام مختصات و ویژه گی ها را بایستی دارا باشد؟

کمیته های حقیقت یاب بطور مجرد جالب به نظر می رسند، سوالی که مطرح میشود این است: کدام حقیقت؟ حقیقت از جانب کی؟ حقیقت را همیشه قدرت ها تعریف کرده اند. این یک اصل بدیعی است که نه تنها در جمهوری اسلامی، بلکه در عرصه جهانی هم عمل میکند. برای اینکه بتوان به خقیقت اصلی جنایت جمهوری اسلامی پی ببریم باید که سیستم جمهوری اسلامی از صفحه قدرت محو گردد و قدرت در دستهای مردم قرار بگیرد. در آن صورت میتوان از طریق کمیته های حقیقت یابی به کشف حقیقت  ماجرا پرداخت. نکته قابل توجه در این رابطه این است که این کمیته ها اولا" باید مستقل باشند و  نباید تحت هیچ عنوانی بازیچه قدرتهای منطقه ایی و جهانی قرار بگیرند. در این صورت این کمیته ها در راستای سیاستهای آنها مورد استفاده قرار میگیرد. شاید این نکته به مذاق جمهوری اسلامی خوش بیاید، ولی باید این استقلال را حفظ کرد.

 

-          آقای موسوی و کروبی هنوز دهان باز نکرده اند. از زبان یاران خود میگویند مخالف جنایات خمینی بوده اند و از سوی دیگر کلمات جادوئی!! امام راحل، خط امام و غیره را ورد زبانشان دارند. در آن دوران سیاه در مصاحبه خود این کشتارها را تائید کرده اند. قضاوت شما در این باره چیست؟

در این موضوع شکی نیست که موسوی، کروبی، خاتمی و دیگر یارانشان بخشی از این سیستم جنایت و استثمار و سرکوب هستند. آنها هرگز راجع به این موضوع صحبت نکرده اند و از پاسخ دادن به آن طفره رفته اند. اینها بارها در آخرین دوره  انتخابات ریاست جمهوری از برگرداندن جامعه به دوران امام راحل صحبت کردند. این افراد با آن نسل کشی که به راه انداختند رابطه نسلها را از بین بردند و به اینطریق تلاش کردند که به نسل جوان بقبولانند که جامعه در دوره امام راحل آنها کاملا با جامعه ولی فقیه کنونی فرق داشته است.( یعنی بهتر از الآن بوده است) همین سمینارهایی که در ارتباط با کشتار زندانیان سیاسی انجام میگیرد ارتباط مستقیمی با همین جنابان دارد. این کشتارها موقعی اتفاق افتاد که موسوی نخست وزیر دوره امام راحل بود و کروبی رییس مجلس آن. طبیعی است که آنان زبان باز نکنند. زبان باز کردن آنها خط بطلانی بر هستی سیاسی خودشان است و به این طریق ضربه زدن به نظام اسلامی که اینها تلاش برای حفظ آن دارند.  اینها هیچگاه در ارتباط  با از بین بردن جمهوری اسلامی صحبت نکردند.

این باز هم دلیلی دیگر است مبنی بر اینکه حقیقت موقعی آشکار میگردد که کل جمهوری اسلامی از صحنه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی  جامعه محو گردد.

 

-          بعنوان یکی از بارزترین اقدامات بازماندگان این کشتارها تشکیل گردهمائی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی بوده است. هم اکنون چهارمین گردهمائی سراسری تدارک دیده میشود. چنانچه این اقدامات را دنبال کرده اید. نقد و نظرتان برای پیشبرد، بهسازی و برگزاری موفقیت آمیز تر آن چیست؟

ناصر پرنیان: در این شکی نیست که هر گردهمآیی در مقایسه با گردهمآیی قبلی دارای نکات بارز و همزمان دارای نکاتی که دارای پتانسیل بهتر شدن باشد، است. این امری طبیعی است.  یکی از نکات جالب این سمینارها شرکت افرادی است که خود در زندان بوده اند و  بعضا" از کشتار جان سالم بدر برده اند. این امر این سمینار را از سمینارهای این چنینی دیگر که فقط از افراد متخصص استفاده میگردد، را جدا میکند. از طرف دیگر استقبالی که از این سمینار از طرف افراد زجر کشیده میشود قابل چشمگیر است. تشکیل سمینار کاری بس سترگ است که احتیاج به برنامه ریزی و سازماندهی وسیعی دارد و اینکار بدون دخالت افراد حرفه ایی انجام میگیرد که نشانی از توان انسانهایی است که اینگونه سمینارها را برگزار میکنند.

با تشکر از شما به خاطر فرصتی که برای جواب دادن به این سوالآت  به من دادید

1)      برای مطالعه این مطلب میتوانید به مقاله " تراژدی و باز هم تراژدی " بر روی سایت گفتگوهای زندان  مراجعه کنید.




Gozareshgar
info@gozareshgar.com