04.12.17 22:19 Alter: 10 days

اخباروگزارشات کارگری13آذر1396

Kategorie: Meldung Rechts

 

 

- کانون نویسندگان ایران:سیزده آذر روز مبارزه با سانسور

- جوانان متقاضی کارشهر کنکان در سومین روزاعتراضاتشان نسبت به بیکاری مقابل فرمانداری تجمع کردند

- تجمع اعتراضی کارگران نی ‌بر مجتمع کشت‌ و صنعت هفت‌تپه برای معوقات بیمه‌ای نسبت به عدم پرداخت حق بیمه

- اعتراض کارکنان پالایشگاه شیراز نسبت به نصب دوربین مداربسته در دستشویی

- کانون نویسندگان ایران:لغو برگزاری مراسم بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان محکوم است

- محمود صالحی:ما چیزی برای از دست دادن نداریم!

- احتمال ورشکستگی صندوق سازمان تامین اجتماعی یا تلاش برای پیشبرد سیاستهای به غایت ضد کارگری از سوی دولت روحانی

- عدم پرداخت چند ماه حقوق کارگران شهرداری امیدیه

- عدم پرداخت مطالبات130کارگر دانشگاه ارومیه

- عدم پرداخت 9ماه حقوق کارگران کارخانه آذرشهد

- تجمع اعتراضی رانندگان تاکسی بی سیم قزوین نسبت به راه اندازی تاکسی اینترنتی مقابل استانداری

اتحاد – مبارزه - پیروزی

- تجمعات اعتراضی دانشجویان دانشگاه‌های تهران،علامه طباطبایی،بهشتی وخوارزمی در آستانه 16آذرروز دانشجو

* صبح روز دوشنبه سیزدهم آذر ماه،جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران به مناسبت شانزده آذر روز دانشجو در پردیس مرکزی این دانشگاه اجتماع اعتراضی برپاکردند.

* صبح روز دوشنبه سیزدهم آذر ماه،دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در اعتراض به کالایی‌سازی آموزش در حیاط این دانشگاه دست به تجمع زدند.

*صبح روز13آذر،دانشجویان روزانه دانشگاه بهشتی در اعتراض به آن چه که اخذ شهریه‌های غیرقانونی مطرح می‌کنند، دست به تجمع زدند.

*صبح روز13آذر،دانشجویان دانشگاه خوارزمی در اعتراض به دریافت شهریه از دانشجویان سنواتی در محوطه این دانشگاه تجمع کردند.

- شنبه شب(11آذر)بردانشجویان وفارغ التحصیلان دانشگاه صنعت نفت مقابل وزارت نفت چه گذشت؟

- بازی کردن باجان 13 هزار کارگر بدلیل عدم تجهیز و تامین ایمنی معادن زغال سنگ

- مفقودالاثرشدن کارگر معدن مس درآلودرارتفاعات شهرستان رابر

- مرگ دلخراش یک کارگر ساختمانی درآمل بر اثر ریزش ستون ساختمان

- جان باختن2 کارگر بر اثر دود زغال در پلدشت

کانون نویسندگان ایران:سیزده آذر روز مبارزه با سانسور

امسال سیزدهم آذر، روز مبارزه با سانسور را در حالی گرامی می‌داریم که عرصه‌ی سانسور ستیزی و دفاع از آزادی بیان یکی از یاران و رهروان همیشگی، پیگیر و نامدار خود، علی‌اشرف درویشیان را از دست داده است. راه اما تا لغو و محو کامل سانسور، به‌ویژه سانسور آشکار و نهان دولتی، ادامه دارد و بیگمان، مانند گذشته، رهپویان پایدار خود را می‌پرورد. اگر مبارزه با سانسور وظیفه‌ی همیشگی نویسندگان و هنرمندان و آزادی‌خواهان در سراسر جهان بوده است، همین وظیفه‌ی انسانی در ایران ضرورت خاصی دارد؛ زیرا که جامعه‌ی ایران با عریان‌ترین، گسترده‌ترین و خشن‌ترین نوع سانسور روبروست. سانسوری با مضمون ایدئولوژیک - سیاسی که قانون و قدرت همه جانبه ی دولتی پشتوانه‌ی حیات و اجرای آن است. مضحک و در عین حال مایه ی تحقیرانسان معاصر است که در قرن بیست‌ویکم هنوز قانون‌های قرنهای سیاه گذشته بر انتشار آثار نویسندگان و هنرمندان و بر آزادی بیان شهروندان حاکم باشد؛ قانون‌هایی که در چند دهه‌ی اخیر دولت های متعدد پشت سرهم مجری آنها بوده‌اند بی‌آنکه اجازه‌ی چون و چرا در آنها بدهند؛ مگر در زمان انتخابات و کسب رای. آخرین نمونه‌‌اش دولت بنفش حسن روحانی است که در حوزه‌ی سانسور و قلع و قمع آثار ادبی و هنری به راستی یادآور "جیغ بنفش" است. در چند سال اخیر "اصلاحیه" های بخش سانسور کتاب وزارت ارشاد چنان درازدامن شده است که اغلب از کتاب فقط جسدی آش و لاش شده برجای می‌گذارد که گاه برای صاحب اثر نیز قابل شناسایی نیست و فقط باید بر آن زار زد. اصلاً نفس اجبار به گرفتن "مجوّز" برای انتشار اندیشه و هنر سرکوبگرانه است. حال اگر این "مجوّز" نیز تضمین‌کننده‌ی توزیع و ارائه‌ی اثر نباشد، بلاتکلیفی و عدم اطمینان حاصل از آن یا به توقف کار هنری می‌انجامد یا به خودسانسوری بیشتر. نتیجه‌ای که مطلوب دم و دستگاه سانسور و انگیزه‌ی آن برای به کارگیری ساز و کار "عدم اطمینان" است. از پرده پایین کشیدن برخی فیلم‌ها یا ندادن اکران و ایجاد محدودیت برای آنها و لغو اجازه ی اجرای کنسرت‌های مجوزدار و جمع‌آوری کتاب‌های منتشر شده که در نمایشگاه کتاب سال جاری به وفور رخ داد، از نمونه‌های مکرر در مکرر این روزها و در چند سال اخیراست. نمونه‌ی بارز دیگر ممنوعیت صدای زنان است؛ یعنی محروم کردن نیمی از مردم جامعه از حق بدیهی‌شان... سانسور همچنان با قوّت هر چه بیشتر ادامه دارد و مقابله با آن نیز.

