03.12.09 23:46 Alter: 8 yrs

مهمان هفته گزارشگران تقی روزبه - درباره اوضاع سیاسی روز

Kategorie: Nachricht

 

 

با سپاس از شما که باوجود مضیقه زمانی مهمان گزارشگران بودید

گزارشگران

 

تقی روزبه:

بادرود به شما وخوانندگان عزیز

 

گزارشگران:

اگر تمایل داری از خودت بگو و سالهای متمادی در تبعید

 

تقی روزبه:

من ازنسل باصطلاح دوره انقلاب بهمن هستم و ارفعالان سیاسی زمان شاه . با وزش طوفان انقلاب 57 همراه با سایرزندانیان سیاسی آزادشدم. باوجود آنکه ازخانواده مذهبی باورمند به روحانیت بودم ولی شناخت خوبی ازماهیت روحانیت داشتم. دربحبوحه برآمد انقلابی 57 ومقارن با فرود خمینی درفرودگاه ودرآن تجمع بسیاربزرگ درخیابان وقتی دربرابرسوالی قریب باین مضمون قرارگرفتم که چه احساسی دارم، گفتم ازشما چه پنهان که با یک چشم می خندم، ومتأسفانه با چشم دیگرم می گریم. خوشحال ازسرنگونی استبداد مهیب شاه توسط یک طوفان مردمی بودم ولی درهمان حال ازمستی توده ای وتوهم به خمینی وکارگردانان جدید، و بروز یک استبداد بدتر بشدت نگران بودم. و اولین وظیفه ای که درآن "بهارشکننده وکوتاه آزادی " به گمانم رسید انتقال همین احساس بدیگران بود. فرصت را غنیمت شمردم وبا اینکه کمترمی نوشتم، اولین مطلب خود را درافشای این تازه به دوران رسیده ها  برای چاپ به روزنامه آیندگان سپردم که درآن موقع ازروزنامه های پرتیراژ، مستقل ومردمی محسوب میشد، ومدتی بعد هم بدنبال اولین سخنان خشم آلود خمینی علیه مطبوعات آزاد و آزادی بیان واندیشه، اولین قربانی قتل عام طولانی وممتد مطبوعات آزاد گردید. با این وجود خیلی زود فهمیدم  که حتی آن بهارکوتاه وشکننده ازهمان اول هم  قرارنبوده که شامل حال من وامثال من گردد. بهرحال انتشارگسترده آن نوشته آرزوئی برنیاوردنی بود. خود را درافتخار جسارت برپائی انقلاب علیه سلطه گران وهم چنین در شرمندگی نسل هم زمان خودم درداشتن توهم به مرتجعین تازه وارد شریک میدانم و آرزومی کنم که کارنیمه تمام مبارزه علیه استبداد را  همراه با خروش نسل جدید به پایان برم.

هم چنین افتخارمی کنم که درآن زمان باجریانی شروع به همکاری کردم و در واقع همراه با دیگررفقای ازبند رسته ویا بیرون درزندان درتأسیس اش شریک شدم، که هرعیبی داشت اما درشناخت ازماهیت رژیم جدید وکارگردانان واقعی آن علیرغم آنکه خود را درپشت صورتک نهضت آزادی وامثال آن پنهان نگه داشته بود، شناخت خوبی داشت و و ازجمله اهدف خود را به پایان بردن کارناتمام مانده جنبش آزادی و عدالت اجتماعی عنوان می کرد. گروهی که ازهمان لحظه نخست، حاکمیت جدید را با فاشیسم  توصیف می کرد وبا شعارکابوس نیست واقعیت است، به مقابله با مستی توده ای وهشداردادن و هشیارکردن پرداخت که بسیاری ازمدعیان را با خود برده بود: مردم! این آن فرشته نجاتی نیست که بدنبالش بودید وهستید. دیو دیگری است درهیأتی دیگر!. درهرحال درپی به پایان رسیدن رسمی بهارآزادی وشروع سرکوب خونین، همراه بسیاری دیگر  وبنا به تصمیم سازمان به تبعید روی آوردم. درخارج کشورنیز مبارزه برای یک دموکراسی واقعی و حاکمیت همه توسط همه را هم چنان درسرلوحه کار وهدفم قراردادم ودراین مدت طولانی بلا وقفه به مبارزه در اشکال گوناگون علیه نظام استبداد حاکم برایران وعلیه نظام سرمایه جهانی ادامه داده ام. می توان گفت که عمده انرژی وزندگی من،هم چون سایردوستان هم سنگرخود، صرف مبارزه برای این اهداف شده است. گوئی که ما مبارزین ورزمندگان بازمانده از نسل اولی ها هرگز قادربه رهائی ازآن شوک وارده شده درانقلاب بهمن وکارنیمه تمام مانده نیستیم. قادرنیستیم تا به پایان رساندن آن کارنیمه تمام، به زندگی عادی برگردیم . وتا نفس درسینه داریم  محکوم به آنیم که برای جبران آن خطای تاریخی نسل هم زمان خود و درکنارنیروی سرنوشت سازنسل جدید، به مبارزه ونبرد ادامه دهیم. آری محکوم به آنیم!

