17.05.10 15:09 Alter: 8 yrs

نظرخواهی گزارشگران از ماهنامه فرهنگی سیاسی اجتماعی گونه گون

Kategorie: Nachricht

 

نظرخواهی گزارشگران از فعالین سیاسی درباره اوضاع کنونی

با تشکر از شما

 

لطفا و برای آشنائی خوانندگان سایت خود را معرفی نمائید

پاسخ: با تشکر از دعوت شما. ماهنامه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی گونه گون  goun-e-goun@hotmail.fr     

 

اعتراضات خیابانی که از نزدیک به یک سال پیش شروع شد امروزه بطور محسوسی فروکش کرده است و یا به تعبیری شکل عوض کرده است و در مناسبتهای مختلف انجام میپذیرد. بطور کلی و درحال حاضر وضعیت این جنبش عمومی را چگونه ارزیابی میکنید؟

پاسخ:

برای پرهیز از خیالپردازیهای مرسوم، بنظر ما بازنگری صورت مساله خیلی اهمیت دارد. جنس « خراب » خامنه ای و شرکاء، داستان « حکومت نظامی »! ایضا « کودتای احمدی نژاد »! در اینجا مورد بحث ما نست. خیر، ما با برخوردهای گنگ و مبهم از این دست – با این نگاه « بنی صدری »! نسبت به مسائل اقتصادی و اجتماعی هیچ میانه نداریم. برای پاسخ به سئوال شما، باید دید که چطور استبداد شرعی در کشور ما مستقر شد؟ باید گریزگاههای ممکن اقتصادی رژیم اسلامی را در بستر مالکیت خصوصی، تقسیم کار امپریالیستی و شیوه سرمایه داری تولید مرور کرد تا علت اصلاح طلبی و دلیل اصولگرائی رژیم بورژوآ – آخوندی ایران را بازیافت. باید برآمد آقایان خاتمی و احمدی نژاد، بازیهای انتخاباتی میراث خواران خمینی معدوم را، لااقل از زمان ریاست جمهوری آقای رفسنجانی تا امروز، توضیح داد. از شما چه پنهان که سلاخی مخالفان در لوای استبداد شرعی، خودی و غیر خودی، اصلا تازگی ندارد، با احمدی نژاد و انتخابات اخیر هم شروع نشد. خیر. ما بشما قول میدهیم، اگر ظرف چند سال آینده هیچ تغییری در آرایش طبقاتی جامعه در سطح ملی و بین المللی بسود نیروی کار بوجود نیاید – از آنجا که « بهشت » سرمایه داری اصلا بسامان نیست و با فرض اینکه تشدید رقابت سلاطین مالی و صنعتی، بورس و تسلیحات و مستغلات و... برسر کنترل انحصاری تولید و بازرگانی جهان کارش به ماجراجوئی نظامی و جنگ نکشد! رژیم ولائی از این هم جری تر خواهد شد. پس اگر اجازه بدهید، ما در مسیری که شرح آن رفت، بهانه بروز وقایع چند ماه پیش در داخل کشور را مورد بحث قرار میدهیم تا بیک زمینه عینی، نسبتا نزدیک با واقعیتهای جاری برای ارزیابی این « جنبش عمومی »! در وضعیت امروزیش برسیم.

الف – ببینید. استبداد شرعی در کشور ما اصلا بضرب شمشیر و با مصادره انقلاب همگانی بهمن بسود مالکان و اربابان و سرمایه داران پشت پرده، با همدستی آشکار میان وقفی خوران وطنی از سوئی و شرکت سهامی « جبهه ملی » و بنگاه معاملاتی « حزب توده » گروه پلیسی « اکثریت » و... با زعامت خمینی معدوم رقم خورد. دوران استقرار سیاسی این رژیم « لاهوتی »! با احتساب جنگ هشت ساله بعثی – امپریالیستی برعلیه ایران، دهسالی بدرازا کشید. تا اینکه به مرحله بازآفرینی خود رسید و با مشکلات عدیده اقتصادی روبرو گردید. داستان مضحک « اقتصاد اسلامی »! پیشکش آقای بنی صدر و شرکاء. ولی بلحاظ اقتصادی، استبداد حلال شرعی هیچ چاره ای نداشت جز بازگشت بدوران استبداد حرام سلطنتی. پس میبایست راهی پیدا میکرد تا وارد زد و بندهای بین المللی گردد. میدانیم که رژیم اسلامی برای اینکه از طرف دول ریز و درشت سرمایه داری، خاصه از طرف امپریالیسم آمریکا و شرکاء برسمیت شناخته شود کلی تلاش کرد – علت اصلاح طلبی. در این راستا، تا پایان دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی، به تجربه دریافت که سیاست التماس و درخواست در قبال امپریالیسم کار ساز نیست. پس تغییر روش داد و بسمت نوعی سیاست تعرضی در منطقه و تبلیغات متقابل در عرصه بین المللی متمایل شد – رویکردی که برآمد آقای احمدی نژاد و تشکیل دولت نهم را بدنبال داشت.

