07.05.18 01:00 Alter: 46 days

بهروز سورن از سوی گزارشگران: دهان گشاد آنها و دهان گشادهای ما تبعیدیان

Kategorie: Nachricht

 

بنا ندارم درباره دهان گشاد معروف رژیم بنویسم چرا که اظهرال من الشمس است. دهان گشادی که عکس او را می بینید تنها دهان گشاد مزدور رژیم نیست اما معروف ترین انهاست. مزدوری است که از باز کردن دهان خود برای ارتجاعی ترین بخش رژیم ارتزاق میکند. اینکار را بهتر از همه کارها بلد است. دهانش را باز میکند فراخ و اربابانش جمله و شعار را در آن میریزند تا به سوی استکبار جهانی پرتاب شود.همه جا حضور دارد و تنها و مهمترین مشغولیت و ممر درآمد اوست. در میان اپوزیسیون چه در داخل و بیشتر در خارج کشور هم دهان گشاد زیاد داریم. همه جا هستند و فعالین سیاسی شناخته شده را رصد می کنند بخصوص افرادی را که به منش و روش مقدس! آنها نقد می کنند و زیر بار نام های آنها که بخشا تاریخ مصرفشان بسر امده است نرفته و نمیروند.

این افراد هر بار که جنبش های اجتماعی اوج میگیرند و بی خاصیتی نظری آنها جلوه بیشتری پیدا میکند, سوزش و جلز و ولز بیشتری احساس میکنند و هم از اینرو سراسیمه شده و فعال میشوند. این دسته از دهان گشادهای منفرد اپوزیسیون, تفاوتشان با ان یکی دهان گشاد در تصویر اینست که معروف نیستند و برای معروف شدن به اطراف و قربانیان فعال رژیم عربده کشان هجوم میبرند و قمه زنی به حیثیت سیاسی و فردی او را آغاز می کنند و خود را بعنوان چماقدار مدعی العموم معرفی میکنند. گویا قرار است همانند گذشته سوژه را پیش از محاکمه ترور کنند انهم ترور شخصیتی یواشکی!. ابتداعا به حیثیت سیاسی لگد میزنند و سپس فردی. غالبا موفق هم نمی شوند.

اخیرا گویا به من و سایت گزارشگران هم گیر داده اند.اگر ارتباطی با سایت شناخته شده و با سابقه گزارشگران نداشتم این افراد مرا درخور این شایعه پراکنی و دروغپردازی نمیدانستند و این موضوع اهمیت سایت گزارشگران را نشان میدهد که کارگزاری این افراد را تا کنون نکرده و از این پس نیز نخواهد کرد. این اول بار نیست که چنین میکنند. تا کنون به آنها نپرداخته ام. یکبار خواستم مطلبی بنویسم با عنوان اونیکه به ما ....کلاغ ... اما پشیمان شدم و این مطلب را نیمه کاره سربه نیست کردم  و عهدکردم تا دیگر چنین عنوانی را بکار نبرم. باری به هر جهت رنج خود میبرند و محنت دیگران می سازند.

چندی پیش در محضر یکی از فرهیختگان مردمی و متعهد در تبعید بودم. در مورد دوران زندان گفتگو شد. از آنجا که هیچوقت ادعایی درمورد مقاومتم در زندان و احیانا همایون کتیرایی بودن, نداشته ام و برای اینکه خطی روی تمامی قهرمان سازی های بخشا دروغین برخی زندانیان سیاسی شیخ و شاه بکشم سریعا گفتم من در زندان قهرمان نبودم و به صحبت ادامه دادم.قرار هم نبود که قهرمان باشم. نظری و عقیده ای داشتم و تبلیغش میکردم و عهدی هم نداشتم که شاهرگ و سر به زیر پا بیاندازم. با این حال دست قضا و قدر باعث شد که دیر تر از یاران بازداشت شوم و چیز جدیدی هم نبود که از طریق من و حلقومم بیرون بکشند.حال اگر اگر از این کابوس ضد بشری بالاخره رهایی یافتم بدهکار داروغه های اپوزیسیون نیستم. ما جان را در طبق اخلاص گذاشتیم آنها نگرفتند حال اگر به دهان گشادهای تبعید بدهی داریم بیایند بگیرند اما گزارشگران به کار خودش همچنان ادامه خواهد داد و رژیم را رسوا خواهد کرد.

