24.11.17 22:29 Alter: 326 days

از گفتگوهای کارگری گزارشگران - جنبش کارگری در ایران: ضعف ها و قوت ها - گفتگو با علی مبارکی

Kategorie: Meldungen Links

 

من در این مورد تجربه زیادی از سندیکای پروژه ای آبادان دارم ، ومیدانم که اکنون نیز آن اختلافات در اشکال دیگری در جریان است وفعالین کارگری بخشآ با آن مواجه هستند.بخاطر همین تجربه است که همیشه دنبال تشکلات مستقل کارگری از دولت ،سرمایه داران واحزاب سیاسی بوده ام . باید همینجا این موضوع را روشن کنم که احزاب وتشکلات سیاسی موجود نه تنها دشمن طبقه کارگر نیستند بلکه از نظر بردن آگاهی در درون طبقه نقش برجسته ای نیز دارند ، متاسفانه آنها وقتی خود را درجایگاه احزاب کارگری قرار دهند آنگاه مشکل ساز میشوند و در اکثر مواقع با دخالت های نابجا باعث تفرقه بین صفوف کارگری میشوند . سوسیالیسم جنبش رهایی و برابری ،صلح وآزادی است بکوشیم آن را ترویج وتبلیغ کنیم ونه بواسطه آگاه بودن از آن به طبقه کارگر سروری کنیم

*****

دستگیری دوباره محمود صالحی فعال کارگری شناخته شده که سالیان دراز رنج و محرومیت و زندان و شکنجه را بر دوش کشید تا از حقوق محرومان و هم زنجیران خود دفاع کند, انگیزه این گفتگوهاست. روشنی افکندن بر نقاط کور و ضعف های جنبش میلیونی کارگران ایران برای دستیابی به  ابتدائی ترین حقوق انسانی خویش دلیل این تلاش اندک و نظرخواهی از فعالین کارگری و سیاسی از سوی گزارشگران است.

موج اعتراضات کارگری به بی عدالتی های موجود سالهاست بشکل فزاینده در جریان است. گاه همانند آتشفشان در مکانهای تولیدی و خدماتی غلیان میکند و فضای خبری و رسانه ای را بخود تعلق میدهد.زنجیر فقر و ستم نظام سرمایه داری برپایشان و بار گران تورم و هزینه های زندگی روزمر را بر گرده خویش میکشند.ظلم وتعدی و بی حرمتی به آنان از سوی مسئولین حاکم بدون مرز ادامه و جریان دارد. در این میان اما فعالان و نمایندگان کارگران بیش از همه در تیررس نابکاران و دشمنان کارگران و زحمتکشان قرار دارند. کارگران معترض به این بی عدالتی ها را می کشند. شلاق میزنند.به زندان می افکنند. شکنجه می کنند. اسیران زندانی را می کشند. محکوم به مرگ خاموش می کنند. آنان را بیکار و از حق زندگی شرافتمندانه محروم می کنند.صدای اعتراض و شکایات آنها در فضای خبری سرمایه زده داخل کشور بندرت بگوش کسی میرسد. همبستگی بین المللی کارگران خارج از کشور با کارگران ایران اگر چه قدرتمند است اما با بی اعتنایی مطلق دست اندرکاران حکومتی مواجه است. براستی برون رفت از این وضعیت چگونه میتواند باشد؟ هم از اینرو با فعالین کارگری و سیاسی گفتگو میکنیم.

 

معرفی: با سلام من علی مبارکی هستم .بواسطه شغلم که کارگر پروژه ای بود از سال 1358 عضو سندیکای کارگران پروژه ای بیکار وفصلی آبادان وحومه شدم .در اوایل سال 1359 در دومین دور انتخاب نمایندگان بعنوان نماینده سندیکا انتخاب وتا آغاز جنگ ارتجاعی ایران وعراق به فعالیت سندیکایی مشغول بودم ،بعد به شهرهای دیگر ایران رفتم دستگیر وزندانی وبعد از زندان در پروژهای مختلف صنعتی مشغول بکار بودم ، از سال 2000 میلادی به خارج از کشور آمدم .اکنون نیز همچنان فعال کارگری و عضو اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران هستم.