سیزده آذر برای ارج نهادن به پیکاربا سانسور، برای اهمیت دادن به آزادی بیان بی‌هیچ حصر و استثنا، برای بزرگ‌ داشتن کوشش‌های سانسورستیزان، روز مبارزه با سانسور نام گذاری شده است. این روز را گرامی می داریم و خواهان برچیدن کامل بساط سانسور، در هر شکل و لباس و به هر بهانه، هستیم.

کانون نویسندگان ایران

11 آذر 1396

جوانان متقاضی کارشهر کنکان در سومین روزاعتراضاتشان نسبت به بیکاری مقابل فرمانداری تجمع کردند

صبح روزدوشنبه سیزدهم آذرماه، جوانان متقاضی کارشهر کنکان در سومین روزاعتراضاتشان نسبت به بیکاری مقابل فرمانداری این شهر تجمع کردند.

براساس گزارش منتشره،صبح امروز (سیزدهم آذر) حدود صد نفر از این جوانان مقابل فرمانداری کنگان جمع شدند و از فرماندار خواستند که در زمینه جذب بومی‌های استان بوشهر، اقدامات لازم را انجام دهد.

معترضان دو روز گذشته را مقابل فاز 19 پارس جنوبی تجمع کرده بودند.

یکی از حاضران در تجمع می‌گوید: خواسته اصلی ما این است که جوانان تحصیلگرده کنگان و استان بوشهر در پروژه‌های پارس جنوبی مشغول به کار شوند؛ پرسش اینجاست که چرا مصوبه مجلس مبنی بر در نظر گفتن سهمیه 50 درصدی برای بومی‌ها در پارس جنوبی اجرایی نمی‌شود.

او می‌گوید: بعد این که مقابل فاز 19 تجمع کردیم و از مسئولان پارس جنوبی هیچ پاسخی نشنیدیم، تصمیم گرفتیم مقابل فرمانداری جمع شویم و از فرماندار کنگان بخواهیم که به اوضاع نابسامان ما رسیدگی کند. 

تجمع اعتراضی کارگران نی ‌بر مجتمع کشت‌ و صنعت هفت‌تپه برای معوقات بیمه‌ای نسبت به عدم پرداخت حق بیمه

روز دوشنبه13آذر،جمعی از کارگران نی ‌بر مجتمع کشت‌ و صنعت هفت‌تپه برای معوقات بیمه‌ای دراعتراض به عدم پرداخت حق بیمه دست به تجمع زدند.

برپایه گزارش منتشره،کارگران معترض گفتند:کارفرما بابت بخشی از حق بیمه دوران بیکاری سالهای ۶۸ تا ۹۲ به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است.

حِرفِه نی‌بُری یک شغل فصلی و موقت تلقی می‌شود، کارگرانی که این حرفه را انجام می‌دهند تنها در طول فصل برداشت به صورت موقت استخدام می‌شوند و طبیعی‌ست که برخلاف سایر کارگران از سابقه بیمه‌ای کمتری برای بازنشستگی برخوردار هستند.

در همین رابطه در دولت گذشته تمهیداتی برای کمک به بازنشستگی کارگران نی‌بر اندیشیده و قرار شد مدیریت مجتمع نیشکر هفت‌تپه در مقام کارفرما با پرداخت حق بیمه کارگران نی‌بر در خارج از فصل برداشت، امکان بازنشستگی آنها را فراهم کند اما گویا این هزینه به صورت کامل پرداخت نشده در نتیجه صدور احکام بازنشستگی برای شماری از کارگران نی‌بر با مشکل همراه شده است.

کارگران معترض می‌گویند: در دولت گذشته طی مصوبه‌ای، مبلغ ۲۵ میلیارد تومان برای پرداخت حق بیمه دوران غیراشتغال کارگران فصلی نی‌بر اختصاص یافت که در نهایت ۱۵ میلیارد تومان آن توسط دولت به سازمان تامین اجتماعی پرداخت و در نتیجه تعداد زیادی از کارگران نی‌بر بازنشسته شدند.

معترضان با بیان اینکه بعد از گذشت حدود سه سال؛ هنوز تکلیف ۱۰ میلیارد تومان باقیمانده، مشخص نیست، افزودند: هم اکنون ۳۰۴ کارگر نی‌بر در استخدام نیشکر هفت تپه هستند که اگر کارفرما مطالبات بیمه‌‌ای را به حساب تامین اجتماعی پرداخت کند، حدود ۲۰۰ نفر از آنها مشمول بازنشستگی خواهند شد.

اعتراض کارکنان پالایشگاه شیراز نسبت به نصب دوربین مداربسته در دستشویی

نصب دوربین مداربسته در دستشویی پالایشگاه شیرازبا اعتراضات کارکنان روبروشد.

بنابه گزارشی که 13آذر رسانه ای شد،ماجرای نصب این دوربین ها از این قرار بوده است که فیش حقوقی مدیرعامل این پالایشگاه لو می رود و برای یافتن سرنخ ماجرا تصمیم گرفته می شود در سرویس های بهداشتی دوربین مدار بسته نصب شود.