 

 

گزارشگران:

بسیاری معتقدند که تبعیدیان درک صحیحی از شرایط داخل کشور ندارند و ( خوش ) نشسته اند و نقشی هم در مبارزات جاری در داخل کشور بازی نمیکنند. پاسخ یا نظر شما چیست و اساسا ارتباط داخل و خارج کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟

 

تقی روزبه:

من ازآنهائی هستم که به وجود دیوارچین بین داخل و خارج قائل نیستم. درجهانی که دهکده اش می خوانیم ومرزهای دولت - ملت بیش ازپیش درحال فروریختن است وباتوجه به نگاه انترناسیونالیستی که من ازحامیان آن بوده ام، مکان وجغرافیا برای بشرامروزحرف اول رانمی زند. البته این سخن به معنی برابربودن وزن داخل وتبعیدیان خارج نیست. بدیهی است که نیروی داخل درتحولات داخلی حرف اول را میزند ولی فعالیت تبعیدیان آن سوی مرزها دراین دهکده جهانی هم بخشی و ازقضا بخش مهمی ازمبارزه هرشهروندی است که نگاهی جهانی دارد. امروزه که حتی شاید اخبار و گزارشات و تصاویر و... مبارزات داخل گاهی زودترازاطلاع شهروندان داخل درمقیاس جهانی منتشرمیشود بیگانگی نسبت به داخل نیز بسیارکمترازگذشته است. ازقضا یکی ازاشتباه محاسبه های استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی آن است که این فاکتورجهانی ونقش آفرینی جهانی را که کل معادلات سنتی درمرزهای دولت ملیت ها را بهم ریخته است نادیده گرفته است. فی الواقع اگر مشکلی دراین رابطه وجود داشته باشد نه جغرافیا بلکه احیانا مرزهای مصنوعی وخود ساخته فرقه ای است که مانع ازپیوند عمیق تربین مبارزات داخل وخارج می شود. با این وجود نه داخل می تواند درجهان امروز نیرو وامکانات ایرانیان مبارز درخارج کشور را نادیده بگیرد ونه این نیروها بی نیازازشنیدن انتقاد و انتظارات و تعامل با داخل هستند. هیچ کدام نمی توانند یکدیگر را نادیده بگیرند، چرا که علیرغم گوناگونی وتفاوت بخشهای یک کل واحدی به نام مبارزه آزادی بخش علیه استبداد درجهان فشرده شده امروز را تشکیل می دهند.

