08.04.10 22:03 Alter: 8 yrs

مهمان هفته گزارشگران: حمیدرضا قوچانی دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی

Kategorie: Nachricht

 

 

مهمان این هفته سایت گزارشگران حمید رضا قوچانی، فعال دانشجویی و وب لاگ نویس مقیم ایران است. زمان را مناسب دیدیم تا نکاتی دیگر، تجربه ای دیگر و نگاهی دیگر، بخش هایی از آنچه در ایران میگذرد را با حمید رضا در میان بگذاریم و به پای صحبت با او بنشینیم.

 

گزارشگران: حمید رضا گرامی ضمن تشکر از پذیرش دعوت ما، طبق روال همیشگی سایت در مورد مهمانان هفته، از شما خواهش می کنیم آنگونه که خود مناسب می بینید، خود را برای خوانندگان ما معرفی کنید.

قوچانی: ممنون از دعوت شما. حمیدرضا قوچانی هستم. دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی. چند سالی ست با وبلاگ "تراژدی مردمسالاری دینی در ایران" به موضوعات روز سیاسی ایران می پردازم و با دوستانم در چند نشریه دانشجویی همکاری می کنم.

گزارشگران: در مورد تحول و تغییرات، بحث و تعریف های زیادی موجود است. در وهله اول خوشحال می شویم، نظر و تعریف شما را از مفهوم تحول و تغییر بدانیم.

قوچانی: در ابتدا اجازه می خواهم به منظور هدفمندی بیشتر و اختصار گفت و گو مفهوم تحول را از بعد انتزاعیش فروکاسته و به وجه کاربردی آن در دانش سیاسی محدود کنم. طبق تعریف، تحولات سیاسی اصولاً ناشی از عواملی ست که می توان آن ها را در چهار دسته عمده انقلاب، اصلاحات، انتخابات و کودتا خلاصه نمود. تحولات با تحقق اراده نیروهای تحول خواه رخ داده و بنا به خواستگاه، شدت و شیوه اعمال تغییرات دسته بندی می شوند.تحول سیاسی به معنای مدرن آن قدمتی به سابقه مفهوم مدرن دولت (دولت بر پایه آرمانها، ارزشها و مصالح عمومی) دارد.از آنجا که در دانش سیاسی جدید بنیانهای دولت (آرمانها، ارزشها و مصالح عمومی) اولی بر بقای آن تعریف شده اند، لذا دولت باید تغییر پذیر باشد. چرا که بنیانهای دولت مفاهیمی پویا و تغییر پذیر هستند. با این تعریف "اجماع ملت بر تغییر دولت" نقطه آغاز تغییر محسوب می شود.

گزارشگران: بازتاب این تعریف در میان دیگر فعالین و یا مردم چیست؟ فکر میکنید این مفهوم تا چه اندازه، در جامعه ایران به بحث گذاشته شده است؟

قوچانی: برخورد مردم با این تعبیر از تغییر بیشتر از جنبه نفی و اثبات است. پاره ای از سنت گرایان برای غلبه بر احساس ناامنی ناشی از تحولات، یکسره در مقام نفی تغییر برآمده و با غلطیدن به دامان قدرت، با توسل به ابزار قدرت به مقابله با نیروها و نهادهای تحول خواه بر می آیند. پاره تحول خواه جامعه نیز که تحقق مطالبات خود را در تغییر مداوم می داند، با بهره گیری از شرایط پس از انتخابات سعی بر مشارکت سیاسی پایدار و بسط آرمان های خود دارد.

اما بخش دیگر پرسش شما. تغییر دغدغه مدام روشنفکران ما از مشروطه تا امروز بوده. اما بحث پیرامون این موضوع اصولاً سیری پاندول وار داشته.  در مجموع  پیروزی اصلاح طلبان در دوم خرداد، نقطه عطفی در بحث پیرامون تغییر شد و آن را به موضوع محوری نخبگان و روشنفکران بدل کرد. این مباحث بیشتر در پی ارائه راهکارهایی اصلاحی، تدوین تئوری های مشارکت، ذم انقلاب و معرفی اصلاحات به عنوان تئوری غالب بود.

گزارشگران: در جامعه ایران، حرکتهای اجتماعی، چه اعتراضی باشد و چه تحول خواهانه، معمولا افت و خیزهای شدیدی دارد، علت این شدت را در چه می بینید؟

قوچانی: به عقیده من دو عامل مهمتر از سایرین به نظر می رسند. عامل اول فقدان تجربه مشارکت سیاسی ست. فقدان این تجربه عملاً مردم را از مشارکت پویا در حرکتهای اجتماعی باز می دارد  و این حرکات را بدون هیچ دستاوردی وا می نهد. چنانکه آغاز حرکتهای اجتماعی همان نقطه شروح حرکتهای ماقبل است! عامل دیگر در افت و خیزهای حرکات اجتماعی چند پارگی فرهنگی ست. جامعه ما دچار چند پارگی فرهنگی ست و عدم اجماع بر مطالبات حداقلی میان خرده فرهنگها تشدید این چند پارگی، زوال انسجام ملی، تمرکز قدرت، و در نتیجه فرود حرکتهای اجتماعی را در پی دارد.

