12.05.10 12:10 Alter: 8 yrs

نظرخواهی گزارشگران از کورش عرفانی

Kategorie: Meldung Rechts

 

 

نظرخواهی گزارشگران از فعالین سیاسی درباره اوضاع کنونی

با تشکر از شما

 

لطفا و برای آشنائی خوانندگان سایت خود را معرفی نمائید.

پاسخ:  کورش عرفانی، جامعه شناس

www.korosherfani.com

korosherfani@yahoo.com

 

اعتراضات خیابانی که از نزدیک به یک سال پیش شروع شد امروزه بطور محسوسی فروکش کرده است و یا به تعبیری شکل عوض کرده است و در مناسبتهای مختلف انجام میپذیرد. بطور کلی و درحال حاضر وضعیت این جنبش عمومی را چگونه ارزیابی میکنید؟

پاسخ: این جنبش از یک سو قدرت اعتراض گری جامعه را نشان داد و از یک سو ضعف سازماندهی اعتراض گری. موضوع اول را در تداوم، پایدار و رادیکالیسم جنبش می شد دید و موضوع دوم را در پراکندگی، بی برنامگی و ناهدفمندی آن. نقطه ی امیدواری این جنبش آن است که ریشه در مشکلاتی دارد که ساختاری و پابرجاست و حتی هر روز بدتر و وخیم تر می شود. بنابراین موتور جنبش که از نارضایتی های وسیع تغذیه می کند همچنان می چرخد. اما آنچه باید جبران شود نبود یک جریان مدیریتی هدفمند است که بتواند جنبش را به عنصر عینی – و نه فقط تئوری- خودسازماندهی مجهز سازد. در حالی که در موقع شروع جنبش توهم های زیادی در مورد نیرویی که بتواند این مهم را صورت بخشیده و مدیریت جنبش را برعهده گیرد وجود داشت بعد از نزدیک به یک سال که از عمر جنبش می گذرد بسیاری از توهمات از میان رفته و مدعیان راهبری حرکت یکی بعد از دیگری کنار زده شده اند. اینک جریان ها و تشکل های کمی مانده اند که فرصت دارند تا با اثبات قدرت عملی – و نه فقط نظری خویش- نشان دهند که می توانند مورد اعتماد لایه های مخالف و فعال اجتماعی قرار گیرند یا خیر.

 

آیا خشونت اعمال شده از سوی حاکمان در برابر اعتراضات مسالمت آمیز مردم که منجر به کشته شدن دهها نفر و صدها زخمی و بازداشتی دیگر شده است میبایستی همچنان و همواره  با پاسخی مداراطلبانه روبرو گردد؟

پاسخ: جنبش بیش از یازده ماه فرصت داشته است تا تئوری مسالمت در مقابل خشونت را آزمایش کند. بی اعتباری و ناکارآمدی این نظریه اینک بر هیج عنصر صادق و غیر مغرضی پوشیده نیست. کمترین درجه از صداقت و واقع گرایی نشان می دهد که در مقابل خشونتی که سازماندهی شده، فکرشده، مجهز شده و هدفمند است چاره ای جز مقابله ی کارآمد نداریم. یعنی آن نوع از مقاومتی که اجازه دهد سیستم اعمال خشونت متوقف شود و امکان بازسازی خود را از دست دهد. از آن جا که رژیم فقط بر خشونت تکیه دارد جنبش گزینه دیگری برای پیشبرد اهداف خود ندارد جز آن که با قاطعیت و با روش های عملی مشخص مبارزه ی قهر آمیز به این خشونت پایان بخشد. به همین دلیل نیز طرد گفتمان مبارزه ی مسالمت آمیز، نه به دلیل بی ارزشی ذاتی و نظری آن، بلکه به دلیل بی مورد و بی معنا بودن در بستر مشخص ایران امروز، گام اول برای حاکم ساختن روحیه ی جنگندگی بر جنبش است. با چنین روحیه ای می توان تظاهرات را از این پس به صورت تهاجمی ساماندهی کرد و تا مرز در هم شکستن ماشین سرکوب رژیم پیش رفت. این نوع از مبارزه البته بهای انسانی و مادی خود را دارد اما این قیمت آزادی است و بدون پرداخت آن یک ایران آزاد فقط در حد رویا باقی خواهد ماند.

 

بنظر شما پاشنه آشیل جمهوری اسلامی کدام است؟ آیا با تمرکز مبارزات مردمی بر نقطه ضعفهای رژیم میتوان نتایج موثرتری حاصل کرد؟

پاسخ: رژیم چندین نقطه ی ضعف دارد: 1) از لحاظ اقتصادی ورشکسته است، با اعتصاب و تحصن و مطالبات پی گیر صنفی می توان او را باز هم ضعیف تر ساخت 2) پایگاه اجتماعی خود را از دست داده است، با افشاگری هر چه بیشتر می توان اندک نیروهای وابسته به او را نیز از اطرافش راند. 3) دستگاه سرکوبش بی رحم اما محدود است، گسترش اعتراضات میان اقشار و مناطق محروم و حاشیه نشین می تواند به سرعت نیروهای سرکوبگر رژیم را عاجز سازد.

 

کاستی های جنبش خیابانی کدامند؟

پاسخ: نبود هدف فراتاکتیکی به هنگام حضور در خیابان ها، نمونه ی آن در عاشورا دیدیم که با وجود تارومار کردن نیروهای سرکوبگر مردم در خیابان نمی دانند که حال باید چه کنند. باید یک بار برای همیشه برای فعالان و شرکت کنندگان در جنبش جا انداخت که هدف از همه اعتراضات و مبارزات پایین کشیدن حکومت از قدرت است. بنابراین نباید وقت و فرصتها را از دست داد و نبرد را بیش از حد فرسایشی کرد. لازم است که بدانیم وقتی به خیابان  می آییم باید در انتظار فرصت بود. به محض تکرار عاشورا باید کار را تمام کرد. این نیازمند داشتن یک ایده ی مشخص از آن چه می خواهیم بکنیم می باشد. چنین چیزی نیز زمانی ممکن است که موضوع بالا یعنی وجود یک جریان سازمانده و هدفمند تامین شده باشد.