روز نخست، معاون حراست پالایشگاه شیراز با دیدن اعتراضات همکاران در خصوص نصب  دوربین در سرویس های بهداشتی کاملا موضوع را انکار کرده و مدعی می‌شود  ما باید اینجا را پلمب کنیم تا مشخص شود کار چه کسی بوده است. یکساعت بعد از ورود وی به این موضوع، رئیس حراست نیز وارد شده و حضور دوربین‌ها را انکار کرده و دستور به جمع آوری ابزار آلات دوربین و مانیتور کرده تا به حساب خود صحنه را کاملا پاک و ردی ازاین اقدام شنیع باقی نگذارد.

بدلیل تعطیل بودن روز بعد،  رئیس حراست پالایشگاه شیراز با مشورت با دوستان و نزدیکان خود به این نتیجه می‌رسد که به محض حضور در شرکت در جمع همکاران و روسا عذر خواهی کند و تمام! او عذر خواهی می‌کند و مدیر عامل شرکت نیز اذعان می‌دارد کاملا از این موضوع بی خبر بوده است که بعدا مشخص می‌شود این اقدام با هماهنگی شخص آقای مدیر بوده است.

کانون نویسندگان ایران:لغو برگزاری مراسم بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان محکوم است

روز دهم آذر مراسم بزرگداشت ازپیش اعلام‌شده‌ی علی‌اشرف درویشیان نویسنده‌ی نامی برگزار نشد ؛ زیرا شب پیش از آن در تماسی تلفنی یک مامور امنیتی به مدیر ساختمان امر کرده است که سالن را در اختیار برگزارکنندگان قرار ندهد! به همین سادگی، بی‌هیچ رفت‌وآمدی، بی‌هیچ حکم و دادگاهی، بی‌هیچ الزام به پاسخگویی برنامه‌ی بزرگداشت نویسنده‌ای سرشناس و محبوب را لغو کردند. نام این کار چیست؟ اقتدار؟ امنیت؟ این همان "اقتدار"ی نیست که در سایه‌اش قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای، که از قضا در سالگرد چهارتن از ستم‌کشته‌گان آن قرار داریم، انجام گرفت؟! این همان "اقتدار"ی نیست که حتی فراتر از قوانین خود سیستم حکمرانی می‌کند؟!

و اما امنیت. این چگونه امنیتی است که با پاک کردن صورت مسئله‌ها بر قرارمی‌شود؟ که با زیر پا گذاشتن حقوق اولیه و مسلّم مردم تامین می‌شود؟ امنیت یک جامعه با میزان امنیت مردم در بهره‌مندی از آزادی‌هایشان سنجیده می‌شود نه با سرکوب عریان آزادی¬ها و ایجاد فضای "آرامش" گورستانی. امنیت در درجه‌ی نخست باید امنیت مردم باشد؛ مردمی که حق دارند برای هر امر خود آزادانه دور هم جمع شوند؛ بی‌نیاز به هیچ "مجوز". جایی که مردم باید از حق خود دست بدارند تا "امنیت" تامین شود، آنجا امنیت حاکمیت و فرمانروایی قدرت و ثروت بی¬حساب و کتاب بر قراراست.

نام این برخوردها نه "اقتدار" است و نه "امنیت" بلکه هراس است؛ هراسیدن و هراس افکندن!

کانون نویسندگان ایران در طول نیم قرن فعالیت خود، به ویژه در سه دهه‌ی اخیر، بارها با این‌گونه "لغو"ها و جلوگیری‌ها و سرکوب¬ها مواجه بوده است، همچنان‌که بسیاری از مردم ما. این شیوه مستقیماً آزادی‌های اساسی مردم را هدف قرار می‌دهد و از نظر کانون نویسندگان ایران به شدت محکوم است.

بی¬گمان مخالفت با بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان از محبوبیت و تاثیر اجتماعی او ذره¬ای نمی‌کاهد؛ اما بر سرکوبگرانی که در سایه ایستاده‌اند پرتوی روشن می‌افکند.

یاد علی اشرف درویشیان گرامی باد!

کانون نویسندگان ایران

12 آذر 1396

محمود صالحی:ما چیزی برای از دست دادن نداریم!

کارگران و مزدبگیران:

همچنان که اطلاع دارید مسئولان امنیتی در تاریخ 8/2/94 بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشم در منزل مسکونی خود مرا دستگیر کردند. بعد از دستگیری مرا به بازداشتگاه مخوف اداره اطلاعات استان کردستان انتقال دادند. به دلیل قطع داروهای فشار خون از سوی مسئولان بازداشتگاه هر دو کلیه ام را از دست دادم و بعدا" با قید وثیقه آزاد شدم. در دادگاه بدوی به 9 سال زندان تعزیری به اتهامات واهی مربوط به سال 62 و تشکیل کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری محکوم شدم. به احکام صادره اعتراض نمودم و دادگاه تجدید نظر استان کردستان آن را به یک سال زندان تعزیری کاهش داد.

روز شنبه مورخ 6/8/96 ماموران پلیس امنیت که در مقابل درب ورودی بیمارستان امام خمینی سقز کمین کرده بودند تا اینکه مرا دستگیر کنند. ماموران امنیتی می دانستند که من هر هفته دو روز در بیمارستان جهت دیالیز بستری هستم. به این ترتیب عملیات فوق امنیتی آن نیروها که هر ماه از دسترنج ما کارگران حقوق های نجومی دریافت می کنند موفقیت آمیز بود و توانستند یک بیمار خاص را دستگیر و روانه زندان کنند. با دستگیری من اعتراضات گسترده ای در داخل و خارج ایران به راه افتاد و دولت ناچار شد حکم یک سال زندان را تبدیل به 3 میلیون تومان جزای نقدی کنند. یعنی خانواده و دوستانم برای نجات جانم مجبور شدند 3 میلیون تومان جزای نقدی را که برابر با سه ماه حقوق یک کارگر است، به خزانه دولتی پرداخت کنند که در روز 4 میلیون بشکه نفت صادر می کند!!.