 

گزارشگران:

روند شکل گیری وپیشرفت جنبش سبز را چگونه ارزیابی میکنید و به تعبیری دیگر امروز در کجا ایستاده است؟

 

تقی روزبه:

درشرایط  استبداد بی امان، عموما در انفجارات آغازین تضادهای بالائی ها و پائینی ها به هم آمیخته است و مردم معمولا ازطریق شکاف  بالائی پیشروی های خود را شروع می کنند. این مساله دردوم خرداد 78 هم به شکل دیگری رخ داد و درانتخابات اخیربا بهره گرفتن ازآن تجربه وآگاهی های امروز به شکل برجسته وعریان تری خود رانشان داد. واقعیت دوم آن است که هیچ جریانی به تنهائی معادل جنبش نیست و جنبش به لحاظ پایگاه اجتماعی و مطالبات ورویکردهای درونی آن وبه مثابه یک کل بزرگترازاین یا آن جریانی است که مدعی نمایندگی اش هستند. و بنابراین به عنوان مثال فراتراز اصلاح طلبان ومیرحسین موسوی و.. است. پس نه جنبش معادل سبزهست و نه حتی سبزمعادل اصلاح طلبان. واقعیت سوم  آن است که جنبش یک ناسازه وپدیده های فرارونده است که نقظه عزیمتش تعریف کننده  مشخصه آن نیست .امروزه پس ازقدس و 13 آبان فراروی جنبش ازاصلاح طلبان درحوزه های مهمی محسوس است. شعارمرگ بر ولایت فقیه و خامنه ای بخوبی نشانه روی کانون قدرت توسط  جنبش را به نمایش می گذارد. گرچه هنوزهم بفرض به لحاظ پوشش ازنمادهای رسمی ومخالف جناح حاکم استفاده شود. اما ازنظرمحتوا روشن شده که  چنین نیست. با روشن ترشدن هرچه بیشتر سیمای جنبش معلوم میشود که جنبش آشکارا رنگین کمان است و نه یک رنگ. به گمان من یکی از رویکردهای اصلی موجود درصفوف جنبش  یکی همان قانون اساسی بی تنازل باهدف مرمت نظام حاکم است که میرحسین وکروبی و .. نمایندگان آن هستد. ودیگری رویکرد نئو لیبرالی آن است که  با قراردادن "آزادی" دربرابر "برابری" خواهان نظام کمابیش متعارف سرمایه داری است و هدف اصلی اش  همانا سلطه بلا چون چرای اقتصاد خصوصی  وبازارآزاد و بی مهاراست که آن را در زروق آزادی و دموکراسی بسته بندی کرده است، و البته درائتلاف و همراهی با جریان اول قراردارد و رویکرد سوم هم آزادی وبرابری واقعی است  که این دو را ازهم  جدا نمی داند ولاجرم برای مطالبات همه جانبه ترمعطوف به دموکراسی و عدالت اجتماعی مبارزه می کند. اکنون رویکرد اول با نگرانی ازفراروی جنبش تلاش زیادی دارد که جنبش را ازجهات گوناگونی هم سازماندهی و هم تثبیت رهبری و هم تثبیت شعارها و اهدف راهبردی کنترل کند و رنگ دوم هم درهمراهی با رنگ اول و با تکیه بی دریغ بر پشتیبانی بورژوازی جهانی  و زرادخانه تبلیغاتی آنان می کند. والبته صدای سوم صدای بی صدایان است که منبع اصلی نیرومندی آنها تنها درسایه اتحاد ومبارزه وهمبستگی قراردارد.

 

 

گزارشگران:

مدتی است که تاکتیک مبارزات در داخل کشور تغییر کرده است. مبارزه  روزانه در خیابانها به تظاهرات در مناسبت ها تبدیل شده است. ایا این  تغییرات در امتداد ضرورتهای دریافتی مردم است یا اینکه تابعی از تمایلات رهبری آن از جمله موسوی و کروبی؟

 

تقی روزبه:

جناح حاکم ازیکسو تمامی نیروی خود را صرف سرکوب وجلوگیری ازگسترش جنبش وجلوگیری ازحرکت های بزرگ وسراسری قرارداده است. جنبش اعتراضی هم برای گشودن راه پیشروی خود و درتوازن قوای موجود، تاکتیک بهره گیری ازاین مراسم و مناسبت ها را برگزیده است. بی شک دراین رویکرد وتشدید آن نقش"رهبران" بی تأثیرنیست اما مساله اصلی همان نکته قبلی سرکوب است. و بهمین دلیل شاهدیم که ضمن استفاده ازاین تاکتیک شاهد فرایند عبورمردم ازاصلاح طلبان نیز هستیم. با این همه این تاکتیک به تنهائی پاسخگو نیست و جنبش باید بتواند ظروف متناسب و طبیعی اعتراضات مستقل خود را بیابد و به حاکمیت تحمیل کند و ازآن گریزی نیست. استفاده ازمناسبت های  موجود و تحت شرایطی شاید مفید بوده است اما تکیه صرف به آن نادرست و مضراست ومی تواند تبدیل به نقطه ضعف جنبش بشود. بحث چگونگی عبور از این تنگناها مهم است وممکن، ولی خارج ازمجال این نوشته است. هم اکنون آسیپ پذیری تاکتیک بهره گیری ازمناسبت ها با دشواری ها و بن بست هائی مواجه شده است و ازجمله سپردن ابتکارمقابله به رژیم ازقبل است و حال آنکه پدیده غافلگیری و توزیع حرکت درزمان ها و مکانهای نامشخص ازویژگی های یک جنگ فرسایشی است. هم چنین شتاب حرکت ونیازهای جنبش را نمی توان فقط درقالب مناسبت هائی که فاصله و زمان و ریتم آن ازپیش تعیین شده است گنجاند. واین مانع ازگسترش طبیعی جنبش می گردد. اکنون شاهدیم که رژیم تلاش می کند با آماده باش فوق العاده قبلی تجمعات کوچک خودی و حفاظت شده را به مدد  تبلیغات وسیع پوشش دهد و درهمان حال با سرکوب گسترده  و بالابردن هزینه شرکت درجنبش، مجال پیوستن تجمعات کوچک به یکدیگر برای ایجاد یک حرکت بزرگ وغیرقابل کنترل را ازجنبش سلب نماید. البته بهره گیری ازاین تاکتیک های خزنده که من درجائی دیگر به آن پرداخته ام تاکتیکی است که ریشه های طولانی تری درمبارزات مردم وجنبش های اعتراضی آنان  داشته و اکنون به مراحل جدیدی روئیده است. درهرحال چه به لحاظ انطباق محتوا و روند رادیکالیزه شدن آن که ازحد ظرفیت های مناسبت های موجود  فراترمی رود و چه به لحاظ کنترل شدن این مناسبت ها توسط رهبران اصلاح طلب و چه بخصوص تدارک ازپیش سرکوبگران حاکم، باعث می شود که این تاکتیک  نتواند دارای پتانسیل تبدیل شدن به یک تاکتیک اصلی و پیش رونده  باشد گرچه می تواند درخدمت آن قراربگیرد. بهمین دلیل حداکثر درکنار تاکتیک های مستقل کاربرد خواهد داشت و جنبش ناچارخواهد بود با تکیه برخلاقیت و نوآوری خود دیریا زود و البته هرچه زودتر بهتر، برای گشودن مسیراصلی تاکتیک های خود راه های تازه ای را پیداکند .

 

 

گزارشگران:

اپورتونیسم سیاسی به اعتقاد ما پدیده ایست چند وجهی و یکی از وجوه آن تغییر رنگ متناسب با شرایط موجود است. برخی از نیروهای متشکل سیاسی از جمله سازمان اکثریت و اتحاد فدائیان که معرکه گردان اتحاد جمهوری خواهان نیز هستند در جنب و جوش حمایتی از جنبش داخل تلاش کردند که این حرکات اعتراضی را در خارج از کشور از مضمون رادیکال خود تهی کنند و تا حدودی هم موفق بودند. آیا شما هم بر همین نظر هستید؟  اگر چنین است راه مقابله با کوشش های منحرف کننده آنها را چه میدانید؟

 

تقی روزبه:

به گمان  من مساله فراترازاین یا آن سازمان است: مساله آن است که در جنبش کنونی همانطورکه اشاره کردم سه گفتمان اصلی حضوردارند. گفتمان اول ودوم ضمن داشتن نقاط اختلاف در پیوند وهمکاری باهم و تحت عنوان جنبش سبز و فرادستی خود حرکت می کنند. بازتاب این صف آرائی ها درخارج کشورهم وجود دارد و ازقضا و متأسفانه درشرایط کنونی نقش این دو گفتمان درخارج کشور، بدلیل پراکندگی صدای سوم وامکانات آنها وعلیرغم آنکه نیروهای گفتمان سوم درطی سه دهه بیشترین مبارزه را علیه رژیم داشته اند، کم نیست. با این وجود قوت آنها بیشترناشی ازضعف و پراکندگی نیروهای متعلق به گفتمان سوم درخارج کشوراست تا واقعا نفوذ واقعی آنها درجنبش. این جریاناتی که نام بردید وسازمان ها ونیروهای مشابه آنها اکثراهمانطورکه اعلام داشته اند مواضع رسمی  خود را درحمایت گفتمان نخست و فرضا بیانیه 9 ماده ای قرارداده اند و این امرپنهانی نیست واخیرا هم از فراروی جنبش و داده شدن شعارهای ساختارشکن نیزنگران شده و به تکاپو برای کنترل و نصیحت کردن به جنبش پرداخته اند. تنها نگاهی به سایت ها وامکانات تبلیغاتی آنها نشان میدهد که تاچه حد این رسانه ها بازتاب دهنده اخبارو مطالب متعلق به گفتمان اول ودوم هستند و تاچه حد بازتاب گفتمان سوم درآنها نازل و اندک است. البته آنها نقش ونفود آنچنانی که بتوانند تأثیرگذار درجنبش باشند نیستند وبیشترمصرف کننده وبازتاب دهنده تولیدات همان گفتمان هستند. تنها راه مقابله موثر با نفوذ این گفتمان ها تقویت صفوف همبستگی و همکاری  مدافعان گفتمان سوم و رادیکال است.

 

 

گزارشگران:

صرفنظر از گذشته ناپاک امثال موسوی و کروبی و خاتمی و نقش آنان در کشتار برگزیدگان مردم کشورمان در زندانها  که بر ما روشن و واضح است. آیا بطور کلی این رهبری جنبش سبز را دارنده پتانسیل های تغییر در مناسبات حاکم بر کشورمان از جمله  تامین ازادی برای فعالیت سیاسی / برابری جنسی – ازادی نهادهای مدنی و ... میدانید؟

 

تقی روزبه:

بی شک همانطور که اشاره کردم این جریان درچارچوب مرمت نظام حاکم و خروج آن ازبحران های حاد درشرایطی که گندیدگی و بن بست نظام  به اوج خویش رسیده است وارد عمل شده است. بنابراین تا آنجا که به مواضع وظرفیت  و هدف آن ها برمی گردد، برآنند تا با کمترین تکان ممکنه اصلاحاتی را برای تداوم حیات نظام اعمال کنند. آنها جنبش را نهایتا برای چانه زنی دربالا برای تقسیم قدرت بین خود بکارخواهند گرفت. بی شک ممکن است درصورت قدرت گیری آنها رفرم هائی جزئی هم درعرصه گوناگون صورت گیرد ولی چه عملکرد گذشته آنها و چه پایگاه اصلی اجتماعی آنها نشاندهنده آن است که آنها بشدت مخالف تغییرات ساختارشکن و بنیادی هستند. با این وجود نباید لبه تیز حمله را به جای استبداد حاکم متوجه آنها ساخت. در برابراستبداد قلدر وسرکوب گرحاکم نباید تضاد این گفتمان را چنان انتاگونیستی کرد که مبارزه با جناح  اصلی وخطرناک کنونی ازتیررس خارج شود. چرا که درهم ریختن مفصل بندی نظام مسلط درگرو فلج کردن و سرنگونی کانون اصلی قدرت است. می توان بدون آنکه باین جریانات تفاهم داشت و ازافشای ماهیت آنها دست شست و بدون آنکه لحظه ای درشکل دادن به صف مستقل وگفتمان سوم درنگ رواشت، درعین حال جناح حاکم وسرکوب گررا ازتیررس آماج اصلی خارج نکرد و به موازات تقویت موازنه نیرو بسود انقلاب حرکت کرد. مساله کلیدی حضورمستقل  نیروی گفتمان سوم درمتن جنبش عمومی است دربرابرحاکمیت سرکوب و هم چنین دربرابرگفتمان های رقیب.

