12.05.10 11:03 Alter: 8 yrs

نظرخواهی گزارشگران از جمعی از فعالین کارگری

Kategorie: Nachricht

 

 

نظرخواهی گزارشگران از فعالین سیاسی و نهادها درباره اوضاع کنونی

با تشکر از شما

 

لطفا و برای آشنائی خوانندگان سایت خود را معرفی نمائید

پاسخ:

وبلاگ «جمعی از فعالین کارگری» که نزدیک به سه سال پیش شروع به کار کرده, هدف خود را تبلیغ و ترویج کمونیسم انقلابی در سطح فعالین جنبش کارگری قرار داده است. این وبلاگ می کوشد به ایجاد یک جنبش سیاسی انقلابی در میان کارگران و توده های مبارز کمک کند. در این راستا، وبلاگ «جافک» با گرایش های بورژوایی و زیانبار رایج در جنبش کارگری و چپ، مشخصا رفرمیسم و اکونومیسم و پدرسالاری و مردسالاری، و با تفکرات خرافی و توهمات مذهبی مبارزه می کند.

آدرس وبلاگ ما: k-jafk.blogfa.com

پست الکترونیک:  kargaranfa@gmail.com

اعتراضات خیابانی که از نزدیک به یک سال پیش شروع شد امروزه بطور محسوسی فروکش کرده است و یا به تعبیری شکل عوض کرده است و در مناسبتهای مختلف انجام میپذیرد. بطور کلی و درحال حاضر وضعیت این جنبش عمومی را چگونه ارزیابی میکنید؟

پاسخ:

اولین نکته ای که در مورد این جنبش عمومی می توان گفت، خودجوش بودن آن است. افت و خیزهایی که در آن مشاهده می شود نیز به میزان زیادی برخاسته از همین خصلت است. یعنی این جنبش فاقد سازمان یافتگی، دورنما و نقشه و استراتژی معین است. جنبش عمومی مردم، هنوز قطب بندی نشده و نیروهای طبقاتی ـ سیاسی گوناگون هنوز پیشاپیش توده هایی که آگاهانه تحت نقشه ها و اهداف متفاوت گرد آمده باشند در برابر هم صف آرایی نکرده اند.

خودجوش بودن جنبش مردم اما به معنای فقدان نفوذ نیروهای طبقاتی معین و یا جهت گیری و چارچوب سیاسی کلی این جنبش نیست. جنبش مردم اگرچه بازتاب تضادهای حاد طبقاتی و اجتماعی در بطن جامعه ایران است و نشانه خشم و نارضایتی عمیق بخش های مختلف توده ها از نظام و دولت ارتجاع مذهبی است، اما جرقه اش را تقلب در یک مضحکه انتخاباتی و کودتای یک جناح رژیم علیه جناحی دیگر زده است. این واقعیت نشانگر نفوذ توهم و ناآگاهی در صفوف مردم هم هست. بنابراین جناح مغلوب و مغضوب رژیم اسلامی به درجه زیادی سیاست و ایدئولوژی و راهکارهای مسموم خود را درون جنبش عمومی رواج داده است. توهم مسالمت جویی و عدم خشونت، توهم به اینکه «همه رهبر هستند و نیازی به یک رهبری و سازماندهی انقلابی نیست» برجسته ترین نقاط ضعف جنبش عمومی در شرایط کنونی است.