در طول آن مدتی که من زیر حکم بودم مسئولان وزارت اطلاعات شهرستان سقز مرتب دوستان و کارگران را به ستاد خبری احضار و به آنان تذکر می دادند تا ارتباط خودشان را با من و خانواده ام قطع کنند, در غیر اینصورت بازداشت و زندانی خواهند شد.اما دوستان و کارگران نه تنها مرعوب این فشارها نشدند بلکه بعد از دستگیری من موجی از اعتراضات در سراسر جهان به راه افتاد.

همدردی کارگران و مردم ایران به حدی وسیع بوده که بعد از آزادی هر روز ده ها نفر از شهرهای دور و نزدیک به پاس احترام به فعالیت هایم با حضوردر منزل شخصی، ما را سرفراز کرده اند. حضور دوستان و کارگران در جمع ما خستگی ناشی از وضعیت جسمی مرا کاهش داده. تازه ترین این حضورها اقدام تاریخی و به یاد ماندنی نمایندگان کارگران ساختمانی شهرستان مریوان و حومه بود که 140 کیلومتر از مریوان تا سقز پیاده پیمودند و ما را سرفراز کردند. این حضور ها نشان از آن دارد که سرمایه داران و دولت حامی آنان نتوانسته اند طبقه کارگر را با تهدید ؛ سرکوب و زندان مرعوب کنند.

رفقاء خسته نباشید.

محمود صالحی 13/9/96

احتمال ورشکستگی صندوق سازمان تامین اجتماعی یا تلاش برای پیشبرد سیاستهای به غایت ضد کارگری از سوی دولت روحانی

سخن هفته (از کانال تلگرامی اتحادیه آزاد کارگران ایران)

نشانه ها فراوانند که همگی به ما کارگران و مزدبگیران در مورد ورشکستگی و فروپاشی صندوق های بازنشستگی و غارت تتمه آن توسط دستهای پیدا و پنهان دولتیان هشدار می دهند. اگر سخنان و موضع گیریهای  مقامات دولتی از رییس دولت گرفته تا وزیر کار، مدیران صندوق ها، مجلسیان و سایر مدیران ریز و درشت دراین باره را کنارهم بگذاریم به عمق نیت و هدف  دولتمردان در بی رمق کردن و گرفتن نفس های آخر صندوق های بازنشستگی پی خواهیم برد.

روحانی در گزارش صد روزه دولت دوازدهم در هفتم آذر 96  به روشنی خوابی را که برای صندوق ها از جمله صندوق تامین اجتماعی دیده اند چنین باز خوانی می کند:"یکی از قدم هایی که دولت دراین صد روزه برداشته است این است که به سازمان تامین اجتماعی دستوردادم که تمام بنگاه های اقتصادی خود را به بازار عرضه کند وبفروشد." اما وی توضیحی نداد که با فروش تمام بنگاه های اقتصادی وابسته به تامین اجتماعی تکلیف سرمایه کارگران چه می شود وچه برسر صندوق های بیمه و بازنشستگی می آید؟

سخن روحانی معنایی جز به چوب حراج بستن اموال و غارت دسترنج ما کارگران و  واگذاری آن به سرمایه داران بخش خصوصی که همپای دولت در این چپاول و غارت هستند ندارد. تقی نوربخش مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی می گوید:"متاسفانه با پیری زودرس و غیر منطقی صندوق ها روبرو شدیم که ایجاد تعهدات غیر منطقی و بدون منبع از جمله علل آن است."

تمامی هشدارهایی که در مورد احتمال ورشکستگی صندوق سازمان تامین اجتماعی برجسته و با بهانه هایی از قبیل پیری زودرس صندوقها و عدم توازن ورودی و خروجی صندوق سازمان تامین اجتماعی در بوقها دمیده میشود در شرایطی است که با بالا کشیدن اندوخته صندوق بازنشستگان فولاد، هزینه ورشکستگی آن را بر دوش تامین اجتماعی تحمیل کردند و از طرف دیگر دولت با تحمیل بخش اعظمی از هزینه های اجرای طرح شکست خورده به اصطلاح "تحول نظام سلامت" به صندوق تامین اجتماعی، زمینه های تضعیف بیش از پیش بنیان مالی آنرا فراهم کرد. اجرای چنین سیاستهایی از جیب ما کارگران در صندوق تامین اجتماعی در حالی  است که طبق گفته رسول خضری نماینده پیرانشهر وسردشت، "دولت از سال 54 تاکنون سهم خود از 3 درصد حق بیمه را حتی یک ریال پرداخت نکرده است" و همچنان 150 هزار میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است.

با توجه به این واقعیات باید گفت تضعیف بنیان مالی صندوق سازمان تامین اجتماعی و احتمال ورشکستگی آن نه ناشی از پیری زودرس صندوقها و نه ناشی از خدمات این سازمان به شاغلین و بازنشستگان و یا عدم توازن در ورودی و خروجی آن است بلکه تماما ناشی از غارتگری دولتهای مختلف از صندوق این سازمان و بدهی 150 هزار میلیارد تومانی دولت به آن است.

لذا بوق و کرنای احتمال ورشکستگی صندوق سازمان تامین اجتماعی قبل از اینکه امری مربوط به خود صندوق تامین اجتماعی و نقش آن در زندگی ما کارگران باشد اساسا ناشی از آماده کردن اذهان ما کارگران برای سر ریز کردن کل بار غارت و چپاول این صندوق در نزدیک به چهار دهه گذشته بر دوش طبقه کارگر ایران و همچنین خلاصی دولت از بار بدهی 150 هزار میلیاردیش  به صندوق این سازمان است. از اینرو سر و صدای احتمال ورشکستگی صندوق سازمان تامین اجتماعی را می باید در چهارچوب سیاستهای به غایت ضد کارگری دولت روحانی قرار داد که هفته گذشته ربیعی با اعلام در دستور قرار گرفتن ایجاد تغییرات ضد کارگری تر در قانون کار، از گوشه دیگری از پیشبرد این سیاستها پرده برداری کرد.