 

نقش ایرانیان خارج از کشور در حمایت از مردم را چگونه دیدید؟

پاسخ: این نقش به صورت کمک رسانی نظری، تبلیغاتی، مالی و عملی است. بدیهی است که سفارتخانه های رژیم را نباید در اختیار رژیم گذاشت و در صورت نیاز نیز نیروهای دارای توانایی خارج از کشور باید قادر باشند در زمان لازم به صف مبارزین در داخل کشور بپیوندند.

 

تا کنون صدها شعار از سوی معترضین به جمهوری اسلامی طرح شده است. کدامیک از شعارها را گویای سطح مبارزات مردمی میدانید؟

پاسخ: می جنگیم، می میریم، ذلت نمی پذیریم. به نظر من این جنبش توسط کسانی به سرانجام خود خواهد رسید که به این شعار باور دارند.

 

صرفنظر از اینکه شما بعنوان مخاطب این نظرخواهی خود را در محدوده فعالین چپ تعریف میکنید یا نه – جایگاه جنبش چپ را در جنبش عمومی مردم کشورمان چگونه ارزیابی میکنید؟

پاسخ: چپ به طور بالقوه جای مهمی در جنبش دارد، اما برای بالفعل ساختن آن نیازمند دو امر مهم است: نخست بازنگری دیدگاه های خود براساس واقعیت های غیر ایدئولوژیک، مستند و عینی. دوم : خروج از دنیای مجازی و اطلاعیه پراکنی و مقاله نویسی و ورود به کارخانه ها و کارگاه ها و محل های تجمع بیکاران بر سر چهارراهها. چپ ایران، چپ گفتار گراست، باید تبدیل به چپ کنش گرا شود. نظریه برای رهایی طبقه ی کارگر فراوان است، اما به جایی ره نبرده است. وقت پرداختن به کنش هایی است که موجب تسهیل خودرهایی محرومان جامعه شود. فراموش نکنیم مارکسیسم چیزی نیست جز یافتن روش خودرهاسازی بر اساس تغییر مادی جهان و نه  پرورش رویاها در عالم ذهنی. 

 

طیف رهبری کننده این جنبش را چگونه معرفی میکنید؟

پاسخ: در جایی گفته بودم جنبش رهبر ندارد اما رهبری دارد. منظور من رهبری خودجوش بود. اما خودجوش با خودبخودی فرق دارد. خودجوش یعنی مردمی ، برخاسته از خواست ها و نیروهای مردمی، خودبخودی یعنی شانسی و تصادفی. هیچ جنبشی نمی تواند به صورت تصادفی به پیروزی رسد. نیاز به فکر و هدف سازی و تعیین استراتژی و تدقیق تاکتیک ها دارد. بر این اساس رهبران واقعی این جنبش  کسانی هستند که در حال حاضر در عمل و در صحنه ی جامعه مشغول کار هستند. آنها که بیرون از این صحنه به نظریه پردازی مشغولند فقط ایده  ارائه می دهند، اما این که این ایده ها اجرا شود و یا خیر بستگی به آنانی دارد که در دانشگاه و مدرسه و کارخانه و خیابان و مترو به کار روشنگری و سازماندهی مشغولند. تناسب ایده ها و حرف ها با واقعیت ها و نیز در دسترس بودن آنها از طریق وسایل ارتباطی تعیین کننده این است که آیا نقشی را به طور مشخص در رهبری جنبش ایفا می کنند یا خیر. به نظر من هر نیرویی که بتواند کار عملی سازماندهی اعتراضات را به هدف های مشخص انجام دهد هدایت آن را نیز به دست خواهد داشت. فرق نمی کند که این نیرو تا چه حد با گفتمان کسانی که نمودهای این جنبش معرفی شده اند – موسوی و کروبی و...- در توافق و هماهنگی باشند یا خیر.

 

جمهوری اسلامی در پی اعدام بسیاری از دستگیرشدگان اعتراضات اخیر است و در امتداد آن تصفیه حساب با بسیاری که قبل از آغاز این اعتراضات در بازداشت بسر میبرند. چگونه میتوان  کشتار زندانیان سیاسی را متوقف کرد؟

پاسخ: فقط با عمل. باید هزینه این اعدام ها را به قدری بالا برد که جرات نکند چنین کند. مقابله ی به مثل و تهاجمات تخریبی  ویرانگر و دردسرساز برای رژیم یگانه ابزارهای بازداشتن مثلث آخوند-پاسداری-بازار از آغاز قتل عامی دیگر است.

 

آیا ناگفته ای دارید؟

پاسخ: اینرسی اعتراضی انباشته شده در جامعه می تواند به راحتی رژیم را جارو کند. اما برای ماده کردن آن باید حس «مسولیت پذیری فردی» را تقویت کنیم. تصورات باطل در مورد این که بالاخره یک نیروی ناشناس و مبهم کار این رژیم را تمام خواهد کرد باید از میان برود. وظیفه ماست که دو عنصر آگاهی و شجاعت را در مردم تقویت کنیم.تمامی تلاش ها برای آگاهی رسانی و کمک به خودسازماندهی باید یک هدف مشخص داشته باشد: رهایی انسان ایرانی را باید مسولیت خودش باشد.

با سپاس از شما

گزارشگران

www.gozareshgar.com


Gozareshgar
info@gozareshgar.com