 فورا برای پاسخ و همدردی! گفت حالا یکی دو تا هم بعد از شکنجه آمده باشند؟

حالا بیا درستش کن!! به یکی دو نفر هم که اصلا به داخل زندان از طریق بازداشت من نیاورده ام, بدهکار شدم!. ( شرح خاطرات را اینجا بخوانید ) برای اینکه دیگه بدهکار نشم از همین امروز میگم که من قهرمان هستم و بجای صف اعدامی ها زندانبان مرا اشتباها در صف نه اعدامی ها قرار داد چون دست چپ و راستش را نمیدانست! اینگونه مو لای درزش نمیرود و من از همین امروز قهرمان میشوم. البته بعدها از پیر شهر مان که با علاقه این دروغها را به اطراف انتشار میدهد, میپرسم که او چگونه دوران بازداشتش را سپری کرد , چرا اعدام تپه ای نشد و چگونه  ازاد شد چون زندانبانان شاه دست چپ و راستشان را بلد بودند.

دوران سرد و یخبندان تبعید که نزدیک به چهاردهه طول کشیده است بسیاری را به یاس و نومیدی کشانیده است. بسیاری صندلی های محکم خویش در بخش رادیکال چپ را ترک کردند و در کنار مزدوران رسانه های وابسته روی نیمکت مشترک نشستند. دل دادند و قلوه گرفتند و بعنوان میز گرد سیاسی به خورد خلق الله دادند. بسیاری صندلی های خود را ترک کردند و شرافتمندانه کفشهای خود در عالم سیاست را اویزان کردند. بسیاری ما را ترک کردند و یاد های جاویدان خود را برجای گذاشتند. بسیاری هم همانند غریق ( دهان گشادهای تبعید ) به هر کس وهر کجا چنگ میزنند و در برابر فنای سیاسی و تشکیلاتی خود و برای زنده کردن رویاهای خویش که با انها زندگی کرده اند, اینگونه مقاومت! میکنند. این مقاومت اما مقاومتی شرافتمندانه نیست زیرا که با اندیشه تخریب و ترور شخصیتی دیگران آغاز میشود. از آنجا که انحراف از مبارزه با جمهوری اسلامی هدف اصلی انهاست و هم از اینرو دانسته و یا ندانسته آب به آسیاب رژیم میریزند, از آنها نامی نمیبرم و امیدوارم که این گوشزد ها در پایان یافتن این عملیات انحرافی و بشدت مضر این چند نفر دروغپرداز ناشی که ظاهرا دوباره با سناریو تخریب سایت گزارشگران جان گرفته اند, مفید واقع شود.

مثلا گفنه اند که من سال 1363 آزاد شده ام. درسته که سالها گذشته اما تفاوت سال 63 و 65 رو میفهمم. لطفا مسئولیت شناسی و در نبش قبر دقت کنید و اطلاع دقیق تری منتشر کنید.

وقتی بلحاظ روانشناختی این افراد را ازریابی کنیم میبینیم که اینها تعادل فکری خود را از دست میدهند و به قرینه ای از منش بسیجی های رژیم شباهت پیدا می کنند. از اطراف خود شروع میکنند. با کلماتشان به دیگران زخم میزنند. با جملاتشان با حیثیت افراد بازی میکنند. بخشا تریبونی دارند و در جستجوی آپدیت شدن هستند. یا که نقش انها را نوچه هایشان  با سایت های شخصی و مزخرفاتشان بازی میکنند. تضمینی اینکه دو یا سه نفر نیز بیشتر نیستند.

این افراد باید هر از گاهی خودشان را آپدیت کنند و انهم آویزان شدن به شجره نامه فعالان شناخته شده و معتمد اپوزیسیون است. در پالتاک ها مثل جن ظهور میکنند. وقت میگیرند. وراجی میکنند و فضا را آلوده می کنند و یا نوچه های همیشگی و ازلی و ابدی خودشان را ارسال میکنند.