با وجود این، نزدیک به یک سال خیزش سیاسی با همه افت و خیزهایش، تجارب و نتایج مثبتی را به همراه داشته که مهمترین آن ها، فرو ریختن دیوارهای ترس از دستگاه سرکوبگر در سطح وسیع، مرتبط شدن هر نارضایتی در ذهن توده ها با موجودیت قدرت ارتجاعی حاکم، پی بردن مردم به قدرت و حضور جمعی خود و مشاهده ضعف ها و شکاف های حاکمیت، و بالاخره روشن شدن جرقه این سوالات اساسی در ذهن بسیاری از مبارزان (به ویژه دختران و پسران جوان) است که: «اینطور نمی شود جلو رفت و رژیم را با دست خالی نمی توان شکست داد. نقشه ما چیست؟ ابزار ما چیست و چگونه فراهم می شود؟ آیا با رهبران "سبز" می توان به جایی رسید؟» آنچه به نظر ما می باید در راس سوالات قرار گیرد اینست که «برای کدام دورنما، برای چه نوع جامعه و مناسباتی، باید بجنگیم؟ با کدام رهبری، با کدام تشکیلات و نقشه و استراتژی ای باید بجنگیم تا پیروز شویم؟»

 

آیا خشونت اعمال شده از سوی حاکمان در برابر اعتراضات مسالمت آمیز مردم که منجر به کشته شدن دهها نفر و صدها زخمی و بازداشتی دیگر شده است میبایستی همچنان و همواره  با پاسخی مداراطلبانه روبرو گردد؟

پاسخ:

این سوال به نوعی در چارچوب جنبش خودجوش کنونی مطرح شده است. سوال اصلی این نیست که پاسخ مردم به این رژیم جنایتکار باید قهرآمیز باشد یا مسالمت آمیز. در همین خیزش بارها پاسخ رادیکال و برحق مردم به جنایتگران بسیجی و لباس شخصی و نیروی انتظامی را اینجا و آنجا شاهد بوده ایم. در عاشورا این اقدامات رادیکال را در شکل های جمعی و توده ای مشاهده کردیم. ولی نکته اینجاست که برای پیروز شدن بر یک دولت طبقاتی نیاز به استراتژی و نقشه و سازماندهی انقلابی قهر است. اعمال قهر خودجوش از طرف مردم اگر چه عادلانه است اما خصلت عکس العملی و یا انتقامجویانه دارد، و به هیچ وجه نمی تواند جایگزین انقلاب قهرآمیز آگاهانه شود؛ یا نمی تواند خود به خود به چنین انقلابی راه بگشاید.

 

بنظر شما پاشنه آشیل جمهوری اسلامی کدام است؟ آیا با تمرکز مبارزات مردمی بر نقطه ضعفهای رژیم میتوان نتایج موثرتری حاصل کرد؟

پاسخ:

پاشنه آشیل جمهوری اسلامی را در دو سطح می توان بررسی کرد. یکم نقاط ضعف تاکتیکی و روز رژیم در مواجهه با خیزش مردم. دوم نقاط ضعف پایه ای و ماندگار این نظام ارتجاعی. در مورد اول می توان گفت که حضور توده ها در خیابان یک معضل بزرگ پیش پای رژیم بود و کماکان هست. بیخود نیست که از همان روز بعد از انتخابات اینها همه تلاش خود را به کار بردند تا توده ها را به خانه برگردانند. این تلاطم و بی ثباتی خیابانی برای رژیم قابل تحمل نیست و در پی آن احتمال بروز روندهای غیر قابل کنترل را مشاهده می کند. البته این نکته را باید در چارچوب پاسخ ما به سوال اول یعنی وجود یک جنبش خودبخودی با همه نقاط ضعف اساسی اش مورد توجه قرار داد. مورد دوم اما به تضادهای پایه ای طبقاتی و اجتماعی جامعه مربوط می شود. این ها برخاسته از ستم های طبقاتی و جنسیتی و ملی و مذهبی هستند که مرتبا مصالح نارضایتی و خشم را در میان بخش های مختلف جامعه انباشته و فشرده می کنند و به آن خصلت انفجاری می بخشند. در شرایط کنونی، پتانسیل بروز یک جنبش توده ای کارگری و زحمتکشی علیه هجوم لجام گسیخته سرمایه داری که تحت شعار «همت مضاعف، کار مضاعف» آغاز شده، شکل می گیرد. به علاوه نیروی بالقوه زنان علیه ستم جنسیتی (که تحت رژیم استبداد مذهبی شکلی شنیع و شدید به خود گرفته) به وضوح در حال رها شدن است. شرکت گسترده و فعال و رادیکال زنان در صف مقدم جنبش ضد رژیمی، به یکی دیگر از نقاط ضعف اساسی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. تداوم جنبش آزادیخواهانه دانشجویان و روشنفکران که همیشه محمل مساعدی برای بروز و گسترش ایده های کمونیستی، علمی، ضد خرافی، پیشرو و ساختارشکن بوده است نیز کماکان یک دردسر اساسی برای جمهوری اسلامی محسوب می شود.