 

گزارشگران:
طی سالهای اخیر شاهد افزایش تصاعدی اعتراضات کارگری هستیم. شمارش آنها دیگر ممکن نیست. هر روزه بخشی از این وقایع در محیط های تولیدی و خدماتی انعکاس خبری مییابند و اینها تنها قسمتی از این اخبار هستند. ارزیابی شما از موقعیت جنبش کارگری در کشورمان چیست؟

علی مبارکی:

ما در سالهای اخیرهمچنان شاهد اعتراضات واعتصابات روز افزون کارگران معلمان وبخش های مختلف کارگری بوده و هستیم که همه از روی اجبار هست !یعنی آنها هیچ چاره ای بجز این اعتراضات نداشته وندارند ،یک حاکمیت غارتگر که بدون هیچ ترسی از مردم نزدیک به چهل سال است که تمامی سرمایه های سرزمین ما را غارت میکند و هر صدای اعتراضی را با گلوله وطناب دار پاسخ میدهد . از آنطرف رژیم میداند که این اعتراضات هر چند زیاد ودامنه دار است اما هیچ تشکل قدرتمندی در طرف مقابل وجود ندارد که پیگیری کند .بهمین دلیل تا کنون توانسته با سرکوب واستفاده از پرکندگی نیروی کار خود را ایمن سازد.مشکل ما کمیت اعتراضات نیست بلکه با وسواس فراوان به کیفیت آن توجه داریم .اگر این اعتراضات پیوستگی وهمبستگی در درون خود به وجود بیاورد و به تشکل یابی منجر شود میتوان امید نتیجه گیری مثبتی از آن داشت .البته طی چند سال اخیر جوانه هایی زده شده مانند سندیکای واحد وهفت تپه ،کارگران نانوایی در سفز و... که باعث امیدواری است وباید تقویت شودند.این تشکلات کارهای موفقی را به انجام رسانده اند مانند همبستگی ها در اول مه روز جهانی کارگر یا فعالیت های عمومی برای آزادی فعالین کارگری و معلمان زندانی که کارهای اولیه برای اهداف بزرگتری است.

 

گزارشگران:

از حکومت عدل علی گفته میشد و اینکه رهبران جمهوری اسلامی میخواستند دست پینه بسته کارگران را ببوسند و در گذر تاریخچه این حکومت دیدیم که چه بر سر کارگران و زحمتکشان رفت.هر جا اعتراضی هست نیروهای ضد شورش بسرعت در برابر شریف ترین انسانهای کشورمان صف میبندند و در اندیشه سرکوب وحشیانه آنها هستند و از هیچ جنایتی ابا ندارند.ریشه اینهمه خصومت وخشونت چیست؟

 

علی مبارکی:

آنچه مسلم است سرمایه داران حاکم وکماشه های آنان مانند آخوند ها و حتی اساتید دانشگاهی وبه اصطلاح هنرمندان ولمپن های مداح ومزدوران شان در نیروهای مسلح از بهترین حربه ای که توانستند از آن استفاده کنند همین حربه مذهب بود .از ترویج خرافات گرفته تا امام و امامزاده سازی ها همه برای تعمیق نا اگاهی وقبولادن شرایط به کارگران وزحمتکشان بوده وهست. ببینید مشکل اصلی در نوع تعلیم وتربیت ماست ،متاسفانه ما بدون انکه از روی آگاهی ومطالعه نوع تفکر و جهانبینی خود را انتخاب کنیم از روز تولد ما را مسلمان نامیدند و فریبکارانه یا ناآگاهانه وعده بهشت وعدل وبرابری وبرادری را در گوش ما نجوا میکردند .وقتیکه ما توانستیم مطالعه کنیم که تاریخ ماچه بوده ودر گذشته چه اتفاقاتی روی داده متوجه شدیم که این حکومت اتفاقا همان حکومت علی در 1440 پیش است .و تمامی اتفاقاتی که در سوال شما آمده دقیقا آنزمان هم اتفاق افتاده واین نمیتواند تصادفی باشد بلکه یک روند اساسی در حاکمیت اسلامی است که هر صدای مخالف ومعترضی را با سلب حیات آن شخص و اشخاص جواب میدهند، شما به مسله تجاوز به دختران قبل از اعدام توجه کنید ! یا کارهایی که داعشی ها در کشورهای عربی انجام دادند ! در اینزمان هم ابزارهای تاریخی خود برای سرکوب را در دست دارند و از ابزارهای مدرن سرمایه داری هم استفاده میکنند ،هر صدایی که مالکیت واستثمار و نابرابری اجتماعی وسیاسی را به چالش بکشد باید خفه شود ! پس در جواب سوال شما باید گفت که اینها دست ما کارگران رانمیبوسد بلکه اگر گردن یا دستمان را قطع نکند باید ممنون انها باشیم!!!.