تهیه سند احتمال ورشکستگی صندوق تامین اجتماعی از سوی مرکز پژوهشهای مجلس با رویکرد آماده نمودن شرایط لازم برای ایجاد تغییرات ضد کارگری تر در قوانین تامین اجتماعی، به گردش انداختن دوباره ایجاد تغییرات ضد کارگری تر در قانون کار و اجرای طرحهایی از قبیل طرح کارورزی به موازات  امنیتی کردن بیش از پیش محیطهای کار، اعمال فشارهای سنگین  بر روی تشکلهای مستقل کارگری و گسیل یگانهای ویژه برای مقابله با اعتراضات کارگری به صرف خواست دستمزدهای معوقه و... ، تماما حاکی از عزم جزم دولت روحانی و سرمایه داری حاکم بر ایران برای سازماندهی بالاترین درجه از استثمار و تحمیل بردگی  محض به طبقه کارگر ایران است.

به همین دلیل، همه کارگران در محیطهای کار، تشکها و نهادهای مستقل کارگری، دانشجویان، اساتید دانشگاه، حقوقدانان و وکلائی که دغدغه داشتن یک جامعه انسانی را دارند می باید با هوشیاری نسبت به سیاستهای به غایت ضد کارگری دولت روحانی، خود را آماده مصافی متحدانه و قدرتمندانه با آن کنند.

عدم پرداخت چند ماه حقوق کارگران شهرداری امیدیه

خبرکوتاه:2تا3ماه حقوق 260کارگر شهرداری امیدیه پرداخت نشده است.

کارگرانی که به صورت حجمی در شهرداری امیدیه مشغول کارند 4 ماه حقوق طلبکارند.

عدم پرداخت مطالبات130کارگر دانشگاه ارومیه

130کارگر دانشگاه ارومیه که به عنوان نیروی قراردادی در حال همکاری هستند، از ۷ ماه قبل سنوات و سایر مبالغ خودرا از این دانشگاه دریافت نکرده‌اند.

به گزارش13آذریک منبع خبری محلی،مدیر پشتیبانی دانشگاه ارومیه درهمین رابطه گفت:حقوق هیچ کارگری در دانشگاه ارومیه عقب نمانده و تمام مطالبات کارگران در زمینه حقوق آنان پرداخت شده است.

قاسم علی میرزایی،از تاخیر در پرداخت عیدی و سنوات کارگران به مدت ۶ ماه  از سال گذشته خبر داد و افزود: قراردادهای کارگران به صورت یک ساله منعقد می شود که مبلغ این قرارداد به صورت ۶ ماه توسط یک شرکت و ۶ ماه نیز توسط شرکت دیگر پرداخت می شود.

مدیر پشتیبانی دانشگاه ارومیه، بیان داشت: از مبالغ سال ۹۵ کارگران طرف حساب با دانشگاه معوقات ۶ ماه از این سال پرداخت شده و اکنون ۶ ماه از سال به تعویق افتاده است.

وی، خاطرنشان کرد: این عقب ماندگی عیدی و سنوات مربوط به تمام کارگران است و شرکت با دریافت سنوات از دانشگاه نسبت به پرداخت آن به کارگران اقدام می کند.

میرزایی، در پایان تاکید کرد: با توجه به اینکه قرادادها از نیمه سال آغاز می شود، تمام مطالبات کارگران با تحویل سند مهرماه به شرکت مربوطه، به زودی پرداخت خواهد شد.

عدم پرداخت 9ماه حقوق کارگران کارخانه آذرشهد

9ماه حقوق کارگران کارخانه آذرشهد شهرستان ارومیه تولید کننده آب نبات و بیسکویت پرداخت نشده است.

براساس گزارش رسانه ای شده بتاریخ13آذر،کارگران آذرشهد در سال جاری چند تجمع اعتراضی برگزار کرده‌اند که یکی از این تجمع‌ها مربوط به روز 30 خرداد ماه سال جاری است، در آن روز کارگران معترض به سایت‌های محلی این استان گفته بودند که از اسفند ماه سال 95 دستمزدهای خود را دریافت نکرده‌اند.

اداره کار شهرستان ارومیه هم ، پرداخت نشدن  مطالبات مزدی کارگران این واحد را تایید کرد.

تجمع اعتراضی رانندگان تاکسی بی سیم قزوین نسبت به راه اندازی تاکسی اینترنتی مقابل استانداری

روز دوشنبه13آذر،راننده های تاکسی بی سیم قزوین در اعتراض به راه اندازی تاکسی اینترنتی مقابل استانداری تجمع کردند.

بنابه گزارش منتشره،اواخر مهرماه مدیرعامل سازمان تاکسیرانی شهرداری قزوین از اجرای طرح تاکسی اینترنتی خبر داد و گفت: این طرح با همکاری آژانس های مسافربری در سطح شهر اجرا می شود.

به گفته عبدالعلی دربندی زاده ؛ مزایای این طرح را کاهش قیمت 10 تا 20 درصدی هزینه جابه‌جایی ، سهولت دسترسی و امنیت مسافران است.

اما با این وجود ورود این نوع کسب و کارها در قزوین مانند بسیاری از شهرهای دیگر موجب اعتراض رانندگان تاکسی بی سیم شد.

اتحاد – مبارزه - پیروزی

تجمعات اعتراضی دانشجویان دانشگاه‌های تهران،علامه طباطبایی،بهشتی وخوارزمی در آستانه 16آذرروز دانشجو

* صبح روز دوشنبه سیزدهم آذر ماه،جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران به مناسبت شانزده آذر روز دانشجو در پردیس مرکزی این دانشگاه اجتماع اعتراضی برپاکردند.