ب – رسوائی جورج بوش صغیر در سطح ملی و بین المللی، اوج بحران و رکود اقتصادی فراگیر و... اینها که برکسی پوشیده نیست. برای امپریالیسم آمریکا، اسیر کسر بودجه مزمن و کسری بازرگانی فزاینده، با کوهی از بدهی و قرض، تکرار حماقتهای جورج بوش صغیر و شرکاء در اوضاع و احوال جاری مقدور نیست. با این حساب، آشتی طلبی اوباما، صادقانه یا ریاکارانه! نوعی پیروزی برای احمدی نژاد و دولت نهم در قبال شیطان بزرگ بود و بهمین دلیل، بیت ولایت نمی خواست به تغییر این مهره سربراه خود در انتخابات دوره دهم رضایت بدهد و نداد. ما چهار ماه و اندی پیش از برگزاری مراسم انتخابات دوره دهم، با توجه به تهدیدهای شفاهی و کتبی اصول گرایان و کنایه های گزنده و جهتدار رهبر امت و... در مقاله ای با عنوان « بازی انتخابات در لوای استبداد » در شماره 29 ماهنامه گونه گون، یک چنین نتیجه محتملی را برای انتخبات دوره دهم پیشگوئی کرده و با فرض عناصر مسابقه نهائی، نوشتیم که حضور آقای موسوی در برابر آقای احمدی نژاد بیشتر برای خالی نبودن عریضه است. چون منافع جاری رژیم اسلامی ایجاب میکرد که آقای احمدی نژاد حتما در پست خود ابقا گردد – با تقلب یا « بی » تقلب. فراموش نکنیم که در ایران اسلامی، حرف آخر را، همیشه و در هر موردی – لااقل تا « ظهور مهدی غائب »! ولی امر میزند.    

پ – سئوال شما به حوادث بعد از 22 خرداد ماه سال 1388 خورشیدی داخل کشور، همان وقایع غم انگیزی که در ارتباط با دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری رویداد، اشاره دارد – که با تظاهرات مسالمت آمیز و محدود جوانان تجریش تهران، بعد از اولین مناظره تلویزیونی میان آقایان محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور وقت و هم تنها نامزد « اصول گرایان »! از سوئی و میر حسین موسوی، یکی از نامزدهای « اصلاح طلبان »! از طرف دیگر، شروع شد. ظاهرا، این تظاهرات شبانه هواداران آقای موسوی در تجریش تهران، با شعار: مناظره تموم شد احمدی بای بای و... که ساعتها بدرازا کشید، با خشونت آشکار پلیس مواجه نشد. واقعی یا ساختگی! بعد از اعلام نتیجه انتخابات بود که ورق برگشت. اعتراضات خیابانی پی در پی، با شعار: الله اکبر، یا حسین میر حسین و... در تهران و در بعضی شهرهای بزرگ برپا گردید. جمعیت معترض، در رویای نوعی « پاک دینی »! مایوس و سرخورده از نتیجه رسمی دهمین بازی انتخابات ریاست جمهوری در لوای استبداد، به خیابان آمد و دولت وقت را متهم به تقلب در شمارش آرا کرد. بنظرما، این اتهام حقوقی، بلحاظ عینی و نه براساس خیالات خام دوران منقضی، با توجه به ساختار جعلی خلافت موروثی سوداگران مکتبی – موسوم به « جمهوری اسلامی ایران »! ریشه دار، اصلا نامربوط نبود و دیدیم که چطور حکومت « حق و عدل قرآن »! طرح آن را برنتافت و خیلی زود عنان از کف داد. اعتراضات خیابانی هواداران آقای موسوی و شرکاء، حول شعار: رای ما رو پس بده... با تحریکات نوبتی دولت از سوئی و حماقت حساب شده رهبر امت بطریق اولی، بالا گرفت و بعد بعنوان اقدامی غیر مجاز! با خشونت حیوانی و سازمانیافته ذوالفقارچیهای حاضربه یراق رژیم اسلامی روبرو گشت، وحشیانه بخاک و خون کشیده شد. هنوز نمی توان، بدلائلی کاملا قابل فهم، در باره تعداد دقیق قربانیان این کشار چنگیزی میراث خواران خمینی معدوم حرف آخر را زد. معذالک، ما مثل همیشه، ضمن افشای مداوم کثافتکاریهای سی ساله استبداد شرعی، اختناق و سرکوب مخالفین، توقیف و حبس، ترور و شکنجه و اعدام دگراندیشان، خاصه جنایت آشکار و تهوع آور رژیم ولائی در این چند ماه گذشته را بشدت محکوم کرده و بسهم خود برای آزادی فوری، بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی در ایران، مذهبی و غیر مذهبی و لامذهب، مبارزه میکنیم. بنظرما، حوادث اخیر شورشی بود از روی استصال. عصیان اقشار میانی جامعه، خاصه بخش مرفه آن در قبال یکی از دسته بندیهای هیات حاکمه، که با توجه به رشد مبارزات حرفه ای نیروی کار در سطوح مختلف، با توجه به برآمد محسوس جنبش اجتماعی کارگران در قبال رژیم بورژوآ – آخوندی ایران در این سالهای اخیر و... اصلا مترقی نبود. تجربه نشان داده که عصیانهائی از این دست، شورش از روی لاعلاجی، گرچه قابل فهم، اما در نهایت باعث تشدید اختناق در جامعه خواهد شد...          