اگر چه دیروزشان این افراد و ارمانهایشان احترام انگیز بود اما امروزشان و نفرت پراکنی هایشان و دروغپردازیهای آنها علیه فعالین سیاسی دیگر انزجاربرانگیز است . هنوز منطق ترور فکری و شخصیتی را از دست نداده اند. هنوز دهه ها تجربه و پیشرفت های نظری دمکراتیک برای آنها مفاهیمی غریبه است. حرف مرد یکی است! یکبار کلاشینکف, همیشه و تا ابد کلاشینکف! از زاویه دید آنها آنچه مهم تر است کلاشینکف است و نه هدف اینبار کلاشینکف علیه فعالین سیاسی شناخته شده و نارنجکی هم به رسانه خوشنام گزارشگران!

گزارشگران یکی از قدیمی ترین رسانه های دمکرات و چپ است. چنانچه سالهای دراز تبعید بسیاری را نومید کرد و نوسانات سیاسی بسیار برای آنها از جمله برای پیر شهر ما ایجاد کرد اما گزارشگران هیچگاه و هیچ زمانی از پشتیبانی بخش رادیکال اپوزیسیون دریغ نکرد.

از عدم فعالیت آن همانند بسیاری از رسانه های دیگر تنها جمهوری اسلامی ذینفع است و این بی صفتان

خود را منتخب مردم میدانند و منتظرند که شانه های آنان را دوباره اما اینبار بی دلیل در نوردند و آنجا با بتون جای خود را محکم کنند. با اینکه تفاوت زندانهای شاهی و اسلامی را بخوبی میدانند ولی خود را به کوچه علی چپ میزنند و مجوز قضاوت برای خود و محکومیت دیگران صادر می کنند. شکر خدای عزوجل که هنوز نه دستی در حکومت دارند و نه چشم اندازی هم برای دست داشتن در آن! 

این افراد تلاش مقدس خود را شروع کردند تا نبش قبر کنند و با زدن سر رسانه گزارشگران این صدا را نیز همانند برخی رسانه های وزین در گذشته تعطیل کنند! چون هنوز در رویاهای پنجاه ساله خود غوطه میخورند اما کم دقتی و ناشیگری آنها باعث شده که قبر اشتباهی را باز کنند و سوتی بدهند.  این افراد با کردارشان هم اینکه وقتی از فعالین سیاسی بگیرند و بنیه اپوزیسیون را تضعیف کنند به هدف خود رسیده اند. آب به آسیاب رژیمی میریزند که نشئه اختلافات خود ساخته از این نوع کردارها در میان اپوزیسیون رادیکال و سرنگونی طلب است. هر وقت جنبش سراسری مردم اوج میگیرد و سر این طیف منزوی بی کلاه میماند جری تر میشوند و بند فعالین سیاسی برای تخریب آنها  میکنند. ما این رفتار را خودزنی آنها میدانیم. خودزنی نارسیس وار کسانی که کاش خوشگل بودند و کله های تاس آنها پرمو!

سلمانی ها وقتی بیکار میشوند سر هم را میتراشند و اگر آگاهتر باشند به فعالیت مفید دیگری مانند مطالعه روی می آورند. ما در سایت گزارشگران قصدی و وقتی برای تراشیدن سر فعالین سیاسی متعهد نداریم! و برای حفظ توان جهت تلاش رسانه ای رخستی هم برای افشا, دهان گشادهای در میان تبعیدیان نداریم.همه میدانند که روزنامه نگاران و فعالین رسانه ای بزرگترین منابع اطلاعاتی از جمله سوابق افراد و نهادها هستند.

اما اهداف ما در سایت گزارشگران افشاگری مناسبات حاکم اسلامی در ایران بوده است و قاعدتا مزدوران آنها در صفوف تبعیدیان و چنانچه ضروری و مفید به حال اپوزیسیون سرنگونی طلب بدانیم از آن پرهیز نمیکنیم.

بهروز سورن

سایت گزارشگران

06.05.2018

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com