در این مورد توجه شما را به یک نوشته از مطهری جلب میکنم که بهترین گواه گفته هایم است.

چالش اساسی حکومت امام علی(ع) چه بود+پاسخ شهید مطهری

برخورد علی(ع) با خوارج

کارشان به جایی کشید که علی(ع) آمد در مقابل اینها اردو زد. دیگر نمیشد آزادشان گذاشت. ابن عباس را فرستاد برود با آنها سخن بگوید. همانجا بود که ابن عباس برگشت، گفت: پیشانی هایی دیدم پینه بسته از کثرت عبادت، کف دستها مثل زانوی شتر است، پیراهن های کهنه زاهد مآبانه و قیافه های بسیار جدی و مصمم. ابن عباس کاری از پیش نبرد. خود علی(ع) رفت با آنها صحبت کرد، صحبتهای حضرت مؤثر واقع شد، از آن عده که 12 هزار نفر بودند، هشت هزار نفرشان پشیمان شدند، علی(ع) پرچمی را به عنوان پرجم امان نصب کرد که هر کس زیر این پرچم بیاید در امان است، آن هشت هزار نفر آمدند، ولی چهار هزار نفر دیگرشان گفتند محال و ممتنع است، علی هم شمشیر به گردن این مقدسینی که پیشانیشان پینه بسته بود گذاشت، تمام اینها را از دم شمشیر گذراند و کمتر از ده نفر آنها نجات پیدا کردند که یکی از آنها عبدالرحمن بن ملجم این آقای مقدس بود.

علی(ع) در نهج البلاغه جمله ای دارد (علی موجود عجیبی است. اصلاً عظمت علی اینجا ظاهر میشود) میگوید: «انا فقات عین الفتنه و لم یکن لیجتری علیها احد غیری بعد ان ماج غیهبها و اشتد کلبها»؛ این من بودم و فقط من بودم که چشم فتنه را در آوردم و غیر از من احدی قادر نبود که چشم این فتنه را بکند؛ یعنی فتنه این خشکه مقدسها، غیر از من احدی از مسلمین جرأت نمیکرد که شمشیر به گردن اینها بگذارد،

 

گزارشگران:
فعالین کارگری همیشه خود و خانواده هایشان در خطر دستگیری و زندان و شکنجه، تهدید و آزار بوده اند. دفاع از حقوق هم قطاران تحت ستم در جمهور اسلامی یعنی هزینه سنگین دادن و در این شرایط برخی از آنها همانند شاهرخ زمانی و کورش بخشنده و محمد جراحی به اشکال متفاوت بقتل رسیدند. امروزه نیز رضا شهابی و محمود صالحی در خطر جدی هستند. علت زوم شدن مسئولان جمهوری اسلامی بر آنها چیست؟

 

علی مبارکی:

بله متاسفانه شرایط برای پیشروان وفعالین آگاه طبقه کارگر بسیار سخت هست وما شاهد سرکوب شدید آنها هستیم ،جمهوری اسلامی میداند که که آنها برای خود دست بخطر نزده اند بلکه نماینده کارگران هستند یعنی آنها مشغول سازماندهی طبقاتی خود هستند ،تشکل مستقل کارگری را ترویج وتشکیل میدهند .این یکی از خطرات بزرگ برای سرمایه داران نو کیسه وغارتگر حاکم بر ایران است ،پس بهر شکلی شده آنها باید محو شوند ،جمهوری اسلامی میداند که کارگران وقتی متحد شوند دیگر هیچ نیرویی نمیتواند در مقابل آنان مقاومت کند ، پس باید سازماندهندگان را از میان برداشت ،بهر شکلی آنها را تحت شکنجه های روحی و جسمی (احضار ، دستگیری وحکم های زندان تعلیقی وجزایی )قرار میدهند تا کسانیکه پایداری ندارند کنار بروند ،حکومت هدفش اینست که تشکلات مستقل کارگری (سندیکای واحد ،سندیکای هفت تپه ، انجمن صفی کارگران خباز سقز ، کارگران نقاش وفلزکار )موجود را از هم بپاشد تا دیگر واحد های صنعتی هم جرات ایجاد تشکل کارگری نداشته باشند ! شما حساب کنید اگر دوباره شورای کارگران نفت و گاز وپتروشیمی که شاهرگ اساسی غارتگری حکومت است تشکیل شود ، و دیگر واحدهای صنعتی وخدماتی وهمچنین معلمان ودانشجویان و بیمارستانها و....شکل بگیرد چه تهدید بزرگی برای حاکمیت آنها بوجود خواهد آمد. پس باید شهابی ها وصالحی ها وعبدی ها وبهشتی ها و ابراهیم زاده ها و....... مانند شاهرخ زمانی ، محمد جراحی و..... ازمیان برداشته شوند .من در نوشته خودم در یادبود محمد جراحی ( roshangari.info )باعنوان مرگ سفید با رویاهای سیاه به این مسله مفصل پرداخته ام

 

گزارشگران:
تاریخچه جنبش کارگری پیوسته با مقوله ای بنام فرقه گرایی روبرو بوده است. از سوی رهبران فکری سوسیالیسم هم مذمت و سرزنش شده و مقابله با آن ضروری ارزیابی شده است. ارجحیت دادن منافع و تمایلات گروهی، سازمانی و حزبی بر منافع کل طبقه کارگر نمودی از این انحراف بوده است.آیا امروزه و در ارتباطات با جنبش کارگری در کشورمان حضور آن را محسوس میدانید؟

علی مبارکی:

متاسفانه این یکی از حیاتی ترین چالش های ما میباشد که میشود ساعت ها در مورد آن بحث وگفتگو کرد ،خود خواهی ها ،خود مطرح کردن ها و.... بدترین خصایل انسانی + فریب خوردگی و ناآگاهی از موقعیت وجایگاه طبقاتی همه دست بدست هم میدهند تا سرمایه داری بتواند در درون فعالین آگاه واندیشمندان طبقه کارگر نفوذ کرده واین اختلافات را بوجود آورده وبه آن دامن بزند.

من در این مورد تجربه زیادی از سندیکای پرژه ای آبادان دارم ، ومیدانم که اکنون نیز آن اختلافات در اشکال دیگری در جریان است وفعالین کارگری بخشآ با آن مواجه هستند.بخاطر همین تجربه است که همیشه دنبال تشکلات مستقل کارگری از دولت ،سرمایه داران واحزاب سیاسی بوده ام . باید همینجا این موضوع را روشن کنم که احزاب وتشکلات سیاسی موجود نه تنها دشمن طبقه کارگر نیستند بلکه از نظر بردن آگاهی در درون طبقه نقش برجسته ای نیز دارند ، متاسفانه آنها وقتی خود را درجایگاه احزاب کارگری قرار دهند آنگاه مشکل ساز میشوند و در اکثر مواقع با دخالت های نابجا باعث تفرقه بین صفوف کارگری میشوند . سوسیالیسم جنبش رهایی و برابری ،صلح وآزادی است بکوشیم آن را ترویج وتبلیغ کنیم ونه بواسطه آگاه بودن از آن به طبقه کارگر سروری کنیم.