دانشجویان با سردادن شعارها زیر اعتراضات و خواسته هایشان را بیان داشتند:

- پردیس خودگردان، انحلال، انحلال

- دانشجو آگاه است با کارگر همراه است

- تشکل مستقل، حق مسلم ماست

- دانشگاه پادگانه، تدبیر و امید چاخانه

- بانک جهانی – دولت، پیوندتان مبارک

- مسکن و کار و درمان، آموزش رایگان، خواسته‌ی زحمت کشان

این دانشجویان بدنبال ضبط کارت دانشجویی تعدادی از شرکت کننده در تجمع پردیس مرکزی مقابل ساختمان حراست تجمع کردند.

قابل یادآوری است که روز گذشته(12آذر)تعدادی از دانشجویان مورد تهدید از طرف حراست قرار گرفته بودند.

* صبح روز دوشنبه سیزدهم آذر ماه،دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در اعتراض به کالایی‌سازی آموزش در حیاط این دانشگاه دست به تجمع زدند.

این دانشجویان با سردادن شعارهای زیر اعتراضشان را بنمایش گذاشتند:

 "دانشگاهِ پولگردان، تضعیف زحمتکشان"،

 "تدبیرِ این وزارت، علم است یا تجارت؟" ،

 "روند پولی‌سازی_نقض قانون اساسی" ،

 "در دانشگاه بیگاری بعد از تحصیل بیگاری"،

 "منطق سرمایه داری؛ استثمار، بیکاری"و "نه به تبعیض جنسیتی و دانشگاه پادگانی"،

"از آبادان تا تهران؛ سرکوب دانشجویان"،

 "دانشگاه پولکی؛ کارورزی زورکی"،

"نه به طرح کارورزی، نه به ارزان‌سازی نیروی کار"،

"تشکل وابسته نمی‌خوایم نمی‌خوایم" و

 "تبعیض جنسیتی؛ محکوم است، محکوم است"

*صبح روز13آذر،دانشجویان روزانه دانشگاه بهشتی در اعتراض به آن چه که اخذ شهریه‌های غیرقانونی مطرح می‌کنند، دست به تجمع زدند.

این دانشجویان به همراهی تعدادی از دانشجویان شبانه، مقابل ساختمان ریاست این دانشگاه تجمع کردند.

 دانشجویان با شعارهای "وعده وعید نمیخوایم جواب قاطع میخوایم"و " آموزش حق مسلم ماست"  اعتراض خود را نشان دادند.

 

*صبح روز13آذر،دانشجویان دانشگاه خوارزمی در اعتراض به دریافت شهریه از دانشجویان سنواتی در محوطه این دانشگاه تجمع کردند.

 

امروز دوشنبه 13 آذر، جمعی از دانشجویان دانشگاه خوارزمی در اعتراض به سیاست‌های وزارت علوم در قبال دانشجویان سنواتی تجمع کردند.

دانشجویان که در محوطه این دانشگاه دست به تجمع زده بودند با سر دادن شعارهایی چون «تحصیل رایگان حق مسلم ماست» و «تدبیر این وزارت، تحصیلِ یا تجارت» اعتراض خود را نشان دادند.

گفتنی است براساس تصمیم وزارت علوم، دانشجویان روزانه‌ای که مدت تحصیل آنان بیش از سنوات معمول به طول انجامد باید معادل شهریه دانشجویان نوبت دوم را در هر ترم تحصیلی پرداخت کنند.

شنبه شب(11آذر)بردانشجویان وفارغ التحصیلان دانشگاه صنعت نفت مقابل وزارت نفت چه گذشت؟

هوا تاریک شده بود و عقربه‌ها هم حول و حوش ساعت 19 را نشان می‌داد که به خیابان طالقانی روبه‌روی ساختمان وزارت نفت رسیدم و با فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعت نفت که از ظهر مقابل ساختمان ریاست‌جمهوری در پاستور تجمع کرده بودند، مواجه شدم؛ فارغ‌التحصیلانی که صبح شنبه از استان‌های مختلف کشور خودشان را به پایتخت رسانده بودند و بعد از اینکه تجمع آنها در مقابل پاستور به دلیل سفر رئیس‌جمهور به سیستان و بلوچستان بی‌نتیجه مانده بود به خیابان طالقانی رفته و مقابل ساختمان این وزارتخانه بست نشسته بودند.

همان‌طور که از مقابل ساختمان وزارت نفت به سمت جمعیت فارغ‌التحصیلان حرکت می‌کردم، با فارغ‌التحصیلان دختری مواجه شدم که در حال ترک محل بودند و به گفته یکی از آنها، فارغ‌التحصیلان پسر از آنها خواسته بودند که بیش از این در محل نمانند و مابقی کارها را به آنها واگذار کنند و همین مهم باعث شد تا فارغ‌التحصیلان دختر کم‌کم صحنه را خالی کنند؛ با رفتن دختران تجمع‌کننده، فارغ‌التحصیلانی که قصد داشتند شب را در همان‌جا به صبح برسانند، اقدام به برپایی چادر در محوطه زیرپل حافظ کردند.

کار برپایی بیش از 15 چادر تقریبا به پایان رسیده بود که نیروهای امنیتی و انتظامی به درخواست مسئولان حراست وزارت نفت به آنجا آمدند و در ابتدا مانع از برپایی سایر چادرها شدند و بعد از آن نیز تلاش کردند از طریق صحبت با فارغ‌التحصیلان چادرهای برپاشده را جمع کنند. در این بین رسیدن پیامکی به برخی از حاضران که بعدا متوجه شدم دانشجوی دانشکده صنعت نفت آبادان هستند، باعث عصبانیت آنها شد.

وقتی از یکی از دانشجویان می‌خواهم درباره پیامک برایم توضیح دهد، از شدت عصبانیت تنها گوشی‌اش را به سمتم می‌گیرد و متن پیامک را نشان می‌دهد: «به اطلاع دانشجویان می‌رساند، دانشکده نفت آبادان از امروز شنبه 11/9/96 تا اطلاع ثانوی تعطیل می‌باشد» ، متن عجیب ارسالی به دانشجویان است، زمانی که سرم را از گوشی دانشجو بلند می‌کنم، متوجه می‌شوم که بیشتر حاضران در صحنه گوشی‌شان را به یکدیگر نشان می‌دهند، البته نه‌تنها به خاطر این پیامک؛ انتشار خبر لغو آزمون استخدامی وزارت نفت در کانال‌ها و گروه‌های مختلف فضای مجازی باعث شده بود که دانشجویان و فارغ‌التحصیلان برای دقایقی سرمای هوا را فراموش کنند.