 

 

گزارشگران:

شما از فعالین پرسابقه چپ هستید و بهمین علت اگر امکان دارد درمورد نقش چپ رادیکال و کاستی های این طیف در حضوضر وزین و بخصوص در خارج کشور در این مبارزات توضیح دهید؟

 

تقی روزبه:

به گمان من چپ رادیکال علیرغم مبارزات وتلاش های بی وقفه اش درطی این سه دهه متأسفانه هنوز نتوانسته است متناسب با تجربه قرن بیستم و تجربیات چند دهه کشورخودمان به نقد کارساز ازپراتیک و ضعف های خود پرداخته  و درس های لازم را از پراتیک خود بگیرد. و به همین دلیل درمقابل جنبش جدید هم تاحدی غافلگیرو آشفته و پراکنده است. بویژه فرقه گرائی دراین میان نقش مخربی درتداوم پراکندگی بازی می کند. با این وجود بدلیل بحران سرمایه داری درپهنه جهانی  و وجود زمینه های عینی مناسب دربحران کنونی ایران چپ اگربتواند با فرقه گرائی خانه تکانی کند و منافع عمومی جنبش و کارگران وزحمتکشان را مبنای حرکت خود وخط راهنمای خود قراردهد و نه منافع فرقه و گروهی را، قادرخواهد شد که بربستر جنبش و پتانسیل های موجود درآن به  با بازسازی خود پرداخته و ازطریق پراتیک اجتماعی ونقد مستمرخود به نیروئی بالنده و اثرگذارتبدیل شود. به گمان من دو راهبرد اصلی دراین رابطه  یکی تمرکزروی گفتمان سوم و متمرکزکردن نیروهای گسترده و البته متنوع و پلورالیستی متعلق به آن است و دیگری الگو قراردادن دست آورد جنبش در سازمان یابی شبکه ای برای گردآوری و فعالیت ابتکارانه و خلاق این نیروی وسیع. وبهمین دلیل نیروهای پراکنده موجود چپ می توانند درزیرچترگفتمان سوم و دراین چهارچوب اصلی و درمتن مبارزه وپراتیک اجتماعی موجود، به اقدامات همسو و مشترک درکنار گفتگو و دیالوک حول مسائل واقعی ومبرم جنبش به پردازند. وباین ترتیب مسیر بازسازی خود وچپ را بتدریج هموارکنند. درهرحال تکیه براشتراکات درکناراحترام به اختلافات شرط اصلی عبورازاین وضعیت نه چندان رضایت بخش است.

 

 

گزارشگران:

طبقه کارگر بعنوان یک نیروی تعیین کننده و حامی جنبش خیابانی حضور کمرنگی در ماههای گذشته داشته است. علت را چگونه ارزیابی میکنید؟

 

تقی روزبه:

دراین رابطه لازم است به چندنکته زیرتوجه کنیم:این واقعیتی است که  جنبش های اجتماعی گذشته مثل کارگری وزنان و...درجنبش کنونی با رنگ وبوی خود حضور چندان پررنگی نداشته اند. آنها با وجود مبارزات دوره پیش از عروج جنبش جدید، در برابرآن تا حدی غافلگیرشده اند. بااین وجود عدم حضورفعال و با سیما وشعارهای مشخص خود به معنی آن نیست که اولا گویا آنها اصلا حضورنداشته اند و ثانیا به معنی آن نیست که گویا بخشهای دیگر جنبش مزد وحقوق بگیر مثل معلمان و پرستارها و کارمندان و بیکاران وشاغلین خانگی  .... و یا لایه های عموما زحمتکشی و برخاسته از زحمتکشان مثل دانشجویان و جوانان دختر و پسر و.. درآن حضور نداشته اند. من به افسانه تعلق این جنبش به طبقه متوسط که بیش ازهمه ساخته وپرداخته طبقات و گفتمان های دیگراست و با اتلاق عنوان فوق به بخشی ازلایه های جنبش مزد وحقوق بگیران به اصطلاح یقه سفید نیست. برعکس اکثریت بزرگی ازاعتراض کنندگان متعلق به لایه های گوناگون جنبش مزد وحقوق بگیران هستند. اینکه چقدر آگاهی ذهنی با واقعیت اجتماعی خوانائی دارد یا نه بحث دیگری است که به اینجا مربوط نمی شود.