گزارشگران: در سالهای اخیر ما شاهد حرکتهای مختلفی در ایران بوده ایم. برخی از آنان حتا طیف وسیعی را به خیابانها کشانده است ولی اگر جمعیت 70 میلیونی ایران را مد نظر داشته باشیم، اکثریت مردم را درگیر نکرده است. به نظر شما علت این عدم فعال شدن در چیست؟ اکثریت این مردم چگونه می اندیشند؟

قوچانی: متأسفانه در ایران نظامی حقوقی که در آن مشارکت معنا پیدا کند شکل نگرفته است. لذا مشارکت حداکثری مردم در فقدان نظام حقوقی تأمین کننده سلامت شهروندان خواسته ای غیر واقع گرایانه است. فراموش نکنیم عمادالدین باقی را که می گفت: " جامعه ما امروز با نسلی از دست رفته رو به روست و دیگر تحمل ریزش، تنش و کشمکش را ندارد". تحقق نظامی حقوقی با چنین ویژگی هایی پاسخی قابل اعتماد برای قسمت دوم پرسش شما نیز به همراه خواهد داشت. چرا که با تحقق چنین نظام حقوقی مردم خواهند گفت آن چه می اندیشند.

گزارشگران: در سالهای اخیر ما شاهد حضور انجمن ها، ان جی او ها و ارگانهایی بوده ایم که توسط فعالین عرصه های مختلف تشکیل شده است. بخشی وسیعی از این تشکلها، سعی دارند زندگی اجتماعی شهروندان جامعه را با وجود حداقل ها بهبود بخشند. نگاه مردم به این گونه ها تشکلها چگونه است؟ کدام اقشار خود را نزدیکتر و یا دورتر به فعالیتهای این گونه تشکیلات ها می بینند؟

قوچانی: به طور کلی به دلیل فقدان اراده مبتنی بر نهاد سازی در ساخت حاکمیت، پروسه تکوین جامعه مدنی در ایران پروسه ای ناقص و تئوری های مبتنی بر آن ناکاراست. اگر چه همین جامعه مدنی نیم بند نیز دارای کارکردها و منشاء خدماتی ست. ولی آن چه مسلم است این است که این تشکلها نتوانسته اند به صورت فراگیر جامعه را درگیر کنند. با این همه کسانی که سودای تحول دارند و تأمین مطالبات خود را در گرو مشارکت فعال و پایدار می دانند، از تشکلهای مدنی به عنوان ابزاری کارا  به منظور ایجاد تغییرات اجتماعی سود می برند. این تشکلها می توانند نقش مهمی در سازمان یافتگی اجتماعی نیروهای تحول خواه و بسط مشارکت سیاسی ایفا کنند. در سوی دیگر طیف هایی از سنت گرایان نیز با احیای جماعت های پیشا مدرن، از آن ها در جهت بسیج توده ای و مقابله با تشکلهای مدرن بهره می برد.

گزارشگران: خود شما یکی از وب لاگ نویسان بوده اید و از امکانات جدید رسانه ای استفاده کرده اید. حضور این گونه رسانه ها نه در بین فعالین عرصه های مختلف، بلکه در میان مردم چگونه است و تا چه میزان مورد بهره برداری اطلاعاتی قرار می گیرد؟

قوچانی: اگرچه بهره برداری اطلاعاتی از فضای مجازی روبه رشد داشته است ولی برد رسانه ای آن با رسانه های سنتی تر از حمله تلویزیون و مطبوعات قابل قیاس نیست که البته این ابداً به معنای ناکارایی امکانات رسانه ای جدید نیست. البته پاسخ متقن این سؤال در گرو تحقیقات آکادمیک است و پاسخ من مصرفاً مبتنی بر شواهدی محدود و غیر قابل اعتماد است.

گزارشگران: به غیر از سئوالاتی که مطرح شد، آیا خود شما سخن دیگری با خوانندگان ما دارید؟

قوچانی: امیدوارم این گفت و گو مفید فایده واقع شده باشد.

گزارشگران: متشکریم از اینکه دعوت ما را برای مصاحبه پذیرفتید و برایتان موفقیت آرزومندیم

قوچانی: ممنون از فرصتی که در اختیارم قرار گذاشتید.

08.04.2010

www.gozareshgar.com

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com