شوق و ناراحتی ناشی از انتشار دو خبر تلخ و خوشحال‌کننده بین دانشجویان و فارغ‌التحصیلان حس و حال عجیبی به آنها داده بود؛ از طرفی نیز برخی از تحصن‌کننده‌ها همچنان در حال صحبت و رایزنی با نیروهای انتظامی بودند و عده‌ای نیز داخل چادرهایشان در حال استراحت، که دو تانکر آب‌پاش شهرداری وارد خیابان شدند. بعد از رسیدن تانکرها به تقاطع خیابان طالقانی و حافظ و آب‌پاشی این تانکرها، دانشجویانی که در داخل چادرها بودند با تعجب از چادرها خارج شدند و همهمه میان فارغ‌التحصیلان بالا گرفت؛ همهمه‌ای که درنهایت به تصمیم جدیدی ختم شد و فارغ‌التحصیلان شروع به جمع کردن چادرها کردند تا دوباره آنها را این بار دقیقا مقابل ساختمان وزارت نفت برپا کنند، ولی با خیس شدن زمین آنجا نیز عملا دانشجویان راهی برای برپایی چادرها نداشتند.

بعد از این اتفاق، تحصن‌کنندگان که راهی جز پناه بردن به پتوها نداشتند، بار دیگر در مقابل ساختمان وزارت نفت جمع شدند، ولی این بار برخی از آنها خودشان را پتوپیچ کردند تا شاید از این طریق بتوانند از سرمای شب در امان بمانند، هرچند وقتی با برخی از آنها هم‌صحبت می‌شدم، می‌گفتند تانکرهای آب‌پاش از عمد چنین کاری کرده‌اند، ولی وقتی یاد صحنه تغییر مسیر یکی از تانکرها آن هم توسط نیروهای انتظامی و به خاطر حضور چند تن از فارغ‌التحصیلان مقابل تانکر می‌افتادم، نمی‌دانستم باید حرف‌شان را قبول کرد یا خیر.

نیم ساعت یا شاید هم بیشتر از ساعت از 12 شب گذشته بود که چند تن از فارغ‌التحصیلان که خیس شدن زمین و سرمای هوا و همچنین اصرار نیروهای انتظامی مبنی‌بر ترک محل، صبرشان را لبریز کرده بود، شروع به سر دادن شعارهایی چون «برای حق کارم، محاله کم بیارم»، «حتی اگه بمیریم، ظلم رو نمی‌پذیریم»، «ما انقلابی هستیم، دشمن لابی هستیم» و... کردند و کم‌کم همه فارغ‌التحصیلان حاضر در آنجا به آنها پیوستند و باز هم ماموران نیروی انتظامی شروع به صحبت کردن با آنها برای آرام کردن فضا کردند. گفت‌وگوی تحصن‌کنندگان با نیروی انتظامی که گاه شدت می‌گرفت و گاه از شدت آن کم می‌شد، تا ساعت دو بامداد ادامه داشت؛ تا اینکه با طاق شدن صبر ماموران نیروی انتظامی، نیروهای ویژه از ماشین‌ها پیاده شده و فارغ‌التحصیلان را به سمت خیابان انقلاب هدایت کردند و من هم به ناچار با جمعیت به سمت خیابان انقلاب رفتم.

خیابان حافظ را که به سمت انقلاب می‌رفتم، به گروهی از فارغ‌التحصیلان رسیدم، گروهی که با یکدیگر درباره حاضر شدن در محل کار خود صحبت می‌کردند. همین مساله کنجکاوی‌ام را برانگیخت تا به سراغ‌شان بروم و علت حضورشان را بپرسم. یکی از آنها که به نمایندگی از گروه‌شان با من هم‌صحبت شد، معتقد بود: «تنها دلیل حضورشان در آن ساعت شب و هوای سرد آذرماه، دفاع از حقوق فارغ‌التحصیلان و دانشجویان دانشگاه صنعت نفت است و تا زمانی که آنها به حقوق‌شان نرسند، در هر جایی که لازم باشد، حضور خواهند داشت.»

 ساعت نزدیکی‌های سه صبح یکشنبه12آذربود که دیگر فارغ‌التحصیلان هرکدام به سمتی از خیابان انقلاب رفتند تا با روشن شدن هوا دوباره مقابل ساختمان وزارت نفت جمع شوند و تحقق مطالبات خود را پیگیری کنند.

بازی کردن باجان 13 هزار کارگر بدلیل عدم تجهیز و تامین ایمنی معادن زغال سنگ

دولت وکارفرمایان شرکت های خصوصی بدلیل عدم تجهیز و تامین ایمنی معادن زغال سنگ با جان 13 هزار کارگردرحال بازی کردن هستند.

برپایه گزارش منتشره،محمد مجتهد زاده رئیس انجمن زغال‌سنگ ایران  با اشاره به کاستی‌های موجودی که برای تجهیز و تامین ایمنی معادن زغال‌سنگ وجود دارد، اظهار داشت: هنوز با استاندارهای ایمنی معادن غریبه هستیم تا به اندازه‌ای که جان ۱۳ هزار کارگری که در مجموعه معادن زغال‌سنگ سراسر کشور، مشغول کارند در خطر است.