 

آیا خشونت اعمال شده از سوی حاکمان در برابر اعتراضات مسالمت آمیز مردم که منجر به کشته شدن دهها نفر و صدها زخمی و بازداشتی دیگر شده است میبایستی همچنان و همواره  با پاسخی مداراطلبانه روبرو گردد؟

پاسخ: کنش و واکنش یک قانون فیزیکی است و اصلا نسخه نمی خواهد. باید بر این قانون فیزیکی سوار شد و آن را در مسیر مطلوب بکار گرفت.     

 

بنظر شما پاشنه آشیل جمهوری اسلامی کدام است؟ آیا با تمرکز مبارزات مردمی بر نقطه ضعفهای رژیم میتوان نتایج موثرتری حاصل کرد؟

پاسخ: جنبش کارگری، مبارزه سازمانیافته حزبی...  

 

کاستی های جنبش خیابانی کدامند؟

پاسخ: جنگ با استبداد در زمین دلخواه استبداد.  

 

نقش ایرانیان خارج از کشور در حمایت از مردم را چگونه دیدید؟

پاسخ: نقش ایرانیان مترقی می توانست و باید خیلی بیشتر و گسترده باشد.  

 

تا کنون صدها شعار از سوی معترضین به جمهوری اسلامی طرح شده است. کدامیک از شعارها را گویای سطح مبارزات مردمی میدانید؟

پاسخ: آزادی زندانیان سیاسی.

 

صرفنظر از اینکه شما بعنوان مخاطب این نظرخواهی خود را در محدوده فعالین چپ تعریف میکنید یا نه – جایگاه جنبش چپ را در جنبش عمومی مردم کشورمان چگونه ارزیابی میکنید؟

پاسخ: پیوند موثری با بینوایان کشور، با جنبش کارگری در حال رشد ندارد. 

 

طیف رهبری کننده این جنبش را چگونه معرفی میکنید؟

پاسخ: پیوند موثری با بینوایان کشور، با جنبش کارگری در حال رشد ندارد. 

 

جمهوری اسلامی در پی اعدام بسیاری از دستگیرشدگان اعتراضات اخیر است و در امتداد آن تصفیه حساب با بسیاری که قبل از آغاز این اعتراضات در بازداشت بسر میبرند. چگونه میتوان  کشتار زندانیان سیاسی را متوقف کرد؟

پاسخ: با افشای مداوم کثافتکاریهای سی ساله رژیم بورژوآ – آخوندی ایران، پیوند با خانواده های قربانیان و زندانیان و انعکاس نگرانیها و احساس و اندوهشان در میان مردم، با بسیج هر چه سندیکاهای کارگری، احزاب و سازمانها و عناصر مترقی در سطح جهان، با تلاش برای فرستادن هیاتی از وکلای دعاوی برای دیدار از زندانها و زندانیان و... بکوشیم تا هر طوری شده رژیم اسلامی را در عرصه وادار به عقب نشینی کنیم.   

 

آیا ناگفته ای دارید؟

پاسخ: پیوند با جنبش کارگری، مبارزه سازمانیافته حزبی برای جنگی رویاروی با بورژوازی مکتبی و غیر مکتبی در کشورمان.  

 

با سپاس از شما

گزارشگران

www.gozareshgar.com

 

 

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com