 

گزارشگران:
از همبستگی همه جا سخنی هست. تقریبا تمامی نهادها و فعالین شناخته شده کارگری در داخل و خارج از کشور از آن و اهمیتش میگویند. اما رد پای فرقه گرایی و مقاومت در برابر آن عریان و پنهان دیده میشود.همبستگی اما کمتر ملموس است.هنوز یک نمایش در دفاع از صفوف میلیونی کارگران ایران که انفجار رسانه ای در خارج از کشور در پی داشته باشد،دیده نشده است.علت را در چه می بینید؟

 

علی مبارکی:

مقوله همبستگی یک امر حیاتی برای طبقه کارگر ایران است ،متاسفانه سرکوب های رژیم اسلامی تا کنون توانسته نقش مهمی در پراکنگی که نقطه مقابل همبستگی است ایجاد کنه ،اما ما به حرکات متحدانه ی کارگران در سالهای اخیر کمتر توجه داشته ایم مثلا در اول ماه مه در ایران همیشه تشکلات کارگری با تمامی اختلافات در مقابل رژیم متحدانه ایستاده اند وبهر شکل ممکن ابراز وجود کرده اند .البته این نشانه ها کافی نیست فقط از نظر من کورسوی امیدیست که میتواند به فردای بهتری برسد.

کارگران ایران و پیشروان کارگری نباید به کسی متکی باشند. این گفته "کس نخارد پشت من" باید الگو آنها باشد باید به نیروی خودتان متکی باشید ، بهر شکلی و بهر نامی کارگران را به تشکل فرا خوانید !به آنها از قدرت تشکل سخن بگو یید ، به آنها بگویید دنبال جناهای فریبکار حاکم نباشند ،تنها وتنها تشکلات مستقل با نمایندگان شجاع وهمبستگی سراسری میتواند راه نجات کارگران از شر حکومت های سرمایه دار با هر نام وعنوانی باشد.

 

گزارشگران:

پیشنهاد شما برای گذر از موانع همبستگی صفوف حامیان کارگران کشورمان چیست؟

علی مبارکی:

اکنون که سرمایه داری با انواع ترفندها به تمام جهان حکومت میکند باید چاره ای بهتر اندیشید ،بعضی وقت ها جلب همبستگی جهانی تاثیر گذار است ،از طرفی رژیم اسلامی ایران را تحت فشار میگذارد وازطرف دیگر فعالین کارگری را دلگرم میکند که تنها وبی پشتوانه نیستند.اما اگر این پشتوانه و جلب آن از هر طرفی که باشد بقصد نفوذ و سروری باشد مخرب وضد همبستگی است.

در این رابطه من شاهد موارد بسیاد زیاد تاسف بر انگیز خودخواهی ها و خود محوری ها بوده ام که در روابط ما هم تاثیر گذار بوده ، حتما این موانع در داخل کشور نیز وجود دارد ، باید در مقابل این انحرافات ایستادگی کرد ، برای گذر از آن ما باید به این مهم بیاندیشیم که هرکاری که میکنیم در خدمت طبقه کارگر است ونه گروه ، حزب ، سازمان و... پس باید از خود بگذریم و در خدمت همبستگی طبقاتی باشیم.من به شخصه حاضرم در خدمت تمام جریاناتی که خود را کارگری میدانند باشم ، بشرط آنکه آنان خود را بدون چشمداشت در خدمت طبقه کارگر قرار دهند.

به امید همبستگی و اتحاد همه کارگران در مبارزه علیه ظلم وغارتگری حاکم بر ایران

 

با سپاس از شما و امید که کارگران و حامیان راستین کارگران ایران موفق باشند.

گزارشگران

www.gozareshgar.com

24.11.2017

 

 

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com