 

وی افزود: تمامی فضای معادن ذغال سنگ باید هر چه سریعتر به کپسول‌های خود نجات و تجهیزات مربوط به گروه‌های امداد و نجات مجهز شوند اما دست کم با توجه به بحران اقتصادی که گریبانگیر کشور است این تجهیزات باید از طریق کمک های بلاعوض دولتی در اختیار معادن قرار بگیرد، چرا که آنچه ضروی است حفظ جان کارگران است و نمی‌بایست دست روز دست گذاشت.

وی با بیان اینکه هم اکنون به صورت مبرم نیازمند ۴ مرکز HSE (ایمنی و بهداشت کار) ویژه معادن زغال‌سنگ در کرمان، طبس، البرز مرکزی و البرز شرقی هستیم، افزود: حتی خود دولت باید مسئولیت تجهیز و پشتیبانی این مراکز را بر عهده بگیرد چرا که اگر این اتفاق نیفتد باید در اصلی‌ترین معادن ذغال سنگ کشور منتظر حوادثی دیگر باشیم و البته باید از این مراکز برای آموزش کارگران استفاده کنیم

رئیس انجمن ذغال سنگ ایران با بیان اینکه معادن ایران از همان آغاز بهره برداری از سال ۱۳۴۵ با  تکنولوژی‌های قدیمی روسی کار می کردند و حالا هم همین روال ادامه دارد، گفت: چه آن زمان که معادن تحت نظر شرکت ملی فولاد و ذوب آهن ایران بودند و چه اکنون که دو دهه می‌شود که اداره آنها به بخش خصوصی واگذار شده است در تکنولوژی‌های مورد استفاده این معادن تغییری ایجاد نشده است.

مجتهد زاده با تاکید بر اینکه قیمت پایین ذغال سنگ سبب شده‌است که بسیاری از کارفرمایان از لحاظ اقتصادی توانایی روزآمد کردن معادن را نداشته باشند، افزود: وقتی قیمت خرید ذغال سنگ تناسبی با قیمت جهانی آن ندارد و پول خرید ذغال سنگ توسط صنایع فولاد کشور برای سه تا شش ماه با تاخیر پرداخت می‌شود، نمی‌بایست انتظار معجزه داشته، نتیجه این می‌شود که تامین ایمنی معادن و پرداخت به موقع دستمزدها به یک مطالبه همیشگی کارگران معادن بدل شده‌است.

رئیس انجمن ذغال سنگ ایران با بیان اینکه از همین رو تشکیل انجمن ذغال سنگ ایران در دستور کار قرار گرفته‌است، افزود: همین حساسیت ها باعث شد تا شرکت‌هایی که معادن ذغال سنگ را اداره می‌کنند در پی راه اندازی این انجمن باشند. در درجه اول با توجه به تعدد حوادث کار در معادن مُصِر هستیم تا ایمنی معادن را از دولت مطالبه کنیم چرا که جان انسان ها در اولویت است و درجه بعد هم باید گفت که هیچ کارفرمایی به دنبال این نیست که جان کارگران و البته سرمایه خود را با به خرج دادن بی احتیاطی به خطر بیاندازد.

مجتهد زاده اضافه کرد: در درجات بعدی پیگیر هستیم که یک خط اعتباری به صنعت ذوب آهن اختصاص داده شود تا این شرکت‌ها پول خرید  ذغال سنگ را به موقع به شرکت ها پرداخت کنند. به هر صورت صنایع داخل کشور برای ادامه فعالیت نیازمند سالانه ۳ میلیون کنستانتره ذغال سنگ هستند، برای تامین این نیاز باید سالی ۶ ملیون تن ذغال سنگ استخراج شود این در حالی است که به دلیل مشکلات اقتصادی تنها ظرفیت تولید نیمی از این نیاز را داریم و برای باقیمانده تقاضای صنایع، باید  ۲۰۰ میلیون دلار  ارز هزینه کنیم.

رئیس انجمن ذغال سنگ ایران در پایان با بیان اینکه ارز خارج شده از کشور باید صرف ایجاد اشتغال و تجهیز معادن شود، گفت: وقتی ظرفیت و نیروی انسانی لازم را در اختیار داریم باید امکانات صیانت از جان آنها را هم فراهم کنیم.

مفقودالاثرشدن کارگر معدن مس درآلودرارتفاعات شهرستان رابر

روزگذشته(12آذر)،یک کارگرجوان معدن مس درآلو درمسیر راه بازگشت به خانه اش در کوه‌های اشهرستان رابر گم شده وتاکنون مفقودالاثراست.

بنابه گزارش منتشره،روز گذشته  فردی به نام «ر - ش» اهل روستای گنجان که در معدن درآلو کار می‌کند، هنگام بازگشت به خانه در کوه‌های اطراف مسیر را گم می‌کند.

مرگ دلخراش یک کارگر ساختمانی درآمل بر اثر ریزش ستون ساختمان

روز 13آذر،ریزش یکی از ستون‌های ساختمان در حال احداث، مرگ دلخراش یک کارگررا در شهرستان آمل رقم زد.

به گزارش پایگاه خبری پلیس،ین حادثه که در زمان بتون ریزی ستون‌های یک ساختمان در حال احداث روی داد، یکی از کارگران این ساختمان به نام سید داوو د. – ب. به علت افتادن ستون بر روی وی به شدت مجروح شد.

نامبرده به علت شدت صدمات و جراحت‌های وارده، قبل از حضور عوامل امدادی جان باخت.

جان باختن2 کارگر بر اثر دود زغال در پلدشت

سرپرست هنگ مرزی پلدشت از فوت 2 کارگر بر اثر دود ناشی از زغال در شب گذشته(12آذر) خبر داد.

به گزارش13آذریک منبع خبری محلی،  سرهنگ  سلیمان بایرامی با اشاره به فوت 2 کارگر در شب گذشته گفت: شب گذشته 2 کارگر بر اثر دود ناشی از سوزاندن چوب و زغال در روستا ملاکندی پلدشت دچار خفگی شده اند.

سیزدهم آذرماه1396

akhbarkargari2468@gmail.com


Gozareshgar
info@gozareshgar.com