23.07.10 01:57 Alter: 7 yrs

خوشه های آواز از حسن حسام: هیس!

Kategorie: Nachricht

 

 

 

این خاکدان شیز

کارش این است انگار

گاهی درد بزاید

گاهی عشق!

و کار و بار من هم گویا

این کار بی مهار است:

بزرگ کردن این هر دو توامان!

پس مستی ام بهانه نمی خواهد

در بارش شبانه ی خاموش

×××

 

باور کن!

به جان این چمنی که می روید

اقرار می کنم من

با این همه شلوغی

تنهایم!

×××

 

باور کن!

تا چشم کار می کند,

تنهایم!

اما

و با تعجب بسیار

در گاهواره خوابم هر شب,

کابوس های سبز می بینیم!

×××

 

باور کن با چشم خوابگردم هر شب

دنبال جفت خویش

می گردم

و دست خالی برمی گردم

تا باز هم دوباره

باز,

بگردم!

×××

 

باور کن!

به جان این افق عاشق

مثل خدای شیطان ها بیدارم

و رازهای بسیاری

در سینه و سرم دارم.

از جمله مثل روز می دانم

که مادیان ما

در زیر افتاب

می زاید

آنگاه من,

مانند چندسالگی خود,

به باغ می روم

و مار می کسم

و گل می چینم

تا پنهان شان کنم

در خواب های مخملی بی شماره ام

باور کن!

به جان جان زمین

_ مادر زمین گیرم –

این راز

سالهاست که پنهان است

میان بغض سرد من

و تلخزار تنهایی

هی!

هیس س س!


Gozareshgar
info@gozareshgar.com