واقعیت دیگر آن است که اساسا جامعه ما دچار چنان بحران وخیم وهمه جانبه است که بدون تلفیق نبردها و مبارزات موضعی با مبارزه و نبردهای سراسری امکان برون رفت ازوضعیت وجود ندارد. مثلا مشکل بحران هفته و مطالبات کارگران آنجا درچهارچوب نظام کنونی با بحران ساختاری واقتصای و یا سیاست های کلان اقتصادی آن وسیاست  واردتی بورژوازی ممتازه و.... راه حل ندارد وبا آن گره خورده است. به گمان من عدم برقراری پیوند درست بین مبارزات موضوعی با مبارزات سراسری یکی ازنقاط ضعف جنبش کنونی است. جنش عمومی و ضداستبدادی بدون طرح مطالبات سراسری کارگران وزحمتکشان ازهمه لایه ها و ومطالبات سایرجنش های اجتماعی نخواهد توانست گسترده توده ای وسیع پیدا کرده وهمبستگی خود را تقویت کند. به همین دلیل یابد ترفندهای رژیم نظیر بازی با یارانه ها و غیره را خنثی کرد و مبارزه ضداستبدادی را با مبارزات و مطالبات اقتصادی ترکیب کرد . بدون آن جنبش نخواهد توانست به هدف اصلی خویش برسد. ازسوی دیگر جنبش های اجتماعی هم با مشارکت فعال تر درجنبش عمومی وطرح مطالبات کلان خود به آن عمق و پایداری بیشتربدهند.

 

 

گزارشگران:

بخشی از نیروهای متشکل و منفرد در طیف چپ رادیکال به خود سازماندهی و خودرهبری طبقه کارگر باور دارند و اگر روند مبارزات کارگری در واحدهای تولیدی را هم بررسی کنیم میبینیم که کارگران این واحدها از درون خود و بی واسطه رهبران خود را هم  معرفی کرده اند. این روند را چگونه میبینید؟

 

تقی روزبه:

ازکم وکیف گرایش فوق متأسفانه اطلاع دقیقی ندارم ولی بی شک یکی ازدستاوردهای هنوز تثبیت نشده جنبش همان گرایش به حضورفعال توده ها بطورمستقیم درمبارزه وخود سازمان یابی آنهاست. بی شک پیدایش چنین رویکردی که تجلی دموکراسی عمیقی ومشارکتی است، درمیان کارگران و چپ  امرمثبتی بوده و درجهت اصل خود رهائی و خود حکومتی خواهد بود. آنچیزی که دهها سال است درسرود انترناسیونال تحت عنوان نه خدا، نه شاه، و نه میهن و رهائی بدست خود کارگران گنجانده شده ولی متأسفانه درعمل تحت عنوان اصول تراشی های مصنوعی و انواع و اقسام پیشتازی ها وشرایط اضطراری وامثال آنها نقض شده است. با این وجود بنظرم هنوزاین مفهوم و الزامات آن بخوبی درک نشده وبرداشت های خام و آشفته و تناقض آمیزی ازآن وجود دارد. ازهمین رو لازم است ابعاد وجنبه های گوناگون آن درپرتو پراتیک اجتماعی و الهام گرفتن ازجنبش ها مورد بررسی و نقد قرارگیرد. چپ رزمنده و اجتماعی وعمیقا دموکرات، باید خود سرمشق برجسته ای ازباور و تعهد به این اصل رهائی بخش، دررفتار و کردارخود باشد.

 

گزارشگران

ایا پیامی یا ناگفته ای دارید؟

 

تقی روزبه:

نه و با تشکرازشما وسایت گزارشگران.

 

 

 

 

 

 

www.gozareshgar.com

 

 


Gozareshgar
info@gozareshgar.com