 

کاستی های جنبش خیابانی کدامند؟

پاسخ:

به این سوال در بخش اول، در چارچوب نقاط ضعف یک جنبش خودبخودی، و توهمات و جهت گیری های نادرستی که نارهبران مرتجع به این جنبش تحمیل می کنند پاسخ داده ایم.

نقش ایرانیان خارج از کشور در حمایت از مردم را چگونه دیدید؟

پاسخ:

نمی توان به طور کلی و یکپارچه از ایرانیان خارج از کشور صحبت کرد. در خارج از کشور نیز گرایش ها و سیاست های طبقاتی متضاد در مقابل هم قرار گرفته اند. هر گرایشی بر مبنای اهداف و دورنمای خود و انتظاری که از جنبش مردم دارد به حمایت از آن برخاسته است. در خارج از کشور، صف بندی «سبز» خیلی متشکل تر، با برنامه تر و راحت تر از رهبرانش در ایران حرکت کرده است. اهداف و سیاست های مسموم و ضد کمونیستی اینان نیز خیلی روشن تر در محافل و مجامع خارج از کشور بیان شده است. در مجموع، به پاخیزی یک جنبش گسترده سیاسی ضد رژیمی ادامه دار در خارج از کشور (که نیروهای زیادی را به خصوص از میان جوانان بیدار کرده و به خیابان کشانده) یک پدیده جدید و مثبت است. این جنبش می تواند محمل بسیار مناسبی برای تبلیغ و ترویج ایده ها و سیاست های کمونیستی و انقلابی و پیشرو باشد و نیروهای تازه نفسی را جذب صفوف انقلاب اجتماعی کند.

تا کنون صدها شعار از سوی معترضین به جمهوری اسلامی طرح شده است. کدامیک از شعارها را گویای سطح مبارزات مردمی میدانید؟

پاسخ:

اگر بخواهیم به این سوال به شکلی دقیق پاسخ بدهیم شاید «مرگ بر دیکتاتور» بیش از سایر شعارها گویای سطح مبارزات مردمی باشد. یعنی نقاط مثبت و نقاط ضعف و محدودیت های یک خیزش خودبخودی را بهتر از هر شعار دیگری بازتاب بدهد. البته در این خیزش شعارهای مرتجعانه و منفی از الله اکبر گرفته تا یا حسین، میرحسین، مراجع واقعی منتظری، صانعی و امثالهم مطرح شده است. شعارهای خوبی مانند ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم یا تجاوز جنایت مرگ بر این ولایت هم به گوش رسیده است. اما در مجموع جای شعارهای رادیکال و روشنی که افق و دورنمای انقلابی را ترسیم کند، بر تضادها و نقاط ضعف پایه ای رژیم انگشت بگذارد، و زمینه ساز یک اتحاد و قطب بندی آگاهانه و انقلابی در میان توده ها شود کماکان خالی است.

