و بدین گمانه
که نه
بی شک فزون بر این گمان
با تو از
جوانی ام
سخن می گویم
با تو از
رازه های نا مشترک
اما
عاشقانه ای همگون
و دردهای مشترک
از هر آنچه این میان
از امروز تو
و دیروز من
آری از جوانی ام
با تو از
جوانی ام سخن می گویم
از لحظه های امید و
یأس
دقایقی بر آشفته
فریادهای تهی از ترس
و حضوری لبالب از
خجسته بهارانی که
پنداشتم
می آید
سرشار از ترانه و سرود
آنروزها هنوز
خدا به باور بود
و خالق ان هستی اش
به نزد بندگان فرمان بر
نهاد تقدسی بی انکار
آنروزها من از
نگاه ِ تنگ مردمان
به فرمان راحل ات
ملحد و منافق و مزدور
این روزها
تو نازنین
به حکم بی بدیل سید ات
بر انداز و جاسوس و
خاشاکی
آن روزها
ندای من
مهرنوش و
ترانه ام
شیرین بود
آن روزها نشان من
که نه سبز پود ِ تو
خون دَرَفش ی
ز بیژن و صفائی بود
آن روزها هنوز
فرمان قتل عام من
به جرم اندیشه ام
چیزکی بعید می نمود
اما نمود
که یک از چند
دژخیم ِ همگِنان من
امروز
قهرمان توست
و قهرمان من
با سلاح قلم
به خاک خاوران
خاک-------- خاوران
گوراَندری بی مرز و بی نشان
اما تو
هرگز ت پنداشت
که خفته گان این خاک بی لَحد
ترا
و مرا
جان به کف آبگینه ای ُبدَند
شفاف و ریم آهنگ
و هرگز ت آیا
لختی درنگ
بدین شاهدان سرخ چمن
نمود؟
زهی خیال باطل و خوش خیالی جاهل ام باید
در انتظار پاسخی درخور
گرچه ام
با تمامی توان
هر دمی که کس
به آزار تو کوشا ست
در اعتراض ام و تلاش
تا تلاشی هر آنچه ترا
می شکند
و هر آنچه ترا به
کام می برد
و بر این باور از
جوانی ام
با تو از
جوانی ام
سخن می گویم
از آن روزهای داغ
لبان تشنه و
سراب خود ساخته ام
از آن زمان که نعره می شدم
رهائی را
به گوش خفته گان و جهان
دلخوش به سهمی از
هوا و
تنفسی آزاد
بی لمحه ای محک
بر آنچه در شعار و
شعر من
نهادینه شد
و در غفلت ی زبون
ز داده های دی
حضورم به یغما رفت
پس اینک
به یاری خرد صبوری کن
سر زنش مکن مرا و
گمان مبر
که خود امروز
با اتکاء
به سبز بر آمده از روضه و
دعا
به غارت نخواهی رفت
مگر ت
مگر ت مرا
و پیشینیان مرا
بیاویزی
به گوش بی بار حافظه ات
گر نه
از گلوگاه ایمان آسمانی ات
بلعیده خواهی شد .
=======سپتامبر 2009===مجید امید=======================================
ریم آهنگ: بیخ خرغول باشد وبا آن چرک زخم را پاک سازند
گوراندر : گور غیر متعارف و غیر مرسوم، گودل ژرف، گودالی پر
از لاشه انسا ن، گورستان ِ بی مرز.
وا پس آهنگ: عزم کردن به پس، رفتن بسوی عقب
لمحه: زمانه ٔ اندک که به مقدار قلیل باشد
یغما :تاخت و تاراج و غارت و غنیمت و ربودگی
آبگینه : شیشه، آیینه
" شیرین فضیلت کلام، مهرنوش ابراهیمی، بیژن جزنی، علی اکبر صفائی فراهانی "
" ندا آقا سلطان ، ترانه موسوی "