صرفنظر از اینکه شما بعنوان مخاطب این نظرخواهی خود را در محدوده فعالین چپ تعریف میکنید یا نهجایگاه جنبش چپ را در جنبش عمومی مردم کشورمان چگونه ارزیابی میکنید؟

پاسخ:

فقط می توانیم بگوییم که این جنبش چپ، عبارت خیلی کشداری است و مفهوم معینی ندارد. در این چارچوب عملا هم انقلابیون کمونیست می گنجند و هم تشکل هایی که گرایشات پر رنگ یا کمرنگ رفرمیستی و اکونومیستی دارند، و هم جریان هایی که خود را خردگراهای سکولار می دانند و اهدافشان در چارچوب آرمان های آزادی و برابری بورژوایی قرن هجدهم می گنجد. به هر صورت، هیچ یک از این نیروهای نامتجانسی که زیر یک عنوان «چپ» گنجانده شده اند، نقش موثر (اعمال رهبری موثر) در صفوف خیزش عمومی بازی نمی کنند. رد پای این نیروها تا حدی درون جنبش های پیشاپیش موجود کارگری و زنان و دانشجویی قابل مشاهده است. اما اکثر «چپ» ها در قبال خیزش مردم، یا سیاست راست روانه و دنباله روانه در پیش گرفته اند و یا سیاست نفی حرکت مبارزاتی توده ها تحت عنوان «غیر کارگری» بودن این خیزش.

 

طیف رهبری کننده این جنبش را چگونه معرفی میکنید؟

پاسخ:

اگر درست متوجه شده باشیم منظور شما طیف رهبری کننده جنبش عمومی مردم است و نه طیف رهبری کننده جنبش چپ. در مورد جنبش خودجوش عمومی مردم باید تاکید کنیم که کماکان جناح سبز (نه فقط موسوی و کروبی بلکه کلیه نیروهایی که همان دورنماها و سیاست ها را از داخل و خارج از کشور در ذهن جامعه اشاعه می دهند) از نفوذ و تاثیر قابل توجهی برخوردار است و ابزار و امکانات تبلیغی و ترویجی قدرتمندی نسبت به نیروهای کمونیست و انقلابی و اپوزیسیون «غیر سبز» در اختیار دارد. این حرف به معنی نبود امکانات واقعی برای تغییر شرایط ذهنی توده ها و ریشه دواندن برای یک سیاست واقعا انقلابی و رهاییبخش در میان مردم نیست. تاکید ما بر آن است که بدون مبارزه با سموم بورژوایی و ضد مردمی که اپوزیسیون مرتجع و سازشکار در صفوف مردم ناراضی اشاعه می دهد، نمی توان انتظار تشکیل و تقویت یک قطب قدرتمند انقلابی واقعی را در جامعه داشت.

جمهوری اسلامی در پی اعدام بسیاری از دستگیرشدگان اعتراضات اخیر است و در امتداد آن تصفیه حساب با بسیاری که قبل از آغاز این اعتراضات در بازداشت بسر میبرند. چگونه میتوان  کشتار زندانیان سیاسی را متوقف کرد؟

پاسخ:

جلوگیری از اعدام ها تا حد زیادی وابسته به سطح و گستره مبارزات توده ای در جامعه است. این مبارزات اگرچه از یک طرف وحشت رژیم را برمی انگیزد و او را به جنایت و ارعاب بیشتر وادار می کند، اما از طرف دیگر شکاف و تزلزل درونی رژیم را بیشتر می کند و احتمال عقب نشینی های اینجا و آنجا از موضع ضعف را هم از طرف این رژیم جنایتکار پدید می آورد. در عین حال، دامن زدن به یک جنبش اعتراضی و افشاگرانه مداوم در خارج از کشور و کمک به سازماندهی افکار عمومی مترقی و آزادیخواه در کشورهای دیگر می تواند به عنوان یک اهرم فشار موثر بر این رژیم بحران زده عمل کند. در تحلیل نهایی متوقف کردن کشتار زندانیان سیاسی در گرو سرنگونی این رژیم است.

آیا ناگفته ای دارید؟

پاسخ:

از شما به خاطر این نظرخواهی تشکر می کنیم.

با سپاس از شما

گزارشگران

www.gozareshgar.com

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com